فهرست
یوزها امیدوار باشند؛ «آنها» از مریخ نیامده‌اند!
یوزها امیدوار باشند؛ «آنها» از مریخ نیامده‌اند!

یوزها امیدوار باشند؛ «آنها» از مریخ نیامده‌اند!

آی اسپورت - بازی دوستانه شنبه شب اسپانیا با تونس که نتیجه آن برد خفیف یک بر صفر اسپانیایی‌ها بود، جدیدترین نشانه این امر تلقی شد که رقبای ما در گروه دوم جام جهانی فوتبال 2018 البته تیم‌های خوبی هستند اما از مشتی مافوق انسان شکل نگرفته‌اند. رقبای ما در جام بیست و یکم از نفراتی تشکیل شده‌اند که مثل ما انسان‌اند، توان مشخصی دارند، به یک شکل قابل فهم آموزش گرفته و از تاکتیک‌هایی پیروی می‌کنند که مال همین کره است و از مریخ به زمین صادر نشده است! این بدان معنا نیست که ما هر سه بازی خود برابر مراکش، اسپانیا و پرتغال را فتح و یا قطعا از گروه خود صعود می‌کنیم ولی به این مفهوم است که اگر نترسیم و خودمان باشیم، شانس و امکان کسب نتایجی محترمانه را داریم و اگر تا دیروز این باور فقط برای مسابقه با مراکش وجود داشت اینک به پرتغال و اسپانیا هم بسط می‌یابد.

وقتی اندک برای تدارک
درست است که پرتغال در واپسین دیدار تدارکاتی‌اش سه گل به الجزیر زده اما این تیم نیز در سایر مسابقات دوستانه اخیرش لغزش‌های آشکاری داشته است. این امر به برخی مسائل بدیهی و قابل فهم برمی‌گردد. این تیم‌ها که سرشار از لژیونرهای نامدار و بازیکنان بومی بسیار گرانقیمت هستند، بسیار دیر و حداکثر 18 تا 20 روز قبل از شروع این مسابقات شکل گرفته و در نتیجه وقت برای تمرین‌های گروهی کامل و رسیدن به کمال مطلوب را نداشته‌اند و در شرایطی وارد روسیه می‌شوند که سه مسابقه مرحله مقدماتی‌شان حالت دیدارهای تدارکاتی را برایشان یافته است. از سوی دیگر با اینکه لقب کم فروشی برازنده هیچ یک از این ستاره‌ها نیست اما آنها فقط حاضرند یک میزان مشخص صرف موفقیت تیم ملی کشورشان کنند و به گونه‌ای عمل می‌کنند که به منافع و جایگاه باشگاهی و به واقع محل اصلی کسب درآمدشان خللی وارد نشود.

محل برابری‌های نسبی
جام جهانی مثل تنیس ویمبلدون و هر تورنمنت بسیار بزرگی در هر یک از ورزش‌ها، محل برابری نسبی قوای افراد و تیم‌ها هم هست، بدین مفهوم که وقتی رقابت آغاز می‌شود و تیم‌ها روی خط شروع می‌ایستند، آن برتری‌های عظیم همیشگی «این» تیم بر «آن» تیم رنگ می‌بازد و بر اساس میزان تلاش و همت و جدیت، روال کار تیم‌ها بسیار به یکدیگر نزدیک می‌شود. به دیگر سخن همانطور که اسپانیا پریشب جان به لب شد تا تونس را که آشکارا دو سه کلاس پایین‌تر از این تیم اروپایی است، مغلوب کند (و شانس هم آورد که بخت‌های گلزنی تونس در تقابل با دفاع پر اشتباه اسپانیا به درون دروازه نرفت) امکان دارد که مقابل ما هم به صخره‌ای سخت برخورد کند و ایران را تیمی بیابد که اگر چه مهارت‌ها و ظرافت‌های امثال ایسکو، اینیستا، سیلوا، اسنسیو و البا را ندارد اما با یک بازی همه‌جانبه قادر به کم اثر کردن طرح‌های تهاجمی اسپانیا است. در دیدار با پرتغال نیز می‌توان به گونه‌ای عمل کرد که به رغم مهارت‌های فردی فوق‌العاده افرادی مثل رونالدو، ما یک «پیش بازنده» نباشیم و برعکس با امید بجنگیم و با یک بازی فراگیر فیزیکی به نتیجه‌ای مطلوب برسیم. اینکه چنین نتیجه‌ای یک باخت خفیف مثلا یک بر صفر است یا حتی تساوی صفر بر صفر و یا یک بر یک مساله‌ای است که از حالا مشخص و قابل پیش‌بینی دقیق نیست ولی اهمیت آن کمتر از این نکته کلیدی است که دیدار با این حریفان را با کدام خط فکری آغاز می‌کنیم و آیا شهامت باور قدرت خویش را داریم و یا می‌خواهیم با نوعی ترس پنهان و بیم نهادینه شده در وجودمان به میدان آییم. آیا به این باور رسیده‌ایم که با این «زمینی‌»های البته مستعد و توانا می‌توان یک مسابقه سنگین و پر تکاپو و بالنسبه پایاپای را برگزار کرد و یا باید با این پیشفرض بسیار رایج در جامعه فوتبال‌مان به میدان رفت که حذف ما در همان مرحله اول قطعی است و در نتیجه فقط باید بکوشیم شکست‌های محتومی را که در انتظارمان است، هر چه سبک‌تر سازیم.

دور از هر بدبینی
برخی می‌گویند تیم ملی والیبال ایران پریروز به این سبب ست پنجم و سرنوشت‌ساز مسابقه‌اش برابر برزیل در کادر رقابت‌های لیگ ملت‌ها را با نتیجه 15 بر 13 و کل مسابقه را با نتیجه مجموع 3 بر 2 واگذار کرد که بخشی از شهامتش را در این ست به کار نگرفت و مثل ست چهارم که 25 بر 21 برد، با تمامی قدرتش کار نکرد و بندهای احتیاط بیهوده‌ای در برخی لحظات به دست و پای بچه‌های ما بسته شده و کارآیی آنها را کم کرده بود. طبق همین فرضیه و دیدگاه بازی موفقیت‌آمیز مقابل تیم‌های فوتبال اسپانیا و پرتغال روحیه و دیدگاهی را می‌خواهد که در ترانه اخیر جام جهانی سروده محمد بحرانی و همکارانش (و پخش شده در برنامه تلویزیونی خندوانه) نهفته است و آن روحیه‌ای خواهنده، سرشار از شادی و شلوغی مفید و امید و با کوشش برای بالا بردن عرق ملی و حتی رجزخوانی‌های افراطی ولی توأم با طنزگرایی برای حریفان است. برای اینکه در جام جهانی به نتایجی برسیم که حتی در صورت حذف‌مان ملت را امیدوار و راضی کند، باید از هر بدبینی و کوچک شمردن خویش رها شد و کوشید و جنگید و از حوادث سود جست. این دستور کار ما در دو بازی از سه مسابقه ما در مرحله نهایی جام جهانی 2014 هم بود. آنجا که با نیجریه صفر بر صفر کردیم و یک باخت دیرهنگام خفیف یک بر صفر برابر آرژانتین را که از دیدگاه ایرانی‌ها نوعی پیروزی بود، متحمل شدیم. از آنجا که یک بار دیگر سکاندار فوتبال ما کارلوس کی‌روش است و او در طراحی روش‌های بازدارنده برای رقبا مهارت دارد و تیم پرتغال را مثل کف دستش می‌شناسد و تیزهوشی لازم را به شاگردانش برای استفاده از ضدحملات نیز ارزانی داشته است، می‌توانیم با سلاح حیاتی امید پا به جام جهانی بیست و یکم بگذاریم.

روی خط شروع
برای «یوزها» که درخشش در جام جهانی امسال وسیله و مقدمه‌ای برای تدوین آینده حرفه‌ای خوش‌تر هم برایشان محسوب می‌شود، سلاح امیدوارانه فوق، کامل‌کننده کارهایی است که تا به حال برایشان انجام شده است و اگر هم موجب کاری تاریخی یعنی صعود از گروه‌مان نشود این قابلیت پایه‌ای را دارد که ما را در شرایط بالنسبه برابری از نظر میزان خواهندگی و عزم راسخ روی خط شروع جام کنار رقبای نامدارمان قرار دهد. همین مساله هم برای فوتبال ما که در ماه‌های اخیر همیشه از سختی‌های رویارویی با امثال رونالدو و ایسکو سخن گفته و به گونه‌ای پا پس گذاشته است، یک نوع پیشرفت و پیروزی خواهد بود.

ایران ورزشی

۴ ۱  
آی اسپورت
2018-06-11 11:20:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱ نظر
نعمت گول
دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۱۳:۳۹
امیدواریم یوزها، گوز نشوند.
۲
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر