فهرست
یادداشت روز: چرا آلمان مستحق جام بود و دیگران نه؟
یادداشت روز: چرا آلمان مستحق جام بود و دیگران نه؟

یادداشت روز: چرا آلمان مستحق جام بود و دیگران نه؟

مهدی طاهرخانی

آی اسپورت-

1-میل ذاتی ما به ستاره محوری است.کلا در جهان درحال توسعه همه منتظر یک منجی هستند. فرا بشری که بیاید و و با خنده به معادلات و مجهولاتش همه چیز را بر هم بزند.این بار این ردا را برای مسی دوخته بودند.می خواستند او این بار مارادونا شود و یک تنه آلبی سلسته را بعد از سه دهه قهرمان جهان کند.اما گویی تفکرات  این دستی دیگر رنگ و رویش را باخته است.حتی اگر پالاسیو آن موقعیت تک به تک را گل می کرد، حتی اگر بعد از ان المان توان جبران نداشت و ارژانتین جام را بالا می برد باز هم نمی شد قهرمانی انها را صد در صد به مسی ربط داد. ستاره آرژانتین در صورت قهرمانی تفکرات صد در صد تدافعی سابیا بود. با حداقل گل تا فینال رسیدند. مسی در هیچ دیداری از بازی های حذفی گل نزد. بیس فوتبال انها روی هجوم واقع نشده بود. یک گلر خوب،یک خط دفاعی کم نقص و یک خط میانی دونده تا حد مرگ. اما وقتی به خط حمله می رسیم به غیر از مسی بقیه در حد تیم های حذف شده در همان مرحله اول گروهی بودند.هیگواین تنها یک گل زد.اگوئرو تنها اسمش را اورده بود و پالاسیو تعریف جدیدی از فاجعه انسانی بود.لاوتزی هم سینوسی خوب کار می کرد. با این خط حمله قهرمان جهان شدن کمی سخت است.می شود شد اما بشرطی که ان بالایی جفت شش هایش را رگباری نصیبت کند و این دیگر ربطی به برنامه و اصول مدیریتی ندارد.

2-جهان منتظر درخشش مسی بود.شبیه همان کاری که دیه گو در مکزیک کرد. در بازی با المان توپ را از وسط زمین بگیرد؛5 نفر را دریبل بزند و توپ را ته تور قرار دهد. لباس منجی را برای مسی دوخته بودند اما از اخرین باری که یک بازیکن یک تنه توانست یک تیم را قهرمان جهان کند چند سال می گذرد؟ از همین 2014 شروع می کنیم؛کدام ستاره می تواند ادعا کند باعث قهرمانی المان شده؟ در مورد اسپانیا هم همین امر صادق است. به ایتالیای 2006 می رسیم. انها هم ستاره واحد نداشتند.برزیل 2002 رونالدوی اورجینال را داشت اما باز هم نمی شود همه جام را به اسم ان فوق ستاره نوشت. ماشین برزیل خوب حرکت می کرد و رونالدو ضربه اخر را بهتر می زد. فرانسه 98 هم زیدان را داشت اما زیزو هم ادعایی ندارد که تنها قهرمانی کشورش در همه دوران جام جهانی تنها به واسطه او بود.در همان جام اگر تورام نبود شاید فرانسه رنگ فینال را هم نمی دید. برزیل 94 هم تیمی کاملا تاکتیک محور بود که روماریو نقش رونالدوی 2002 را برای انها داشت. المان 90 که به معنای واقعی کلمه یک مجموعه بود با یک ستاره به اسم تیم. و عاقبت می رسیم به ارژانتین 86. اینجا اگر مارادونا نبود داستان تفاوت اساسی داشت. پس اخرین بار همان 28 سال قبل بود. اما حالا فوتبال تغییر کرده. فوق ستاره وجود دارد اما انها نمی توانند دذ رده ملی همه بار را تا رسیدن به جام به دوش بکشند. مقال می خواهید؟رونالدو بهترین بازیکن سال قبل جهان حتی نتوانست تیمش را از گروه بالا بیاورد. مسی تنها در مرحله گروهی موفق به گلزنی شد.نیمار حتی اگر مصدوم نمیشد هم توان عبور از این المان را نداشت. باری تفکرات جهان سومی کماکان دنبال فوق بشر در فوتبال می گردد می خواهد پیدایش کند و بگوید تو منجی منی اما 28 سال است پیغمبری برای مستطیل سبز در جام جهانی پیدا نشده است.

3-یکشنبه شب طرفداران سر سخت آرژانتین هم در اواسط نیمه دوم و شروع وقت های اضافه متوجه شدند دیگر زمان ستاره محوری به سر آمده است.ستاره شاهکار می کند بشرطی که تیمش شاهکارتر باشد.مثل مسی و بارسا، مثل رونالدو و رئال و یا مثل همین نویر و آلمان.تک تک بازیکنان ژرمن را روی یک طرف کفه ترازو بگذارید هیچکدامشان بدون تردید یک سوم وزن مسی را ندارند. معیار واقعی، قیمت انها در باشگاه شان است. کدام ستاره المان قیمت سرجیو اگوئرو را دارد؟ هیگواین بیشتر طرفدار دارد یا گوتزه و مولر؟ دی ماریا مصدوم بود و نبود اما اگر حضور داشت هیچ کدام از ستاره های المان قیمت او را در خط میانی نداشتند. اما این تیم گران، مغلوب یک برنامه ریزی بلند مدت شد. آلمان ها وقتی دیدند دیگر قدرت سابق را ندارند درهای تیم ملی را به روی همه آلمانی ها باز کردند. آلمانی یعنی کسی که در خاک انها رشد کرده باشد. فارغ از این که ترک و کرد باشد یا لهستانی ، غنایی و تونسی. وقتی در جام جهانی و یورو دیدند توان رقابت با تیکی تاکا و پاس های متوالی را ندارند هوشمندانه یک سال قبل از جام جهانی سراغ گواردیولا رفتند. شاید نقش پپ در قهرمان شدن این تیم بسیار ناچیز باشد اما همین مقدار ناچیز هم جزو برنامه بود. تعداد پاس های المان در فینال نزدیک به 1000 پاس بود. ایا این کیفیت به خودی خود به وجود امده؟ بایرن لیگ قهرمانان را ناباورانه از دست داد تا بازیکنانش یک فصل کامل فوتبال پر پاس و حوصله دار را بازی کنند. ثمره اش همان فوتبالی بود که مقابل ارژانتین بازی کردند و گلی که دقیقا به مثابه اسپانیا در فینال سال 2010 زدند.

4-اگر دنبال منجی می گردید مسی دم دست است اما اگر واقعیت و برنامه ریزی واقعی را می خواهید این المان پیش روی چشمان شماست. ارژانتین تدافعی چشم به ساق مسی و دیگر حمله ورانش دوخته بود که در این بین تنها مسی نسبتا درخشید و مابقی در حد هیچ بودند اما المان ماشین منظمی بود که ماشینی بازی نمی کرد.نهصد و اندی پاس در فینال یعنی انها از همه پتانسیل موجود برای قهرمان شدن استفاده کردند از پسر مهاجران تا تفکرات گواردیولا.البته همه این جزئیات روی شالوده عظیمی به اسم اعتماد به یواخیم لو بنا شد.آلمان ها همیشه بر می گردند و این بار قدرتمندتر از همیشه.عاشق ارژانتین و مسی تا اخر عمر باقی بمانید اما ماردونای 86 و تفکرات منجی محورانه را فراموش کنید اگر می خواهید همانند آلمان از روی خاکستر شکست و ناکامی بپا خیزید.مسیر را آنها به کشورهای درحال توسعه نشان دادند.

  ۱  
آی اسپورت
2014-07-17 15:34:33
نظر دهید
۱ نظر
jalali
پنجشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۳، ۱۹:۴۷
Salammaghale besyar zibaee bood. Mamnoom
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر