فهرست
سبک تیم ملی معمای تکراری
سبک تیم ملی معمای تکراری

سبک تیم ملی معمای تکراری

آی‌اسپورت- فرآیند انتخاب سرمربی تیم ملی ادامه دارد و بر اساس آخرین اخبار مربیان خارجی هم در کنار مربیان ایرانی بین گزینه‌ها هستند. در شروع گمان می‌رفت که بعد از جنجال قرارداد ویلموتس، فدراسیون مربی ایرانی را ترجیح بدهد، ولی به نظر می‌رسد دایره انتخاب وسیع‌تر شده و با اعمال محدودیت کمتر می‌توان معیارهای فنی بیشتری را برای این پست حساس در نظر گرفت. 

حالا احتمالاً دوباره این سؤال نسبتاً جدید مطرح شود که «مربی بعدی باید تابع کدام سبک باشد؟» این بحث اما مقدمه‌ای دارد که قبل از پاسخ دادن به سؤال فوق باید آن را مرور کرد. اولین بار در دوره مربیگری کی‌روش بود که بحث «سبک بازی» در فوتبال ایران مطرح شد، آن هم بیشتر از جانب منتقدان مربی پرتغالی که دفاع – ضدحمله را مناسب تیم ملی نمی‌دانستند، ولی هیچ‌کدام از آنها توضیح نداد که با کدام مستندات سبک فوتبال ایران را هجومی می‌داند. 

اگر از اغراق‌های رایج بگذریم، پیشرفت فنی فوتبال ایران در سال‌های اخیر کند بوده و نتوانسته از علم جدیدی که در بالاترین سطح تولید می‌شود به خوبی بهره ببرد. محدودیت ارتباطات بین‌المللی و ضعف آموزش مهم‌‌ترین دلایل این عقب‌ماندگی بوده است. فوتبال ایران در شروع تحت تأثیر آموزه مربیان بریتانیایی قرار داشته و این سبک بازی برای سالیان طولانی جریان غالب محسوب می‌شد.
در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ که رکودی نسبی را پشت سر گذاشتیم، این مدل بازی همچنان منبع الهام مربیان بود. حتی در لیگ برتر هنوز رگه‌های این بازی قابل رؤیت است و مهم‌تر اینکه برای موفقیت می‌توان به آن تکیه کرد. وارث اصلی این سبک امیر قلعه‌نویی است و نگاهی به فهرست قهرمانی‌های این مربی نشان می‌دهد که فوتبال مستقیم هنوز فرمولی برنده به شمار می‌رود. 

تنها در چند سال گذشته است که شاهد ورود جریان‌های تازه به لیگ برتر بودیم. برانکو با فوتبالی نسبتاً ساده که مبتنی بر پرس حریف و بازی سریع بود توانست یک نایب‌قهرمانی و سه قهرمانی متوالی به دست آورد.  اصرار گل‌محمدی به فوتبال مالکانه موفقیت‌های خوبی برای این مربی داشت و کمک کرد او آرام آرام خودش را از لیگ یک به باشگاه‌های مدعی لیگ برتر برساند. 

در فصل جاری هم استراماچونی با استفاده از خط دفاعی سه‌نفره و دو بال هجومی تیمی زهردار ساخت که حریفان پرشماری را غافلگیر کرد و توانست به بردهای پرگلی برسد. تحول آرام فوتبال ایران در بعد فنی تنها به چند سال اخیر برمی‌گردد و زمان زیادی نیست که باشگاه‌ها حاضر شده‌اند از دایره تکرار خارج شوند و سراغ نام‌های تازه‌ای بروند که حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارند. این جریان نو اتفاق مثبتی است که می‌تواند پیش‌درآمد پیشرفت فنی فوتبال ایران باشد، ولی انتخاب تاکتیک‌های پیچیده و موفقیت آن پیش‌نیازهایی دارد که مهم‌ترین آن آموزش‌های اولیه بازیکنان در سنین نوجوانی است. 

بارسا یکشنبه شب اولین بازی‌اش با کیکه ستین را پشت سر گذاشت. بلافاصله پس از پایان این بازی تحلیل‌های مختلفی درباره افکار این مربی ارائه شد. بازیکنان بارسا در این بازی توانستند ۱۰۰۵  پاس بدهند که سومین آمار برتر باشگاه محسوب می‌شود و تیم اسپانیایی پیش از این تنها تحت هدایت گواردیولا توانسته بود دو بار از مرز هزار پاس عبور کند. همچنین بازیکنان شرح وظایف متفاوتی داشتند و مدل بازی بارسا نسبت به دوره والورده تغییرات اساسی داشت. 

ستین حدود یک هفته است که به بارسا آمده و در همین زمان کم توانسته چنین تغییرات محسوسی به‌وجود آورد. بخشی از این تحول سریع به ایده‌های روشن و تبحر این مربی برمی‌گردد و بخش دیگر آن نتیجه آموزش مناسب و آمادگی ذهنی بازیکنان بارساست که به این سرعت می‌توانند خودشان را با خواسته‌های سرمربی جدید تطبیق بدهند. با این پیش‌فرض، انتخاب یک مربی بادانش برای تیم ملی اتفاق مثبتی است، ولی با بازیکنانی که در آموزش‌های اولیه مثل بازیکنان اروپایی نبوده‌اند، اثرگذاری این مربی محدود می‌شود و سیر تحول چندان سریع نخواهد بود. 

علاوه بر این سرمربی تیم ملی به اندازه برانکو در پرسپولیس یا استراماچونی در استقلال زمان ندارد و نمی‌تواند ایده‌هایش را کاملاً پیاده کند. با همه اینها یک انتخاب صحیح می‌تواند فوتبال ایران را چند گام جلوتر ببرد، نه مانند ویلموتس که با شعار کاذب «سبک هجومی» تیم ملی را در خطر حذف قرار داده است.

۳    
آی اسپورت
2020-01-23 01:25:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر