فهرست
آژیر قرمز؛ ایستاده در صدر
آژیر قرمز؛ ایستاده در صدر

آژیر قرمز؛ ایستاده در صدر

یک؛  علی پروین لقب سلطان را از جباری ندزدیده است. علی پروین زره ای دارد از طلا که او را همواره متمایز کرده بود. مردی که اعتقاد داشت پرسپولیس باید بجنگد و فوتبال برای پرسپولیس معنایی برای دوستی ندارد. سلطان در یک جمله معروف می گفت «من هیچوقت به تیم حریف تبریک نمیگم، معنی نداره تیمم ببازه به حریف تبریک بگم». علی پروین راست می گفت، پرسپولیس سالهاست در حال جنگیدن است. آنقدر زخم زده اند و افتاده است که امروز نه پنالتی های بادآورده دقیقه 96 حریفان صدرنشینی اش را به خطر بیاندازد و نه پنالتی های مضحکی که علیه شان گرفته می شود آن ها را به دردسر بیاندازد. آژیر قرمز تنها یک هشدار نبود، بخشی از تاریخ ایران بود که نسل به نسل، سینه به سینه تعریف خواهد شد. صدایی که اینگونه چند دهه پیش را تسخیر کرده بود «علامتی که هم اکنون می‌شنوید اعلام خطر یا وضعیت قرمز است و معنی و مفهوم آن این است که حمله انجام خواهد شد. محل کار خود را ترک کنید و به پناهگاه بروید». جمله ای دلهره آور برای دهه ای که اگر مفهوم آژیر قرمز را درک نکرده اند امروز می توانند با خیال راحت آن را در زمین مسابقه ببینند.

دو؛ هفتم ژوئیه 2010 بود. روزی که ژرمن ها در نیمه نهایی جام جهانی در استادیوم موسا مابیدا مقابل تک گلی که از کارلس پویول دریافت کرده بودند مقابل اسپانیا شکست خوردند. حتی شکست دادن اروگوئه در ورزشگاه نلسون ماندلا و کسب مقام سومی هم از سرافندگی مردان آلمان نکاسته بود. روزی که ژرمن ها به مقام سومی جام جهانی رسیده بودند اما آنقدر شرمسار بودند که بدون اطلاع دادن به مردمشان افریقای جنوبی را ترک کردند و شبانه به خاک مونیخ بازگشتند. مقام سومی جام جهانی برای خیلی از تیم ها و ملت ها افتخاری بزرگ محسوب میشد اما گویی برای ژرمن ها اینگونه نبود. آنها به آلمان بازگشته بودند اما بدون استقبالی. تنها تصاویری که مخابره میشد چندتصویر درهم شکسته در فرودگاه بود که بازیکنان آلمانی چمدان به دست با سری پایین خودشان را به اتومبیل شان می رساندند. مساله آنجا بود که مردان آلمانی بدون آنکه توجیهی داشته باشند انتظارات را از هواداران شان به شکلی تحسین برانگیز بالا برده بودند. همه فوتبال دوستان به خوبی می دانستند شکست مقابل اسپانیا هرگز یک فاجعه محسوب نمی شد نشان به آن نشان که اسپانیا قهرمانی جام جهانی شد اما این مساله هم ذره ای از سرافکندگی بازیکنان آلمان کم نکرده بود.

سه؛ نیم فصل به پایان رسید و پرسپولیس طبق عادتی که در این سالها به هواداران اش داده باز رکورد شکسته است. پرسپولیس باز هم برد همانطور که هواداران خوش ذوق اش بادی در غبغب می اندازند و می گویند «همان همیشگی». تفاوتی ندارد خوزستان سنگ پرتاب کند یا رشت امان کاپیتان حسینی را آنگونه ببُرد که حسین ماهینی شبانه توییت بگذارد و بنویسد این برد تقدیم به کاپیتان جلال حسینی. آنها در آزادی و بیرون از آزادی پیروز می شوند. پرسپولیس تبدیل به یک ماشین جنگی شده که به بیرون از تهران می رود امتیازات را درو می کند و برمی گردد، و داخل خانه شان به همان جمله برانکو ایوانکوویچ باید اکتفا کرد «میزبان خوبی هستیم اما هرگز اجازه نمی دهیم مهمان مان به خانه مان بیاید کتک مان بزند و برود». سومین فصل هم نسبتا رویایی دارد سپری می شود. در این وانفسا دیگر تفاوتی ندارد دکتر طاهری به چه دلیلی رفته باشد و با چه توصیه ای حمیدرضا گرشاسبی بر صندلی مدیریت تکیه بزند، یا از محرومیت مهدی طارمی چندماه دیگر مانده و یا علیرضا بیرانوند می ماند یا نمی ماند. آنچه که اهمیت دارد درخشش علی علیپور و اوج گیری محسن مسلمان و مهم تر از آن تمدید قرارداد برانکو ایوانکوویچ است.

چهار؛ با صراحت پیش‌بینی کردن نشان از تفکری کوچک دارد اما باید اعتراف کرد پرسپولیس بی تردید چندهفته زودتر قهرمانی خود را جشن می گیرد، به قول هواداران امروزی که دوباره خواهند گفت «همان همیشگی». اما مساله برای پرسپولیس فراتر از نگاه به لیگ برتر ایران شده است. قدمی که پرسپولیس ِ برانکو در این سالها برداشته سقف رویای هواداران را به شکلی ارتقا داده است که از عهده هیچ کدام از مربیان پیشین پرسپولیس برنیامده بود. از مربیانی که با ماژیک روی تخته، برد مقابل رقیب سنتی را می نوشتند تا مربیانی که برای نایب قهرمانی سجده شکر سر داده بودند. جمله ای کلیشه ای اما مملوس تر از گذشته برای پرسپولیس امروز رسمیت پیدا کرده است؛ «قهرمانی در آسیا». این دیگر رویا نیست، آنقدر دست نیافتنی نیست که از عهده پرسپولیس برنیاید. شکست در نیمه نهایی مقابل الهلال اتفاق تلخی بود اما در پشت آن اتفاق مسائلی نهفته است. این اتفاق زمانی ارزش بیشتری پیدا می کند که فراموش نشود که در مرحله گروهی پرسپولیس با اما و اگر صعود کرده بود. شکست مقابل الهلال در نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا همان اندازه که زننده بود یک اتفاق مهم دیگری را در درون اش داشت. و آن هم اندوه بازیکنان پرسپولیس و برانکو پس از بازی بود. شاگردان برانکو هرگز پا عقب نکشیدند حتی وقتی حذف شان در بازی رفت تکمیل شده بود، آنها یک لحظه به این فکر نکردند که حضور در نیمه نهایی پایان قصه است حتی وقتی پنالتی اشتباه علیه شان در بازی برگشت گرفته شد و عملا کارشان را یکسره کرده بود. آنها هرگز چنین تفکری نداشتند که خواب نیمه نهایی را هم هواداران شان نمی دیدند. آنها تا آخرین ثانیه هم به رغم حذف جنگیدند.

پنج؛ انتقادی که به صدرنشینی پرسپولیس می شود همان جمله کلیشه ای است که می گویند «لیگ مدعی ندارد». اعتقادی وجود دارد مبنی بر اینکه لیگ برتر خالی از مدعی است. بیاییم روراست باشیم، در نگاه اول آن جمله کلیشه ای درست و منطقی به نظر می آید. تیم شایسته لیگ آزادگانی که امسال به لیگ برتر صعود کرده، شده است مدعی صدرنشینی. سپاهان و زلاتکو کرانچار آنگونه جوان گرایی کرده اند که حتی گرفتن سهمیه هم غیرممکن که نه اما سخت به نظر می رسد. تراکتورسازی با محرومیتی که گریبان اش را گرفته است و اختلافاتی که از باشگاه مخابره می شود عملا هیچ شباهتی به مدعی ندارد. استقلال تهران هم شاید خوشبینانه نگاهی به جام حذفی داشته باشد و رتبه ای آبرومند در انتهای فصل. ذوب آهنِ امیر هم هیچ نشانی از مدعی ندارد، نه ذوب همان ذوبِ سابق است و نه ژنرال همانند گذشته جاه طلب است. با احترام به پیکان تهران، فولادخوزستان، پدیده مشهد چنین تیم هایی هم آنطور که باید نمی توانند ادعای قهرمانی داشته باشند.

شش؛ این انتقادی به صدرنشینی پرسپولیس بود که از سوی کارشناسان، پیشکسوتان، خبرنگاران و حتی هواداران مطرح شده است اما سوال اینجاست که آیا استقلال که باعلیرضا منصوریان سودای قهرمانی را در سر داشت می توانست مقابل پرسپولیس برانکو بایستد؟ با علم بر اینکه در یکی دو فصل پیش علیرضا منصوریان با نفت تهران و استقلال تهران مقابل پرسپولیس ِ برانکو نتایج بسیاری مناسبی را کسب کرده بود. اما قرار بر این است رک باشیم. آیا علیرضا منصوریان با همراهی علی چینی و محمدخرمگاه توان ایستادگی مقابل پرسپولیس و کادرفنی کلاس جهانی اش را داشت؟ آیا اختلاف استراتژی های منصوریان و برانکو برای هواداران دو تیم مشهود نبود؟ آیا استقلال با مربی دویست و هشتاد هزار دلاری می تواند مقابل یکی از برترین تیم های تاریخ پرسپولیس و مربی یک میلیون دلاری اش بایستد؟ این یک شوخی زشت با هواداران فوتبال است، یک سواستفاده از احساس هواداران است.

استقلالِ منصوریان و استقلالِ شفرد تنها یک تفاوت دارند. پیشرفتی که پرسپولیس را از دامان افشین پیروانی، علی دایی، حمیدرضا استیلی و حتی یحیی گل محمدی رها کرد امروز گریبان استقلالی را گرفته است که هواداران اش از امیر و صمد و پرویز به ستوه آمده بودند. لازم بود علیرضا منصوریان درس عبرتی شود برای پاشازاده ها و مجیدی ها که سودای نشستن بر روی نیمکتی را دارند که سالها در حال درجا زدن بود. ورود یک مربی خارجی در استقلال شاید جا پای پرسپولیسی باشد که معنای پیشرفت را آهسته آهسته به هواداران و فوتبال دوستان نشان داد. حال با این تفاسیر کدام هواداری می تواند به صدرنشینی پسران ِبرانکو ایرادی وارد کند؟ آیا سبک بازی پرسپولیس تحسین برانگیز نیست؟ آیا قدرت تاکتیک پذیری شاگردان برانکو به وضوح مملوس نیست؟


هفت؛ چهارسال بعد آلمان ها بازگشتند و کرکره مهد فوتبال را آنگونه پایین کشیدند که فیلیپه اسکولاری به همراه کاپیتان های اول، دوم و سوم تیم اش، و پیرمرد جام به دستِ روی سکوها شرمسارترین لحظات قرن را تجربه کنند. ژرمن های بی رحم در روزی که عطر کودسال مکزیکی در ماراکاکا برخواسته بود مقابل آرژانتین هم پیروز شدند و اینبار با استقبال میلیونی به خانه هایشان بازگشتند. مساله تفاوت فوتبال ملی و باشگاهی نیست، مساله حتی تفاوت تورنمت جام جهانی با جام باشگاه های آسیا هم نیست، بلکه مساله ای که حائز اهمیت است سطح تفکر تیمی و در مقابل انتظاراتی که در هواداران پدید می آید است. تفکری حرفه ای که مربی به بازیکنان القا می کند. امروز شاید صدرنشینی لیگ برتر با همه شیرینی ای که برای هواداران پرسپولیس دارد آن رویدادی نیست که باید باشد، سقفی رویای هواداران پرسپولیس اعجاب آور اوج گرفته است، انگار که دیگر هیچ آرزویی غیر ممکن نباشد. مایکل جردن می گوید: «من بیش از 9000 شوت در بازی هایم داشتم. تقریباً 300 بازی را باختم. 26 بار به من اعتماد کردند که شوت برد را بزنم و آنها را از دست دادم. من بارها و بارها در زندگی ام باختم. به همین دلیل است که موفق می شوم». حال بازنده های همیشگی همان بازیکنان پرسپولیس هستند که امروز با تفکری نسبتا اروپایی و اصولی محترم تر و هدفی بزرگ تر پیش می روند.

چه بسا اگر آقای حسین هدایتی به شهرت کافی رسیده اند پرسپولیس را راحت بگذارند، و اگر آقای جعفر کاشانی با مصاحبه های دلخراش اش دخالتی در امور فنی نداشته باشند و جناب حمیدرضا گرشاسبی پرقدرت تر از از مدیر پیشین به کار خود رسیدگی کند تردیدی نیست که پرسپولیس ِ برانکو این بار نیمه نهایی آسیا را هم به سلامت عبور می کند. لحظه ای که پرسپولیسی ها همانند ژرمن ها بازگشته بودند اما مردمی ساده لوح به خیال پایان یک رویا برای مهاجم سعودی ها جشن گرفتند و هزاران کامنت «مبروک سیدی» در شب تحقیر ملت ایران سر داده بودند، جایی که صدای آژیر قرمز را نشنیدند، جایی که آنها این موضوع را درک نکردند که دیگر سقف رویایی برای تیمی که ایستاده در صدر است وجود نخواهد داشت.

۷۸ ۳۴  
آی اسپورت
2017-12-12 07:10:00
نظر دهید

۳۴ نظر
رضا
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹
خجالت بکش مردک. پیچیدن به پر وپای آقای کاشانی آدم حقیری مثل تورو بزرگ نمیکنه واز بزرگی او چیزی کم نمی کنه.
حرف حساب
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۳:۰۲
واقعا کاشانی چی داره که ازش دفاع میکنی؟ جز ینکه بگه ما باید باشگاه بشیم، کار دیگری کرده؟ البته اخیرا به برانکو هم گیر داده!!!
علیرضا
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۹
اگر سپاهان و تراکتور و ذوب آهن و نفت تهران قدرتمند بودند شاید ما الان بالا نبودیم ولی قطعاً 20 امتیاز استقلالا الان باید میشد 10 امتیاز!!!
پرسپولیس واقعی
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۸
چقدر عالی!
مخصوصا اشاره ی بجا به آژیر قرمز و خطر و پناهگاه!

اما بهتراست واقع گرا باشیم و توقع خودمان را زیاد بالا نبریم.
در سطح ملی و باشگاهی ، بطور سیستماتیک و با ثبات پیشرفت نکردیم ؛
اکثر باشگاههایی که در این سالها قهرمان آسیا شده اند محصول سالها لیگ حرفه ای در معنای واقعی کلمه یودند.
در لیگ ما پرسپولیس یعد از سالها رنج و بی سامانی البته با تکیه بر فردیت و استعداد فردی شخص برانکو و جاه طلبی عده ای جوان مستعد و حمایت بیدریغ و شگفت آور هواداران به اینجا رسیده است.
من معتقدم پرسپولیس دو سه سال اخیر و ان شالله استقلال آینده بیشتر از هر کسی وامدار هواداران مخلص خودش هست که به قول شما پای بر دور تسلسل باطل تجربه اندوزی بازیکنان قدیمی اش در کسوت مربی گری گذاشته و محکم پشت خیر خواهان واقعی تیم ایستاده اند.
برانکو و احتمالا شفر مدیون دیدگاه جدید هواداران و بیداری و هوشیاری آنها در شناخت منطق از احساس هستند.
گذر از نامها بزرگترین دستاورد این پرسپولیس است که البته استقلال هم دارد همین مسیر را پیش می رود وگرنه
اصل لیگ چندان تغیری نکرده و گواهش صعود و سقوط نا متقارن تیمهای دیگر است.
خوشبختی پرسپولیس هرگز بپای سیستم فوتبال داخلی ما نوشته نخواهد شد و
دیگر اینکه باخت به العین و الهلال یا تیمهای شرق آسیا منطق فوتیال است آنها بسیار زودتر شروع کردند به حرفه ای بودن ودر اینکار هیچ دروغی بکار نبردند.
تلخ از لحاظ ملی بود ولی فوتبالی نگاه کنیم آنها سود صداقت در حرفه ای بودن را بردند و ما ضرر هنگفت در غش در معامله

کاش همه و همه و همه قدر این روزهای خوش را بدانیم.
عباس
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۸
بسیار عااااالی
Kaveh 6&4
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۷
لایک، لایک، لایک!
مسعود
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۲
خانوم اشکریز خودتونی؟؟؟؟
بی طرف
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵
درودبر قلمت.اینجاش
اما مردمی ساده لوح به خیال پایان یک رویا برای مهاجم سعودی ها جشن گرفتند و هزاران کامنت «مبروک سیدی» در شب تحقیر ملت ایران سر داده بودند، جایی که صدای آژیر قرمز را نشنیدند، جایی که آنها این موضوع را درک نکردند که دیگر سقف رویایی برای تیمی که ایستاده در صدر است وجود نخواهد داشت.
سلام
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۶
البته ایشون هم بخان پرسپولیس رو راحت بزارن، مدیرای با کیفیت ما همچین عابر بانکی رو رهاش نمیکنن، راحت ترین راه درامد که تخصصی نمیخاد.
سلام
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۶
البته ایشون هم بخان پرسپولیس رو راحت بزارن، مدیرای با کیفیت ما همچین عابر بانکی رو رهاش نمیکنن، راحت ترین راه درامد که تخصصی نمیخاد.
شلغم شاغول بلعم باعور
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱
سوزش کامل یک طرفدار استقلال از صدر نشینی پرسپولیس اگر لیگ مدعی ندارد یا سایر مدعیان قدرت ندارند تقصیر پرسپولیس نیست همین استقلال امسال بالای 60 میلیارد هزینه کرده و حتی بازیکن 4 میلیاردی گرفته کادر فنی استقلال طی دو سال گذشته فقط 7 میلیارد پول گرفته در ضمن ساده لوح خواندن طرفداری که به کمتر از برانکو راضی نیست بی انصافی است نویسنده محترم هم بهتر است تشریف ببرند پیج های طرفداری مطلب بنویسند راحت تر هستند
آرمان
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۵
مشخص نیست نویسنده پشت پرده چه خوابی برای پرسپولیس و برانکو دیده که بلخره اعتراف کرده برانکو مربی کلاس جهانیه.من یکی تو سرم نمیره این نوشته خودش باشه.یا پولی یا ضابطه ای چیزی این وسطه مگه میشه یکهویی ایشان که به هوادار پرسپولیس بدترین فوشو داده به برانکو لقب کدخدای دزد داده بیاد اینطوری به نفع پرسپولیسو برانکو بنویسه کدوم عقل سلیم باور میکنه
مردم خودفروخته
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۹

لذت بردم از نوشته حماسی و درخور ستایش و منطقیی که نوشتین. خط آخرو اضافه کنم تا دکتر مهندسارو نمایی شوند
از هوادارای استقلال تشکر میکنم....... عمرخربین
۴
Mehti
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱
ایول باو
۱
شاهین
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶
دوستان ِ استقلالی سلام
۳ ۱
شاهین
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۹
از ۲۰ جمله متن من تنها جمله اول منتشر شد خخخخ
درود بر آزادی بیان
درود بر مواجب بگیرآن
درود بر لقمه حلال
درود بر شرافت
یه آدم
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۷
معمولا ار متناتون راضی نیستم ولی این عالی بود
۴
علي ، اصفهان
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰
درست مي بينم ، اسم نويسنده ي مقاله شقايق اشك ريزه ؟!!! از برانكو تعريف كرده ؟!!! نگو ... باورم نميشه!!!
فرزاد مهریار
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۸
علی آقا ، آخرالزمان است . یکی از نشانه های ظهور همین مطلب است که خانم اشک ریز مقاله ای در ستایش از پرسپولیس بنویسند
علي ، اصفهان
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۶
سلام و عرض ادب آقا فرزاد
دقيقا همينطوره كه مي فرماييد ، جز نشانه اي از ظهور نميتونه باشه ، من كه هنوز شوكه ام و باورم نميشه ، حتما ظهور نزديكه ، حتما ...
ساشا
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۸
نوشته ی خوبی بود ، من به شخصه هم از اخلاق و هم از لحاظ فنی برانکو خیلی قبول دارم ولی بحث من اینه که هیچوقت و برایه دفاع از کسی، توانمندی های خودمون رو کم نکنیم. چه برانکو باشه که عاشقشم چه کیروش چه ولاسکوی والیبال.
فرزاد مهریار
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵
از نشانه های آخرالزمان این است که بانو شقایق اشک ریز مطلبی در حمایت از پرسپولیس بنویسد و هیچ نیش و کنایه و طعنه ای در آن نباشد .
علی عارف
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۳:۰۸
نثر بسیار روان و زیبائی بود فارغ از تعلق خاطر نویسنده به تیم بزرگ پرسپولیس از خواندن متن به این زیبائی لذت بردم به راستی خانم اشک ریز یا صدر رنکینگ نویسندگی هستند یا ذیل آن اما برای من خواننده تفاوتی ندارد و تمامی را با حرص و ولع میخوانم و لذت میبرم چی بسا بردهای پیاپی تیم محبوبمون یک همچین متنهای زیبائی را میطلبد،دست مریزاد و مرحبا سرکار خانم متشکرم
۳
رامین
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۴:۱۵
صدای آژیر قرمز نشنیدید ؟؟؟؟
وااااای بر شما مردم آبی پرست
۱
حمید
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۵:۱۵
سلام به شقایق عزیز
البته اگه واقعا خود شقایق باشی!! امیدوارم الکی کس دیگه ای رو به جای تو مخاطب (اون هم از نوع عزیزش) قرار نداده باشم. اخه باورم نمیشه. واقعا خودتی؟؟؟
راستشو بخوای یکم نگرانت شدم. یعنی بیشتر تصور می کنم الان یه نفر با اسلحه بالا سرت واستاده و تو برای نجات جونت مجبوری اینا رو بنویسی. حالا درسته خیلی با هم مشکل داشتیم ولی خداییش اگه اینجوریه یه اشاره ای برسون نجاتت بدیم.
چه می دونم شایدم به قول فرزاد مهیار شاید آخر الزمان شده.
فرزاد مهریار
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۶:۰۴
جدا من هم احساس بدی بهم دست داد . من خانم شقایق اشک ریز مخالفم ولی زنده باد مخالف من
۱
حمید
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۶:۴۹
الان یعنی داری میگی همون بهتر که بر علیه مون بنویسه؟ خخخخ
خیلی بامزه شده اوضاع!!!
.... ام جیگرم
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۵:۲۹
عزیز بومی ای هم قبیله رو اسب غربت چه خوش نشستی
تو این ولایت ای با اصالت تو مونده بودی تو هم شکستی
پولهای کثیف هدایتی و مافیای پلید سرخ قلم شما را هم خرید بانو؟
لعنت بر کسانی که از این همه پلشتی و کثافت لذت می برند و به آن افتخار می کنند...
۲
&
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۵:۳۶
متن رو که خوندم یه بار دیگه برگشتم مطمئن بشم نویسنده اش کیه !انصافا اینبار خوب بود . بند اخر هم تقدیم ساده لوح های ابی
۴
محسن
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۵:۴۳
میگم بخرن برات.
خاطره الهلال
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۷:۰۴
ببینید هر چی دزده داره از این تیم حمایت میکنه و با پول ملت بدبخت این تیمه مافیایی رو اداره میکنن.
امید از تفت
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۷:۲۰
ریشه لنگ با دزدی و مافیاگری بسته شده برنامه برنامه 90 دیشب گویای همه چیز بود.
امید از تفت
چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱
تو که به اسم کسی نظر میدی همون ریشه و خانواده خودت را داری نشون میدی بی هویت.
۲
علی
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۹:۵۸
خیلی عالی بود سپاس
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر