فهرست
چشم‌های مرد توپ طلا نمی‌خواهد
چشم‌های مرد توپ طلا نمی‌خواهد

چشم‌های مرد توپ طلا نمی‌خواهد

آی اسپورت- بهترین بازیکن، بهترین مربی و بهترین گل، همه بهترین‌ها انتخاب شدند. در این همه هیاهو کاش زره‌ای از وفادارای را هم وجود داشت تا هر سال آن را بر تنِ مردی می‌پوشاندند که شاید اولین و آخرین اسطوره‌ای بود که از باشگاهش هم بزرگ‌تر بود. زره‌ای از وفاداری و شکوه بر تنِ مردی چهل ساله. بر تنِ فرانچسکو توتی.

گوشه‌های زمین؛ آن گوشه‌های بی‌وفای کرنر، خیلی‌ها با بوسه و چشم‌های خیس خداحافظی کردند رفتند؛ بعضی‌ها هم مُردند. بوسه بر گوشه‌های زمینی که نفرت برانگیز بود. اما اینبار قصه فرق کرد. دردناک‌تر از آن بوسه‌ها؛ خداخافظی‌ها و حتی مرگ‌ها در تاریخ ثبت شد. مَردی با «چشم‌های کم سو»‌‌ همان گوشهٔ زمین خیره مانده است؛ شد بوفِ کور؛ شد بر باد رفته؛ شد زنده به گور.

این آخرین نگاه به فروغی بود تا شـاید برای آخرین بار گلادیاتورهای تروآ یک بارِ دیگر گرگِ خسته را به اروپا برسانند؛ اما نشد. تا شاید دوباره برای آخرین بار هدبندِ مشکی‌اش را بر گردن بیاویزاند و با‌‌ همان دیوانگی‌اش دوباره نیشخند بزند و کهکشانی‌های مادرید را باز دریبل بزند؛ اما نشد. تا شاید دوباره یاغی‌های کاتالانی او را با انگشت نشان دهند و بگویند «افسانه روم آمده است»؛ اما نشد. تا شاید فخرفروشانِ آلیانتس آرنا هم پشتِ رختکنش منتظر بمانند تا پیراهنش رو به تاراج ببرند؛ اما نشد. تا شاید مغرورهای اولدترافورد هم برایش کلاه از سر بردارند و به احترامش بازی را‌‌ رها کنند و برای مَـردی که وفاداری را درس داد تعظیم کنند؛ اما نشد.



بازی رم پورتو، حذفِ رم از لیگ قهرمانان اروپا- این «چشم‌ها» را فراموش نکنید. این تصویر را تا همیشه در قلب و ذهن داشته باشید و فردایی که هیچ وفاداری وجود نداشت سینه سپر کنید و این تصویر را به این و آن نشان دهید و بگویید این چین‌های صورتش؛ این چشم‌های گود رفته؛ این گونه‌های تهی شده؛ این نگاهِ سرد؛ لحظهٔ مرگِ وفاداری بود که از قلبِ المپیکو به گوشه گوشهٔ اروپا و جهان همانندِ یک بغض شلیک شد. بگویید آن مَردی بود که ماند و خانواده‌اش را نه فروخت نه‌‌ رها کرد. بگویید این «چشم‌های کم سو» از جام‌ها و مدال‌ها و توپ‌های طلای زیادی چشم شست. بگویید گوشهٔ کرنر آخرین بوسه‌ها و آخرین مرگ‌ها را دیدیم اما دردناک ترینش این «نگاه» بود. بگویید هنوز «افسانهٔ آنیید» از تابوتی می‌آید که زیرِ نام فرانچسکو توتی نوشته شده: «No Totti No Party»

حال آهسته آهسته باید باور کنیم نوبتِ گرگِ پیرِ گلهٔ رم شده که از فوتبال برود. نمی‌دانم قهرمان سری آ می‌شود یا نه. نمی‌دانم لیگِ اروپا را فتح می‌کنه یا نه. اما می‌دانم این روزهای آخر است که فوتبال توتی را نفس می‌کشد. گفتنِ سمبل، اسطوره هم برای تنها بازیکنی که در تاریخ از باشگاهش هم بزرگ‌تر بود ناچیز است. زیزوی فرانسوی هیچگاه باور نمی‌کرد بازیکنی بخاطرِ یک تیم و یک باشگاهِ متوسط از توپ‌های طلا، قهرمانی‌ها، افتخارات و جام‌ها چشم بپوشاند تا با سر تکان دادن‌هایش بگوید «توتی همانندِ مسلکی برای پرستیدنِ مردمِ رم است». چه گردبادی می‌آید و از یادمان می‌برد که در بازی با هلند در کورانِ پنالتی‌ها با خنده به یارانش گفت «بچه‌ها من می‌خوام برم چیپ بزنم» و رفت و زد. چه کسی فراموش می‌کند قهرمانی با کاپلو و شب پرسه‌هایش با هواپیمای تک نفره و باتی گل را. چگونه فراموش می‌شود اشک‌هایش در بازی با امپولی را، زمانی که مچِ پایش «اینرو آنرو» شده بود و دلنگرانِ دلِ هوادارانش بود تا با چشمهای خیس بگوید «تنهایتان نمی‌گذارم». مگر از یاد می‌رود جامی که مقابلِ فرانسه در بغلش گرفته بود و رو به دوربین‌ها می‌گفت «این را دارم و رم را؛ چه افتخاری بیش از این». این گرگِ پیر‌‌ همان گرگِ وفادارِ رم بود که برای پیشنهادِ گرانقیمت‌ترین بازیکنِ جهان وقتی که دل آشوبی و اشک‌های مردمِ رم را دید در برنامه زنده با دستانش بر روی میز کوبید و گفت: «من خانواده دارم لعنتیا، من خانواده‌ام را تنها نمی‌گذارم». حال چگونه به زیدان باید گفت که فرانچسکو را بعدِ عمری که چین و چروک‌ها گوشه‌های چشمش را قاپیده انگار نمی‌خواهند. کاش تاریخِ تروا بنویسد «گرگِ پیر را در شهرِ افسانه‌ای دریدند».

قرار بود مَـرد جام‌های زیادی را در دستانش بگیرد؛ قرار بود توپ‌های طلای زیادی بگیرد؛ قرار بود گران‌ترین بازیکنِ جهان باشد تا سال‌ها کسی به گردِ پایش نرسد؛ قرار بود فاتحِ لیگ قهرمانان باشد؛ قرار بود آقای اروپا و جهان باشد؛ قرار بود نامش در راسِ پُر افتخار‌ترین‌ها باشد، خیلی قرار‌ها بود؛ اما نشد. گویی کاپیتان هم از قبرستانِ منپارناس گذشته بود. آن مَرد ماند و تمامی آرزو‌هایش را با همین نگاه «زنده به گور» کرد.

۲۶ ۲  
آی اسپورت
2017-01-11 12:51:00
نظر دهید
۲ نظر
علی
چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۱۳:۱۰
خیلی زیبا بود
۲
تاج
چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۱۴:۵۱
تنها بازیکنی که از باشگاهش بزرگ تر بود . واقعا دلم میخاد با یه قهرمانی خداحافظی کنه . حیف
۸
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر