فهرست
نفرت و انتقام؛ شیطان هم می‌گرید!
نفرت و انتقام؛ شیطان هم می‌گرید!

نفرت و انتقام؛ شیطان هم می‌گرید!

آی‌اسپورت- قهرمانی‌های امسال بارسلونا، پی‌اس‌جی، بایرن‌‌مونیخ و من‌سیتی چالش‌برانگیز نبود. اقتدار داشتند؛ لحظه‌های خوب هم؛ اما آدرنالین توی خون کسی نریختند و هیچ‌کدام از هوادارانشان را به آسمان نفرستادند. البته تقصیری هم متوجه‌شان نبود. مقصرها به رتبه دوم جدول تکیه داده‌اند. اتلتیکومادرید، موناکو، شالکه و یونایتد که رقبای قابلی نبودند؛ که از میانه‌های فصل افتادند دنبال بهانه‌گیری و توجیه فاصله غیرمنطقی‌شان با قهرمان لیگ. اما داستان ایتالیا در تمام اروپا متفاوت بود. هر قدر تورینی‌ها تلاش کردند خودشان را از ناپلی‌ها جدا کنند، نفس‌های پارتنوپی باز هم حس می‌شد. دو باشگاهی که امشب برای شعار «زنده‌باد ایتالیا... زنده‌باد سری آ» به میدان می‌روند؛ به افتخار لیگی که هنوز هیجان رقابت دارد و نفس می‌کشد.

 

از ناپل با نفرت

انگار دانته، شاعر ایتالیایی 700سال پیش این روزها را می‌دید که سروده بود: « اطراف من زبانه می‌کشد / چرا که پیش از این/ هزار بانو جا مانده‌اند / برای لمس دردهایی که دیگران بر دوش می‌کشند.» درد تماشای بانوی‌پیر که هفت‌سال قحطی را در سری آ رقم زد و رویاهای ایتالیایی را پرپر کرد. رویاهای پرپرشده مردم میلان، رم و مهمتر از همه ناپل. ناپلی‌ها در تمام این سال‌ها بیشتر از اینکه به دست بیاورند، از دست داده‌اند؛ فرقی هم نداشت جداشده‌شان مانند ادینسون کاوانی برایشان نامه احساسی بنویسد و وعده ملاقات دوباره بدهد، یا مثل ایگواین انگ خائن بخورد و با نفرت از سن‌پائولو برود. جدا شدن یک نیمه پارتنوپی بود و تلاش برای زنده‌ماندن بعد از جدایی نیمه‌ای دیگر؛ مثل این روزها که با مثلث سه‌شگفت‌انگیز در خط‌حمله دوباره زندگی را فریاد می‌زند، مثل مائوریسیو ساری و سیگارهایی که عین خود زندگی کوتاه و لذتبخش‌اند؛ مثل استادیوم سن‌پائولو و آن صندلی‌های قهوه‌ای رنگ‌ورورفته که کهنگی‌شان حتی از دوربین‌های تلویزیونی هم توی ذوق می‌زند، اما هر وقت لازم بوده، ناپلی‌ها حتی یکی‌اش را هم خالی نگذاشته‌اند تا آبرویشان برود. مثل این فصل که هر وقت ایسینیه، مرتنز و کایخون کم آوردند، گل‌هایشان را تونلی و دیاوارای ناشناخته زدند. مثل جورجینیو و آلن گمنام که پابه‌پای پیانیچ و ماتئودی و خدیرای گران‌قیمت تکل زدند و پاس دادند. امشب در ناپل عشقی برای این مسابقه وجود ندارد؛ اما نفرت تا دلتان بخواهد هست. نفرت جنگیدن و نرسیدن؛ نفرت از داستان ابدی – ازلی پیروزی پولدارها و شکست فقیرها. نفرت از سرنوشتی که هر سال آنها را از رویاهایشان جدا می‌اندازد. امشب اما فرصت برای بروز این نفرت هست؛ برای عوض کردن سرنوشت هم. کافی است «بانوی» شعر دانته را قربانی کنند و برای یکبار هم که شده، از لمس درد رها شوند.

شیطان هم می‌گرید

فرآیند تبدیل نفرت از ذهنیتی خودآزار به پدیده‌ای دیگرآزار تمام آن چیزی است که تورینی‌ها در 7سال گذشته از خودشان بروز داده‌اند. انتقام از باشگاه‌هایی که قسم خورده بودند در ماجرای کالچوپولی نابودشان کنند. بیانکونری «کابوس در خیابان الم» سری آ است. کابوسی با تیغ‌های بلند در دستش برای زخم زدن و انتقام از کسانی که سال 2006 کشتندش. انتقام از روزهایی که روزنامه کوریره دلواسپورت به بهانه سقوطشان به سریB تیتر زده بود: «شیطان هم می‌گرید.» انتقام از اینتر و میلان که ستاره‌هایش را به تاراج بردند. انتقام از نفرت ابدی جنوبی‌ها از هویت شمالی‌شان. آنها به اندازه فردی کروگر «کابوس در خیابان الم» شکست‌ناپذیرند. شبیه هشت‌پایی که اگر یک بازویشان را قطع کنید، هنوز 7بازوی دیگر برای مبارزه دارند. باشگاهی که البته جز انتقام گرفتن، کارهای زیادی هم برای ساختن ماشین جنگی‌اش کرده است؛ بهترین ورزشگاه ایتالیا متعلق به آنهاست. هر سال طراز مالی‌شان را بهتر کرده‌اند؛ و هر سال به باشگاهی قدرتمندتر تبدیل شده‌اند. الگویی تمام‌عیار برای خریدهای اقتصادی و فروش‌های پرسود. یووه ضعیف می‌شود؛ شکست هم می‌خورد؛ حتی ممکن است مقابل اسپال و کروتونه هم امتیاز از دست بدهد. اما کشتن آنها امکانپذیر نیست. زندگی برای باشگاهی که فلسفه‌اش را روی سه‌گانه «عشق، قدرت و انتقام» پایه‌ریزی کرده و امشب هم به دنبال اثبات دوباره فلسفه‌اش است؛ فلسفه‌ای که می‌گوید ژن‌های انتقام از بین نمی‌روند. 

۷    
آی اسپورت
2018-04-22 11:05:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر