فهرست
یادداشت روز: به بهانه خداحافظی استیو جرارد/  ...و همچنان که زمان می گذرد
یادداشت روز: به بهانه خداحافظی استیو جرارد/ ...و همچنان که زمان می گذرد

یادداشت روز: به بهانه خداحافظی استیو جرارد/ ...و همچنان که زمان می گذرد

بهنام جعفرزاده

آی اسپورت- آن ضربه سر رو به عقب، مانند پایان تلخ یک فیلم عاشقانه بود؛ پرحسرت و تلخ. مثل تماشای معشوق که دست در دست رقیب در افق گم می شود؛ مثل خود \"ریک بلین\" که تمام تلاشش را می کند تا الزا و ویکتور لازلو از کازابلانکا به سوی سرزمین امنی بروند؛ انگار که بخواهی این داستان را زودتر تمام کنی؛ دلخوش به اینکه پاریس با تو خواهد بود. چه فرقی می کند چند بازی بیشتر یا کمتر، وقتی می دانی آخرش، تصویری که از تو در ذهن ستاره های نسل بعد می ماند، چشمان غمگین مردی است که هیچ وقت به آرزوهایش نرسید.

1- برای استفن جرارد رویای جام جهانی با اشک های پل گاسکوئین شکل گرفت. اشک هایی که از همه خنده ها، رقص ها و خوشحالی های جام جهانی 1990، تصویری بهتر و روشن تر از بزرگی جام جهانی و تلخی ناکامی با پیراهن تیم ملی را نشان می داد. همان جا بود که بازی در جام جهانی برای سه شیرها، به رویای پسر مرسی سایدی تبدیل شد؛ رویایی که تنها 12 سال بعد می توانست به واقعیت تبدیل شود اما آن مصدومیت لعنتی باعث شد تا عبور ضربه رونالدینیو از بالای سر دیوید سیمن را از فرسنگ ها دورتر از شیزوکا تماشا کند؛ آنجا بود که معنی اشک های گازا را فهمید.

2- آنها نسل طلایی بودند یا قرار بود باشند؛ دیوید بکام، جان تری، ریو فردیناند، فرانک لمپارد، اشلی کول، مایکل اوون، وین رونی و استیو جرارد. چهار دهه بود که تیم ملی انگلیس این همه ستاره نداشت. در جزیره همه منتظر جام بودند؛ اما جام های جهانی و یوروها یکی پس از دیگری سپری شد و اتفاقی نیفتاد. انگار نسل طلایی طلسم شده بود؛ دو جام پیاپی در ضربات پنالتی مغلوب پرتغال شدند و وقتی به یورو 2008 نرسیدند، تردیدها به نسل طلایی آغاز شد. زوج او و لمپارد قرار بود بهترین خط هافبک دنیا را تشکیل بدهند و سه شیرها را به قله آرزوها برسانند اما تصویری که از آنها، از جامی به جامی دیگر به جا ماند، تغییر نکرد؛ دست به کمر، غمگین و خیره به ناکجا.





3- می دانست برزیل پایان راه خواهد بود؛ آخرین امید. دیگر از نسل طلایی خبری نبود؛ اوون و بکام مدت ها بود که دیگر برای سه شیرها بازی نمی کردند؛ بعد نوبت به فردیناند و تری رسید و حالا این آخرین فرصت برای او، لمپارد و حتی رونی بود. دو سال قبل که کار انگلیس در یورو باز هم به پنالتی کشید، برای پنالتی اول پیش قدم شد تا روحیه هم تیمی هایش را بالا ببرد اما ضربه های یانگ و کول، همان جایی که رفت که در این دو دهه، شوت های ساوت گیت، دیوید بتی، بکام و حتی خودش رفته بود. باتجربه تر از آن بود که فکر کند ناکامی های قبلی را می تواند در برزیل جبران کند؛ در بازی اول که شکست خوردند، دیدار با اروگوئه حکم مرگ و زندگی را پیدا کرد اما انگار او دیگر طاقت انتظار کشیدن را نداشت.

 

4- این روزهای آخر که به خداحافظی فکر می کرد، مطمئنا به یاد آن شب مونیخ هم افتاده؛ شبی که رقیب قدیمی را در المپیک اشتادیون له کردند؛ رویایی ترین شب او با پیراهن انگلیس؛ 3 گل از اوون دو گل او و هسکی باعث شد تا صبح فردایش روزنامه ها تیتر بزنند:\" آلمان 1-5 لیورپول\". عاشقانه جرارد وتیم ملی انگلیس اگرچه پایان خوشی نداشت اما حداقل \"مونیخ\" همیشه با او خواهد بود.

  ۳  
آی اسپورت
2014-07-22 17:08:07
نظر دهید
۳ نظر
-
سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۳، ۱۸:۵۰
زیبا
ارد
چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳، ۲۱:۳۱
آقامون
علی - آنفیلد - خرم آباد
پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳، ۱۵:۳۴
استیوی عزیز ناراحت نشو ایشالا قهرمانیه لیگ برتر.
متن زیبایی بود.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر