فهرست
درباره علی کریمی؛ رنسانس مَن!
درباره علی کریمی؛ رنسانس مَن!

درباره علی کریمی؛ رنسانس مَن!

آی اسپورت-

\"مرغ‌های دریایی همیشه لنج ماهیگیر را دنبال می‌‌کنند، شاید چیزی بماسد.\"

  

این را اریک کانتونا بعد از مواجهه با انبوه خبرنگاران انگلیسی‌ و کمی‌ بعد از آن لگد معروف به طرفدار کریستال پالاس و محرومیت طولانی مدتش گفته بود. اریک اما همیشه تشنه توجه همین مرغ‌های دریأیی بود و وقتی‌ شنید رود گولیت گفته آنقدر خودخواه نیست که جام‌ها و مدال‌هایش را در خانه نصب کند، نقاشی معروف \"مایکل براون\"، که اریک را در قامت یک قدیس به تصویر کشیده بود را خرید و روی دیوار خانه زد. علی‌ کریمی اما تنها چیزی که به دیوار زد میخی‌ بود تا کفش هایش را به آن بیاویزد. علی‌ِ ما که نه از فرانسه آمده بود نه کسی‌ برایش مجسمه ساخت و نقاشی کشید.  

روزهای خداحافظی علی‌، روزهای غزّه و اوکراین هم بود، روزهای لمس کردنِ پدیده‌ای که شاید بشود اسمش را گذاشت دمکراتیزه کردن خشونت. روزهایی که جماعتی به صرف در اکثریت بودن در فضایی محدود هرچه می خواهند می کنند و ما با دلهره تماشا می کنیم و شاید هم دعا.  بیشترِ ما نمی توانیم سر راست حرفمان را بزنیم، همین می‌‌شود که وقتی‌ حرف بزنیم عجیب و شاید غریب‌ترین حرف‌ها از دهانمان تند و تند بیرون می‌‌پرد و سر آخر هم کسی‌ نمی‌‌فهمد چه گفتیم. علی‌ اما سر راست حرف می زد. حتی اگر شیک‌ترین کلمات را سوا نمی کرد که فاخر صحبت کند، هر چه میگفت صاف بود و بی‌ تعارف و نه لزوما دقیق یا خوشایند همه ما. هر چه می کرد و می گفت و تمام آن واکنش‌های تند و آتشین از جائی میامد که دلش را هم اندازه زبا‌ش سرخ کرده بود. دلِ‌ خونی که از دوگانگی ها و بی‌ اخلاقی‌‌ها داشت علی را تند خو و بد اخلاق کرده بود، اما او با همه تند خویی‌هایش اخلاق گرا بود و مقیّد به اصول. بارها شد که از اسب بیفتد اما از اصل نشد که نشد. حالا که دیگر لذت فوتبال را به ما نمی چشاند، خوب است کریمی‌ را بهتر بفهمیم و نه برای جادوی فوتبالش که دیگر تمام شده، که برای دغدغه‌های شیرین و انسانی‌ اش که می تواند یک ورزشکارِ بدون تحصیلات عالیه را از خیل مسئولین ریز و درشت دولتی و غیر دولتی دلسوز تر و غمخوار تر و `به درد بخور` تر کند برای مردمش.

وقتی‌ کینگ اریک رفت،  \"گلن مور\" نوشت که اریک کانتونای بزرگ تمام نشده و مگر می شود آدمی با این حجم از غرور و خودشیفتگی  به فراموشی رضایت دهد؟ حالا علی کریمی چند ماه بعد از بلند کردن جامی دیگر، پرده ها را پایین کشید تا حالیمان کند که نمایش تمام شد. او تلاشی برای ماندن در ذهن ها نخواهد کرد، ولی مگر ما چند تا مثل علی داشتیم میان انبوه شُهرگان این شهر؟ علی را دوست داشته باشیم نه فقط به خاطر جادوی فوتبالی که تمام شد، که به خاطر آنچه بود و بعد از این باید باشد. به خاطر همرنگ نشدن با جماعتی که من و شماییم وقتی که دل به دلِ زور و اکثریت می دادیم و او نداد، وقتی از ما بود و بر ما بود. او همان پسر بدی بود که باید اسمش را روی تخته سیاه زیرِ خوب‌ها نوشت و هشت ستاره جلویش چید. 

  ۲  
آی اسپورت
2014-08-06 13:48:25
نظر دهید
۲ نظر
چنگیز
جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳، ۱۶:۲۶
علی کریمی، مارادونای آسیا
ساجده
شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۳، ۱۷:۵۶
رفتن علی کریمی مثل این بود که یهو پرده های نمایش را پایین بدهند وبگویند نمایش تمام شد،به سلامت.
ما هم سر تکان بدهیم واز این وآن بپرسیم اخر نمایش چه شد.هرکسی تکه ای از قصه را تعریف کند وهیچکس دقیقا نداند چه شد؟؟؟
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر