فهرست
لبخند خشکیده در نوکمپ؛ مانده غرور دوگانه
لبخند خشکیده در نوکمپ؛ مانده غرور دوگانه

لبخند خشکیده در نوکمپ؛ مانده غرور دوگانه

یک؛ سه‌شنبه شب گذشته هوای پایتخت ایتالیا کاملا بهاری بود اما  فکر می‌کنم ارنستو والورده روی تارتان خاطره‌انگیز المپیکو یخ زده بود. نمی‌دانم، شاید هم شرط بسته بود تا قبل از دقیقه 81 تعویض نکند. هنوز گیجم و نمی‌دانم تا قبل از دریافت گل سوم از رم در ذهن او چه می‌گذشت که این بلا سر بارسا آمد. والورده را در طول فصل لالیگا و حتی بازی‌های دشوار سی‌ال به خاطر تغییرات درستش حین بازی تمجید می‌کردم. اصلا بارسا بارها به خاطر تغییرات مثبت این مربی در حین بازی از شکست، پیروزی ساخت یا از باخت فرار کرد. به واقع همین نکته بزرگ تبدیل به ویژگی بارز سرمربی این فصل بارسا شده بود تا او را خیلی زود تبدیل به مردی در قواره نیمکت بارسا کند و در مسیر رکوردهای جاودانه و البته کسب سه‌گانه قرار دهد اما در مهم‎ترین و حساس‌ترین نقطه همه چیز خراب شد.

والورده‌ای که در تمام مسابقات از دقیقه 60 به بعد تغییراتش را آغاز می‌کرد و معمولا با بیرون بردن اینیستا و تغییراتی در دفاع و حمله ضمن پوشاندن نقاط ضعف تیمش، جان تازه‌‌ای به ریتم تهاجمی بارسا می‌داد تا یک دقیقه قبل از ثبت گل سوم رم برای اولین تعویض خود(گومش به جای اینیستا) صبر کرد و دو تعویض بعدی‌اش را هم در دقیقه 85 بعد از انفجار شهر رم انجام داد که دیگر ثمری نداشت. در حالی که بارسا آن شب کابوس‌وار در تمام مناطق زمین ضعف داشت و شاید سه تعویض هم برای بازگشت به شرایط نرمال کافی به نظر نمی‎رسید. باورم نمی‌شود پائولینیو و دنیس سوارز که می‌توانستند تغییرات مثبتی در میانه زمین بارسا بدهند هرگز به میدان نیامدند و حضور دمبله و آلکاسر در 5 دقیقه پایانی مطابق انتظار بی‎ثمر بود. شاید برای کوچک‌ترین هوادار بارسا و هر تماشاگر تلویزیونی مثل روز روشن بود که رم بعد از گل دقیقه 58 انگیزه، اشتیاق، فرصت و توان کافی برای به ثمر رساندن گل سوم و ثبت یک کامبک بزرگ را خواهد داشت. در آن شرایط والورده می‌توانست با تغییراتی در میانه زمین و خط دفاع فشار را بر حریف بیشتر کند و روزنه‌های امید رم را ببندد اما انگار او مسخ شده بود و توانی برای تغییرات مثبت نداشت تا بعد از مسابقه مسئولیت این شکست بزرگ را بپذیرد. شکستی که می‎‌تواند دوگانه احتمالی بارسا را نیز تحت تاثیر قرار دهد و فصل کم‌نوسان این تیم را با شوکی دردناک در ذهن‌ها آرشیو کند.

دو؛ فقط چهار روز بعد از این شکست بزرگ که بارسا و ستاره‌هایش را کاملا به‌هم ریخته بود دوئل نزدیک با تیم چهارم جدول می‌توانست چالشی بزرگ برای والورده و تیمش باشد. ابعاد دردناک شکست و حذف در المپیکو آنقدر گسترده بود که بیش از 38 هزار صندلی نوکمپ خالی ماند و لبخند روی لبان بازیکنان بارسا بعد از گلزنی خشکید. حتی رخوت بعد از باخت و افسردگی از دست رفتن لیگ قهرمانان و ناکامی در راه رسیدن به نیمه‌نهایی را می‎‌شد در حرکات لئو مسی هم مشاهده کرد. در چنین شرایطی تیم فوق‌العاده تورال جلوی بارسای پریشان شروعی فوق‎العاده داشت و در نهایت طی نبردی برابر و پایاپای اسیر نبوغ گلزنی سوارز، ایستادگی تراشتگن، نمایش مثبت کوتینیو و پرواز اومتیتی در جهت جبران اشتباهاتش شد وگرنه والنسیا همان خفاش بی‎رحم بازی رفت و طول فصل بود که برای عنوان سومی خیز برداشته و نمی‌خواست از رئال مادرید عقب بیافتد. بارسا با نمایشی پایاپای بازی حساس هفته را از والنسیا برد و یک گام دیگر به قهرمانی نزدیک شد. در واقع آنچه در این مسابقه اهمیت داشت نه کیفیت برتر و رسیدن به ریتم همیشگی بارسا بلکه پیروزی به هر کیفیتی بود که حاصل شد تا تیم متلاطم والورده به جاده قبلی برگردد و آرامش در این مجموعه حکمفرما شود.

سه؛ نمایش پائولینیو و بازی مثبت دنیس سوارز مقابل والنسیا همچنان این پرسش را در ذهن تقویت می‌کند که چرا والورده بعد از گل دوم رم خط میانی‎اش را ترمیم نکرد اما شاید دانستن پاسخ این سوال و پرسش‌هایی از این دست نیز تاثیری در روند فعلی بارسا نداشته باشد. بارسا حالا دو هدف بزرگ را دنبال می‌کند و دو جام پیش رو دارد که در دو قدمی آنهاست. تیم والورده از شش بازی باقیمانده در لالیگا 7 امتیاز می‌خواهد. از این سه مسابقه دو دیدار مثل بازی با والنسیا دشواری‎های خاص خود را خواهد داشت. اولی بازی با سلتا در خانه حریف است که تبدیل به قتلگاه بارسا طی فصول اخیر شده و دومی بازی با ویارئال رده ششمی که نمی‌خواهد جایگاهش را به سویای قدرتمند بسپارد. بعد از این دو مسابقه دشوار، بارسا با دپور بازی خواهد کرد که پیروزی در این مسابقه سخت نخواهد بود. حالا تیم والورده با یک تساوی و دو برد در سه هفته پایانی می‌تواند قبل از ال کلاسیکوی برگشت قهرمانی‌اش را با 89 امتیاز قطعی کند که  تقابل با رقیب دیرینه در چنین شرایطی لذت‌بخش خواهد بود حتی اگر زیدان حکم بدهد خبری از تونل افتخار در برنابئو نیست. یادمان نرود هفته آینده فینال کوپادل‎ری نیز در مادرید برگزار می‌شود و اگر بارسا این فینال دشوار را از سویا ببرد با دوگانه قدم به ال‌کلاسیکو خواهد گذاشت. شاید غرور ناشی از کسب این دوگانه تا حدودی با از دست رفتن چمپیونز لیگ بالانس شود و شاید هم به کلی بارسا را در موقعیتی برتر از رئال قرار دهد؛ برای پی بردن به این واقعیت به حرف‌های اخیر زیدان رجوع کنید که گفته قهرمانی در لالیگا را به لیگ قهرمانان ترجیح می‌دهد چرا که بردن جام در لیگی 38 هفته‌ای با این کیفیت دشوارتر از بردن لیگ قهرمانان خواهد بود. ال‎کلاسیکوی برگشت در فاصله 5 روز بعد از پایان مرحله نیمه‌نهایی سی‌ال برگزار می‌شود و چنانچه رئال به فینال نرسیده باشد غرورناشی از دبل احتمالی بارسا دوچندان خواهد شد اما اگر رئال فینالیست شده باشد همه چیز به نوعی در تعادل قرار خواهد گرفت و فقط این سلایق است که حکم می‌کند دبل بارسا به اندازه قهرمانی مادریدی‌ها در اروپا ارزش خواهد داشت یا تحت تاثیر آن اتفاق کمرنگ می‌شود.

چهار؛ بارسا از رکورد استثنایی سوسیداد در آخرین سال از دهه 70 گذشت اما در اینکه بتواند بدون شکست قهرمان لالیگا شود تردیدهایی اساسی وجود دارد. نمایش ضعیف مقابل رم و بازی پاپایای مقابل سویا و والنسیا نشان داد تیم والورده طی یک ماه گذشته تا حدودی دچار افت شده که البته قابل پیش‌بینی هم بود. در چنین شراطی فشردگی بازی‎های این هفته و بازی با سلتا قبل از فینال کوپادل‌ری می‌تواند محلی برای پایان احتمالی رکورد بزرگ این فصل بارسا و والورده باشد اما اگر بارسا فردا شب در ویگو هم شکست نخورد باید به سازمان دفاعی این تیم و البته حمله‌‎ورانش که هر حریف کوچک و بزرگی را اسیر خود می‌کنند احترام ویژه‌ای گذاشت کما اینکه همین حالا نیز می‌توان به خاطر کار بزرگ والورده و شاگردانش در این فصل لالیگا از آنها به شکلی کاملا ویژه ستایش کرد و بارسای 2018-2017 را به خاطر ثباتش در ذهن سپرد.

 

۱۱    
آی اسپورت
2018-04-16 17:19:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر