فهرست
یادداشت روز: برای آرژانتین، بازنده دوست داشتنی
یادداشت روز: برای آرژانتین، بازنده دوست داشتنی

یادداشت روز: برای آرژانتین، بازنده دوست داشتنی

آی اسپورت- آرژانتین سرانجام در فینال جام جهانى ٢٠١۴ و در دقیقه‌ى ١١٣ روى سانتر عالى آندره شورله و ضربه‌ى نهایى ماریو گوتزه براى اولین بار در این تورمنت از حریف خود عقب افتاد تا متحمل اولین شکست خود در این جام شده و همانند ٢۴ سال قبل در گام آخر مغلوب ژرمن‌ها شود. اما آلمان ١٩٩٠ کجا و آلمان ٢٠١۴ کجا؟

آلمانى که با شیرجه معروف یورگن کلینزمن قهرمان جهان شد کجا و آلمانى که در بازى فینال ٩١۵ پاس مى‌دهد کجا؟ آن‌ها شایسته‌ترین تیم براى فتح جام بودند و باید آن‌ها را دوست داشت و مربى مثل یواخیم لو را -نه به خاطر تیپ و قیافه‌اش- بلکه به خاطر تیم فوق‌العاده‌اى که ساخت، ستایش کرد. لو‌‌ همان کسى بود که با وجود تمام انتقادات پیش از شروع جام جهانى ٢٠١٠، تونى کروس و توماس مولر ٢٠ ساله، ژروم بواتنگ، مسعوت اوزیل و هولگر باداشتوبر ٢١ ساله، سامى خدیراى ٢٣ ساله و مانوئل نویر ٢۴ ساله را که در آن زمان همگى مهره‌هاى ناشناخته‌اى بودند، به تیم ملى دعوت کرد و به‌جز کروس، بقیه را در ترکیب اصلى قرار داد تا این بازیکنان ۴ سال بعد در اوج جوانى تجربه‌ى یک جام جهانى را نیز پشت سر گذاشته باشند. وگرنه آلمان لوو هم به سرنوشت برزیل این دوره دچار مى‌شد.

برویم سراغ آرژانتین و مسیرى که آن‌ها در این ۴ سال پشت سر گذاشتند. آرژانتین پس از شکست تحقیرآمیز ۴-٠ مقابل آلمان لو به همراه دن‌دیه‌گو، به سراغ باتیستا رفت. آن‌ها این بار در خاک کشورشان و در رقابت‌هاى کوپا آمریکا ٢٠١١ با شکست در مرحله‌ى یک‌چهارم نهایى در برابر قهرمان مسابقات، اروگوئه، تورنمنت کابوس‌وار دیگرى را پشت سر گذاشتند. سرانجام نوبت به الخاندرو سابه‌یا رسید. او تقریباً سه سال براى احیاى آرژانتین شکست خورده و نا‌امید ٢٠١٠ و ٢٠١١ فرصت داشت.

در این سه سال اما او فقط مى‌توانست این تیم را احیا کند نه بازسازى. سال‌ها بود هیچ پدیده‌اى در تیم آرژانتین ظهور نکرده بود و آن‌ها هرچه داشتند، از تیم قهرمان المپیک ٢٠٠۴ و تیم جوانى بود که خوزه نستور پکرمن در سال ٢٠٠۶ روانه‌ى مسابقات کرده بود. مربیان بعدى آرژانتین تنها از یک لقمه‌ى آماده استفاده کردند و در این ۵ سال (٢٠٠۶ تا ٢٠١١) هیچ ستاره‌اى به تیم آرژانتین اضافه نشد.

سابه‌یا با اعتماد به جوانانى مثل مارکوس روخو (که در تیم استودیانتس هم شاگرد او بود)، اسکیل گاراى و انزو پرز و تجربه‌ی دمیکلیس، زابالتا و ماسکرانو و البته فوق‌ستاره‌اى به نام مسى و یک خط حمله‌ى فوق‌العاده، با وجود شکست ۶-١ در اولین بازى در مرحله‌ى مقدماتى، مقتدرانه به جام جهانى صعود کرد. اما شرایط قبل از مسابقات چندان مساعد نبود. لئو مسى بد‌ترین فصل فوتبالى خود را در بارسلونا سپرى کرده بود، آگوئرو بیشتر از نصف فصل را مصدوم بود و با همه این‌ها، سابه‌یا مجبور بود به خاطر مسى هم که شده، روى نام کارلوس ته‌وز قلم قرمز بکشد.

با این حال اما سابه‌یا و تیمش جام را با ۴ پیروزى متوالى با کمک مسى و ستاره‌اى پنهان به نام آنخل دى ماریا برد. بازى در برابر بلژیک را هم گونسالو هیگواین براى آلبى سلسته درآورد. اما مشکلات آرژانتین از اواسط نیمه اول همین بازى و با مصدومیت دى ماریا آغاز شد.

حالا مسى مانده بود و ۴ مهاجم ناآماده. از این بازى به بعد او، شرایطى مشابه نیمار در برزیل را داشت. تمام فشار آرژانتین روى او بود و همین باعث شد تا او بازى به بازى ضعیف‌تر و فرسوده‌تر شود. ١٢٠ دقیقه جدال نفس‌گیر در برابر هلند و یک روز استراحت کمتر هم دامن به مشکلات آرژانتین زد.

آرژانتین اما، بازى مقابل آلمان را خوب شروع کرد و حتى یک گل آفساید را هم زد و اگر هیگواین، آن بازیکن ۴ سال قبل بود مى‌توانست تورنمنت خوب تونى کروس را به یک کابوس براى او تبدیل کند. در ١۵ دقیقه‌ ابتدائى نیمه دوم هم آرژانتین مالک مطلق توپ و میدان بود و این بار مسى یک فرصت طلایى را از دست داد.

از دقیقه ۶٠ به بعد اما شرایط به گونه‌اى دیگر رقم خورد. آرژانتین کم آورده بود که با توجه به دیدار ١٢٠ دقیقه‌اى و یک روز استراحت کمتر و بازى نه‌چندان پرفشار ژرمن‌ها در برابر برزیل، کاملاً طبیعى بود. تعویض‌هاى سابه‌یا هم کار را خراب‌تر کرد. ورود آگوئروى نا‌آماده به جاى لاوتزى که در نیمه اول بهترین بازى ملى خود را انجام داده بود و همچنین ورود پالاسیوى فاجعه به جاى هیگواین. با این حال اما آلبى سلسته در وقت‌هاى اضافه هم یک فرصت طلایى داشت که تنها پدیده‌اى به نام رودریگو پالاسیو مى‌توانست آنگونه آن را از دست دهد.

آرژانتین سرانجام باخت بدون آنکه حتى یک شوت در چهارچوب داشته باشد که این اتفاق آخرین بار در فینال جام جهانى ١٩٩٠ براى آن‌ها افتاده بود. آرژانتین اما به یکى از بهترین و شایسته‌ترین قهرمان‌هاى چند دوره‌ی اخیر جام جهانى باخت. این آرژانتین یک تیم واقعى بود برخلاف ٧٨ و ٨۶ و ٩٠. پس بیایید به سابه‌یا و تیمش احترام بگذاریم و براى آن‌ها دست بزنیم. بیایید مسى را به خاطر مسى بودنش-نه به دلیل بدلى از مارادونا بودن-دوست داشته باشیم و او را به خاطر اشک نریختن پس از شکست در مهم‌ترین فینال عمرش سرزنش نکنیم. چون او لیونل آندرس مسى است نه شبه مارادونا.

.

على کمانگرى

  ۲  
آی اسپورت
2014-07-15 11:11:47
نظر دهید
۲ نظر
...
سه شنبه ۲۴ تير ۱۳۹۳، ۱۲:۱۱
منطقی و عالی بود.مسی هیچ شباهتی به مارادونا نداره.اون لیونل مسی ه.کینگ مسی.نه یکی مثل مارادونا که زمین و زمان رو مقصر باختش میدونه
bahram
سه شنبه ۲۴ تير ۱۳۹۳، ۱۳:۰۵
viva messi & argentina
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر