فهرست
آیا پاریس می‌سوزد؟
آیا پاریس می‌سوزد؟

آیا پاریس می‌سوزد؟

تام تیکور کارگردان« بدو لولا بدو»، چندسال قبل در مصاحبه‎ای با همکار گرامی آقای صدر، به پرسش ایشان که اعتقاد دارند کارگردان با اشاره به جمله جوزف سپ هربرگر، مربی افسانه‎ای تیم ملی آلمان، وقایع فیلم را مثل یک مسابقه فوتبال، قلمداد کرده‎اند، چنین پاسخ می‎دهد. به سپ هربرگر لقب معجزه‎گر قرن را داده بودند. او تیم ملی آلمان را در جام جهانی سوییس در سال ۱۹۵۴، قهرمان جهان کرد. یعنی کمتر از ده‌سال پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم و به دو نیم شدن آن، کار محال را انجام داد و غرور از دست رفته آلمانی‌ها را احیا کرد.

او در مرحله مقدماتی ۸ ـ ۳ از مجارستان شکست خورد، اما در فینال ۳ـ ۲ به پیروزی رسید. هربرگر یک فیلسوف بود، می‎گفت:« قبل از بازی مثل بعد از بازی است، هر بازی که تمام می‎شود، بازی بعدی شروع شده، هر مسابقه فوتبال از یک نقطه شروع می‎شود، از آن وسط که توپ را روی نقطه‎ای می‎کارند، اما اولین ضربه که به توپ می‎خورد، دیگر هیچ مسابقه‎ای شبیه مسابقه قبلی نیست، ابدا و به هیچ‎وجه. فوتبال شباهت بسیاری به زندگی دارد، ترکیبی از تلاش و کوشش و البته شانس و اقبال، مهم نیست که برنده می‎شوی یا بازنده، مهم این است که آن‎جا هستی و وقتی توپ جلوی پایت می‎آید، ضربه‎ات را بزنی. خوب یا بد، ضربه‎ را می‎زنی، این رسم زندگی است.»

بخشی از این دیدگاه هربرگر را، در یکی از نوشته‎هایم آورده بودم و بازنویسی آن، این‎بار بطور کامل، وامدار مسابقه چهارشنبه‎شب پاریسی‎ها و رئال مادرید در سانتیاگو برنابئو، از یک‎سو و آخرین جمله هربرگر است که حضور را در بزنگاه‎های حیاتی، رسم زندگی تعبیر کرده است. از این منظر می‎توان به تأویل و تفسیر نظریه او پرداخت و از درون فوتبال به همتایش زندگی، سرک کشید و به لحظات حضور و غیبت اندیشید چه آگاهانه و چه ندانسته.

رئال مادرید فصل اسفباری را می‎گذراند. حذف در جام حذفی توسط یک تیم متوسط به نام لگانس، شکست‎های پی‌درپی در لالیگا که حتی کسب سهمیه فصل آینده جام باشگاه‎های اروپا برای این تیم را به مخاطره انداخته است. آنها برای سروسامان دادن به اوضاع نابسامان خود، نیازمند قرعه مناسب‎تری بودند. برخورد با تیم‎هایی چون بازل یا بشیکتاش، می‎توانست فرصت بهتری را در اختیارشان قرار دهد تا به بازیابی خود بپردازند و به گفته کارشناسانی که معتقدند، رئال مادرید تیمی اروپایی است و در عرصه مسابقات اروپایی ظهور می‎کند، عینیت ببخشند و این در حالی است که پاریسی‎ها در اوج قرار دارند و هرچه جام در فرانسه وجود دارد، در حال انتقال به ویترین این باشگاه ثروتمند است. اما آن‌ها یک جای خالی در این ویترین دارند که برای پرکردنش از هیچ تلاشی دریغ ندارند. آیا اونای امه‎ری می‎تواند این آرزو را برآورده سازد؟ تا بازی برگشت در پاریس باید صبر کنیم و ببینیم آن‎ها قدرت عبور از مدافع عنوان قهرمانی و دارنده ۱۲ جام باشگاه‎های اروپا را دارند.

سپ هربرگر، فلسفه فوتبال را برای ما توضیح داد. آیا مردان پاریسی در لحظه موعود، حضور خواهند داشت تا ضربه آخر را بزنند و رسم زندگی را برآورده سازند؟ فوتبال حدیث نفس خود را دارد و هر لحظه‎اش، آبستن حوادثی است که هیچ کارشناسی در پهنه گیتی از چون و چرایی نوزادی که در پایان خلق می‎شود، خبر ندارد. اما در مادرید و در جشنی که ستارگان در روز عشق برای مشتاقان فوتبال برپا کرده بودند، اونای امه‎ری با اتکا به یک اشتباه، به بازگشت رئال به مسابقه و پیروزی آن‎ها کمک کرد. او مهاجم نوک خود، ادینسون کاوانی را از بازی بیرون کشید و یک هافبک را به زمین فرستاد. این درحالی بود که مسابقه در وضعیت مساوی ۱ ـ ۱ در جریان بود و زیدان که گویی منتظر این اشتباه بود، به نحو احسن از آن استفاده کرد و با فرستادن دو بازیکن جوان و آماده، لوکاس وازکز و آسنسیو، امه‎ری را به زیر گیوتین فرستاد.

آسنسیو چپ‎پا، مکمل یک چپ‎پای دیگر در جناح چپ شد. مارسلو که شب درخشانی را پشت سر گذاشت، عنوان یک مدافع کناری رونده و در قالب یک وینگر کلاسیک از ناحیه چپ خود، سمت راست پاریس را ویران کردند. هر دو گل پیروزی‎بخش رئال از همین منطقه بدست آمد. آسنسیو در تمام دقایقی که در زمین بود، همچون آواری بر سر حریف، فرود آمد. ارسال او از سمت چپ، با زانوی رونالدو وارد دروازه پاریسی‎ها شد. رونالدو برای زدن این ضربه، همان جایی قرار داشت که چندین دهه پیش، سپ هربرگر بدان اشاره کرده بود.

مهم نبود که رونالدو، خوب یا بد ضربه بزند، آنچه که اهمیت داشت، حضورش بود. کمااینکه در دفعات قبلی، با چند ضربه بد، شانس گل زدن را از دست داده بود و سرانجام مارسلو که خود ماشه را چکاند و تیر خلاص را به شقیقه پاریسی‎ها شلیک کرد.

می‎گویند فوتبال جنگ است. بسیاری از واژگان نظامی، وارد فرهنگ فوتبال شده؛ دفاع، حمله، ضدحمله، تاکتیک، استراتژی، و ده‌ها کلمه دیگر. زمانی که امه‎ری آن اشتباه مرگبار را مرتکب شد، انتظار زیدان به پایان رسید و سرنوشت این جنگ فوتبالی مشخص شد. به صورت ناگهانی و غریضی به یکباره به بخش‎هایی از کتاب جنگ و صلح تولستوی فکر کردم و در آن‎جا هم یکی از نوابغ نظامی به اشتباهی تن داد که سرنوشت جنگ و شکست خفت‎بار فرانسه را در مقابل روسیه رقم زد.

در تمامی دوران جنگ سخت ناپلئون با روسیه، مارشال کوتوزوف، فرمانده کل ارتش روسیه، پی‌درپی در حال عقب‌نشینی بود، حتی مسکو را هم تخلیه کرد. همه امید او به اشتباه ناپلئون و از راه رسیدن سرما و یخ‎بندان روسیه بود. استراتژی او ، صبر و گذشت زمان بود و هردو از راه رسید و پیروزی که در دست ارتش فرانسه بود، توسط یک نابغه نظامی به فاجعه تبدیل شد. طبیعتا ابعاد این مسابقه و آن جنگ هولناک، فرسنگ‎ها باهم فاصله دارند اما در این سطح از فوتبال، چنین اشتباهاتی، تنبیه و مجازات سنگینی را در پی خواهد داشت.

تیم پاریسی هنوز نمرده است، آنها براساس تعریف فوتبالی، قادر به حذف رئال هستند. قابل پیش‎بینی است که پاریس، دست به یک بازی پرفشار خواهد زد تا به دوگلی که نیاز دارد برسد و این در صورتی است که آنها گلی دریافت نکنند.

یک سکانس پرالتهاب و سرنوشت‎ساز، اندکی کمتر از سه‎هفته دیگر در پاریس به نمایش گذاشته می‎شود و در آن شب به سیاق فیلم‎ها و داستان‏‌های معمایی و پلیسی، قاتل شناخته می‌شود. اینجا دیگر پایان بازی وجود ندارد و فرجام محتوم از راه می‎رسد. آیا مدافع عنوان قهرمانی، فصل را بدون جام به پایان می‎رساند؟ و زیدان در کشور خودش به خداحافظی با رئال می‎رسد؟ آیا فرانسوی‎های سازنده گیوتین به مصنوع دست خودشان سپرده می‎شوند و جای خالق و مخلوق عوض می‎شود؟

فرهنگستان فوتبال

 

*عنوان مطلب برگرفته از نام فیلمی از فیلم‎ساز فرانسوی است.

 

۴    
آی اسپورت
2018-02-18 18:31:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر