فهرست
باشگاهها برای خداحافظی مدیون کسی نیستند
باشگاهها برای خداحافظی مدیون کسی نیستند

باشگاهها برای خداحافظی مدیون کسی نیستند

آی اسپورت- پیش فصل لیگ امسال ایران مثل سالهای پیش یک اتفاق مشابه داشت، بازیکنانی که می‎خواستند با باشگاه قدیمی و مورد علاقه‎شان از فوتبال خداحافظی کنند. علی کریمی، جواد نکونام و علیرضا اکبرپور، غلامرضا عنایتی و.... و نام‎های بزرگی که این سالها قصه‎شان را می‎دانیم. بازیکنانی که می‎خواستند/ می‎خواهند با پیراهن تیم محبوبشان از فوتبال خداحافظی کنند اما مربیانشان اعتقادی به آنها ندارد.
همه‎ی عاشقان فوتبال مسحور آن بازی آخر فصلی هستند که بازیکن با بازوبند کاپیتانی به جمعیت ایستاده‎ای نگاه می‎کند که با تمام وجودش دست می‎زند و نام او را فریاد می‎زند و کم کم اشک به چشمانش می‎آید و با دستی اشک‎هایش را پاک می‎کند و با دستی از آنها تشکر می‎کند. لحظه‎ی بدرقه‎ی او به پانتئون بزرگان تاریخ فوتبال. ولی آیا این تنها در آن تالار بزرگ است؟
 
سوال این است که آیا بازیکنان بزرگ بخاطر سهمی که در موفقیت‎های باشگاهشان داشته‎اند حق دارند از آنها متوقع باشند؟ آیا واقعا «حق فلانی است که یک خداحافظی در حد شان و منزلتش داشته باشد؟» یا «با پیراهن تیم مورد علاقه‎اش از فوتبال خداحافظی کند؟» هر حرفه‎ای برای تدوام کارش نیاز به اخلاق خاص خودش دارد، اخلاق مهندسی، اخلاق کارگر و کارفرما، اخلاق حرفه‎ای فوتبال و... قوانین اغلب نانوشته‎ای که حافظ شان و منزلت و تاریخ آن مجموعه‎اند. اگر فرد جدیدی وارد آن مجموعه شود بداند که بابت عمر و انرژی که برای آن مجموعه می‎گذارد احترامی در خور پاسخ می‎گیرد. ولی احترام در گذر زمان‎ شکل‎های جدیدی به خود می‎گیرد. خودش را بازتعریف می‎کند و احساسات جدیدی می‎سازد. حالا دیگر تیری آنری پیش از آن که در تیم دیگری از فوتبال خداحافظی کند از مجسمه خودش در مقابل ورزشگاه امارات پرده‎برداری می‎کند. او هنوز در آمریکا رکوردهای گلزنی قاره دیگری را جابجا می‎کند و همزمان اسطوره باشگاه آرسنال است. آیا چنین اخلاقی مورد پذیرش فوتبال ایران قرار می‎گیرد؟ احترام به بازیکنان بزرگ وظیفه باشگاه است، ولی آیا تیم‎ها هم متعهد به چنین وظیفه‎ای هستند؟ آیا آرسن ونگر موظف است که تا آخرین لحظهآنری را در چمن امارات نگه دارد یا باشگاه باید مجسمه‎اش را در سرسرا نصب کند؟

مربی تیم به پیروزی تیمش متعهد است نه هیچ چیز دیگر. و ابزارش بازیکنانش هستند و افکار خودش. او می‎خواهد تیمش قهرمان شود، اگر شده با گل به خودی حریف! اگر دوایت یورک و اندی کول نتوانستند، الگنار سولسشر باید بیاید و تیم را قهرمان اروپا کند. اگر میرو کلوزه نتوانست بازیکنی از روی نیمکت بیاید و تیمش را قهرمان جام جهانی کند. او می‎خواهد همه اعضای تیمش مثل اعضای بدن هماهنگ باشند. کسی از این سمفونی بیرون نزند، حتی اگر بازیکن بزرگی باشد. مربی دوست ندارد در لحظه‎ای که تیمش عقب افتاده دوربین‎ها بازیکن بزرگی را روی نیمکت نشان دهند که مغموم در صندلی فرو رفته. این یعنی یک نت فالش. 
 
باز همان سوال اول. آیا بازیکنان بزرگ باید از باشگاهشان توقع بازی تا لحظه آخر عمر فوتبالی‎شان را داشته باشند؟ آیا گله کردن و غر زدن بار روانی به تیم محبوبشان اضافه نمی‎کند؟ آیا اصولا باید توقع داشت؟ چه آشکار چه پنهان. چه در مصاحبه نکونام چه در نامه خداحافظی کریمی. آیا وقتش نرسیده که بازیکنان بجای پیروی از افکار عمومی با فکر و منطق خودشان جهت جریان فکرها را عوض کنند؟
روز آخر همه ما، چه کارمند باشیم چه کارگر چه بازیکن فوتبال، وقتی از جایی که بودیم خارج می‎شویم دچار احساسات می‎شویم. احساسات در این سرزمین اغلب از مسیر مظلومیت می‎گذرد. معمولا یک طرف بازی متهم به قساوت می‎شود تا راه بروز احساس باز شود. نقطه‎ی مقابل احساساتِ قدیم قساوت نیست بلکه احساساتِ جدید است، جایی که بازی با منطق دو طرف به سمتی ‎برود که لحظه آخر همه ایستاده باشند و همدیگر را تشویق کنند. جایی که بازی آخر با باخت هیچکدام تمام نشود. که پایان، ورود به جاودانگی باشد. این بار از دری جدید به پانتئون بزرگان.
  ۲  
آی اسپورت
2014-07-31 12:33:11
نظر دهید
۲ نظر
-
پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳، ۲۱:۰۹
برو بابا. علی کریمی همین الان از همه بازیکنان پرسپولیس سرتره .
چنگیز
جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳، ۱۶:۲۳
با حرفت موافقم به شرطی که تماشاچیان و هواداران ما هم مثل هوادارن اروپایی باشن و دید حرفه ای و درستی داشته باشن. نه اینکه چون علی کریمی سال آخر فوتبالش رو در تراکتور بازی کرده تماشاچیان رقیب بهش بگن اسطوره ی تراکتور. در حالی که رائول گونزالس اسطوره ی رئال مادریده حتی اگر در این تیم از فوتبال خداحافظی نکرده باشه. یا الکس دلپیرو تیری هانری و ....
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر