فهرست
مجید جلالی: به روحانی هم نامه می نویسم/ عادل به کی روش تعلق خاطر دارد/ مربیان به من زنگ زدند و گریه کردند
مجید جلالی: به روحانی هم نامه می نویسم/ عادل به کی روش تعلق خاطر دارد/ مربیان به من زنگ زدند و گریه کردند

مجید جلالی: به روحانی هم نامه می نویسم/ عادل به کی روش تعلق خاطر دارد/ مربیان به من زنگ زدند و گریه کردند

فوتبال ایران- مجید جلالی به‌عنوان رئیس کانون مربیان فوتبال ایران بیانیه‌ای را درباره تیم‌ملی و عملکرد کی‌روش در جام جهانی منتشر کرد که هنوز هم پیرامون آن حرف و حدیث‌های فراوانی وجود دارد. سایت فوتبال ایران درباره این بیانیه و حواشی آن با جلالی مصاحبه کرده است.

آقای جلالی! پیش‌بینی می‌کردید که آن شب در برنامه 2014 مناظره شما با آقایان فردوسی‌پور، حاج‌رضایی و جاودانی آن طور پیش برود؟

پیش‌بینی می‌کردم. وقتی رسیدم برادرم به من زنگ زد. داخل ساختمان نرفتم. از برادرم خواستم که گوشی تلفن را نگه دارد تا مصاحبه کی‌روش را گوش کنم. 45 دقیقه به حرف‌هایش گوش کردم. البته عادل به من نگفته بود که قرار است کی‌روش میهمان آن برنامه باشد. بعد از 45 دقیقه گوش کردن به حرف‌های کی‌روش به این فکر می‌کردم که دور بزنم و به خانه بروم. 20 دقیقه در ماشینم فکر کردم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که باید بمانم و در آن برنامه شرکت کنم.

به نظر می‌رسد آن شب عادل فردوسی‌پور به‌نوعی شما را غافلگیر کرد.

نه، ما قبل از این هم با هم بحث‌هایی داشته‌ایم. البته نه به این صورت، آن هم در قالب یک برنامه زنده اما بارها و بارها با یکدیگر بحث‌های خوبی داشته‌‌ایم و من از این موضوع استقبال می‌کنم. من حتی در مورد برنامه نود با او چندباری صحبت کرده‌ام. این یک واقعیت است که عادل فردوسی‌پور از لحاظ سلامت کاری قابل تحسین است. هیچ‌کس در این مورد که مورد مهمی ‌هم هست، نسبت به عادل نمی‌تواند ایراد یا انتقادی داشته باشد. موضوع اصلی اینجاست که عادل حالا به فردی تبدیل شده که می‌تواند تاثیر زیادی روی این فوتبال بگذارد. این لطفی است که خداوند نسبت به او داشته و البته خود عادل نیز ظرفیت‌هایی داشته است. من عادل را دوست خودم می‌دانم و دلم می‌خواهد نظراتم را با او در میان بگذارم. وقتی او می‌تواند روی فوتبال تاثیر‌گذار باشد، پس چه بهتر که تاثیرات خوبی روی فوتبال داشته باشد. ما می‌توانیم راه و روش‌های عامه‌پسندی داشته باشیم و فکر کنیم که بهترین کار ممکن را انجام می‌دهیم اما واقعیت چیز دیگری است. اگر به چنین مسیری تن بدهیم، آینده در مورد ما و تصمیمات‌مان قضاوت‌های خوبی نخواهد داشت. یک روز به عادل گفتم آینده به تو خواهد گفت که چه کارهایی می‌توانستی برای این فوتبال انجام بدهی که انجامش ندادی. بنابراین کسی که می‌تواند تاثیرگذار باشد، بالطبع مسئولیت‌های سنگینی هم متوجه او خواهد بود. من در مقاطع مختلف در این مورد با عادل صحبت کردم. آن شب در آن برنامه ما خیلی چیزها یاد گرفتیم و خیلی چیزها هم یاد دادیم. حالا شاید سهم من از همه دوستانی که در آن میزگرد بودند، کمتر بود. ما به‌عنوان اهالی فوتبال نشستیم و بحث منطقی را پشت سر گذاشتیم، ‌بی‌آنکه کسی بخواهد از نظر مخالفش دلگیر شود. بدون آنکه کسی بخواهد نظرش را تحمیل کند یا با ادبیات غیرمودبانه‌ای سخن بگوید. در چنین فضایی بحث‌ها همیشه سازنده خواهد بود. شما نگاه کنید به نظرات آقای حاج‌رضایی که دیدگاهی مخالف با دیدگاه من داشت اما آن قدر منصفانه و مودبانه مخالفت می‌کرد که من از همصحبتی با او لذت می‌بردم. همین طور آقایان فردوسی‌پور و جاودانی. ما آن شب حتی به سیاسیون هم یاد دادیم که چگونه باید بنشینند و با یکدیگر مناظره کنند. در کمال احترام و در کمال آرامش با یکدیگر صحبت کردیم. البته عادل با زیرکی خاصی گاهی تک مضراب‌هایی می‌آمد، به این معنا که انگار بحث هنوز به نتیجه نرسیده است. سوالات زیادی در این بحث مطرح شد و پاسخ‌های متفاوتی هم به این پرسش‌ها داده شد. در واقع باز هم تاکید می‌کنم که ما به‌عنوان اهالی ورزش برای سیاسیون الگویی برای مناظره شدیم، الگویی برای تحمل دیدگاه مخالف.

شما گویا توقع داشتید عادل به‌طور جدی‌تری کی‌روش را به چالش بکشد.

عادل در یکی از برنامه‌های نود با من مصاحبه‌ای داشت. فردای آن روز دو نفر از دوستان من دو دیدگاه کاملا متفاوت در مورد آن برنامه داشتند. یکی از دوستانم می‌گفت عادل خیلی هوایت را دارد و دوست دیگری می‌گفت چرا عادل این طور با تو برخورد کرد و قصد داشت تو را خراب کند؟ خب، یک برنامه و یک نوع دیالوگ در کار بود اما برداشت‌ها با هم خیلی متفاوت بود. یکی از آنها با خود عادل خوب نبود و دیگری عادل را دوست داشت. می‌خواهم بگویم زمینه‌های ذهنی خیلی مهم است و گاهی تحلیل ما را جهت می‌دهد. یعنی آن‌طوری به طرف مقابل نگاه می‌کنیم که در ذهن ماست نه آن چیزی که واقعیت دارد.

ذهنیت شما این بود که عادل با کی‌روش مدارا می‌کند.

وقتی کسی به کسی تعلق خاطر دارد شاید این اتفاق طبیعی هم باشد. البته این را بگویم که من با توپ خیلی پری به آن برنامه رفتم. خیلی حرف‌ها می‌خواستم بزنم که نزدم.

چرا؟

چون حرف‌های کی‌روش را خوب شنیدم. خیلی از پرسش‌هایی که در ذهن من بود، به نوعی پاسخ داده شد.

چه موضوعاتی؟

خیلی از موضوعات. اما شاید یکی از مهم‌ترین آنها به مساله تدارکات و بازی‌های تدارکاتی برمی‌گشت. به هر حال ما هم مربیگری کرده‌ایم و می‌دانیم سخت‌ترین مراحل کار مربیگری کجاست. ذهنیت‌های دیگری داشتم اما با شنیدن حرف‌های کی‌روش نظراتم خیلی تعدیل شد.

یعنی حالا مخالف کی‌روش نیستید؟

از اول هم من مخالف او نبودم. مگر انتقادکردن کار بدی است؟ من هرگز قصد نداشته‌ام کی‌روش را تخریب کنم.

اما برداشت‌ها از بیانیه‌ای که منتشر کردید چیز دیگری بود.

برداشت‌ها متفاوت است. من باز هم تاکید می‌کنم؛ من و همه مربیانی که این بیانیه را منتشر کردند قصد تخریب کی‌روش را نداشته و نداریم. دیدگاه‌های من صرفا به دلیل منافع فوتبال ملی است. هنوز هم می‌گویم که ما در حال درجا زدن هستیم. سال‌هاست که ما روش‌هایی را امتحان می‌کنیم که تنها موفقیت‌ها و خوشی‌های زودگذر را نصیب‌مان می‌کند. ما باید بالاخره یک روزی به این نتیجه برسیم که در مسیر توسعه و پیشرفت قرار بگیریم و البته به نظر من کی‌روش این قابلیت را دارد که فوتبال ما را در این مسیر قرار بدهد اما به شرطی که ما از او این توسعه و تغییر روش را مطالبه کنیم.

بیانیه‌ای که منتشر کردید کمی احساسی بود. این موضوع را قبول دارید؟

صددرصد. چیزی که اتفاق افتاده را نمی‌توانم کتمان کنم و بگویم نه. کانون مربیان تقریبا 10 سال است که کارش را آغاز کرده است. در طول این سال‌ها مربیان و اعضا بارها تاکید کرده‌اند که ما باید اعلام نظر کنیم باید در مورد مسائل مختلف به‌عنوان یک تشکل تخصصی وارد عمل شویم و نظرات‌مان را بگوییم. موافقت یا مخالفت کنیم اما من اجازه ندادم.

چرا؟

چون نمی‌خواستم این کانون وارد تنش شود. می‌خواستم این نهال شکل بگیرد و جا بیفتد.

اما بالاخره خواسته یا ناخواسته کانون مربیان وارد تنش شد. نظرتان چیست؟

آن روز با حجم عظیمی ‌از پیامک‌ها و تماس‌ها روبه‌رو شدم. شاید باور نکنید اگر بگویم چند مربی به من زنگ زدند و حتی گریه کردند. به من می‌گفتند شما چرا ساکت نشستی؟ چرا اظهارنظر نمی‌کنید؟ خب من خیلی ناراحت شدم. چرا باید کار را به جایی برسانیم که یک مربی ایرانی گریه کند. من به باشگاه آمدم و در اتاقم نشستم و این بیانیه را تنظیم کردم. حتی وقتی می‌خواستم برای اعضای هیات‌مدیره متن این بیانیه را بخوانم گفتند اصلا نیازی به خواندن نیست. ما حرف شما را قبول داریم و آن را منتشر کنید.

اگر زمان به عقب برگردد این بیانیه را همان‌طور و با همان ادبیات تنظیم می‌کنید؟

بله. شرایطی که به وجود آمده بود طوری بود که کانون باید واکنش نشان می‌داد. اگر آن روز این کار را انجام نمی‌دادم برای همیشه این کانون از چشم مربیان ایرانی می‌افتاد؛ مربیانی که سال‌هاست برای این فوتبال زحمت کشیده‌اند. وضعیت خاصی بود. وضعیتی توهین‌آمیز که نمی‌توانستیم سکوت کنیم. اگر زمان به عقب برمی‌گشت شاید چند کلمه را از آن بیانیه درمی‌آوردم و طور دیگری آن بیانیه تنظیم می‌شد اما به محتوای بیانیه دست نمی‌زدم.

زمان نشان می‌دهد که حق با چه کسی است. جملاتی این‌چنینی در بیانیه دوم این شائبه را پیش می‌آورد که گویی کانون مربیان منتظر است کی‌روش در جام ملت‌ها نتیجه نگیرد. نظر شما در این مورد چیست؟

این بستگی دارد که شما به کانون مربیان چطور نگاه کنید. اگر دوست باشید چنین برداشتی نمی‌کنید. اگر دوست باشید اطمینان دارید که کانون مربیان با هیچ فرد یا گروه خاصی مشکل ندارد و تنها می‌خواهد به توسعه فوتبال کمک کند اما اگر غیر از این باشد و شما اساسا کانون را قبول نداشته باشید یا اعضای آن را برنتابید، قطعا نظر شما این خواهد بود که کانون می‌خواهد کی‌روش را بیندازد یا سر جنگ با مربیان خارجی دارد. اگر با این روال پیش برویم ده‌ها سال دیگر هم همین خواهیم بود.

اما ارنج هیات‌مدیره کانون مربیان به جز خود شما و یکی، دو نفر دیگر، لااقل از لحاظ آماری کیفیت و وزن بالایی ندارد. آیا چنین کانونی می‌تواند به‌عنوان تخصصی‌ترین مرجع فوتبال مطرح باشد؟

ببخشید، ارنج را که من و شما تعیین نمی‌کنیم. 400‌مربی در مورد این هیات‌مدیره نظر داده‌اند. تمام این اعضای هیات‌مدیره و اعضای علی‌البدل بر‌اساس رای مربیان این مملکت بوده است. بهمن سال 91 بود که 400نفر رای دادند. مجمع ما 128 نفر است. مجمع ما به این اعضا رای داد. مجمع ما را مربیانی تشکیل می‌دهند که از دهه‌ها قبل در تیم‌ملی فعالیت داشته‌اند و در رده‌های مختلف با تیم‌های ملی کار کرده‌اند.

بیانیه شما نشان می‌داد که اولا عملکرد کی‌روش در راستای توسعه پایدار نبوده است و در ثانی شما خواهان تمدید قرارداد با کی‌روش نیستید. نظرتان چیست؟

بخش اول صحبت شما را قبول دارم. مجموعه کانون نظرش این بود که کاری که کی‌روش انجام داده کاری نیست که بتوانیم آن را با عنوان توسعه پایدار بپذیریم، یعنی کاری که بعد از رفتن او ما ثمره آن را داشته باشیم. اما در مورد بخش دوم که به تمدید قرارداد با کی‌روش مربوط می‌شود باید عرض کنم هم من و هم خیلی از مربیان دیگر اعتقاد داریم در شرایط فعلی اگر کی‌روش بماند بهتر خواهد بود. ماندنش بهتر از رفتن او خواهد بود. من خودم شخصا اعتقاد دارم کی‌روش این قابلیت را دارد که دست به کارهای بزرگی برای فوتبال ما بزند. اما شاید کسی از او نخواسته که کارهای بزرگی برای فوتبال ما انجام بدهد. کارهایی که تاثیرات آن تا سال‌های سال به فوتبال ملی ما فایده برساند. این راه قطعا بهتر از راه‌ها و سبک‌هایی خواهد بود که هیچ شاخصه‌ای از توسعه و پیشرفت در آن نیست و صرفا ما را به نتایجی زودگذر دلخوش می‌کند. موضوعات تخصصی تصمیم‌گیری‌اش باید طبق فرآیندی خاص انجام شود. مثالی می‌زنم. شما می‌خواهید وارد یک جنگ بشوید. شاید خیلی‌ها این جنگ را دوست نداشته باشند. اما تصمیم نهایی با کارشناسانی است که می‌دانند در آن شرایط اتفاقا نجنگیدن کار اشتباهی است. کارشناسانی که خیلی مسائل را در نظر می‌گیرند تا رای نهایی‌شان را صادر کنند و بگویند بجنگیم یا نه. اشکال ما این است که فکر می‌کنیم در مورد مسائل تخصصی باید راه‌های عامه‌پسند را امتحان کنیم. شک نکنید که مردم ما دوست دارند تیم‌ملی‌شان مثل کلمبیا بازی کند یا مثل الجزایر. اما این موضوع به ما بستگی دارد که چطور می‌خواهیم به این افکار عمومی جهت بدهیم. آنها را به حداقل‌ها راضی کنیم یا اینکه به انتظارات معقول‌شان پاسخ مثبت بدهیم. مثالی می‌زنم تا روشن شود گاهی نتایج راه‌های عامه‌پسند قابل استناد نیست. شما در یک نظر‌‌سنجی در برنامه نود می‌پرسید آیا انتخاب علی دایی به‌عنوان سرمربی تیم‌ملی کار درستی است؟ بالای نود درصد مردم می‌گویند بله، درست است. بعد علی دایی به محض اینکه می‌بازد نظرسنجی می‌گذاریم که آیا کنار گذاشتن او کار درستی بود که باز هم نود درصد می‌گویند بله، درست بود. نمونه این اتفاقات در نظرسنجی‌های سال‌های اخیر بارها رخ داده است. شما نگاه کنید به تیم‌ملی آلمان. هنوز وارد این تورنمنت نشده فدراسیون این کشور قراردادش با یواخیم لو را برای سه سال دیگر تمدید می‌کند. آیا آنها درباره این موضوع نظرسنجی می‌گذارند؟ این در حالی است که یواخیم لو در جام ملت‌های اروپا نیز نتیجه دلخواه‌شان را به دست نیاورد چون آنها قهرمانی می‌خواهند. فوتبال یک امر تخصصی است. اگر پیشرفت نکرده‌ایم به این دلیل است که همیشه به جو موجود نگاه کرده‌ایم و سعی کرده‌ایم همواره موج‌سواری کنیم.

نظر شخص شما در مورد کی‌روش چیست؟

حرف من این است که ما باید از کی‌روش - که اتفاقا من هم مثل خیلی‌ها اعتقاد دارم که مربی بزرگی است و می‌تواند کارهای بزرگی انجام بدهد - بخواهیم که فوتبال ما را در مسیر توسعه قرار بدهد، همین. در غیر این صورت اگر به‌دنبال این هستیم که در هر جام جهانی تنها یک امتیاز کسب کنیم و بعد با جام خداحافظی کنیم باور کنید این کار با مربیان متوسط هم شدنی است. من می‌گویم دوبرابر مبلغی که به ما پیشنهاد داده به کی‌روش پول بدهید اما از او بخواهید که فوتبال ما را با تغییراتی جدی همراه کند. دست به تغییر سبک بزند و تغییر نسل تیم‌ملی را در دستورکارش قرار بدهد. باور کنید همه حرف من این است که ما با مربی در حدواندازه‌های کی‌روش نباید به این موضوع دلخوش باشیم که خدا را شکر در جام جهانی آبروی‌مان نرفت و کم گل خوردیم. نه، این اشتباه است.

ناراحت نمی‌شوید اگر سوال آقای حاج‌رضایی را تکرار کنم؛ آیا دانش مربیان ایرانی را بالاتر از کی‌روش می‌دانید؟

خیلی سال پیش، سفیر ایران در ایتالیا به من گفت من با مدیرعامل باشگاه یوونتوس خیلی دوست هستم. شما یک سال بیا و همراه تیم باش. این یعنی یک فرصت طلایی. من می‌توانستم به‌عنوان مربی در این باشگاه بزرگ کار کنم. بالطبع خیلی خوشحال شدم. اما از من خواستند که مبلغی را به حساب باشگاه واریز کنم. 15 میلیون از من خواستند. خب من این پول را نداشتم. خانه‌ای خریده بودم که پنج میلیون تومان بود و تازه دو میلیون آن را هم بدهکار بودم. نشد که این اتفاق بیفتد.

می‌خواهید بگویید مربیان ایرانی هم این ظرفیت را داشته‌اند که پیشرفت کنند.

بله. شما سال‌هاست که میلیاردها میلیارد تومان خرج مربیان خارجی کرده‌اید که هیچ کدام برای ما آن فایده‌ای که باید نداشته‌اند.

اما آقای جلالی! مربی ایرانی هم همین میلیاردها میلیارد تومان را گرفته و هرگز نتوانسته برای فوتبال کشورش آن کاری را که باید انجام بدهد.

نه، حرف من این است که یک صدم پولی که خرج مربی خارجی کرده‌ایم را صرف تربیت سرمایه‌های خودمان کرده‌ایم. مربیان وطنی سرمایه‌های این مملکت هستند. الان این چهار مربی که به نیمه‌نهایی جام‌جهانی رسیده‌اند به همان تیم‌ملی تعلق دارند. اهل همان کشور هستند. اگر من امروز به‌عنوان یک مربی ایرانی چیزی بلد نیستم، گناه من نیست، گناه محیط است.

ماجرای نامه نوشتن شما به آقای احمدی‌نژاد نیز گویا برای خودش داستانی شده است.

من هیچ‌گاه آدم سیاسی نبوده‌ام. کار ما مربیگری است. همیشه به فوتبال مملکتم فکر کرده‌ام. قصد دارم به زودی نامه‌ای برای آقای روحانی بنویسم و درباره دغدغه‌هایم در خصوص فوتبال و به‌طور کلی ورزش کشور صحبت‌ها و دیدگاه‌هایی را با ایشان در میان بگذارم. چه اشکالی دارد که ما از همه ظرفیت‌ها و امکانات‌مان برای پیشرفت این فوتبال استفاده کنیم؟ جلسه‌ای هم که قرار است با اعضای محترم مجلس و وزارت ورزش برگزار کنیم، از این دغدغه‌ها جدا نیست.

  ۵  
آی اسپورت
2014-07-14 16:40:31
نظر دهید
۵ نظر
-
دوشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۳، ۱۷:۱۳
این دوباره حرف زد؟؟

دارم مطمئن میشم که پژمان راهبر با این باند مافیایی که سردستش مجید لپ تاپی هست رابطه داره!!!
-
دوشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۳، ۱۷:۲۰
جلالی توروخدا ول کن کمترمصاحبه کن میگم مردک خفه شو
HERESH MAHABAD
دوشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۳، ۱۷:۵۳
نمیدونم این کیروش برای فوتبال ایران چیکار کرده که ملت اینجوری دیوونه اش شدن . بدترین فوتبال جام جهانی رو به نمایش گذاشتن و یکی از دفاعی ترین و بدترین تیم های جام بود باز میرن منت کشیش رو میکنن بدبخت های جهان سومی . لیاقتتون همینه که الان تو دنیا هست .
-
دوشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۳، ۱۷:۵۷
جناب آقای جلالی وقتی برای انسان گذراندن روزمرگی مهم تر از دانش اندوزی باشد مثل شما برای بی سوادی اش بهانه میآورد و برون فکنی میکند. بزرگان وطنی اگر مثل شما فکر میکردند ما هرگز بو علی سینا و ابو ریحان و فردوسی و فارابی و ... نداشتیم.
برای بزرگ بودن باید بزرگ فکر کرد. شما خود کوته فکر هستی و دیگران را به کوته فکری متهم میکنی.
سامی
دوشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۳، ۱۸:۱۱
باز این مردک تُک زبونی زر زد؟؟؟؟؟ کسی آدرس خونه اینو بلد نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر