فهرست
تیم ملی‌مان را از بین نبرید!
تیم ملی‌مان را از بین نبرید!

تیم ملی‌مان را از بین نبرید!

1- صد و ده هزارنفر با چشمانی از حدقه درآمده او را هو می‌کردند. پیراهن را روی سرش کشیده بود و از بازی بیرون می‌رفت. باورش نمی‌شد که در چند دقیقه با دو کارت پیاپی از بازی اخراج شده باشد. به خوبی می‌دانست بخش مهمی از صعودمان در گروی این بازی بود و او به تنهایی ایران را ده نفره کرده بود. هرچه که به کنار زمین نزدیکتر می شد که از بازی بیرون برود صداها بلند تر می‌شد. او گریه می‌کرد و طاقت مردمی که به ستوه آمده بودند آنگونه طاق شد که تمام سکوها بی‌غیرت خطاب اش می‌کردند. آنقدر گفتند و گفتند تا مسعود شجاعی در میانِ پوزخندهای کره ای ها دور شد و به رختکن رفت.

ایران مقابل کره جنوبی باید ده نفره به بازی ادامه می داد. فشار بر روی مسعود شجاعی و حتی کارلوس کیروش بیش از پیش شده بود. آن روز با تیمی ده نفره به بازی برگشتیم و کره جنوبی را در یک بازی دراماتیک با گل جواد نکونام شکست دادیم اما صورت مساله قرار نبود تغییر کند. کار به آنجایی کشیده شده بود که تیم ملی ایران در سه بازی آخر نیاز مبرم به حداقل هفت امتیاز داشت تا به جام جهانی برزیل برسد. که دو بازی در دوحه و بوسان مقابل قطر و کره جنوبی همان اندازه که دل مردم را به تپش انداخته بود همان اندازه هم باعث خشنودی چهره هایی شد که این تیم ملی را با یک مربی اجنبی دوست نداشتند. آن روزها کارشناسانی در تلوزیون حضور پیدا می کردند که آنچنان رزومه پرطمطراقی نداشتند اما با این حال از هیچ روزنه ای برای زخم زبان زدن به تصمیم های کارلوس کی‌روش دریغ نمی‌کردند. سید مهدی رحمتی پیراهن تیم ملی را از تن درآورده بود و رفته بود، می گفت کیروش فقط یک دستیار است، می گفت می خواهم با فلانی به تیم ملی برگردم. هادی عقیلی اردو را بی خبر ترک کرده بود، و خلعتبری و دیگران هم دیگر جایی در تیم نداشتند. بازی با قطر در دوحه از آن معدود بازی هایی بود که می توان ساعت ها از آن گفت و نوشت. فقط یک قدم تا حذف تیم ملی‌مان مانده بود، اما کارلوس کی‌روش در مقابل سیلی از انتقاداتی که دیگر به وضوح از رسانه شنیده می‌شد سربازان را به صف کشید و بی بدرقه و بدونِ حمایت، با مچ‌بندهای منقش به پرچم ایران راهی دوحه شد. چیزی به تحقق آنچه که منتقدین به انتظار نشسته بودند، نمانده بود. خلاصه اش کنم، فقط چند دقیقه به بازی با قطر مانده بود که بازیکنان تیم ملی ایران با صورتی خیس و چشمانی گریان پا به چمن‌های قلعه جاسم بن حمد گذاشتند. کمی صبر کنید.


2- در روزهایی قرار گرفته‌ایم که نه صدرنشینی شاگردان برانکو ایوانکویچ دلمان را می‌برد، نه قعرنشینی آبی‌پوشان، نه پچ‌پچ‌های باندبازی‌های سرخ پوشان آنچنان اهمیت دارد، نه سردرگرمی و بی‌تاکتیکی شاگردان علیرضا منصوریان. راستش دلمان برای خداحافظی غریبانه سهیل حق شناس هم نمی‌گیرد، همان اندازه هم رای اعتماد مجلس به سلطانی فر حواسمان را پرت نمی‌کند. نه دلمان برای شعار حرص دراورِ حالا حالاها قهرمانیم ِ زردپوشان تنگ شده، نه قعرنشینی پرشورهای تبریزی دلمان را آب کرده. همه اتفاقات در سایه رویداد مهم تری قرار گرفته اند. به روزهایی رسیده‌ایم که تیم ملی ایران در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته.

هر آنچه ساخته بودیم جلوی چشم‌مان در حال نابودی است. روزهایی را به انتظار نشسته ایم که مرد پرتغالی برگشته اما نه هوای بیانیه در سر دارد و نه خبری از استعفاهایش شده. فقط می شنویم که بازیکنان مغضوب جمهوری اسلامی، نامشان در صدر فهرست کارلوس کی روش برای اردو و بازی تدارکاتی نوشته شده است. مسعودشجاعی و احسان حاج صفی هیچگاه بازیکنان محبوبی نبوده اند، اما تا دلتان بخواهد محترم بوده‌اند. 

احسان به زردپوشان آنقدر وفادار ماند که نه اسکناس‌های آبی های پایتخت هوایی‌اش کرد و نه تماس‌های شبانه حاج حسین هدایتی و هیات مدیره سرخپوشان. خودش می‌گفت یا سپاهان یا اروپا، همانطور هم شد. مسعودشجاعی هم فارغ از مباحث فنی که بسیار خوش فکرتر از قبل در زمین مسابقه می درخشد، در بیرون از زمین هم بسیار دوست داشتنی تر شده است، نشان به آن نشان که یا پشت کودکان کار می ایستد و یا در حضور رییس جمهور، جای نگرانی و دلواپسی برای پاداش، قول مردانه برای ورود بانوان به استادیوم می گیرد. از مهناز افشار گرفته تا ترانه علیدوستی، از صنف موسیقی گرفته تا بچه های تئاتر و تلویزیون، از بازیکنان امروزی تا کاپیتان های سابق همه با شجاعی و حاج صفی احساس همدردی کرده اند. حتی مهدی مهدوی کیا و جواد نکونام هم با بیانی تند و تیز و حماسی پرده‌ای دیگر از بزرگی حادثه نوشته اند. دیگر کسی نماندهکه پشت مسعود شجاعی و احسان حاج صفی نمانده باشد. حتی محمد مایلی کهن هم بدون آنکه پیراهن های آنچنانی بر تن کرده باشد مدافع سرسخت بازیکنان مظلوم تیم ملی شده است. بماند که نشریه های فرانسوی و آلمانی هم بیکار نمانده اند و بخشی از ورق هایشان را با گذاشتن چند علامت تعجب اختصاص داده اند به این اتفاق و محرومیتِ احتمالی بازیکنان از تیم ملی ایران. کاش می شد برای آنها که دست به خودنویس ایستاده اند که حکمِ تعلیق مان را امضا کنند می گفتیم: کمی صبر کنید.

شاید مشکل از فرهنگ ما است که همانند سردار نقدی فکر نمی کنیم که گفته بودند «بازیکنان تیم ملی نماز شب بخوانند برزیل را هم شکست می دهند». نماز شب خوانیدم اما نه برای برد و باخت و تعابیر اینگونه، بلکه نماز شب را این روزها برای حلقوم بریده محسن حججی خوانده‌ایم تا بچه های پشت چراغ قرمزی که یا مهمانانان ناخوانده علی کریمی بوده‌اند و یا ختم کلام مسعود شجاعی. یک وقت بی‌احترامی نشود و یا گمان نشود فریب باد و دلستر نامداری را خورده باشیم، و یا خدای نکرده برای مردانِ هفدهم نحس خردادماه سکوت کرده باشیم. گفتن ندارد ولی اُنس گرفته ایم با خردادهای همیشه پرحادثه. اما آن روز که تکبیرهای الله اکبر «پشت سرهم» سر داده می شد افتخار کردیم که نمایندگانمان، همان ها که دانه به دانه اسمشان را با هزار امید روی برگه رای می نوشتیم از صدای شلیک و انفجار به گفته خودشان صندلی شان را ترک نکردند، حال دیگر گفتن ندارد که همان ها برای یکی دوتاعکس سلفی چه آبرویی از ملت بر باد دادند.

مگر آقای حسین الله کرم نبودند که تظاهرات را از حسینیه تا آزادی آغاز کردند تا تیم ملی ایران در شب تاسوعا مقابل بازیکنان کره ای که برای اولین بار در تاریخ با مشت های گره زده خودشان را به فرودگاه رسانده بودند دیدار نکنیم؟ آن روز در ورزشگاه آزادی مردم با پیراهن های سیاه به آزادی آمده بودند. آن روز بردیم اما هیچ اعتقادی سست نشد، گل زدیم اما هیچ بی احترامی ای صورت نگرفت. اصلا آقای الله کرم ببخشند که ما سیدجواد ذاکر را از مفاخرانی چون سعید حدادیان و محمودکریمی بیشتر دوست داریم. ربطی به پاکت‌های سنگین و صدای گلوله هم ندارد.


3- پیراهن تیم ملی میراث آستین هایی است که غولِ آن روزهای آسیا را زمین گیر کرده بود. همان روزی که سرمربی کره شمالی می گفت «خدا از آستین های دروازبانشان بیرون آمده بود». ناصر حجازی را می گفت که در ورزشگاه مخوف پیونگ یانگ مقابل کره شمالی که آن روزها معروف به طوفان زرد آسیا بود دست به حماسه زده بود و اجازه نداد حتی یک توپ از خط دروازه اش بگذرد. همان تیم ملی که ناصرمحمدخانی در بوسان با پاهایی مصدوم و بانداژ شده ژاپنی ها را یکی پس از دیگری دریبل زد و توپ را با شوتی سنگین به گونه ای به سقف دروازه شان دوخته بود که هم از لنز دوربین جا ماند و هم دوثانیه طول کشید تا بازیکنان هردوتیم متوجه اش شوند. این تیم ملی ایران مان است، همانی که احمدرضا عابدزاده با کتفی شکسته مقابل هیتاندو آنگونه شیرجه رفته بود و حمیدرضا پرید و مهدی موشک شد و رفت. پاهای برهنه مان، فریاد های ایران مان، پس از هر صعود خوب یادمان است، دیگر شما زخم زبان نزنید آقای داورزنی. این تیم را از بین نبرید. این تیم میراث دهداری، مهاجرانی، پروین و منصور است. میراث پکن و جادوی اسکاتلند است.

تردید نداشته باشید اگر با تصمیمات اشتباه مسعود شجاعی و احسان حاج صفی از تیم ملی محروم شوند کارلوس کی‌روش برای همیشه از تیم ملی می رود. او مردی نیست که برخلاف خیلی هایمان «بله قربان گو» باشد. دریچه قلب او برای خسته ترین مردم ایران باز است، عهد و پیمان مردم برای تراژدی بازی با آرژانتین و التماس های اشکان به میلوراد ماژیچ نیست بلکه زمانی قول و قرارها گذاشته شد که کارلوس کی‌روش ما مردم ایران را در هر کشوری که پا گذاشت مردمش خطاب می کرد. نکند برای یک تصمیمِ افراطی برسیم به یکی از مربی های ایرانی و یا کروات بر روی نیمکت تیم ملی مان. نکند دوباره هومن افاضلی ها، امیرحسین پیروانی ها بشوند همه کاره مان. نکند نیم نگاهی به امیر قلعه نویی داشته باشید که دوباره یکی از بهترین نسل های تیم ملی مان از بین برود، نکند چشم به نیمکت تازه جان گرفته پرسپولیس دوخته باشید که برانکو بیاید. این آخری با همه موفقیت هایش هم یک عقب گرد است. کمی صبر کنید.

با احترام به آقای داورزنی که ایشان را یکی از محترم ترین اشخاص ورزش می‌دانم؛ نه به این خاطر که بی خبر از شکار دوربین‌ها برای المپیکی شدنمان اشک می‌ریخت و یا عصر باشکوه والیبال مان را ساخته، بلکه به این خاطر که همواره پاسخگو بوده اند. در راس نیمکت تیم ملی کشورمان مربی ای حضور دارد که همان اندازه عاشق مردم ایران است همان اندازه هم به اصولش پایبند است، کارلوس کی‌روش یک تفاوت دارد که از نام کاپیتان و پسر محجوب اصفهانی به این راحتی ها نمی گذرد، یعنی از هیچ کدام از پسرانش نمی گذرد، پشتشان را خالی نمی کند. اگر این حکم اجرا شود و این بازیکنان از لباس تیم ملی محروم شوند بعید نیست کارلوس کی‌روش تیم ملی را تحویل دهد تا با سالها آقایی آسیا و رنکینگ هایمان آخرین سلفی ها را بیانداریم. بی پرده بگویم؛ محرومیت شجاعی و حاج صفی نه تنها همه چیز را از ایران می گیرد بلکه به آبرو و شان و منزلت کشورمان هم ضربه ای غیرقابل جبران می‌زند.

4- آقایان فدراسیون، روسای دولت، جناب سلطانی فر و شما آقای داورزنی که دستی بر آتش دارید و از طرف مان می گویید که «مردم به شدت تاکید دارند شجاعی و حاج صفی از تیم ملی حذف شوند» از زبان کدام مردم سخن می گویید؟ اگر به مردم باشد آن کسانی باید حذف شوند که آبروی یک ملت را بخاطرعکس سلفی در مجلس از بین برده اند، نه بازیکنانی که با مچبندهای ایران به تعهدات خودشان مجبور شده اند پایبند بمانند. کاش آقای داورزنی برای مردم حقیقت را می گفتند که آن روز در دوحه چه اتفاقی افتاده بود. کاش چشم باز می کردیم و بیانیه های مسعودشجاعی و احسان حاج صفی را دوباره می خواندیم. کاش درک می کردیم اعتقاد و آرمان این بازیکن ها ارزشمندتر از آنهایی است که چشم در چشممان می گفتند اگر نماز شب بخوانید برزیل را هم شکست می دهید یا بازی کردن در تاسوعا عذاب الهی را در پی دارد.

آقای وزیر؛ جناب سلطانی فر؛ شما که با رای اعتماد ماندگار شده اید، اصلا هرچه شما بگویید. می شویم آزاده و می‌نشینیم پای حدادیان. اما اگر صدایی به گوشتان رسید لطفا برای ما که اعتقادشان از همت و باستانی شعار گره خورده تا حلقوم بریده حججی کمی صبر کنید؛ ما همان مردمیم، با همان آرزوهای خوب. فقط برای از بین بردن همین یک دلخوشی مان صبر کنید.

 

۵۸ ۳۷  
آی اسپورت
2017-08-22 16:29:00
نظر دهید
۳۷ نظر
سهيل
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۶:۴۹
نميدونم چه علاقه اي داريد موضوع رو انقدر دراماتيك كنيد، مسعود شجاعي سالهاست كه فوتبالش تموم شده و فقط با باندبازي و رابطه نزديك با كيروش باعث شده بازيكناي با استعدادي مثل سروش و محسن مسلمان پشت خط بمونن، يه آمار از تعداد پاس سالم، ميزان دوندگي و گل زني شجاعي توي ده بازي آخر مليش بگيريد كاملا اين موضوع مشهوده، نميشه كه ٩٠ درصد هواداراي ايران با يه بازيكن پدر كشتگي داشته باشند و از روي لج بازي نظر بدن، شما از ده نفر سوال كنيد ٩ نفر ميگن با توجه به بازيكناي هم پستي كه داريم حق شجاعي تيم ملي نيست، اگه پايه هاي تيم ملي انقدر سست باشه كه با نبود شجاعي و حاج صفي نابود شه همون نابود شه بهتره
خشایار
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۰۶
اگه یه نفر تو ایران اهل باند بازی نباشه کیروشه
مثلا تو پرسپولیسی نیستی
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۵۳
مربی پانیو یونان اندازه بز نمیفهمه ولی سهیل میفهمه شجاعی و حاجصفی بنجلن! جای شجاعی و حاجصفی هرکسی هم بخاطر بازی با اسرائیل محروم میشد این وظیفه پدر تیمه که از بازیکناش فارق از سطحشون حمایت کنه. دوباره بخون اخوی
Mehrdad Ahmadpour
چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۱۱
خفه شو بابا. گوش کن ببین چی نوشته
امیر راوندی
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۶:۵۱
خانم اشک‌ریز خوش اومدین به سایت خودتون. حیف شما نیست تو طرفداری بنویسین؟
۷ ۳
بی طرف
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۱۱
طرفداری لیاقت نداره کسی اونجا بنویسه.با اینکه مخاطب کمی ندارن ولی باید تاسف خورد به حال این خانم که چرا رفته اونجا.حتما پول خوبی میدن الله اعلم
بی طرف
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۰۱
حتی یک مطلب درباره استقلال ننوشته چون منصوریان اعلام کرده که در خدمت کی روش هست.
اوف بر طرفداری
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۲۲
کیروش منصوریانو حساب نمیکنه.توهم نزنیم. در اخر باید گفت هی خانوم کجا کجا :D
۱
م.
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۰۳
حسن نوشتن اسم نویسنده اینه که ادم وقتش بیخودی هدر نمیره!!

اما در مورد تیتیر که اونو خوندم واضحه هنوز قبول کردن این که عملی که این فرد انجام داده برای بخشی از جامعه قابل قبول نبوده و نیست، برای شما سخت بوده و فکر میکنید با نوشته های سلسله وار در اینجا و اونجا میشه تاثیر گذاشت رو افکار عمومی اما نمیشه.
ایران برای همه، همه برای ایران
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۰۸
واقعا نمی توان چیزی گفت از رفتار برخی از آقایان منور الفکری که در دولت، مجلس، نیروی های نظامی و انتظامی، خبرنگاران و صدا و سیما و خیلی دیگر از کسانی که ادعای وطن پرستی می کنند و حرف خود را حرف مردم ایران میدانند. اما اینها بهتر است بدانند که حرف مردم ایران همیشه آن چیزی نیست که در تلویزیون پخش می شود یا در رسانه های حزبی انتشار می یابد. مردم ایران در سخت ترین دوران زندگی خود بسر می برند و شاید همین فوتبال کوچکترین دلخوشی آنها باشد. ورزشی که پیر و جوان، مرد و زن و کوچک و بزرگ را به ورزشگاهها و پای تلویزیون می کشاند. دوستان لطفا خود را پشت نام شهدا مخفی نکنید و از عدلی که خود به آن پایبند نیستید سخن مگویید.
امام علی (ع ): حسرت دارترین مردم در روز قیامت ، آن کسی است که سخن از عدالت بگوید و آن را برای مردم توصیف کند، اما خودش به عدالت ، رفتار نکند.
رضا
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۰۹
ممنون از متن خفنت ، معلومه دلستر با کیروش بهت چسبیده
راستی محمدرضا هدایتی بازیگره و اونی که توی پرسپولیس بود حسین هدایتیه
البته ممکنه به خاطر عوارض دلستر با کارلوس جان باشه
ولی خداییش یه مدت بیانیه نداده بودی نگرانت شدیم
التون
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۰۹
حالا حتمن باید عکس اربابتم میذاشتی؟ صنعتگری تو ذاتتونه کاریش نمیشه کرد
به الت
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۳۶
خبرداری شعورکیلویی چنده؟
۱
سعید
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۱۵
اول: اقایون مسئول سایت آی اسپورت شما که اینهمه نظرسنجی می گذارید لطفا یک نظرسنجی هم درباره مطالب خانم اشک ریز بگذارید. اگر هم از نظر مردم واهمه دارید که هیچ. هر کسی موافق این نظر رو لایک کنه تا بدونند که خواننده های مطالب ورزشی احمق نیستند.

دوم: خانم اشک ریز ورزش جای بیانیه نویسی سیاسی امثال شما نیست. ورزش جای چاپلوسی یه مشت به اصلاح نویسنده قلم فروش نیست. اگر می خواهید از عمل شجاعی دفاع کنید لازم نیست از تکنیکش بگید. کافیه یه سر برید توی شبکه های اجتماعی و ببینید که مردمی که فوتبال می بینن چقدر از دستش حرص می خورن.مسعود شجاعی بازیکنیه که کیفیت بدی نداشته اما توی این سن پیرهن تیم ملی و کاپیتانی تیم ملی براش گشاده. شاید هم با این بازی ها می خواد حمایت نگاه های سیاسی امثال شما رو سمت خودش بکشونه. وگرنه بازی هایی که باید امثال شجاعیان و رفیعی و مسلمان توی تیم ملی انجام بدن رو مسعود انجام میده و کاملا هم تخصصی گند میزنه. نمونش پنالتی که گل نکرد.

سوم: از سایت آی اسپورت درخواست می شه که از خانم اشک ریز بخوان یه مطلب انتقادی از آقای کی روش بنویسن تا ببینیم از نظر ایشون اشکالات آقای کی روش چیه. حتی شده یه خط. نکنه که کی روش تو ذهن امثال ایشون خداست یا معصومه

هر کی موافق نظرسنجیه حتما بگه و لایک کنه. یادتون نره.
منصف
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۱۸
كسي كه فوتبال تيم ملي كشورمون رو تو يكي دوسال اخير دنبال كرده باشه كاملاً متوجه خواهد شد كه مسعود شجاعي يكي از ضعيف ترين بازيكنان تيم مليه و قسم ميخورم اگه نظر مثبت كارلوس كيروش رو شجاعي نبود خيلي وقته پيش ديگه جايي در تيم ملي نداشت. البته هر مربي مختاره كه بازيكنان موردعلاقش رو به تيمش دعوت كنه و خود اون مربي هم مسءول نتايج تيمه.
مثلاً يادمه ديويد تردگه در اوج دوران فوتباليش قرار داشت اما سرمربي فرانسه به اين دليل كه طالع اون بيچاره رو نحس ميدونست به تيم ملي دعوتش نمي كرد! كسي هم به سرمربي براي دعوت ترزگه فشار نمياورد البته سرمربي رو مسءول باخت و برد تيم ميدونستن.
خواهشاً بيخودي و براي سوار موج شدن بحث شجاعي رو دراماتيك نكنيم!
فرزاد مهریار
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۲۲
بانوی نویسنده ما بازگشتند ، سرکار خانم شقایق اشک ریز....
با یک مقاله جنجالی دیگر که موافقان و مخالفانش را در برابر هم قرار داده و با یک شگفتی : یاد کردن از سید جواد ذاکر طباطبایی ، مداحی که دل از عارف و عامی برد ولی هیچ کس جرئت نداشت به این صراحت فریاد بزند که دوست داشتنی بود . از بابت زنده کردن یاد و خاطره سید جواد ذاکر از شما متشکریم بانوی نویسنده
۷
هرکی کپی میکنه
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۲۴
حلقوم بریده محسن حججی. چه جمله تکون دهنده ای.مرسی برا این یاداشت حماسی و زیبا
۲
امیرحسین
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۴۶
متنی پر از پارادوکس و تناقض.....اخرش نفهمیدیم این مقاله ورزشی بود؟سیاسی بود؟مذهبی بود؟. توف تو ذات هرچی فلسطینی و یمنی و لبنانیه ولی دوستان باور کنید فوتبال امثال شجاعی پنج سال پیش قبل از جام جهانی برزیل تموم شده بود ولی اصرار بیش از حد امثال کی روش و اشک ریز باعث شد استعداد های فراوان تلف بشن یا در حال تلف شدنن.نمونش پیام صادقیان، محسن مسلمان،فرشید اسماعیلی،سروش رفیعی....... چند تا چیز دیگه ام متوجه نشدیم ارتباط کی روش و اشک ریز؟کینه اشک ریز از برانکو؟خداشاهده طوریکه اشک ریز سنگ کی روش رو به سینه میزنه زن و بچه خودشم اینقدر خاطرخواهش نیستن.
سام
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۰۰
کاری به حرفت ندارم ولی مربی پانیونیوس هیچی نمیفهمه؟
۴
رضا
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۴۸
با اینکه علاقه به نویسنده و خیابانی بازیاش و تعصب رنگیش ندارم ولی با این مطلب موافقم.خوش برگشتی
۲
امید از تفت
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۵۲
اگر رحمتی و عقیلی و . . . برای حفظ نظم و انضباط تیم ملی، کنار گذاشته شدند خیلی خیلی خیلی راحت می شود شجاعی و حاج صفی را بخاطر آرمانهای شهدایی که جانشان را برای ارزشهای کشوران دادند کنار گذاشت. من نمیدونم اینهمه حماسه سرایی برای دو بازیکن تمام شده بخصوص شجاعی چیه!!؟ اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. اگر خودتان جرئت دستشویی رفتن بدون مامانتون را ندارید، برای شهید حججی های شجاع و باشهامت و جان برکف ارزش قائل شوید و احترام بگذارید. به خون شهدا و داغ خانواده هایشان احترام بگذارید. لازم نیست مذهبی باشید، بسیجی باشید یا نماز شب خون باشید یا . . . کافی است فقط اندکی انسان باشید.
قارتال
چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۷:۲۳
توچی ؟انسان هستی؟
۱
اشک نریز
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۵۶
خوش برگشتی جات خالی بود یکی حماسه بیافرینه برای ما...... با این حرفت موفقم کیروش از حقه بازیکنا نمیگذره.متن هم خوب بود
۳ ۱
احمد عزیزی
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۳۲
دوست گرامی از طرفی تعریف و خوش امدگویی میکنید از طرفی چنین اسمی گذاشته اید.دوست عزیز قصد بی احترامی ندارم ولی بهتر نیست در اسمی که مینویسید تجدیدنظر کنید؟
۴
بی طرف
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۷:۵۹
بد نیست به لیست مقالات ایشون در طرفداری نگاه کنید تا بدونید با چه هدفی مقاله می نویسه.
فرزام
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۰۵
شقایق به سایت خودت خوش اومدی. مقالات شما به درد ای اسپورت میخوره نه اون طرفداری که همه تووش بی سوادن
۲
هر اسمی باشه یکی دیگه کپی می کنه.
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۰۸
اشک ریز لطفا عکس خودتو حذف کن
۳
omid
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۱۸
لیست مقاله های نویسنده را در طرفداری خواندم تعجب کردم ولی بهتر میشد به موازات انتقادهای تند از پرسپولیس چهارتا انتقاد نصفه نیمه از استقلال یا کیروش هم مینوشت تا مخاطب بدونه نویسنده قلمش برای پول میچرخه یا منافعی داره .این خیلی توقع زیادی نیست.ولی بودن این نویسنده در طرفداری نسبت به اینجا جای بحث داره. در مطلب میناوند و دایی هم که در طرفداری نوشتید به شما اعتراض کردن خانم اشکریز.جای تامل داره چرا نقد از استقلال نمینویسید.اگه اعتراضی هم هست این معنیو نمیده که از ای اسپرت برید.جنبه و انتقادپذریتو بالا ببرید
اگه دیوونه ندیده ای به ما میگن دیوونه
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۲۸
دم صادقی گرم که پیرهن ذاکرو چندسال پیش پوشیده بود.ممنون از شما نویسنده گرامی که یادوخاطره مرد حسینی اهل بیت سیدجواد ذاکرو زنده کردید. با اون بخش مسرور شدم و افتخار کردم که نویسنده ورزشی هم میتونه در بحثی شیرین یادوخاطره شهدا و مداح بزرگ اهل بیتو زنده نگاه دارد.
۲ ۱
فرزاد مهریار
چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۰۸
پیر خَمّاران و دُردی نوشِ مست
از حسین و اکبرش مقصود هست
چون موذّن خواند آن تکبیر ، دم
در دلم قامت نماید اکبرم
یادت سبز و روحت شاد ، ای سید مظلوم...
بی طرف
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۸:۳۶
طرفداری لیاقت نداره کسی اونجا بنویسه.با اینکه مخاطب کمی ندارن ولی باید تاسف خورد به حال این خانم که چرا رفته اونجا.حتما پول خوبی میدن الله اعلم
hamed
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۹:۱۳
عالی بود درود بر قلم و شرف نویسنده
۱
farab
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۲۰:۰۸
استقلال باخته.استقلال نتیجه نمیگیره استقلال به ف..ک میره اونوقت فقط یک نویسنده وجود داره که از کیروش بنویسه.اونن کسی نی جز شقایق اشکریز
م.ر
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۲۰:۲۹
قدر چنین نویسنده هاییو باید دونست.یک سری لنگی میان چرند میگن فقط
۲ ۱
برزو
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۲۱:۲۳
شقايق لنگي سوز يكي از خوباي اي اسپورته.
من از قديم ايشون رو دنبال مي كردم
۱
کامران
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۲۳:۳۵
جونم به این قلم.
abtin
پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۱۴
حق شجاعی محرومیت از تیم ملی نیست، حق شجاعی نیمکت تیم ملیه :))))). خداوکیلی باید بره ذخیره شه. البته بازی آخر که خوب بود. ولی جایگزین خوب زیاد داره که شجاعی می تونه ذخیره شون باشه.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر