فهرست
یادداشت ویژه: لوو، داستان یک صعود
یادداشت ویژه: لوو، داستان یک صعود

یادداشت ویژه: لوو، داستان یک صعود

آی اسپورت- سپ هربرگر، هلموت شون، فرانس بکن بائر و یواخیم لوو، چهار سرمربی بزرگ که در سال های 1954،1974،1990 و 2014 موفق شدن که آلمان رابه قله قهرمانی در دنیا برسانند.سه سرمربی قبلی نام های بسیار بزرگی در فوتبال بودند ولی وضعیت لو با آن 3 تای قبلی تفاوت زیادی داشت.
یواخیم لو در دوران بازیگری خود یک بازیکن معمولی در لیگ دسته دوم آلمان بود. چند بار برای بوندسلیگای 1 تلاش کرد ولی هر بار نا موفق بود. در مقام مربی به این راحتی قهرمان جهان نشد، آن قدر باخت و زمین خورد و اخراج شد ولی از رو نرفت! اراده آلمانی اش او را به جائی رساند که حالا همه به اوغبطه می خورند!!
مربی گری را در سال 1995 با کمک مربی شدن رولف فرینگر در اشتوتگارت شروع کرد. در آخر فصل راه برایش باز شد چون که فرینگر دعوت سرمربی گری سوئیس را قبول کرد و رفت. لو یک راه حل موقتی بود برای مدیران اشتوتگارت، ولی شانس با او یاری کرد که با مثلث رویائی(بالاکف،جیووانی البر و فردی بوبیچ) که آن سال ها در اشتوتگارت عالی فوتبال بازی میکردند، موفق شد در سال 1997 جام حذفی را تصاحب کند و در سال بعد به فینال جام در جام اروپا راه یافت و در آنجا از چلسی شکست خورد. گرهارد مایر فورفلدر از شکستش ناراضی بود و اخراجش کرد. معلوم بود که شم خوبی نداشت چون در 16 سال آینده اشتوتگارت بدون لو فقط 1  جام بدست آورد!!
ولی بهر حال لو سراشیبی را پیش گرفته بود و همین طوری اخراج می شد. بعد از اشتوتگارت به فنر باغچه رفت و توانست تنها مقام سومی را بدست آورد و مجبور شد آنجا را ترک کند. سپس به کارلسروهه دسته دومی رفت و از 17 مسابقه در یکی از آنها توانست پیروز شود!! خوب از کارلسروهه هم اخراج شد و در سال 2000 به ترکیه برگشت و سکان آداناسپور را به عهده گرفت. جایی که تنها 6 تا مسابقه دوام آورد!! خب، شما بودید اخراجش نمی کردید؟؟!!

اگر در این سال ها کسی به او می گفت که قرار است در 13-14 سال بعد قهرمان جهان شوی حتما فکر می کردیم مسخره اش می کند!! تا دلتان بخواهد زمین خورد و بلند شد هی زمین خورد و هی بلند شد.! بالاخره او یک آلمانی است! البته همه آلمانها اول نیستند و لی او شد. هیچ موقع برای یک آلمانی کار تمام شده نیست مخصوصا همان موقعی که فکر میکنی دیگر تمام شده است.!! آن موقع قوی ترین است و لو از قوی ترین نوعش!! همین است که می گویند فوتبال بازی ای است که 90 (در بعضی موارد 120) دقیقه طول میکشد ودر انتها همیشه آلمانها پیروز هستند!!

در سال 2001 به اتریش رفت و هدایت تیرول را به عهده گرفت. تیرول با هدایت او توانست قهرمان لیگ شود. بازیکنان تیرول 6 ماه حقوق نگرفتند!! تیرول ورشکسته شد و یواخیم لو مجددا بدون شغل!! یک مربی بیکار بود بلاخره به آستریا وین رفت تا 2004 در آنجا ماند تا اینکه به تیم آخر جدولی کارتن باخت و با این که تیمش در جدول اول بود رئیس باشگاه او را اخراج کرد!! فکر نکنید که همه غربی ها با هوش و توانمند هستند مثل رئیس آسترا وین هم زیاد پیدا می شود!! جالب است که با این همه باخت باز هم کسانی بودند که به او اعتماد کند!!
آنهایی که به اتفاقات اعتقاد دارند می فهمند که رسیدن به صندلی کمک مربی کشوری مانند آلمان به این ساد گی ها هم نیست و یواخیم لوو تا آن لحظه نه بازیکن بزرگی بود و نه مربی چندان موفقی! ولی خب، وقتی همه چیز دست به دست هم میدهد و رودی فولر در سال 2004 نیمکت آلمان را ترک و به جای او یورگن کلینزمن می آید برای یواخیم هم همه چیز عوض می شود! شانس در خانه خیلی ها از جمله من و شما و لو را بارها می زند ولی خوب فقط برخی از ما از این شانس استفاده مطلوب را می کنیم و لوو یکی از آن ها بود. حالا چرا او میشود کمک اول کلینزمن؟ دلیل را باید جستجو کرد و آنجاست که میرسی به مدرسه فوتبال هنف، آنجاست که این 2 با هم آشنا شدند.

یورگن کلینزمن رفیق صمیمی دوران تحصیلش را انتخاب کرد و چه انتخابی. هم برای خودش هم برای آلمان هم برای دنیای فوتبال!! کلینزمن بعد از 2006 دیگر نخواست که قرادادش را تمدید کند و به کشور مورد علاقه اش، آمریکا رفت و یواخیم لوو از خدا خواسته، هدایت تیم ملی آلمان را به عهده گرفت و قرار دادش را امضا کرد.
\" هدف من کسب عنوان یورو 2008 و ادامه راه دوستم یورگن کلینزمن است.: یواخیم لو در شروع کارش چنین هدفی را برای خود ترسیم کرد.
شانس با او یار نبود شاید هم کلینزمن فهمیده بود که اسپانیا قدرت بی چون و چرای آینده فوتبال است و به همین دلیل رفت!! اسپانیا باعث توقف آلمانها و لوو در فینال 2008 و نیمه نهائی 2010 شد. ولی در یورو 2012 لهستان-اوکراین این ایتالیائی ها بودند که او را حذف کردند. آنهم در نیمه نهائی و با نتیجه 2-1.

 لوو تصمیم گرفت که ریسک کند و  تاکتیک، سیستم و بازیکنان را تا آنجائی که می توانست عوض کرد. رسانه ها برآشفتند اتنقاد بود که از در و دیوار بر سر او می ریخت ولی لو پر رو تر و محکم تر از این حرف ها بود.
\"کیکر\" نوشت:\" لو با پیروزی قمار می کند!! آلمان به خاطر تغییرات او تعادل را در زمین و در ذهن ها از دست داده!!
\"بیلد\" زرد هم عقب نماند و نوشت:\" ایتالیا یک بار دیگر به یواخیم لو و آلمان نشان داد که در نیمه نهائی ها چطور بازی می کنند!! قدرت روحی روانی خیلی مواقع از کیفیت مهم تر است! لو قمار کرد و قسمت زیادی از جادوئی را که داشت از دست داده است!!\"

انتقاد ها بازیکنان مخصوصا آنهائی را که آلمانی اصیل نبودن نیز در امان نگذاشت. لوو تا یک ماه ساکت ماند تا آب ها از آسیاب بیفتد و جارو جنجا ل ها واحساسات دیگر دخیل نباشند و گفت:\" انقادها کاملا بی هدف و خسته کننده هستند. قبل از بازی با ایتالیا در 15 مسابقه پشت سر هم پیروز شدیم که خود یک رکورد جهانی است. انتقادات به بازیکنانی که چون ریشه آلمانی ندارند پس خوب بازی نمی کنند نیز اصلا صحت ندارد! این زیباست که بازیکنان سرود کشورشان را بخوانند ولی این درست نیست که اگر نخواندند به آنها تهمت بزنیم که شما یک آلمانی خوب نیستید!!خوب است که بازیکنان سرود بخوانند ولی این دلیل بر کیفیت و علاقه آنها به آلمان در صورت نخواندن سرود نیست. همین که بازیکنان لباس آلمان را پوشیدند یعنی این که آلمانی هستند.بازیکنانی نظیر مسوت اوزیل و سامی خدیرا بارها نشان دادند که موثر هستند.\"


قبول کرد که بعضی از تصمیماتش را میتوانسته که طور دیگری بگیرد؛ از بازیکنان دفاع کرد و آنها هم تلافی کردند.
میگفت:\" کار های خیلی خوبی انجام دادیم و تنها یک قدم دیگر تا تبدیل شدن به کلاس و قدرت اول دنیا فاصله داریم. انتظارات در آلمان بسیار بالا هستند که در این کشور طبیعی است. هنوز قهرمان دنیا نشدیم ولی فاصله زیادی هم تا رسیدن به این افتخار نداریم.\"
ایتالیا آخرین کشوری بود که موفق شد آلمان را در یک تورنمنت بین المللی شکست دهد.یعنی 2 سال قبل. ازآن به بعد 15 برد و 2 مساوی و یک پیروزی بسیار شیرین و بزرگ در ماراکانای برزیل. قهرمان جهان آن هم مربی که 13 سال پیش فقط می باخت و اخراج میشد!!!

زندگی خصوصی یواخیم لو
لوو آدم کلا خیلی اجتماعی نیست، در حقیقت برای رسانه ها یک آدم کاملا بسته است. خیلی کم در مورد زندگی خصوصیش حرف زده است. از سال 2008 در فرایبورگ زندگی می کند و سال 1986 با همسرش دانیلا ازدواج کرده و بچه هم ندارد. دوربین ها دانیلا را تنها چند بار توانستند شکار کنند آنهم در زما نی که همسرش بازی داشته.

لوو در این مورد گفته است:\" مگر کارمندان بانک هم همسرانشان را با خود میبرند بانک؟! به همین دلیل این جا هم همسر سرمربی را زیارت نخواهید کرد. از 17 سالگی با هم هستیم و دانیلا هم فوتبال دوست دارد. ولی توی خونه 2 تا تلویزیون داریم من بازی سن پائولی با اینتراخت را نگاه میکنم و همسرم سریال شهر و ...\"
یه زمانی پولیور آبی کشمیری در زمان مسابقات می پوشید. ولی پولیور شانسش را در یک حراج خیریه بعد از جام جهانی 2010 به 1 میلیون یورو فروخت. بعدا به نمایشگاه موزه فوتبال هدیه داده شد. لوو که علاقه خاصی به این پولیور داشت گفت:\" نگهش دارین ممکنه بازم به او احتیاج داشته باشم، برای جام جهانی 2018 روسیه!!\"
در آلمان او را خیلی دوست دارند و خودش برای خودش یک برند و مد است. در مورد آرایش گفته:\" من نماینده تنها خودم نیستم و کشور آلمان را معرفی میکنم   خیلی هم به خودم نمی رسم. تنها نیم ساعت در روز آنهم صبح ها.
مانکن آلمانی در مورد طرفدارای جنس مخالفش و پیاماشون گفته :\" اکثر این پیام ها را خانمم میخونه.شایعه هم در موردم زیاده مثل اینکه کلاه گیس دارم! نخیر موهای طببیعی خودمه و هر 5-6 هفته پیش آرایشگرم میرم.آرایشگری که سالهاست عوضش نکردم.\"

به موزیک امی مک دونالد و اودا یوروگنس علاقه داره، قله کلیمانجارو را فتح کرده، گاهی وقتها یه سری به کازینو میزنه از بوی فندقم خیلی خوشش نمیاد. در مورد شایعات دیگر هم گفته:\" مثل همین شایعه کلاه گیسمه از خانمم بپرسین!!!\" یواخیم لو قطعا یک مربی فوتبال معمولی نیست.\"

دکتر خسرو خرٌم

  ۴  
آی اسپورت
2014-07-21 19:20:41
نظر دهید
۴ نظر
کاظم ملک پور دهکردی
دوشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۳، ۲۲:۵۷
فوق العاده بود !
-
سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۳، ۰۰:۱۰
داور هم باهاش یار بود وگر نه............
بهادر
شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳، ۱۵:۰۸
خوش تیپ ها هرگز نمی میرند
مسود
دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۱۸
چرا ادبیاتش اینجوری بود؟کوچه بازاری!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر