فهرست
ساخته شده بود برای اسطور‌گی!
ساخته شده بود برای اسطور‌گی!

ساخته شده بود برای اسطور‌گی!

آی اسپورت- دو روز قبل که به دفتر علی  فتح الله زاده رفته بودم ، خیلی اتفاقی گذرمان افتاد به اتاق کنفرانس دفترش. جایی که هر بار اسم ناصر حجازی می شنوم تصویرش در ذهنم تداعی می شود. سال 86 بود . تقریبا همه بچه های استقلالی و استقلالی نویس مطبوعات آنجا دور هم جمع بودند. علی فتح الله زاده داشت خبر برگرداندن ناصر حجازی به تیم را با هیجان اعلام می کرد. من آن روز تنها منتقد بودم. شاید بزرگترهای زیادی از اینکه گفتم ناصرخان شان روی نیمکت و به عنوان سرمربی حتی نیم فصل را هم نمی بیند ، ترش کردند اما سرنوشت دقیقا همانی بود که پیش بینی کرده بودم.

همان فصل و فکر کنم هفته پنجم ، در ورزشگاه آزادی بار دیگر فرصتی شد تا با ناصرخان رودررو باشیم. تیم خیلی بد نتیجه گرفته بود. امتیازهای زیادی نداشتند. نوبت سئوال پرسیدنم که رسید، پرسیدم:«فکر نمی کنید وقت رفتن رسیده؟» مکثی کرد ، سعی کرد خودش را کنترل کند و گفت:«همه ما یک روز می رویم ، یک روز می میریم. » تشکر کرد و از حلسه کنفرانس رفت. تقریبا از همان روزها بود که مصاحبه های اعضای هیات مدیره علیه اش شروع شده بود و یادم نیست چند هفته بعدش دوام آورد و جایش را داد به فیروز کریمی. 

چند وقت هم بیماری و بعد هم که رفت، برای همیشه. ناصر حجازی شاید هیچ وقت یک مربی خیلی بزرگ نبود اما خدا ساخته بودش برای اسطوره بودن. حجازی بی شک مثل هر انسان دیگری نقص هایی هم داشته . مثلا درباره اش می گفتند حتی به سایه اش هم در کار اعتماد نداشته. برای او که در بهترین سال های عمرش را دور از تیم ملی و با درد و سختی از هند تا بنگلادش طی کرده بود تا بتواند فوتبال بازی کند و خانواده اش را سر پا نگه دارد و همان جا هم از نااهلی رفقایی گفته چطور برایش پاپوش می ساختند و زیرآبش را می زدند.روزهای سخت دهه شصت بی شک در همه بی اعتمادی سال های دهه 80 او نقش داشت و این حس بد بی اعتمادی هم ضربه بزرگی به کار مربیگری اش شد. 

این اما دلیلی نمی شد که حتی اگر مربی رویایی من یا گروه زیادی از استقلالی ها نباشد ، اسطوره فوتبالی مان در تیم نباشد. او برای اسطوره بودن خیلی چیزها داشت. اول از همه خوش تیپی . بعد کاریزماتیک بودن. رک گویی و خوش سخنی . تقریبا هر چیزی که از یک ستاره می خواستی تا با افتخار عکسش روی دیوار خانه ات باشد را او داشت. حتی اگر ستاره نسل ما نبوده باشد.

 او که دستانش اندازه یک قاب عکس جا نداشت تا سرنوشت زندگی اش طوری دیگر رقم بخورد ، عادت نداشت به سر خم کردن. این بزرگترین ویژگی اش بود. آن هم در سال های پر التهاب دهه 80 ، او همانی بود که نسل ما می خواست. صراحت کلامش در گفتن اینکه: «این مملکت همه چیزش به همه چیزش می آید» یا انتقادهایش از یارانه ها و وضع اقتصادی کشور ، برای کسی که از دانشگاه ملی ، آن هم اوایل دهه 50 لیسانس گرفته بود و به عکس خیلی از فوتبالی ها سوادش را داشت و خیلی دلنشین بود. 

حجازی سر نترسی داشت و زبانی سرخ. زبانی سرخ که بهایش شاید سر سبزش بود. همه بدبختی هایی که برایش کشیده بود اما یک قهرمان همیشه از دل این رفتارها سر بر می آورد. آدم سازشکار که اسطوره نمی شود. حجازی همانی بود که باید قهرمان می شد. او تقریبا در همه سال هایی که بود زبان گویای فوتبال مان بود. حتی اگر همه حرف هایش درست نبود. 

می گفت و خوب بود که می گفت. بالاخره باید یکی باشد که بگوید . حتی همین الان هم باز خوب است که محمد مایلی کهن می گوید. حتی اگر ما حرف هایش را نپسندیم. شاید شبیه ترین فرد به حجازی همین علی کریمی است . با همان زبان سرخ، با همان جسارت اما کمی کم سوادتر ، کمی با ادبیاتی عامیانه تر و جسارتا سبک سرانه تر. 

آخرین تصویرم از حجازی همان شب آخر است جلوی بیمارستان آراد ، بالای میدان آرژانتین. همان اشک ها ، همان رقص شمع ها ، همان ناله ها ، همان بنر بزرگ بلند شو اسطوره. آری او اسطوره بود، اگر مربی محبوبم نبود. چه خوب بود که هنوز هم بود و می گفت و زبان گویای فوتبال مان می ماند. تولدت مبارک اسطوره. حیف که نیستی و نیست کسی که هم قامتت باشد در گفتن و بهتر گفتن.

روزنامه ایران

۹۴ ۶  
آی اسپورت
2017-12-14 17:12:00
نظر دهید

۶ نظر
ژان والژان
پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۷:۳۶
با هر معیاری اولین و اخرین ( تنهاترین) اسطوره رشته فوتبال در ایران بود
افرادی بودند و هستند که به لحاظ فنی خوب بودند و یا اخلاقی خوب بودند ولی در هر دو تنها ناصر حجازی اسطوره شد و اسطوره ماند
۷
Meysam
پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۷:۵۱
ّبی سواد
اسطوره گی نه !!!!!!!
درستش: اسطورگی
اونی که شما نوشتی چیز دیگه ای خونده میشه :))
تورک اوغلی
پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۸:۱۶
اسطوره های تیراختور را تورو خدا با اسطوره های پرسپولیس و استقلال مقایسه کنید
حجازی به خاطر مصرف بیش از حد توام سیگار و الکل و مواد سرطان حنجره گرفت و مرد
نوروزی هم به خاطر مصرف ترامادن مرد
حالا بشینید مرتب قصه و افسانه از اینا بسازید مثل قصه هایی که در مورد تاریخ باستانتون میسازید
یه بوعلی سینا و خوارزمی و دو تا شاعر بدمست همش دارید همه عالم را میخواید با اینا بگیرید
۲
سيد رضا
پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۲۳:۳۹
كاش أين جناب اسطوره كمي هم إز مضرات مواد افيوني حرف ميزد!
۳
Dark
جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵
درود بر شما نویسنده گرامی

نمیخواهم نوشته شما را نقد یا تفسیر به رای کنم، شما آزادید نظر خود را بگویید و اتفاقا من هم با بیشتر گفته هایتان در این یادداشت موافقم ...

شاید ناصر حجازی برای شما مربی خوب و ایده آلی نبوده ... که ایرادی هم ندارد ...

ولی برای من و صد البته برای خیلی های دیگر نیمکت استقلال با آقای حجازی چیز دیگری بود ... تنها در بعد فنی میتوان به جمله کریستوف دام بزرگ در دیداری که با ناصرخان داشتند اشاره کرد ... این مرد (ناصرحجازی) به راحتی میتونه تو اروپا مربیگری کنه .... از نظر فنی کارنامه هر چند کوتاه ولی پربار ایشان در استقلال کاملا گویاست ... کمتر از 2 سال مجموعا سرمربی استقلال بود و چند جام گرفت ... نسل بازیکنانی مثل نوازی و اکبرپور و مجیدی و موسوی و دین محمدی و منتظری و برهانی و غیره را به استقلال آورد که سالیان سال در پست های مختلف تیم را بیمه کردند .. در بعد ملی به گفته خود ناصرخان اگر درست یادم باشد زمانی که در ذوب آهن بودند رحمان رضایی که پستش دفاع میانی نبود را به دفاع آورد و چند سال بعد رضایی به مهد مدافعان جهان یعنی ایتالیا رفت و در سری آ چندین سال بازی کرد ... یا ماجرای علی دایی و بانک تجارت .. حتی یادم هست در سال 83 که برانکو از کعبی در دفاع راست استفاده میکرد .. ناصرخان به ایشان توصیه کرد خسرو حیدری که ان موقع در پیکان بود را دعوت کند و گفتند او برای این پست بهتر است ... و خیلی مثالهای دیگر . ولی مسئله اینجاست که نگذاشتند ایشان کار کند وگرنه پتانسیل واقعی ناصرخان چیزی فراتر از اینها بود ...

درباره دوره دوم حضور ایشان ... درست میفرمایید با این تفاوت که برای برکناری ایشان در کاری تاریخی! از هفته دوم جلسه هیئت مدیره تشکیل شد نه هفته پنجم ... من هم فکر میکنم ایشان را آوردند که دوره اول حضورشان در استقلال که به قهرمانی لیگ و نایب قهرمانی آسیا رسیده بود را تحت الشعاع قرار دهند .. ولی خب ناصرخان به این چیزها فکر نمیکرد ... او عاشق استقلال بود و به این امید آمد که کار نیمه تمامش را تمام کند ... هنوز هم وقتی یاد ذوق و برقی که در چشمانش بود درآن شب تابستانی در برنامه ورزش از نگاه 2 و مصابحه با جناب کوثری یادم هست ... که میگفت کی گفته فرهاد دیگه نمیتونه مثل قبل باشه ... فرهاد هنوز سی سالشه و به نظرم میتونه خیلی راحت برای ما گل بزنه .... و همونموقع پروژه بازگشت فرهاد مجیدی آغاز شد و در نهایت رسید به شعار معروف آهای فرهاد مجیدی تو خورشیدی ولی غروب نداری و تا سن 37 سالگی بهترین بازی هایش را انجام داد و خاطره سازی کرد و شد شاه فرهاد آبی ها ....

یاد ناصرخان تا ابد گرامی است ... این اسطوره نه فقط ورزشی بلکه اسطوره اجتماعی مردم ایران زمین ....
omid
جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۱۴:۴۴
تولدت مبارک اسطوره. حیف که نیستی و نیست کسی که هم قامتت باشد در گفتن و بهتر گفتن.
۴
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر