فهرست
وداع با آخرین ستاره نسل اغواگر
وداع با آخرین ستاره نسل اغواگر

وداع با آخرین ستاره نسل اغواگر

آی اسپورت -

نوشتن در مورد علی کریمی در عین پیچیدگی ساده است از این جهت که نویسنده لازم به خلق حماسه دروغین نیست.نمی خواهد اسطوره سازی کند تنها لازم است یک نگاه گذرا اما دقیق به گذشته کند و همین خودش کل داستان یک مرد متفاوت می شود.مردی که شروعش شبیه همان داستان های دوست داشتنی است؛از هیچ به همه چیز رسیدن.

سکانس اولش را که حالا خیلی ها فراموش کردند اصلا مربوط به فوتبال نبود.یک سالن دوازده هزار نفری بود و دوازده هزار استقلالی که آمده بودند با هنرنمایی مجیدی و منصوریان شاهد قهرمانی تیم شان در فوتسال جام رمضان باشند.اما فتح تیم عقب افتاده این بازی ناگهان یک بازیکن ناشناس را وارد زمین کرد و قصه دریبل های جادویی از همین جا شروع شد.این اولین جادوی مردی بود که هیچکس نمی شناختش جز مسافران مارلیک به آزادی.همان هایی که سوار پیکان استیشن قرمز رنگش می شدند.این اولین جادوی او بود که جام را ناباورانه از استقلال گرفت،فضای ورزشگاه دوازده هزار نفری را ملتهب کرد و پخش مستقیمی که بهم خورد،صندلی هایی که با خشم از جا کنده می شد و به وسط زمین می آمد. این نطفه تولد یک جادوگر بود.

فوتبال ما این پتانسیل را داشت تا این استعداد بکر را درهمان استیشن قرمز رنگش رها کند. اما فوتبال این یک بار را شانس اورد.به پرسپولیس آمد.مت کوویچ در اوج بی سلیقگی برای نخستین بار او را به جای نعیم سعداوی محروم به خاطر دوپینگ، در پست پیستون راست گذاشت. بازی با پلی اکریل در تهران.یخ پسر خجالتی و زرد مو هنوز باز نشده بود.نشان به این نشان که در اولین جلسه تمرین که در کارگران برگزار می شد وقتی به در ورودی مجموعه رسید و ماشین های نسبتا مدل بالای آن روز را دید عوض ورود، دور زد و استیشنش را دو کوچه پایین تر پارک کرد. شروع بد قرمزها با مت کوویچ مصادف شد با بازگشت پروین بعد از سال ها غیبت.تنها سه بازی لازم بود تا به میانه زمین برگردد.کنار حامد و حلالی.جادو حالا اغاز می شود.هواداران تراکتورسازی شاید یادشان مانده که چگونه بازیکن ناشناس پرسپولیس نصف تیم شان را دریبل زد و سپس گل.ورزشگاه پیر آزادی گواهی می دهد در آن روزها که چمنش آبله داشت و به درد کاشت سیب زمینی می خورد تا فوتبال،چگونه پسرک مو زرد همه مدافعان پاس تهران بزرگ را دریبل زد و بازهم گل.از بهزاد غلامپور که حالا ناباورانه در پرسپولیس حضور دارد و کریمی نه، سوال کنید چگونه از وسط زمین دروازه اش باز شد.هیچکدامشان شانسی نبود که اگر بود گزارشگر دوبی اسپورت به او لقب ساحر را نمی داد.

علی کریمی امروز برای همیشه رفت،مردی که خیلی ها را عاشق فوتبال کرد.شاید نصف بیشتر نوجوانان و جوانان دهه پنجاه و شصت شهادت بدهند اگر کریمی ها نبودند و فوتبال آن روز ما از حیث ستاره شبیه امروز بود خیلی از انها سراغ درس و مشقشان می رفتند تا اسیر این لعنتی اعتیاد اور نشوند.

عکس علی کریمی وقتی وارد اتاق ها شد که پیش از آن دایی،خداداد،کریم و مهدوی کیا و شاید بالاتر از همه انها عابدزاده،همه دیوار را قرق کرده بودنداما علی آمد و برای همیشه آن بالا بالاها باقی ماند.او همانند دایی جبهه پر فشار آذری ها را پشت سر خودش نداشت، همانند عابدزاده آن شخصیت جادویی کاریزماتیک را نداشت که با یک خنده قلب ها را تسخیر کند،همانند پروین،سیاست سلطان شدن را نداشت.علی کریمی با هیچ کدام اینها، بازبانی تلخ و مهار نشدنی بدون بلیت وارد قلب ایرانی ها شد.

خیلی پیشتر از اینکه در کره جنوبی دستبند سبز را به همراه چند بازیکن دیگر ببندد،خیلی پیشتر از اینکه با اجورلوهای این فوتبال درگیر شود و خیلی پیشتر از از خیلی چیزها او محبوب دل ها شد.نشانی می خواهید؟ من به شما می دهم.در روز خداحافظی اش از فوتبال در رثایش کسانی روی خروجی خبرگزاری شان مداحی کردند که به بهانه های سیاسی بیشترین اصطکاک را با او داشتند.دستور از بالا می آمد کریمی را بزنید اما امروز از پائین او را ستایش کردند.

هنوز استیشن قرمز در آن کوچه خجالت پارک است،فریب این روزهای او و زندگی کاملا تغییر یافته اش را نخورید.هنوز علی کریمی هنگام مصاحبه سرش را پایین می گیرد، هنوز شبیه همان روزها حرف می زند،هنوز به قول خودش خون به مغزش نمی رسد که اینچنین فوتبال را می گذارد و می رود. خوش به حال بچه های دهه هشتاد به بعد،دیگر فوتبال افسونگرهایش را ندارد و انها فریب ترک درس و مدرسه را نمی خورند.دیگر کسی زنگ دوم به هوای آب خوردن از کلاس بیرون نمی زند و با مینی بوس خودش را به آزادی نمی رساند. امروز اخرین ستاره از آن نسل اغواگر رفت برای همیشه.تا تولد نسل جادویی بعد فقط درس هایتان را بخوانید.اینجا جادویی وجود ندارد.

 

  ۱۰  
آی اسپورت
2014-07-20 23:40:33
نظر دهید
۱۰ نظر
نادر
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۰۰:۱۴
جونم چی نوشتی
سینا
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۰۳:۲۹
لعنت به پدر مادر دهه 80 ها که همان دهه 60 ها هستند که این ها را اینطوری تربیت کردند.
kaka
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۱۴:۲۷
اشکم در ا.ومد
مجید بصیریزدی
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۱۶:۱۴
عالی بود دمت گرم واقعا.......
مجتبی
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۱۷:۲۳
خبلی قشنگ بود
ُساسان
سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۳، ۰۹:۴۵
سلام.
متن بالا عالی بود. بسیاز تاثیر گذار. مثل خود علی کریمی که تاثیر گذاریش در زمین و بیرون زمین دست نیافتنی است.
مرسی از متن زیبات مهدی طاهر خانی
حمید
سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۳، ۲۲:۲۹
آخرشو خیلی خوب نوشتی.اشکمونو درآوردی
افشین
چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ۱۹:۰۵
تک تک چیزایی که گفتی جلو چشامه
ساجده
پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۲۷
فوق العاده بود.
هرکدام ازاین متن ها را که میخوانیم دلمان بیشتر برای جادوگر تنگ می شود.
ارش
پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۴۳
اقای طا هرخانی عزیز با تاخیر نوشته شما را خواندم بسیار پرمعنا و زیبا بود کلامتان بر دلم نشست ما خانوادگی شیفته بازی و خصوصیات خاص این اعجوبه فوتبال هستیم او فوتبال را نقاشی میکرد وهنر دربیل زیبا او را می توان در شعر های جنتی عطایی توصیف کرد ان مرد پر از عشق بود پر از غیرت جنگجو و در مقابل مردم سر خم میکرد ولی اهریمنان چشم دیدنش را نداشتند تاب محبوبیت او را نیاوردند ولی عشق را در مردم هرگز نمی توان کشد دایی اورا از پرسپولیس دور کرد و نکونام با سیاست زیرکانه ازتیم ملی ولی چه با ک اشتراک بیشمار مردم یکیست داش علی تا ابد در قلب ما حبسی و دوستت داریم از شما هم بسیار ممنونم و موفقیت همگی شما را ارزومندم
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر