فهرست
وقتی «انگل» استرالیایی، ما را به جام جهانی برد
وقتی «انگل» استرالیایی، ما را به جام جهانی برد

وقتی «انگل» استرالیایی، ما را به جام جهانی برد

آی اسپورت - در تاریخ فوتبال هر کشوری روز کم و نادری یافت می‌شود که آن کشور خیلی به جام جهانی نزدیک شده باشد ولی نتواند راهی برای صعود کردن به دست بیاورد؛ برای استرالیایی‌ها این روز ۲۹ نوامبر ۱۹۹۷ بود. استرالیا و ایران در حالی در دیدار پلی‌آف جام جهانی ۱۹۹۸ به مصاف هم می‌رفتند که هیجان، عشق و درام فوتبالی را با هم در یک بعدازظهر تجربه کردند. در آن برهه، استرالیا هنوز در اقیانوسیه بازی می‌کرد و برای رسیدن به جام جهانی فرانسه باید در دیدار پلی‌آف به مصاف نماینده آسیا می‌رفت؛ آن‌هم در دو بازی نفس‌گیر که حداقل ۱۸۰ دقیقه طول می‌کشید. استرالیا پیش از بازی  با ایران ابتدا از سد جزایر سالامون گذشت و وقتی متوجه شد که قرار است با ایران بازی کند نفس راحتی کشید که می‌تواند بعد از چنددهه غیبت دوباره طعم حضور در جام جهانی را بچشد. با این حال آن‌هایی که فوتبال را در استرالیا جدی‌تر دنبال می کردند معتقد نبودند که کار چندان راحتی پیش روی این تیم است به ویژه اینکه قرار بود این کشور در بازی رفت به ایران برود و در ورزشگاه پرشور آزادی، بازی کند.

1
1

ایران بی‌روحیه

بازی رفت در تهران برگزار شد؛ در ورزشگاه آزادی و در حضور ۱۲۸ هزار نفر که همگی مرد بودند. جو ورزشگاه آزادی به اندازه کافی عجیب و مهیج بود و در حالی که ۵ ساعت به شروع بازی مانده بود دیگر جایی برای نشستن روی سکوهای این ورزشگاه نبود. ایران که لقبش «تیم ملی» است به دنبال دومین صعودش به جام جهانی بود؛ آن‌ها پیش‌تر و برای اولین‌بار به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین رفته بودند. با وجود حمایت گسترده‌ای که از تیم ملی شد، شرایط صعود برایشان چندان هموار به نظر نمی‌رسد. این تیم اعتماد به نفس زیادی نداشت. آن‌ها در مرحله گروهی انتخابی جام جهانی از سه بازی‌شان مقابل عربستان، قطر و کویت تنها به سه امتیاز نیاز داشتند تا مستقیما صعود کنند ولی از آن سه بازی فقط یک امتیاز نصیبشان شد. حاصل آن یک امتیاز این بود که ایران باید به مصاف ژاپن می‌رفت تا سومین و آخرین سهمیه مستقیم به جام جهانی فرانسه در منطقه آسیا را به دست می‌آورد. ایرانی‌ها در کوالالامپور فوق العاده نشان دادند و در عرض ۱۵ دقیقه ۲ بریک پیش افتادند. با این حال شوجی جو گل مساوی ژاپنی ها را زد و کار در وقت‌های معمول به تساوی ۲-۲ رسید. در آن بازی درست در دقیقه ۱۱۸ بود که ماسویوکی اوکانا با استفاده از قانون گل طلایی قلب «پارسی»ها را شکست و سامورایی‌های آبی را برای اولین‌بار راهی جام جهانی کرد.

2
2

استرالیای پرمهره

این‌طور شد که بازی با استرالیا سومین و آخرین شانس ایران برای رسیدن به جام جهانی شد ولی از بخت بد این تیم، استرالیایی‌ها در اوج آمادگی بودند. آن‌ها ستاره‌های زیادی در اروپا داشتند؛ هری کیول و مارک ویدوکا به جای خود ولی کرگ مور هم در گلاسکو بازی می‌کرد، مارک بوسنیچ برای استون‌ویلا توپ می‌زد و استان لازاریدیس هم بازیکن وستهم بود. تری ونبلز، سرمربی وقت استرالیا هدایت این تیم را از ژانویه ۱۹۹۷ به دست گرفته بود و فوق‌العاده کار کرده بود؛ مربی سابق بارسلونا و تیم ملی انگلیس ۱۲ بازی هدایت «ساکروس»ها را به دست گرفته بود و هر ۱۲ بازی را با برد پشت سر گذاشته بود. حالا با چنین روحیه‌ای، استرالیا راهی تهران شده بود تا بازی رفت را برگزار کند؛ هری کیول جوان روی یک حرکت خوب در همان دقیقه ۱۹ بازی، امید را میهمان دل استرالیایی‌ها کرد. آن گل برایشان اهمیت زیادی داشت چون عملا توانسته بودند برنامه‌های ایران را به هم بریزند ولی یکی مثل خداداد عزیزی ورق را برگرداند و قبل از اینکه نیمه تمام شود گل مساوی را زد. در آن زمان ایران هم بدشانس بود که درون دروازه رقیب مارک بوسنیچ قرار داشت؛ دروازه‌بان فوق‌العاده آماده‌ای که فرصت‌های زیادی را از ایران گرفت و نشان داد آماده این است که راهی منچستر شود و برای یونایتد بازی کند. به هر روی بازی رفت در تهران یک – یک شد.

استرالیا سرود صعود خواند

بعد از آن، دو تیم سفری طولانی داشتند تا برای آخرین برگ شانسشان بازی کنند ولی این‌بار برای استرالیایی‌ها شرایط فرق می‌کرد؛ آنها می‌دانستد که ورزشگاه «ملبورن کریکت گراوند» با گنجایش ۸۵ هزار نفری در انتظارشان است و روز سختی را برای ایران رقم خواهند زد. از همان ابتدا فرصت‌های زیادی برای استرالیایی‌ها رقم خورد ولی تقریبا نیم ساعت طول کشید تا هری کیول تیمش را در آن بازی پیش بیندازد. بعد از آن هم اورلیو ویدمار، کسی که بعدا سرمربی تیم المپیک استرالیا شد، بود که کار را برای ایران سخت کرد و دومین گل را زد. صدای گزارشگر استرالیایی خیلی خوب شنیده می‌شد که می‌گفت: «باید شهامت گفتن این را داشته باشیم که آرزویمان محقق شده است. استرالیا در مسیر رسیدن به فرانسه است». چنین حسی به تماشاگران حاضر در ورزشگاه هم منتقل شده بود چون آن‌ها با هم شعارهای مشابه‌ای سر می دادند: «ما می رویم به فرانسه».

3
3

آن انگل استرالیایی

مردم برای عوض شدن سرنوشت بازی منتظر یک اتفاق هستند؛ چیزی مثل یک کارت قرمز، یک گل سالم مردود شده و یا یکی دو موقعیت گل به هدر رفته ولی در ملبورن همه سر این موضوع اجماع داشتند که حرکت آن تماشاگری که دوید و خودش را به تور دروازه ایران رساند، سناریوی بازی را عوض کرد. تماشاگری که بعد از گل ویدمار به دروازه ایران رسید و تور را پاره کرد. آن مرد با موهای بلوند همان پیتر هوری بود که توسط پلیس از ورزشگاه خارج شد و از او محافظت شد تا اشیایی که دیگر هواداران عصبانی استرالیایی به سویش پرتاب می‌کردند به سر و صورتش نخورد. اگر همان تماشاگران می‌دانستند که با این کار پیتر، قرار بود چه اتفاقی برای تیم ملی‌شان رخ دهد قطعا رفتار بسیار بدتری با او می‌کردند. هوری عادت کرده بود خودش را در رقابت‌های بزرگ به زمین مسابقه بیندازد؛ در ملبورن کاپ، در اوپن استرالیا و در مراسم تدفین ستاره موسیقی پاپ، میکاییل هاتچنسی. او می‌توانست شبیه انگلی باشد که به خانه‌ها نفوذ می‌کند ولی هم‌زمان می‌توانست خیالش راحت باشد با کاری که کرده در ایران از او خوب پذیرایی می‌شود.

4
4

معادله‌ای که عوض شد

بعد از حرکت عجیب پیتر هوری مبنی بر پاره کردن تور دروازه ایران فقط به چند دقیقه زمان نیاز بود تا همه چیز تغییر کند. کسی هرگز نفهمید در جریان آن وقفه‌ای که در بازی رخ داد چه اتفاقی افتاد چون «تیم ملی» زیرو رو شد؛ آن‌ها فرصتی به دست آوردند تا تجدید قوا کنند، دوباره به برنامه‌های تاکتیکی‌شان سروسامان دهند و تلاششان برای حمله به دروازه استرالیا را دوچندان کنند. ایرانی‌ که تا آن زمان فرصت چندانی روی دروازه رقیب نداشت در چند لحظه تهاجمی ظاهر شد و برای اولین‌بار تیمی خطرناک نشان داد؛ در فاصله ۱۴ دقیقه مانده به پایان بازی در وقت قانونی، کریم باقری، بازیکنی که دیدار رفت را از دست داده بود، گل اول را برای ایران زد. ایران که خون تازه‌ای در رگ‌هایش حس می‌کرد چهار دقیقه بعد روی فرار خوب خداداد عزیزی از تله آفسایدگیری به گل رسید. بازی ۲-۲ شد و در مجموع ۳-۳٫ ایران حالا تا رسیدن به افتخار فقط حدود ۱۵ دقیقه فرصت داشت؛ درست مثل همان فرصتی که در دور قبل و بازی برابر ژاپن برای خودش ایجاد کرده بود.

آن‌ها که دیگر نمی‌خواستند آخرین فرصت را هم از دست بدهند عقب‌نشینی کردند تا از دستاورد ارزشمندی که در استرالیا رقم زده بودند، محافظت کنند. ایران نمی‌توانست دست به ریسک زیادی بزند؛ سرانجام بعد از ۸ دقیقه وقت اضافه طاقت‌فرسا برای ایران، داور سوت پایان را به صدا درآورد تا این کشور را به جام جهانی فوتبال در فرانسه بفرستد و استرالیا را با یک غم ۴ ساله دیگر تنها بگذارد. نزدیک به ۸۰ هزار تماشاگر سرخورده استرالیایی با اندوه فراوان ورزشگاه را ترک کردند در حالی که ۵ هزار هوادار ایرانی ایستاده در ورزشگاه پایکوبی می‌کردند و شعر می‌خواندند.

زن‌ها را به ورزشگاه راه دادند

در ایران اما شرایط به مراتب متفاوت‌تر بود؛ مردم به خیابان‌ها ریخته بودند. دولت که با فوتبال ارتباط بسیار تنگاتنگی داشت زمینه را برای جشن خیابانی مهیا کرده بود و از همه مهمتر اینکه زنانی که حضورشان در ورزشگاه برای تماشای بازی ممنوع بود کنار بقیه به خیابان آمدند تا در جشن باشکوه صعود تیم ملی ایران به جام جهانی شرکت کنند. اعضای نیروی امنیتی در ایران هم عهده‌دار فراهم کردن امنیت این جشن شد تا همه چیز در این کشور تحت تأثیر فوتبال قرار بگیرد. تیم ملی اما در آن برهه به این بهانه که نیاز به ریکاوری دارد سه روز در دبی ماند تا بعدا وارد تهران شود. وقتی تیم ایران بالاخره به تهران رسید دیگری خبری از جشن خیابانی نبود چون ملی‌پوشان را با هلی کوپتر مستقیما به ورزشگاه آزادی بردند. با این حال این‌بار دیگر کسی نبود که جلوی ورود زنان به ورزشگاه را بگیرد؛ آن‌ها توانستند از قهرمانان کشورشان که سرانجام راهی برای خوشحال‌کردنشان پیدا کرده بودند را از نزدیک ببینند.

فرهنگستان فوتبال

۹ ۲  
آی اسپورت
2018-11-29 21:34:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۲ نظر
محمد علی غریبی
پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷، ۲۲:۳۴
یعنی باخت پرسپولیس به کاشیما به خاطر تماشگرنما ایرانی بود که اومد تو زمین! نه ،به نظر من این عامل موثره ولی همه چیز نیست
۱
امید
جمعه ۹ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۹
یادش بخیر مدرسه ما شیفت عصر بود تعطیل شدیم اونروز
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر