فهرست
گزارشگری ؛ از نود تا بیست چهارده
گزارشگری ؛ از نود تا بیست چهارده

گزارشگری ؛ از نود تا بیست چهارده

آی اسپورت -کاش در همان مسیر نرویم . فرقی هم نمی کند که این ماجرا از شفیع و صالح نیای ایتالیای 90 شروع شده باشد و به مزدک میرزایی و برزیل 2014 برسد.همچنان دور میزنیم در بی برنامه بودن و دل بستن همیشگی به جادوی \" ایشالا درست میشه\" .

یادمان نرفته است جام 90 را.اعزام شفیع و صالح نیا به ایتالیا یکسال بعد از خاتمه جنگ ایران و عراق دل همه را خوش کرده بود به اینکه قرار است اتفاقاتی در رسانه بیفتد.این اتفاق پیش از این در عرصه مکتوب و در دنیای ورزش وکیهان ورزشی افتاده بود . ویژه نامه های پر و پیمان آنها تنها منبع قابل اتکا برای علاقمندان بود تا جزییات تیمهای جام جهانی را پیگیری کنند.اطلاعات گزارشگران تلویزیونی (بجز جهانگیر کوثری ِ آن سالها ) در حد نازلی بود . با کوثری میشد حتی از تیمی بنام \"زیگما اولموگ \"خبر دار شد که تا مراحل بالاتر جام باشگا های اروپا بالا امده بود و واژه ای بنام \"تیم وُرک\" را به ادبیات گزارشگران فوتبال اضافه کرد ،اما مثلا صالح نیا تا همان سالهایی که در فضیلت قلم میزد هم معتقد بود که گل دوم تیم جوان شده ایران به کویت در زمان پرویز دهداری با ضربه عابدزاده مستقیما وارد دروازه کویت شده است.با همه این ضعف های نهان و آشکار، شفیع و صالح نیا خیرالموجودین عرصه گزارشگری تلویزیون بودند.ولی افتاد مشکل ها . از بازی اول به بعد صدای آن دو قطع شد و دیگر خبری از آنها نبود .حتی شفیع در اجرای ورزش و مردم هم مدتی طولانی دیده نشد...
این انتهای پرواز بود دیگر .از شفیع رسیدیم به عباس بهروان .به گزارشگری که حتی در تلفظ کلمات فارسی هم مشکل داشت و گزارشهایش را \"با سلام ختمت بینندگان عزیز\" شروع میکرد.هفته نامه ها را جلوی خود بهن میکرد و از روی آن اطلاعات دست اولش را با تپق های ریز و درشت روخوانی میکرد ، غافل از اینکه بیننده پیگیر جلوتر از او آنها را بلعیده بود.نام بازیکنان را اشتباه میگفت و در حین بازی دستورات تاکتیکی عجیب صادر میکرد ، از بازی عقب بود و همه بازیها را یکنواخت گزارش میکرد ، در وقت اجرا به دوربین زل میزد و در برنامه ورزش و مردم ابایی از این نداشت که جلد دنیای ورزش و ورق زدنش را ببینیم که از این صفحه به ان صفحه میرفت برای پیدا کردن اسمی ،تیمی ، چیزی ...
جام 90 و فینالش بدل شد به یک خاطره ای که همیشه ما را در حالتی دو گانه قرارمیدهد .لذت تماشاکردن ِ هرشب فوتبال و موسیقی سحرانگیز ابتدای هر مسابقه و رنگ و نور و کیفیت تصاویر تلویزیونی و مارادونای سحر انگیز و آلمان فوق العاده آن جام و باجو و اسکیلاچی و کانی جیا و ماتئوس و کلینزمن و بابی رابسون و کامرون و روژه میلا و هیگوییتا و والدراما با ناگواری ِ مفرطی همراه شده بود که با گزارشهایی که میشد به راحتی صدایشان را بست و در سکوت فوتبال را دید که بد ماجرایی ست این در سکوت فوتبال دیدن...
در آستانه تکرار فینال 1990 بین آلمان و آرژانتین در برزیل 2014 اوضاع گزارشگری بهتر شده است.به لطف اینترنت و فیس بوک و شبکه های تلویزیونی متعدد ِ قابل دسترسی ،روزگارمان جذاب تر شده است .الان شاید همه مشکلمان در این عرصه به اصرار بر دفاع غیر خطی و تکرار چند باره ی نام \"فغولی \"خلاصه شده است . اما همچنان دوره میکنیم روزگار را و در مسیرتکراری قدم برمیداریم و مزدک 2014 میشود شفیع و صالح نیای 1990.تکرار تاریخ همیشه هم به تراژدی و کمدی ختم نمیشود ، گاهی هم نشانه ی بی انظباطی و هر کسی را در هرجایی گذاشتن است و ربطی به فلسفه تاریخ ندارد

  ۱  
آی اسپورت
2014-07-13 10:23:33
نظر دهید
۱ نظر
Danial
چهارشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۳، ۱۸:۵۲
یاد اون روزا بخیر، یادمه از دست صالح نیا به شفیع پناه می‌بردیم خصوصاً کلی‌ ذوق میکردیم اگه شفیع دربی رو گزارش میکرد چون کلا صالح نیا عادت به پیاده روی رو اعصاب داشت. عجب نسل کم توقعی بودیم ما
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر