فهرست
سال آتش‌نشان‌هايی بود كه آتش به دل نشاندند
سال آتش‌نشان‌هايی بود كه آتش به دل نشاندند

سال آتش‌نشان‌هايی بود كه آتش به دل نشاندند

آی‌اسپورت- اين كه آدم بماند سر سفره هفت‌سین، باز دلش می‌دود به یک جایی در جنوبی‌ترین نقطه تهران که اسمش بهشت است. اما قطعه‌ای از زمین که لابد برای این بهشت است که اگر نبود پس عزیرترین‌های ما و پاره‌های تن آنجا چه می‌کردند؟ توي دلمان نيست عيد امسال كنارشان نباشيم، كه عيد پارسال كنار دلمان بودند. پس اگر دل همیشه خدا، می‌خواهد دست را بکشد تا بهشت‌زهرا برای کمی آرامش و درددل و خلوت، کو چاره غیر تسلیم و رضا؟

آخ از بهشت، كه انگار چگال ساكنان زيرِ زمينش بيشتر از روي زميني‌هاست. نود و پنج، سال آتش‌نشان‌هايي بود كه آتش به دل نشاندند اين بار. آدم دستش می‌لرزد برای یادآوری توفان آتش و خاک و فروپاشی ساختمانی که برادرهای ما را بهشتی کرد. آنهایی که قسمت‌شان این بود که جان عزیزی که همیشه کف دست‌شان بود، قل بخورد و آنها را زیر آتش و آوار بگذارد تا کمی بعد مثل پرنده بال باز کنند به آسمان تهران و از بالا خودشان را ببینند و آتش‌نشان‌ها را. ‎اما بهشت، در محدوده جغرافیایی جنوب تهران، راهی هم دارد به یک جای دورتر در شمال‌ترین آرامگاه پایتخت که ساکت و پاکیزه، از یاد یکی دیگر از بزرگ‌ترین‌ها نگهداری می‌کند. جايي در شمال شرق پايتخت امسال يك مرد شرقي خوابيده كه از آرامگاهش صداي پرنده مي‌آيد، مثل فيلم‌هايش. مردی با عینک تیره و پیشانی بلند که شعرهایش را تصویر می‌کرد و از مرگ زندگی می‌ساخت. آقای کیارستمی بزرگ، خیلی بزرگ. یعنی دقیقا از همین جا تا لواسان، و از شمیران تا پاریس و آن طرف اقیانوس اطلس؛ مثل همان پرنده کانون.

يكي گفته بود دست‌هايم را از خاك بيرون بگذاريد. يكي هم بود كه با دست‌هايش دل مي‌برد و آخر دست‌هايش او را بردند. یکی نوشته است: پرنده بودن خوب است. شاید مثل هنرمند بودن، حتی هنرمند رفتن؛ مثل خانم فنی‌زاده که دست هنرمندش خسته شد از بس که به رویاهای ما جان داد در عروسکی که اسمش کلاه‌قرمزی بود. دستی که آنقدر به دنیا جان داد تا با جان دنیا دست در دست، برود به جایی که اسمش بهشت است و جمع خیلی‌ها در آن جمع است. از علي معلم ومهران دوستی تا افشين يداللهي ومهین کسمایی؛ و از منصور پورحیدری تا مهرداد اولادی. جایی پر از آدم خاطره‌ساز که لابد گاهی دلشان پر می‌کشد از آن دنیا بیایند اینجا و سر سفره هفت‌سین، پیش عزیزترین‌ها بنشینند و اشک‌ها را پاک کنند و بگویند:

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن/ چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

۶    
آی اسپورت
2017-03-20 16:01:00
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر