فهرست
یادداشت روز: کالبد شکافی اعتراضات بی پایان دایی و قلعه نویی؛ شاه کلیدی به اسم جنجال
یادداشت روز: کالبد شکافی اعتراضات بی پایان دایی و قلعه نویی؛ شاه کلیدی به اسم جنجال

یادداشت روز: کالبد شکافی اعتراضات بی پایان دایی و قلعه نویی؛ شاه کلیدی به اسم جنجال


آی اسپورت- اگر از شما بخواهند فی البداهه تفاوت های ظاهری و باطنی سرمربیان سرخابی را بشمارید در ابتدا دچار یک مکث ناخودآکاه می شوید.علت این توقف کثرت تفاوت هاست.یکی قدش بلند است دیگری کوتاه.در نوع پوشش دایی همه اصرارش را دارد تا قطار مدش از ریل برند پوشی خارج نشود دیگری برایش مهم نیست شلوار گرمکن ورزشی را با کفش ورنی مردانه بپوشد.دایی ابتدا مهندس شد سپس فوتبالیست حرفه ای. دیگری شبیه اکثر فوتبالیست های ما بین سیکل و دیپلم معلق ماند. دایی یک کارنامه بی همتا در دوران بازی گری اش دارد که همان کارنامه از او یک بازیکن بی تکرار ساخته است. از لحاظ کارنامه ملی و باشگاهی یکی سر به اسمان سائید و دیگری سقف پروازش قطر بود.دایی با اتکا به فیزیکش مبدل به یک بازیکن مهم شد اما امیر قلعه نویی نان هوش و تکنیکش را خورد. در دوران مربی گری هر دو سرمربی تیم ملی شدند و کارنامه شان تقریبا با ناکامی به پایان رسید اما در باشگاهی کفه ترازو به صورت فاحشی به سمت قلعه نویی سنگینی می کند.یکی تنها یک عنوان لیگ برتر دارد(ان هم با اما و اگر فراوان) و دیگری 5 عنوان که او را مبدل به بهترین سرمربی لیگ برتر کرده است.

  تفاوت های بنیادین دیگری هم وجود دارد  که بازشماری انان از حوصله این نوشته خارج است. اما حالا به وجه تشابه انها برسیم. این بار بدون مکث و یک راست به یک نقطه مشترک می رسیم؛مربیان نا ارام.همیشه معترض. اهل جنگ.پر مصاحبه. این دو در طول نود دقیقه در بهترین حالت تنها نه دقیقه ساکت هستند و شاید نه ثانیه هم روی نیمکت ننشینند. منتقدان شماره یک داوران هستند که وظیفه داور چهارم  تنها ارام کردن شان است. پس از باخت هم وضعیت کنفرانس های خبری شان از پیش برای خبرنگاران مشخص است. حمله با تمام قوا به داور و زمین و زمان.

 

علی دایی از همین هفته نخست اعتراضات وسیعش را شروع کرد. می گوید داور در بازی با نفت به ضرر تیمش سوت زده اما حتی یک مورد حق خوری هم دیده نشد. در ان سو امیر قلعه نویی چون برنده بود سمت داور نرفت.در مورد او تردید نکنید که  مباداعوض شده باشد. در جام شهدا و در بازی با تراکتورسازی او چنان به تیم داوری هجوم برد که گویی بازنده آن بازی قرار بود شهید شود. منتظر اولین ناکامی استقلال باشید تا قدرت توپ خانه امیر را ببینید. با این وجود فدراسیون فوتبال می خواهد امسال با جدیت مقابل این پرخاشگری ها بیاستد. فعلا با جریمه مالی سراغ دایی امده اما بدون تردید جرایم سنگین تری در انتظار اوست.

ولی سوال مهم این است؛ چرا این دو تا این حد نسبت به اتفاقات پیرامونی شان گارد هجومی دارند؟ علی دایی در همین ابتدای راه بخش وسیعی از ارامش خود و تیمش را قربانی جنگ لفظی با هوشنگ نصیرزاده کرده. از سوی دیگر از شاگردانش می خواهد به تصمیمات داور معترض نباشند اما مگر امکان دارد؟ وقتی مربی در طول نود دقیقه مدام در حال اعتراض است و سر یک پرتاب اوت می خواهد داور چهارم را در همان گوشه زمین دادگاهی کند ان وقت رضا حقیقی از مرادش الگو می گیرد و میشود مرد همیشه عصبانی.پیام صادقیان طغیان گر می شود.مهرداد کفشگری که خشونت یکی از اجزای مهم فوتبالش است بی جهت به داور اعترض می کند، کارت زرد می گیرد تا به مرز اخراج نزدیک شود.


 

دایی و پیش تر از او امیر قلعه نویی کاشف یک واقعیت تلخ در فوتبال ما بودند؛اگر اعتراض کنی زودتر به حقت می رسی. اگر نود دقیقه کنار زمین پرخاشگر باشی در ضمیر ناخودآگاه خط نگه دار تاثیر گذاشتی و او ناخواسته صحنه های پنجاه به پنجاه را به نفع تو می گیرد. وقتی این نوع از خشونت از سوی این دو مربی به کار بسته شد آن وقت یکی مثل یحیی گلمحمدی که روح و جسمش را با آرامش در آمیخته اند شروع به پوست اندازی می کند. حالا صدای یحیی هم بلند شده و او آرام آرام از کالبد واقعی اش خارج می شود.آنچه قلعه نویی و دایی مروجش هستند در طول یک دهه آتی تاثیر مخرب خودش را روی جامعه داوران ایرانی می گذارد.

یک روز مجید جلالی می خواست پیش روی نسل جدید مربیان ما باشد اما حالا او را می بینیم که در کسوت رئیس کانون مربیان ایران،همانند دایی و قلعه نویی به کی روش می تازد. تردید نکنید رسول خطیبی و علی منصوریان همین راه را پیش می گیرند.در چنین شرایطی تاثیر دایی و قلعه نویی به مراتب بیشتر از حسین فرکی است که بالاتر از این دو موفق شد جام سیزدهم را از آن خود کند.

برای حل این معضل شاید تنها چند راه پیش روی فوتبال ما باشد؛ یا باید سخت گیری ها بیش از پیش شود و با اهرم محرومیت، مربیان همیشه معترض را ملزم به رعایت ارامش کرد یا با بها دادن بیشتر به فرکی ها موجب حاکم شدن تفکر انها شد.این انتخاب  مدیران فوتبال ماست.اگر برای گزینش سرمربی تیم ملی پیش از این، فیلترهای خاصی از جمله اخلاق بر سر راه بود شاید دایی و قلعه نویی تا این حد روی جاده اعتراض و شکایت تخته گاز نمی رفتند. انها با این روش هم سرمربی تیم ملی شدند و هم کلید موفقیت در رده باشگاهی را یافتند از این رو ساده لوحانه است با نصیحت و پندار و لقمان وار از آنان بخواهیم آرام باشند.آنها نان را در تلاطم یافته اند با وجود اینکه حکم دریا را دارند خویشتن را به یک موج تنزل دادند که قطعا آرامش مرگش است.
 

مهدی طاهرخانی

  ۸  
آی اسپورت
2014-08-06 19:25:44
نظر دهید
۸ نظر
جاجی
چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۱۹:۵۱
مرسی اقای طاهرخانی. مثه همیشه عالی زدی به قلب هدف
-
چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۱۹:۵۹
دایی کی علیه کیروش حرف زده؟
-
چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۲۰:۲۲
عالی. مخصوصا این : دایی و پیش تر از او امیر قلعه نویی کاشف یک واقعیت تلخ در فوتبال ما بودند؛اگر اعتراض کنی زودتر به حقت می رسی. اگر نود دقیقه کنار زمین پرخاشگر باشی در ضمیر ناخودآگاه خط نگه دار تاثیر گذاشتی و او ناخواسته صحنه های پنجاه به پنجاه را به نفع تو می گیرد. وقتی این نوع از خشونت از سوی این دو مربی به کار بسته شد آن وقت یکی مثل یحیی گلمحمدی که روح و جسمش را با آرامش در آمیخته اند شروع به پوست اندازی می کند. حالا صدای یحیی هم بلند شده و او آرام آرام از کالبد واقعی اش خارج می شود.آنچه قلعه نویی و دایی مروجش هستند در طول یک دهه آتی تاثیر مخرب خودش را روی جامعه داوران ایرانی می گذارد.
-
چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۲۱:۰۵
امیرقلعه نویی به کی تهمت زده تاحالا؟!
اعتراض کردن با تهمت زدن فرق داره
دایی دائما درحال اعتراضات آنچنانی و تهمت زدنه و این مقایسه غلطه
♥ Ss ....تاج آسیا ♥
چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۲۱:۴۲
آره دایی فرشته امیرخان شیطون! بدم میاد از سایت لنگی و این چرت و پرتاش اه اه
مجید
پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۳، ۰۰:۰۱
من اعتراض میکنم پس من هستم!! را مگر نشنیده اید..روانشناسان میگویند (مثلا اریک فروم) پشت چهره فرد عصبانی و پرخاشگر ترس وجود دارد کسی که عمیقا از چیزی واهمه دارد-- که این از دست دادن وترس از انسانی به انسان دیگر متفاوت است اما وجه مشترک در همه آدمیان وجود همان ترس است که باعث رفتار پرخاشگرانه میشود.. اما در دنیای انسانی ان چیزی که معمولا باعث میشود آدمی در جامعه رفتار اقتدار گرایی نسبت به همنوعش نداشته باشد یا بروز ندهد وقانون گرا باشد مسئله توازن و تعادل قواست یعنی قدرت قانون را از خودش برتر ببیند من با اعمال قانون در این مورد موافقم .
میتی
پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۳، ۰۰:۲۲
فوتبالی که سر و تهش بی اخلاقیست٬ اعتراض به داور دیگر چیز غریبی نیست. این جامعه تماشاگر و هوادار است که باید سطح شعورش بالا برود تا هر لمپنی نتواند با هوچیگری اهدافش رو جلو ببرد. این جامعه مدنی است که باید بدون تعصب به رنگ آدم‌های بی اخلاق و ناآرام را طرد کند. متاسفانه از کامنت‌هایی که در سایت‌ها می‌خوانم چنین نتیجه‌ای نمی‌توان گرفت. پس در همچنان بر همین پاشنه خواهد چرخید.
کیان
پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۳، ۱۸:۱۲
لابی (کالت ب کالت) در زمینه اعتراض بی مورد،تو دنیا هم رقیب نداره،چ برسه ب ایران
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر