فهرست
متن کامل کلیپ ویژه علی کریمی : بدرود مرد لحظه های دلخوشی
متن کامل کلیپ ویژه علی کریمی : بدرود مرد لحظه های دلخوشی

متن کامل کلیپ ویژه علی کریمی : بدرود مرد لحظه های دلخوشی

پژمان راهبر 

آی اسپورت -آن وقتها که هیچ کس کک اش از این نمی گزید که زمین های فوتبال حتی یک تکه چمن سبز ندارند ، در آخرین روزهای تلویزیون های سیاه و سفید ، بازیکنی پیدا شد که به راز توپ اشنا بود . جوانی با صورت سرد که مثل سوارکاری روی گرده یک اسب سرکش می تاخت . ما ، سرخوش از جام جهانی 98 ، هنوز پوسترهای دایی و عزیزی ، مهدوی کیا و باقری را به دیوار می زدیم که نوبت او رسید . او ، چندماه بعد از یک آشوب فوتسالی ؛ با همان روح عاصی . پس مثل همان روز اول در سالن آزادی ، بازی به بازی همه را دریبل زد تا از روزنه های گوش و چشم ، خودش را به قلب ما برساند ؛ علی کریمی .

آن وقتها ، یعنی نیمکت فلزی آزادی ،یعنی علی پروین که راهش را می گرفت و از وسط چمن خود را به نیمکت می رساند تا کنار محمود خوردبین بازی را زیر نظر بگیرد . یعنی ، سکوهایی که وسط هفته و ساعت 3 بعدازظهر هم خالی نمی شدند ، یعنی اینکه روزی 1000 نفر خودشان را برسانند جاده مخصوص ورزشگاه کارگران تا تمرین تیم موردعلاقه شان را ببینند ، یعنی برش عرضی بی رحمانه به توپ فداکاری که قرار بود لایه قل دومش بشود ؛ یعنی علی کریمی ؛ آخرین گل کوچک باز جهانی که خود را برای تئوری های فلسفی فوتبال آماده می کرد .
پس داستان ، عین همان بازی های شش گله سریع آغاز شد و به نقطه اوج رسید . آنقدر که وقتی در اولین دوره حضور در تیم ملی در بازی فینال دور از پست تخصصی دفاع چپ بازی کرد و اینطور با سر دروازه کویت را باز کرد ، یادمان رفته بود تازه شش هفت ماه است این جواهر را کشف کرده ایم .آنقدر که یادمان رفت اسفندی برایش دود کنیم تا چشم ها بد کاری نکنند که او در یک طغیان عجیب در یک بازی نه چندان مهم بالاخواه رفیقش دربیاید و داور را ناکار کند . خبر با تاخیر به تهران رسید اما خود خبر بود ؛ محرومیت یکساله مهمترین استعداد فوتبال ایران که آن روز ها 26 می پوشید ؛ به یاد همه هشت ها . که حالا میراث دار یکی از بااستعدادترین هایشان بود . مجتبی محرمی که چندسال پیش یک داور اهل سوریه را نوازش کرده بود ؛ بس که هنوز ذهن ما درگیر قیصر و کارد پرشالش بود ....
برویم به کمی بعد . یکسالی که در تنهایی گذشت و اتفاق هایی که کریمی را به الاهلی امارات برد . جایی که همه گزارشگر ها خودشان را می کشتند تا او توپ را بردارد و ببرد و آنها به سبک خودشان شوف شوف کنند . کریمی در ارامش دبی خود را پیدا کرد و با حضور میروسلاو بلاژویچ تبدیل به ستاره تیم ملی شد ؛ اگرچه رابطه عاشقانه چیرو با علی و جشن تولدهای مخصوص برای ستاره هم برای صعود ما کافی نبود . علی در سد شی گیون ماند تا 2002جام جهانی را با هم از تلویزیون تماشا کنیم . در همین روزها بود که متوجه شده بودیم که این علی با آن علی رابطه خوبی ندارد ؛ همان قدر که اعداد 8 و 10 با هم فرق دارند و ازهم دورند . یک رقمی و دورقمی ، با کلی تفاوت ساختاری و هندسی . پس نشد که نشد ، اگرچه این دو یک تورنمنت درخشان جام ملتهای آسیا و یک صعود راحت به جام جهانی را کنار هم تجربه کردند ؛ وقتی که ما با ستاره های بزرگمان به سطح اول آسیا برگشته بودیم و علی کریمی چهارمین ایرانی ای بود که توپ طلای آسیا را لمس می کرد.
با این جایزه ، دیگر وقت پرواز بود ، از دبی به رویا . به بایرن . سرزمین شگفتی ها . جایی که جادوگر آسیا با تمرینات طاقت فرسای ماگات جای دیویدکاپرفیلد را می گرفت ؛ حتی اگر آلمانی های بداستقبال برایش می نوشتند که او برف مونیخ را نمی بیند ... کریم در بایرن عالی شروع کرد و با وجود همه بدقلقی ها ، برف را هم پشت سرگذاشت اما یک مصدومیت چوب جادوی او را شکست و کریمی را بدخلق به اردوی تیم ملی فرستاد . جایی که دومین تعویض در دومین بازی ؛ او را به اینجا رساند . شوتی زیر ساک پزشکان تیم ملی به نشانه پایان آرزوهای جهانی ما که در کریمی متجلی شده بود .
کریمی فصل بعد باز در بایرن بود و اما تا به قطر بیاید و به پرسپولیس برگردد دو سالی زمان برد . یادمان هست که اولین بازی اش در پرسپولیس بعد از آن همه سال ، جاده ها را بند آورد و گل اش در دربی قرمزها را به آغوش هم فرستاد .ولی ، توی داستان های شرقی همیشه باید یک جا برای ولی گذاشت ... کریمی در پرسپولیس چیزی به دست نیاورد ؛ و درست در همان زمان کشمکش هایش با علی دایی سرمربی وقت تیم ملی در اوج بود . او هرگز با دایی آشتی نکرد. و بعد خط خوردن از تیم ملی ، شکست به عربستان ، بازگشت به تیم ملی و دوباره ناکامی در صعود به جام جهانی .
چقدر از او خاطره داریم . خاطرات درخشش ناگهانی اش در استیل آذین بعد از جدایی از پرسپولیس . اخراج در بازی مقابل پرسپولیس علی دایی و کندن پیراهن استیل و نمایش لباس پرسپولیس . دعوا با سرمربی تیم ملی در اردوی اتریش ، خط خوردن از تیم ملی و انتقال ناگهانی به شالکه . او همان طور تندخو و درخشان بود اما به طرز عجیبی دوستش داشتیم . فصل بعد باز به پرسپولیس آمد و دو فصل در جمع قرمزها ماند ، دو فصل بدون جام که در نهایت با این خداحافظی احساسی به آخر رسید . وقتی که او دوباره بالاخواه یک دوست در آمده بودد؛ مهدی مهدوی کیا که اینطور غریب و تلخ از فوتبال رفت ...
و اما فصل آخر . وقتی از تهران به تبریز رفت تا بازی در زمین یخ زده را تجربه کند ، تا قلبهای مالامال از عشق تراختورچی ها را هم مال خود کند و ناگهان از قطار تیم ملی جا بماند تا با وجود فتح یک جام ، چیزی که کمتر برایش اتفاق افتاده بود ، همه این یکی دوماه را با یک فکر عجیب سرکند ؛ خداحافظی ، وقتی که دید جایی برایش نیست .پس کریمی ، یک روز صبح بیدار شد و کفش هایش را به دیوار کوبید .با یک خداحافظی تند و خشن به سبک خودش ، تا زمین بلرزد و ما بگوییم حیف ... حیف که عمرا روی دستش نخواهد آمد . کسی که اینجور در دربی بتواند سه بازیکن حریف را سرکار بگذارد و با همه ناسازگاری هایش ، از قلب ما به در نشود .
خداحافظ آقای کریمی . بدرود . ما چراغ ها را روشن نگه می داریم ، برای بچه های نسل هاوش و هیرسا تا یادشان نرود یک روز همه دلخوشی ما جادوگری بود که 8 می پوشید .

  ۵  
آی اسپورت
2014-08-04 23:50:20
نظر دهید
۵ نظر
امیر
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۰:۵۴
دستتان در نکنه خیلی خوب نوشته بودین.
فرید
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۵۹
8 مقدسه تو فوتبال درست ولی توی مطبوعات هم فقط یه تپل مقدس داریم اونم تویی.
عالی بود پژمان
پویان
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۲۱
با سلام خدمت اقای راهبر و خسته نباشید به شما نمیدانم چرا باید همیشه افرادی باشند بدون دلیل ساز مخالف را کوک کنند زمان و وفت برایشان بی ارزش است و اینترنت وکامیوتر را فقط سرگرمی ناسزا و توهین میدانند مقاله شما در مورد کریمی بسیار زیبا و منطقی بود و حقیقتا اشک بسیاری از ورزش دوستان را دیشب در اورد بدون تعصب و رنگی بودن مطمئنا او از هر لحاظ تکرار نشدنی است ستاره خاص فوتبال ایران صداقت و شجاعت او در چهار چوب نمی گنجید به درود جادوگر بی همتا ... سلام به تو و دنیای جدیدت موفق باشی
آرش
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۰۶
عالی پژمان، یاد تماشاگران و داش علی با هم بخیر
-
سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۱۴:۳۲
تا ابد علی فقط کریمی....
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر