فهرست
بازخوانی مصاحبه تاریخی کریمی(2)/ بازیکنی نیستم که 35 ساله شوم و خداحافظی نکنم!/ بعضی ها پول می دهند تا درباره شان مطلب بنویسند/ همه مربی های ایرانی در یک سطح هستند
بازخوانی مصاحبه تاریخی کریمی(2)/ بازیکنی نیستم که 35 ساله شوم و خداحافظی نکنم!/ بعضی ها پول می دهند تا درباره شان مطلب بنویسند/ همه مربی های ایرانی در یک سطح هستند

بازخوانی مصاحبه تاریخی کریمی(2)/ بازیکنی نیستم که 35 ساله شوم و خداحافظی نکنم!/ بعضی ها پول می دهند تا درباره شان مطلب بنویسند/ همه مربی های ایرانی در یک سطح هستند

آی اسپورت - ین مصاحبه که در شماره ۹۵ هفته نامه تماشاگران (شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۰) چاپ شد را می توان طوفانی ترین مصاحبه دوران حرفه ای علی کریمی دانست. ین مصاحبه بعد از 13 سال هنوز هم خواندنی است و نشان می دهد علی کریمی 35 ساله با علی کریمی 22 ساله تفاوت زیادی نکرده است. 

قسمت دوم این مصاحبه ار اینجا بخوانید: 


- تو فکر می کنی چطور آدمی هستی؟

کریمی: گفتم که. من اگر از نظر روحی در شرایط خبی باشم، هر کاری که دلم بخواهد می توانم انجام بدهم.

- دوره های بد روحی ات کی بوده. خاطرت می آید؟

کریمی: بیشتر در زمان محرومیتم بود. اما حالا کم کم بهتر می شوم.

- تا به حال مشاور یا پزشک روانی داشتی؟

کریمی: نه

- فکر می کنی اگر چنین افرادی در کنار تیم بودند، خوب بود؟

کریمی: بله؛ همه جای دنیا هر تیم چند پزشک دارد. فیزیو تراپ، ماساژور، روانپزشک و ....اما در ایران از این خبرها نیست.

- پایان رافت می گفت اگر روانشناس وارد تیم ما شود، خودش دیوانه می شود می رود بیرون.

 

کریمی: دلیلش این است که جنبه نداریم. چون به این چیزها عادت نکرده ایم. مثلا زمان سرپرستی آقای زادمهر یک آقایی برای \"ریلکسیشن\" آمده بود و برای بچه ها صحبت می کرد اما کسی حرف هایش را گوش نمی داد. یکی می خندید، یکی صحبت می کرد. تقصیر هم نداریم. چون به این مسائل عادت نکرده ایم. الان هم اگر کسی بیاید نمی تواند موفق باشد.

- پس بعد از باخت ها چه کار می کنید که روحیه تان به حالت عادی برمی گردد. مثل بعد از بازی تایلند یا بازی هایی مثل سامسونگ و جوبیلو ایواتا در سال گذشته.

کریمی: هیچ کاری نمی کنیم. برای همدیگر جوک تعریف می کنیم، سر به سر هم می گذاریم و می خندیم تا یادمان برود. کار دیگری که نمی توانیم بکنیم. بالاخره یکی جوک تعریف می کند؛ یکی شکلک درمی آورد و ....

- به نظر می رسد خود تو خیلی احساسی هستی. حداقل قبل از محرومیت ات که این طور نشان دادی.

کریمی: یکی از مشکلات فوتبال ما همین است و دلیل اصلی اش هم همین روزنامه ها هستند. بعد از آن حادثه من را بداخلاق ترین بازیکن ایران کردند در صورتی که قبل از آن هیچ موردی از من ندیده بودند. جریان ویتنام هم اتفاقی بود و دلیلش همین مشکلات روحی که گفتم بود. ولی شما دیدید که بعد از آن اتفاق دیگر مشکلی نداشتم.

- بعضی ها معتقدند همان محرومیت باعث شد که تو رفتارت را درست کنی.

کریمی: شما بازیکن خارجی سراغ ندارید که یک بار محروم شده باشد و باز هم اشتباهش را تکرار کرده باشد؟ تازه آنها حرفه ای هم هستند.

- برای ما هم جالب است. مثلا در بازی با استقلال افرادی مثل تو و شاهرودی که قبلا مشکل داشتید از همه بهتر بودید. به نظر خودت مهم نبود؟

کریمی: شاید آن محرومیت تا اندازه ای تاثیر داشته اما نه به آن اندازه که بگوییم فقط به خاطر آن، رفتار من درست شده. شما اگر بازی های قبل از محرومیتم را نگاه کنید، به این نتیجه می رسید.

- به موضوع قبل برگردیم. تو خودت قبول داری که در ایران هیچ مربی پیدا نشده که بتواند سطح فوتبال تو را کمی بالاتر ببرد؟

کریمی: مربیان ایرانی همه در یک سطح هستند. فکر نمی کنم کسی وجود داشته باشد که در هر جلسه، تمرین جدیدی بدهد. من خودم تنها مربی که دیدم در هر تمرین چیزهای جدیدی می گفت آقای طالبی بود. فکر می کنم دلیلش هم این بود که چندین سال در خارج از ایران بوده. از کاویانپور و انصاریان هم بپرسید، همین جواب را می دهند.

- چرا باید اینطور باشد.

کریمی: مثلا یکی از بدبختی هایی که ما داریم این است که وقتی به مربی بدنساز مان کار نمی دهد، قهر می کند می رود. آن هم مربی ای که اصلا نمی تواند بدنسازی را شرح دهد. وقتی مربی بدنساز دو و میدانی را برای فوتبال می آوریم، باید هم این مشکلات را داشته باشیم. کی گفته مربی دو و میدانی بیاید در فوتبال کار کند که این وضع پیش بیاید.

- مربی بدنساز فوتبال نداریم.

کریمی: نداریم، بروند از خارج بیاورند. خرجی هم ندارد. تازه اگر تیمی می خواهد نتیجه بگیرد، باید این خرج ها را هم بکند.

- متاسفانه در باشگاه های ما با حضور مربی خارجی مخالفت می شود. حتی بعضی ها می گویند مربی خارجی چیزی ندارد که به ما اضافه کند.

کریمی: ببینید؛ من با چند مربی خارجی کار کردم مثل گده، براگا، زرنف و مت کوویچ که هیچ کدام اینها قابل مقایسه با بلاژویچ نیستند. اما فکر می کنم او اشتباه کرد که مربی ایران نشد.

- چرا؟

کریمی: او تیم ملی کرواسی را که هیچ کسی انتظارش را نداشت، تیم سوم جهان کرد؛ آن وقت روزنامه [...] ورزشی از او ایراد می گیرد. می گویند چرا این کار را کردی یا چرا فلان بازیکن را دعوت نکردی. به نظر من او آمده که به فوتبال ایران کمک کند اما خبر ندارد که اینجا چه خبر است. من مطمئن هستم که بلاژویچ الان از این کارش پشیمان شده. عربستان یک میلیون دلار نقد به او می داد، قبول نکرد اما نمی دانم از چه چیز ایران خوشش آمده که با نصف آن پول، آن هم قسطی، حاضر شده اینجا کار کند.

- ممکن است یکی از دلایلش وجود بازیکنان مستعدی مثل تو باشد. او خودش یک بار گفته که اگر در لبنان مربی ایران بود، مقابل کره تو را از اول به بازی می فرستاد تا تیم نبازد.

کریمی: او به من لطف دارد اما وقتی می توانست بهترین تیم های دنیا را با بهترین پول و بالاترین احترام بگیرد، چرا باید در کشوری کار کند که روزنامه هایش همین طور از او انتقاد می کنند. من می خواهم ببینم آن کسی که این مطالب را می نویسد، از فوتبال چیزی می فهمد؟ وقتی می نویسد چرا زرینچه دعوت نشده، رفته از بلاژویچ بپرسد که معیارهایش چه بود؟ مثلا من اگر بخواهم از کار شما ایراد بگیرم، حتما باید بیشتر از شما از روزنامه نگاری اطلاع داشته باشم نه اینکه همین طوری هرچه دلم خواست بگویم. چند وقت قبل یک پسربچه آمد جلوی من و گقت خبرنگار فلان نشریه است و شماره موبایلم را خواست که ندادم. زود هم اسم مدیر مسئولشان را می برند ولی گفتم شرمنده، من شماره تلفن به خبرنگارها نمی دهم.

- مثل اینکه خیلی از دست خبرنگارها فراری هستی؟

کریمی: گفتم که اینجا هر چی دلشان بخواهد می نویسند. مثلا بهروزی رهبری فرد همیشه سرش توی کار خودش است و تمرینش را می کند اما آنقدر گفتند می خواهد برود استقلال تا همه چیز را به هم ریختند. الان هم خوراک شان شده باشگاه پرسپولیس. این موضوع هم تمام شود، می روند سراغ یک خوراک دیگر و اگر چیزی پیدا نشد، از خودشان چیزی می نویسند. بالاخره تایید نشده، از ما نشنیده بگیرید، شنیدیم و این جور چیزها زیاد است.

- تا به حال از روزنامه ها ضربه خورده ای؟

کریمی: من هیچ وقت صحبت آقای همایون شاهرخی یادم نمی رود و همیشه آن را مدنظرم دارم. ایشان می گفت آنقدر خوب بازی کن که مجبور شوند از تو خوب بنویسند. الان هم هیچ نیازی به روزنامه ها احساس نمی کنم. مطمئنم اگر خوب بازی کنم، روزنامه ها هم مجبور می شوند عکسم را چاپ کنندو مطلب خوب هم برایم بنویسند.

- اما این ارتباط تا حدودی لازم است.

کریمی: بله، مثل بعضی از بازیکنان که پول می دهند تا برای شان مطلب بنویسند؟ حتی خبرنگارانی هم هستند که به بازیکنان زنگ می زنند و می گویند پول بدهید، تضمینی می بریم تان تیم ملی. تضمین هم می کنند. اما من نیازی به آنها ندارم. بد بازی کردم، انتقاد می کنند، خوب بازی کردیم هم می خواهند بنویسند، می خواهند ننویسند. من که برای روزنامه ها بازی نمی کنم. من با هر تیمی قرارداد داشته باشم، سعی می کنم به تعهدم عمل کنم. هرچند که در ایران بازی ها بگیر نگیر دارد.

- چرا اینطور است؟ دلیلش این نیست که بدون هیچ برنامه ای وارد زمین می شوید؟

کریمی: خودم هم مانده ام که چرا اینطور است. الان بازیکنی مثل فیگو از 10 بازی 8 تا بازی خوب است اما در ایران یک بازی در میان خراب می شود. من هم دنبال دلیلش می گردم.

- اما بالاخره هم هواداران دوست دارند مصاحبه تو را بخوانند و هم شرایط کاری ایجاب می کند که خبرنگاران با تو صحبت کنند. نمی توان گفت همه روابط ناسالم است.

کریمی: ببینید من الان با این روزنامه صحبت می کنم و بعد وقتی می بینم از قول من چی دیگری نوشته اید، خب طبیعی است که ناراحت شوم. مثلا روزنامه [...] از قول من زده بود \"براگا بی شعور است\". آخر مربی هرچقدر هم بد باشد ، بازیکن نمی آید چنین حرفی را در روزنامه ای بزند که کلی مخاطب دارد. بعد هم در صفحه آخرش زده بودند کریمی برای تیم ملی بازی می کرد یا اسپانیا. اگر من بد بازی کردم بنویسید چه وضع بازی کردن است، نه آنکه آن را به اسپانیا ربط بدهید. وقتی این روزنامه ها را می بینم، خوشم نمی آید با کسی صحبت کنم.

- الان روزنامه ای هست که تو قبول کنی با آن صحبت کنی؟

کریمی: فقط روزنامه پیروزی بود که چند بار با آن صحبت کردم وگرنه با بقیه نه.

- اصلا روزنامه ها را می خوانی؟

کریمی: زیاد عادت ندارم مگر اینکه جایی چشمم بخورد. من از آن بازیکنانی نیستم که صبح به صبح بروم تمام روزنامه ها را بخرم و بخوانم. اگر جایی باشد یک نگاهی به می اندازم؛ آن هم به تیترهایش وگرنه مطالبش را نمی خوانم.

- الان در پرسپولیس و یا تیم ملی بازیکنانی هستند که فقط به خاطر ارتباط خودشان به این تیم رسیده باشند؟

کریمی: خیلی زیاد. وقتی بازی بلد نباشی، مجبور می شوی به فلان خبرنگار پول بدهی تا برایت خبر خوب بنویسد. من الان بازیکنی را سراغ دارم که از خارج می آید گل می خرد به چه بزرگی و می رود دفتر فلان روزنامه. خب اگر کسی فوتبال بلد نباشد، خب خود به خود به این کارها رو می آورد. اما کسی که به فوتبالش اعتقاد دارد، اگر توانست حقش را می گیرد؛ اگر هم نتوانست می نشیند پشت خط.

- تو امروز روی اوج هستی. فکر نمی کنی چند سال مجبور شوی از این کارها بکنی؟

کریمی: می توانید از دوستانم بپرسید. من عقیده ام این است حتی در 28-27 سالگی اگر دیدم به من طور دیگری نگاه می کنند، فوتبالم را می گذارم کنار. مثل آن دسته از بازیکنانی نیستم که 35 سالشان است اما فکر خداحافظی در سرشان خطور نمی کند. اما من اگر ببینم سربار تیمی هستم که زورکی با من قرارداد می بندد، تحمل نمی کنم. یا می روم تیمی که قبولم داشته باشند یا از فوتبال خداحافظی می کنم.

- یک سری بازیکنان هستند که زندگی معمولی داشتند اما وقتی وارد فوتبال شدند، زندگی شان زیر و رو شد. به همین دلیل، نمی خواهند راحت از فوتبال جدا شوند. فکر نمی کنی تو هم روزی همین طوری شوی؟

کریمی: مگر یک بازیکن چقدر می تواند بازی کند؟ نهایتا 10 سال مفید بازی می کند. بالاخره باید فوتبال را کنار بگذارد. هر چه زودتر دل بکنی بهتر است.

مرتبط : 


بازخوانی مصاحبه تاریخی علی کریمی(1)/ امارات را به اتلتیکو ترجیح می دهم/ همه چیز به شرایط روحی بستگی دارد/ به رادیو و تلویزیون نمی روم
 

  ۱  
آی اسپورت
2014-07-21 19:46:34
نظر دهید
۱ نظر
خراب مورینیو
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۱۹:۴۶
ای جان ... اون بخش مربوط به بلاژویچش رو حاضرم 1000 بار بخونم و اشک بریزم .... واقعا چرا چیرو خودشو با ایران نابود کرد ؟؟؟؟ ... حالا ما یارانی هستیم خوب عادت داریم اما از یک خارجی سوم جام جهانی ؟؟؟؟ اسطوره اسمانی منه به عنوان یک مربی ایرانی حساس !!! .... یادم نرفته که بلاژویچ توی آخرین صحبتش توی 90 زنده رو به دوربین گفت : " من یک ایرانی حساس هستم با قلبی مثل شیر " ... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآی خدا ..... نمیتونم دیگه بنویسم ! من هم مثلی تنها علی واقعی فوتبال ایران احساساتی شدم و اشک مانع ادامه حرف زدنم ......
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر