فهرست
داستان مردی به نام علی کریمی: کم حرف، ضداقتدار و مردمی
داستان مردی به نام علی کریمی: کم حرف، ضداقتدار و مردمی

داستان مردی به نام علی کریمی: کم حرف، ضداقتدار و مردمی

1)      حسرت نبودنش در جام جهانی 98 بیشتر از غیبتش در 2014 بود. چه می شد اگر چند ماه پیش تر به فوتبال معرفی می شد. فرانسه 98 می توانست جولانگاهش باشد. با اینحال او نیز به آن نسل تعلق دارد. به نسل 98 های مردمی؛ چراکه چند ماه بعد با همانها بازی های آسیایی بانکوک را فتح کرد. از آن زمان سال هاست با جادوگری های علی کریمی مسحور شده ایم.

2)      پاییز1377. استادیوم آزادی بود و چمن عجیب و غریبش. دیگر گمان نمی رفت کسی بر روی آن چمن طنازی کند و توپ را تسخیر. این موانع اما همه برای کریمی بازیچه بود. نمایشی ارائه می کرد از انواع و اقسام هنرها. گویی کل کوچیک بازی می کرد و جدیت فوتبال چمنی را به سخره می گرفت. با تنها 4 بازی ملی پوش شد و تا بازیکن سال آسیا پیش رفت. از آن روزها شد روح یک فوتبال بی روح.

3)      کریمی یک ضد اقتدار به تمام معنا است. در تمام این سال ها هیچ گاه مقهور هیچ اقتداری(authority) نشده و سرخم نکرده است. چه اقتدار علی پروین باشد و چه علی دایی و چه حتی اقتدار سیاسی. نوعی سرکشی و طغیان که البته دوست داشتنی بوده و هست. اگرچه غالبا سرش در لاک خودش است اما فغان از روزی که طغیان کند. بزرگترین بازیکن مملکت به گواه «آمار» را متهم می کند که از دریبل کردن حتی یک نفر عاجز است و به رییس جمهور در حال سان دیدن از فوتبالیست ها ریشخند می زند. او مرد لحظه و آن است.

4)      بر خلاف کاپیتان های یک دهه اخیر فوتبال ایران ویترینی هم نیست. دایی، مهدوی کیا و حتی نکونام پای ثابت برنامه های تلویزیونی بوده اند و سخنوری ها کرده اند. کریمی اما خوش صحبت نیست و دائما از تجربیات اروپا نمی گوید تا آن را چون پتکی بر سر فوتبال عقب مانده ایران بزند.

5)      به گمانم کریمی از اخرین فوتبالیست هایی است که اساسا خاطره تولید کرده اند. فوتبالیست های امروزی از تولید خاطره برای ملت عاجزند، امری که نسل های گذشته و به ویژه نسل 98 استاد آن بودند. حتی از علی اکبر استاد استدی و نعیم سعداوری خاطره ها داریم. یکی با گل به خودی زیبا که البته می خواست آمادگی عابدزاده را محک بزند و دیگری با استارت های سریع و البته مواد نیروزا. کریمی آلبومی از خاطرات بجا گذاشته است. ازگل زدن به بهزاد غلامپور از نیمه زمین، گیج کردن بالاک،  تا پاس گل دیدنی اش به هاشمیان در بازی با ژاپن و حتی موقعیت هایی که مقابل ایرلند از دست داد. فوتبالیست های امروزی حتی با 100 بازی ملی نیز خاطره بر جای گذارند.

6)      پیوندش با مردم او را «داشی» ساخته است و یکی لقب تختی زمان را به وی داده است. او هیچ گاه محاسبه گر نبوده است و برای آینده اش برنامه های عجیب نریخته است. با اینحال او علی کریمی است. می توان 90 دقیقه راه رفتنش در زمین را با آرزوی یک دریبلش به جان خرید. خیلی ها نالیده اند که او قدر خودش را نداست و باید بیشتر تلاش می کرد. او را به حال خود بگذاریم مگر نه اینکه همیشه خواسته خودش باشد و لذت خودش را ببرد؟

محمد هدایتی

  ۲  
آی اسپورت
2014-07-21 00:13:53
نظر دهید
۲ نظر
سامیار
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۱۱:۱۰
آقای محمد هدایتی نویسنده محترم. حقارت از جایی شروع میشه که شما برای حمایت کردن از یک نفر شروع کنید به کوباندن یه شخص دیگه. نگاهی به مطلب خودتون بندازید. برای اینکه از علی کریمی یه چهره قدیسه ای بسازید چند بار به علی دایی تیکه انداختین؟
احمد رضا رضوانی
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۱۴:۵۲
اگه میتونید به علی آقا بگید با من تماس بگیره. 09133867336 کار واجب دارم باهاش
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر