فهرست
با پول دولت، از جیب ملت!
با پول دولت، از جیب ملت!

با پول دولت، از جیب ملت!

یکم- اینکه سیدجلال حسینی یکی از بهترین بازیکنان سال‌های اخیر فوتبال ما بوده، جای حاشا ندارد! و اینکه سیدجلال، همچنان به فکر مردم است و می‌خواهد کاری کند که دیگر هواداران پرسپولیس حرص و جوش نخورند نیز، عزمی است مبارک و تصمیمی که جای تشکر را هم باز می‌کند! اما باید پرسید: ...سیدجان‌؛ مرد خوب و کلیدی پرسپولیس در قهرمانی‌های چهارساله این چهارسال، برای مردم و هواداران، این تصمیم شما که مبارک تصمیمی است، چقدر آب می‌خورد؟ در دو، سه سال اخیر که پرداخت‌ها نجومی شده، برای اینکه آب توی دل هوادان پرسپولیس- و استقلال و تراکتور و سپاهان و فولاد اهواز و نفت آبادان- تکان نخورد، با مدیریتی کارنابلد، چه کار باید کرد؟ با دلالان زیاده‌خواه که یک بازیکن معمولی را رنگ می‌کنند و جای ستاره، نفری چند میلیارد تومان می‌فروشند، چگونه باید کنار آمد؟ و خلاصه اینکه: ...مردم و هواداران، برای حرص و جوش نخوردن، قرار است به هر بازیکن ماهی چند صد میلیون تومان بپردازند؟

مدیران ضعیف یا مدیریت غلط؟ هم این است و هم آن! 

دوم- نکته‌ای که باید در تبیین نحوه اداره فوتبال ایران مورد توجه قرار گیرد تا جای فعل و فاعل عوض نشود، این است: ...ما با مدیریت غلط و پراشتباه مواجهیم یا با مدیران ناشی؟ ...ما باید بکوشیم جریان و روند پروژه مدیریت در فوتبال- بقیه ورزش‌ها برعهده خودشان- از وضعیت اسفبار کنونی خارج شود یا قصدمان این است که هر از گاهی اشخاص را جابه‌جا کرده و وسیله‌ای باشیم که نفر A برود و نفر B بیاید؟ آسیاب به نوبت آن‌هم صرف‌نظر از میزان توان و بلدیت فردی که خواهد آمد و عدم توان و نابلدی شخصی که از اول هم نباید می‌آمد! 

حالا بهتر می‌توان به عمق مسئله ورود کرد و بهتر می‌توان با نقد عملکرد ناشیانه، به جداسازی سره از ناسره پرداخت و اجازه نداد «دوغ را جای دوشاب» بنشانند! و اما علت‌العمل: ...هم این است و هم آن! فوتبال ما، هم دچار مدیران ناشی است و هم در عین حال گرفتار درک نادرست از مفهوم مدیریت!

قهرمان غرب آسیا، چه حالی دارد؟ 

سوم- در مسابقه‌های غرب آسیا که به قهرمانی پرسپولیس و فینالیست شدن این تیم در تمام قاره‌کهن منجر شد، چه اتفاقی در اردوی تیم ایرانی و چه جریانی در نزد حریفان ما، به جریان افتاد؟  پرسپولیس به محض پیروزی در آخرین مسابقه‌اش، خود را دید که در حال استحاله است! تیم خوبی که با وجود دشمنی و موذی‌بازی سعودی‌ها، مردانگی کرد و قهرمان شد، شاهد بود که چگونه دارند متلاشی‌اش می‌کنند! برای اینکه سر تیم یحیی را بِبُرند، از همان بازی‌های دوحه شروع کردند! اول سراغ آل‌کثیر را گرفتند! به بهانه هیچی، 6 ماه محروم! پرسپولیس سپس دید که زیر پای بشار رسن نشسته‌اند و نیز با یک پول «قلنبه» شجاع را «دو به شک» کردند که صحیح کدام است و غلط کدام! و آیا به عنوان یک بازیکن که هر لحظه هم ممکن است مچ پایش را بگذارند کف دستش، حق دارد از یک تا دو سه میلیون دلار پول نقد بگذرد یا نه؟ 

پرسپولیس به یک دوراهی، بلکه سه راهی و چهارراهی استراتژیک رسیده است: ماندن یا رفتن؟ بازیکنان مشتری‌داری که خوب خریده می‌شوند را باید فروخت یا باید ترشی‌شان انداخت؟ پرسپولیس، با این اتفاقات، باز هم می‌تواند در غرب آسیا قهرمانی کند؟

راهبردی و کاربردی 

چهارم- قضیه کمی پرمسئله‌تر است! باید نگاهی راهبردی‌تر داشت تا به یک تصمیم کاربردی رسید و اتخاذ کرد!  بازیکنان خوب، چرا ساخته می‌شوند؟ برای پول ساختن و تبدیل شدن به «احسن» یا بهانه‌ای برای دست دراز کردن و درازدستی بیشتر کردن تا با پول دولت و از جیب ملت- و بدون رضایت آحاد مردم- میلیارد میلیارد «ارز» بسیار سخت به دست‌آمده را خرج تیمداری یا تیم‌بازی کنیم! و آن‌هم چه تیمی که سال به سال عقب‌تر و نشسته‌تر می‌نماید! دستمزدها بیشتر، بازی‌ها معیوب‌تر! بحث را درز می‌گیریم که اگر بازش کنیم، کلاف سردرگم خواهد شد! خلاصه کلام اینکه، آنها که بازنده شدند و سرآمد بودن فوتبال ایران را پذیرا، تیم‌های ما را به‌هم می‌زنند! و ما که باید برویم تا قهرمان‌مان را تکمیل کنیم، در حال «ناتیم» شدن و از دست دادن بهترین نفرات خودیم! 

گریه‌دار اینجاست که در ازای رفتن بازیکنان لیگ برتر به فوتبال خرپول‌های قطری، پولی هم عاید تیم‌های ما نمی‌شود! می‌آییم، ۲،۳،۴،۵ میلیارد تومان می‌گیریم! وفتی هم می‌رویم، دریغ از ده شاهی که وارد صندوق باشگاه شود! همان باشگاهی که سیدجلال حسینی، می‌خواهد نگذارد بیشتر از این حرص و جوش بخورد! مردمی که به نان شب خود هم محتاجند ولی از فوتبالشان، در سبد خانواده، یک سکه ۱۰ تومانی هم کم نمی‌کنند! اول هزینه هواداری فوتبال و تیم مورد علاقه، سپس امور واجب‌تر و لازم‌تر!

ختم کلام 

پرسپولیس، جای آل‌کثیر، جای بشار رسن، جای شجاع، انصاری، نادری و بقیه را با چه تمهید و تدبیری پر می‌کند؟ یحیی جادوگر نیست! دوره وردخوانی هم تمام شده است! جناب رسول‌پناه چه‌کاره‌اید؟‌ گر مرد رهی، میان خون باید رفت! به قول شاعر: از پای فناده، سرنگون باید رفت! پس همت کنید...

۲    
آی اسپورت
2020-10-23 13:35:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر