فهرست
محرمانه‌های کی‌روش در تیم ملی؛ روانشناس قهار!
محرمانه‌های کی‌روش در تیم ملی؛ روانشناس قهار!

محرمانه‌های کی‌روش در تیم ملی؛ روانشناس قهار!

آی اسپورت - چرا تیم ملی ایران بعد از کی‌روش روزهای سیاهی را سپری کرد؟ دلیل این سقوط مرگ‌بار چه بود؟ چرا مارک ویلوتس نتوانست در ایران موفق شود و با کودتای بازیکنان تیم ملی رو به رو شد. آن هم فوتبالیست‌هایی که جرات کوچک ترین مخالفت با مربی قبلی خود را نداشتند. برای رسیدن به پاسخ این سوال باید سیستم مدیریتی کارلوس کی‌روش را در هشت سال حضورش در فوتبال ایران کالبدشکافی کنیم. دلیل این ماه‌های تلخی که بر فوتبال ایران گذشت آنجاست. به عملکرد و نتایج فنی، حاشیه‌، درگیری و اختلافات کی‌روش در فوتبال ایران هم اصلا کاری نداریم. فقط با نگاهی متفاوت، بخشی از فعالیت‌ها و سیستم کاری او را برای اولین بار زیر و رو کردیم. همه هشت سال شنیدند و خواندند که کی‌روش یک رهبر فوق العاده در تیم ملی بوده و ساختاری حیرت انگیز و تاریخی در فوتبال ملی ایران بنا کرده است.  منتهی به دلایل مختلف هیج وقت به به جزئیات آن توجه نشد. جزئیاتی که دیده نمی‌شد چون ریشه در بیرون مستطیل سبز داشت. پس نه رسانه‌ها به آن توجه داشتند و نه مردم.

نکات بسیار مهمی که پشت جنجال‌های همیشگی پنهان ماند و هیچ وقت زمان مناسبی برای پرداخت به آن پیدا نشد. حالا که بیش از یک سال از حک شدن مهر پایان بر فعالیت‌های مربی پرتغالی در فوتبال ایران می‌گذرد و صدای آژیر قرمز در فوتبال ایران مدت‌هاست به صدا در آمده،‌ بهترین فرصت پیش آمد تا با کمک یکی از نزدیک‌ترین افراد به کی‌روش و تاثیرگذارترین مسوولان اجرایی تیم ملی فعالیت دیگر بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در بیرون از زمین فوتبال را برای اولین بار مرور کنیم.

1
1

صحبت درباره برنامه پشتیبانی و تیم اجرایی تیم ملی است که هشت سال زیر نظر کی‌روش کار کرد. محمدحسین حمیسی رئیس سابق حراست فدراسیون فوتبال و مسوول تشریفات تیم ملی و فدراسیون، سالها از نفرات تاثیرگذار در کادر اجرایی تیم ملی بود. شش ماه قبل با او قرار گذاشتیم تا از کی‌روش و سیستم کاری‌اش در بیرون زمین برای مردم و جامعه فوتبال حرف بزند. منتهی شرایط حساس و پیچیده تیم ملی عکملا باعث تاخیر در این اتفاق مهم شد.

اما حالا که بلاتکلیفی فوتبال ملی تا حدودی به پایان رسیده،‌ این مقام مسئول سابق فوتبالی بخش قابل توجهی از  قوانین و سیستم مدیریتی کی‌روش در تیم ملی را برای ما تشریح کرد.

 

صحبت کردن درباره عملکرد هشت ساله کارلوس کی‌روش در فوتبال ایران واقعا کار ساده ای نیست. بدون جانب‌داری باید گفت که هر چه تعریف کنیم باز هم بسیاری از حقایق و کارهای بزرگ جا خواهد افتاد. ولی بدون هیچ تردیدی  قبل از بیان برخی نکات مهم باید بگویم که او یک استاد بلامنازع فوتبال،‌ روانشناسی و ارتباطات بود. برای مصاحبه با رسانه‌های  بین‌المللی هم قوانین و برنامه‌ریزی خاص خودش را داشت. از شبکه‌های اجتماعی مثل فیس بوک تا مصاحبه‌های تلویزیونی و مطبوعاتی برای دادن پیام خود بهترین استفاده را می‌کرد. در مواقعی چهره خشمگین  خود را به همه نشان می‌داد و هر جا لازم بود لبخند می‌زد. تمام رفتار و صحبت‌هایش از قبل برنامه‌ریزی شده بود.

محصول حضور هشت‌ساله‌اش در فوتبال ایران یک تیم ملی یکپارچه و منظم و منحصربه‌فرد بود. فقط برای اینکه به هیچ چیزی قانع و استعداد و توانایی به کار گرفته نشده، او را آشفته و عصبانی می‌کرد و باعث طغیانش می‌شد.

 

2
2

در سال 92 تیم ملی باید یک بازی بسیار مهم در بیروت مقابل تیم ملی لبنان انجام می‌داد. روز قبل از مسابقه سفیر ایران به محل تمرین آمد و ضمن خوش و بش با کی‌روش به صورت رسمی دعوت کرد که بعد از مسابقه کاروان تیم ملی مهمان سفارت‌خانه باشد که با این پیشنهاد موافقت شد. سفارت جمهوری اسلامی در بیروت هم یادم می‌آید که این خبر را اطلاع‌رسانی کرد. بعد از چند ساعت اما ما متوجه شدیم که در نزدیکی سفارت ایران در شهر بیرون انفجار شدیدی رخ داده است و خبر این حمله انتحاری هم در تمام رسانه‌های لبنان و تلویزیون این کشور در حال پخش بود. هر چقدر تلاش کردیم اوضاع را مدیریت کنیم نشد و کل کاروان تیم ملی متوجه این موضوع قرار گرفت. کی‌روش  که حسابی عصبانی و نگران بود تاکید کرده بود بازی باید لغو شود و در زمانی دیگر و حتی کشور ثالث برگزار شود چون کشور لبنان برای تیم ملی  و برگزاری مسابقه به هیچ عنوان امنیت نداشت. او به فدراسیون تاکید کرده بود که رایزنی‌های لازم را با کنفدراسیون فوتبال آسیا و فدراسیون فوتبال لبنان هم در این زمینه داشته باشند. تاکید ویژه او برقراری امنیت کل کاروان تیم ملی ایران بود. تصمیم‌گیری درباره این موضوع اما در سطح کلان انجام می‌شد و با وجود اعتراض شدید کی‌روش و اصرار او،  AFC به هیچ عنوان زیر بار لغو مسابقه نرفت و فقط تصمیم گرفت که برای جلوگری از حوادث بد بعدی،‌ مسابقه را بدون تماشاگر برگزار کند. ولی راضی کردن سرمربی تیم ملی به این تصمیم هم خودش کلی زمان برد. او بعد از بررسی شرایط ابتدا جو اردو را آرام کرد و سپس لیستی از شروط امنیتی به ما داد و خواست با کمک سفارت تمام موارد لحاظ شود. اولین درخواست او اسکورت ویژه هتل محل اقامت و اتوبوس تیم ملی و تردد از خیابان‌هایی که توسط پلیس امنیت آن تضمین شود بود. شرط کرده بود اسکورت پلیس در ورزشگاه نیز همراه تیم ملی باشد و بعد از مسابقه هم با شرایط ویژه امنیتی تیم به فرودگاه برود و خاک لبنان را ترک کند. به کاپیتان‌های تیم نیز دستور داده بود جو را کنترل کنند و خودش هم با اینکه خیلی عصبانی بود و از عملکرد ناظران AFC رضایت نداشت آرامش خود را حفظ  و تیم را مدیریت کرد.

 

بازی تیم ملی ایران مقابل کره جنوبی در شب تاسوعا یکی از عجیب‌ترین مسابقات تیم ملی در طول تاریخ بود. ابتدا به دلیل این همزمانی تلاش زیادی شد که تا برنامه زمان‌بندی برگزاری بازی تغییر کند. ولی با توجه به تقویم فیفا دی هیچ چاره‌ای جز انجام ان باقی نماند. این در حالی بود که در کشور هم برخی‌ها توصیه و فشار داشتند که بازی در شب تاسوعا به هیچ عنوان نباید برگزار شود. درباره جزئیات جلسات و اتفاقات قبل از آن مسابقه به هیچ عنوان نمی‌تواند کالبد شکافی کرد. اما روزهای بسیار سختی بود و کی‌روش هم خیلی برایش مهم بود که تیم ملی کره را شکست بدهد و شرایط خوب باقی بماند. کار به قدری پیچیده شده بود که بارها با مسوولان عالی‌رتبه هم جلسه برگزار شد و پروژه تبدیل کردن استادیوم آزادی به حسینیه 100 هزار نفری را کلید زدیم که یک روز ماندگار را به دنبال داشت. البته می‌دانستیم که جرایم مالی سختی در انتظار فدراسیون خواهد بود. برنامه‌ریزی برای اجرای مسابقه به بهترین شکل ممکن و میزبانی از کره جنوبی در ورزشگاه آزادی در شب تاسوعا تدوین و زیر نظر مسوولان ذی‌ربط مو به مو اجرا شد. کی‌روش هم با وسواس خاصی اتفاقات را دنبال می‌کرد و تاکید داشت که هیچ استرسی به اردوی تیم نباید وارد شود. همه چیز خوب پیش رفت تا رسیدیم به شب قبل از مسابقه.

یک نکته درباره کی‌روش این بود که در فاصله یکی دو روز مانده به شروع مسابقات سخت‌گیری او بیشتر می‌شد و به راحتی امکان نزدیک شدن به او و صحبت درباره مسائل غیر فوتبالی وجود نداشت. با توجه به روحیاتی که از کی‌روش می شناختیم و فضایی که به وجود آمده بود یک نگرانی به وجود آمد که نکند او در روز مسابقه که همه هواداران قرار است با پیراهن مشکی به آزادی بیایند و برای شهادت سرور و سالار شهیدان عزاداری کنند او لباس سفید با کراوات زرشکی داشته باشد. به هر حال اگر این اتفاق رخ می‌داد ظاهر خوبی نداشت. با توجه به فضای بازی در شب تاسوعا و مسائلی که وجود داشت،‌ در نهایت تصمیم گرفته شد هرطور شده از کی‌روش بخواهیم ایشان هم با مردم همراه باشند. تا یکی دو ساعت مانده به شروع مسابقه هم نگرانی برای لباس کی‌روش وجود داشت که در نهایت همه ما دیدیم او با لباس مشکی  و بدون کراوات به ورزشگاه آمد. خوشبختانه بازی هم با برتری تیم ملی به پایان رسید.

 

کی‌روش تنش و حاشیه را دوست داشت. همیشه معتقد بود در جایی که تنش کاری نباشد و احساس شود کار صددرصد روی اصول است تیم ملی وارد رکود و سراشیبی می شود. همین تفکر بود که باعث می‌شد همیشه نگاهی انتقادی به ماجراهای مختلف داشته باشد.  البته مدام به عوامل مدیریتی و پشتیبانی تیم ملی تاکید می‌کرد تحت هیچ شرایطی نباید حواشی به درون اردو و بین بازیکنان رخنه کند و تمام شاگردانش باید فکرشان به تمرین و مسابقات باشد. البته بعضی وقت‌ها مشکلاتی پیش می‌آمد که به تیم هم وارد می‌شد و آن موقع اوج عصبانیت کی‌روش را شاهد بودیم. یک بار در روزهایی که حاشیه‌هایی وجود داشت با او در حال صحبت کردن بودیم و پرسیدم:« شما که انقدر روی اصول تاکید دارید چرا در همان ژاپن نماندید تا به کارتان ادامه بدهید یا دوباره به آنجا نرفتید؟» کی‌روش در جواب گفت:« در ژاپن هر چیزی که فکرش را بکنید روی اصول است و هیچ جایی برای انتقاد کردن وجود ندارد. پول شما را با اعلام ساعت و تاریخ به حسابتان واریز می‌کنند و پنج دقیقه هم تاخیر به وجود نمی‌آید. امکانات،‌برنامه ریزی و سرمایه گذاری در حد عالی و استاندارد جهانی است و می‌ماند یک بحث فنی که در فوتبال برد و باخت هموجود دارد. آنجا در بیرون زمین هیچ بهانه‌ای برای جنگیدن وجود نداشت. من همیشه دوست دارم ایرادهایی پیدا و تلاش کنم آن را درست کنم. کار فرسایشی و روتین بدون ایراد جذابیت زیادی ندارد» شاید یکی از دلایل حضور هشت ساله کی‌روش در فوتبال ایران هم همین مشکلات بیش از حد نرمال بود. درست است که همیشه به موارد مختلف ایراد می‌گرفت و اعتراض می کرد اما از رسیدگی به مشکلات و پیگیری برای حل آنها راضی می‌شد و فکر می‌کرد که کار بیشتری دارد انجام می‌دهد. اصولا درست کردن مشکلات و جنگ کردن برای رفع آنها را دوست داشت. در واقع باید گفت که وضعیت فوتبال ایران حسابی با روحیاتی که او داشت سازگار بود. چون تا دلتان بخواهد سوژه برای انتقاد و تلاش برای درست شدن آن وجود داشت.

 

 

3
3

کی‌روش یک روانشناس قوی بود. تبحری ویژه در مدیریت داشت. در راس بودن و نظارت روی تمام سطوح را دوست داشت.  معتقد بود سرمربی باید حرف اول و آخر را بزند و تمام اعضای تیم باید در کنار هم برای کسب نتیجه خوب و لذت بردن از فوتبال و زندگی کردن تلاش کنند. اجازه نمی‌داد هیچ بازیکنی حاشیه‌ای درون تیم درست کند و طوری رفتار می‌کرد که بازیکنان هم خودشان بدانند تیم ملی جایی نیست که بخواهند قدم اشتباهی بردارند. با اینکه با تمام بازیکنان رفیق بود اما با بی انضباطی و مشکلات برخورد سختی می‌کرد. هر چند وقت یک بار هم در جلسات و رختکن به بچه ها درباره سیستم مدیریتی خود می‌گفت:« من یک دیکتاتور دموکراسی هستم. شاید بعضی مواقع حرفی که می‌زنم و تصمیمی که می‌گیرم و ترکیبی که اعلام می‌کنم اشتباه باشد یا نتیجه خوبی به همراه نیاورد. اما باید حرف من انجام بشود و شما هم باید آن را اجرا کنید. کارهای درست و اشتباه ما وقتی یک تیم هستیم به هم ارتباط مستقیم دارد. چه من اشتباه کنم و چه شما،‌ تیم ما اشتباه کرده است و این جز لاینفک زندگی و فوتبال است و همیشه قرار نیست کارهایی که می کنیم درست از آب در بیاید»

 

 

تیم ملی برای برگزاری بازی دوستانه یا رسمی به هر کشوری که سفر می‌کرد کی‌روش از مدت‌ها قبل تمام اخبار و اتفاقات و حتی اظهارات مربوط به تیم ملی در آن کشورها را هم با دقت مرور می‌کرد و زیر نظر می‌گرفت. بعضی مواقع روی مسائلی حساس می‌شد که برای خیلی از ما قابل باور نبود. مثلا برای بازی پرحاشیه تیم ملی مقابل کره جنوبی در شهر اولسان که با گل قوچان‌نژاد به جام جهانی صعود کردیم، وقتی اتوبوس تیم به تونل ورزشگاه رسید،‌ اتوبوس در جایی توقف کرد که یک بنر بسیار بزرگ بیست تا سی متری از تیم ملی کره جنوبی روی دیوار نصب شده بود و وقتی بازیکنان از اتوبوس پیاده می‌شدند قطعا تحت تاثیر این بنر بزرگ قرار می‌گرفتند. کی‌روش بکه خودش جلوی اتوبوس نشسته بود،‌ به محض وارد شدن به تونل این بنر را دید. وقتی اتوبوس توقف کرد اجازه خروج بازیکنان را نداد. به چند نفر دستور داد از اتوبوس پیاده شوند و آن بنر بزرگ تیم ملی کره جنوبی را پایین بیاورند. همه ما تعجب کرده بودیم و دستور او اجرا شد. وقتی بنر را کندیم پیاده شد و به بازیکنان هم گفت خارج شوند. سپس خواست بر را روی زمین بیاندازند و به بازیکنان هم گفت که از روی بنر عبور کنند. این رفتار کی روش اعتماد به نفس بازیکنان را بیشتر کرد و روحیه تیم را بالاتر برد.

 

در کنار مسائل فنی،‌ خواب،‌غذا و استراحت بازیکنان از اهمیت بسیار زیادی برای او برخوردار بود. در اردوها که برنامه خواب و خوراک بچه‌ها با نظارت مستقیم او همراه بود. اما برای پرواز‌های طولانی هم برنامه خاص خودش را داشت. شاید باور نکنید به هنگام پرواز،‌به مهمانداران در زمانی که بازیکنان در حال خواب یا استراحت بودند تاکید می‌کرد نباید از مقابل آنها عبور کنند وباعث از بین رفتن آرامش شوند. مدام به کادر پرواز در این رابطه امر و نهی می‌کرد و هر ازچندگاهی از جای خود بلند می شد و به وضعیت بازیکنان هنگام خواب سرک و روی آنها پتو می کشید و شرایطشان را بررسی می‌کرد. حتی به سرمهماندار تاکید می‌کرد در هنگام خواب بازیکنان به هیچ عنوان نباید برق هواپیما روشن شود.. اگر رفتار مهمانداران و کادر پرواز مشکلی برای بازیکنان ایجاد می‌کرد یا صدایی بلند می شد آن وقت برخورد تند کی‌روش را باید تحمل می‌کردند. شرایط بازیکنان یکی از خطوط قرمز بسیار مهم این مربی بود و مسائلی را زیر نظر می‌گرفت که ما به فکرمان هم خطور نمی‌کرد.

 

برقراری حس برابری در تمام سطوح تیم ملی یکی دیگر از نکاتی بود که همواره مورد توجه کارلوس بود. سعی می‌کرد بین بچه ها تفاوت خاصی وجود نداشته باشد تا ناخودآگاه حس برتری یا کوچک تر بودن در ذهن بازیکنان ایجاد نشود. البته برای بزرگ‌ترهای تیم ملی و کاپیتان‌ها احترام ویژه‌ای قائل بود و وظایفی را برای مدیریت تیم به آنها محول می‌کرد. مثلا در هنگام غذا خوردن همه می‌دانستند که اول خودش و کاپیتان‌ها باید شروع کنند. اول آنها باید در جای خود مستقر شوند. در عین حال درباره ریز به ریز اتفاقات مربوط به بازیکنان شخصا با آنها صحبت می‌کرد و مدام با شاگردانش دیالوگ برقرار می‌کرد. امکان نداشت که یک بازیکن از موضوعی ناراحت باشد و او متوجه نشده باشد و برای رفع آن قدمی برنداشته باشد. برای او بازیکنی که روی نیمکت بد با بازیکنی که در زمین بود تفاوت زیادی نداشت. به همان اندازه که حواسش به عملکرد فنی بازیکنان در زمین بود رفتار بازیکنان نیمکت نشین و نحوه گرم کردن آنها را هم زیر نظر می‌گرفت.

 

 

کی‌روش برای کنفرانس‌های خبری  به ویژه در بازی‌های مهم برنامه‌ریزی خاصی داشت. در تمام مدت حضورش در ایران به بچه ها و کادر تاکید می‌کرد  تمام حریفان را باید به یک چشم نگاه کنند و اسم حریفان تاثیری در عملکرد و شیوه کاری او در بازی دوستانه و رسمی نداشت. او می‌گفت باید ابتدا به حریف احترام گذاشته شود تا احترام تیم ما حفظ شود. البته همیشه چندین جواب محکم برای افرادی که درباره تیم ملی ایران نکات منفی مطرح می‌کردند در آستین داشت. نمونه‌اش همان بازی با کره در اولسان بود که قبل از مسابقه به خاطر اظهارات سرمربی تیم ملی این کشور روی پیراهنش عکس مربی را حک کرد و به کنفرانس رفت. بعد از پیروزی تیم ملی هم مشت گره کرده‌اش را به همتای کره‌ای خود که گفته بود ترجیح می‌دهد کره و ازبکستان به جام جهانی صعود کنند نشان داد. کی روش همیشه آماده این جنگ و بازی‌های روانی بود و مطمئن بود که بازنده نمی‌شود. به هر حال شهرت و کارنامه بزرگی هم داشت و این مساله خیلی به او کمک می‌کرد. در جام جهانی هم مشاهده کردید که نسبت به سیستم VAR و جانب‌داری داوران از بازیکنان بزرگ مثل رونالدو و مسی انتقاد کرد. اگر مثلا بعد از بازی با پرتغال آن صحبت‌ها را درباره رفتار زننده رونالدو در زمین انجام نمی‌داد اتفاق خاصی رخ نمی‌داد اما او انتقادی تند داشت. مقابل ستاره تیم ملی کشور خودش. یا به خاطر تحریم‌های آمریکا علیه شرکت نایکی که اسپانسرش بود حرف زد و فیفا هم را به خاطر دخالت سیاست در فوتبال به باد انتقاد کرد.

 

در جام جهانی روسیه،‌ وقتی مقابل مراکش برنده شدیم، به ما اطلاع داده شد که خانم فاطما سامورا دبیرکل فیفا می‌خواهد به رختکن تیم ملی بیاید. کی‌روش ابتدا مخالف  و معتقد بود که از این کار می‌ خواهند بهره برداری تبلیغاتی کنند. در نهایت مجوز داد ولی قبلش به مسعود شجاعی و اشکان دژاگه دستور داد که وقتی دبیرکل فیفا وارد رختکن تیم ملی شد،‌ بعداز سلام و علیک از خجالت فیفا به خاطر دخالت سیاست در فوتبال در بیایند و به شدت نسبت به تحریم‌ها علیه ایران و عدم پرداخت مطالبات فوتبال ایران انتقاد کنند. کی‌روش خودش ایستاد و انتقاد کاپیتان‌های تیم ملی از دبیرکل فیفا به قدری تند بود که چهره‌اش به تمام معنا دیدنی بود. اصلا انتظار این برخورد و انتقاد را نداشت. ولی کی‌روش این اعتماد به نفس را به بازیکنان داد که صدای اعتراض خود را به نمایندگی از فوتبال ایران به گوش بالاترین مقام اجرایی فوتبال دنیا بعد از جیانی اینفانتینو برسانند و از حرف زدن هم ترسی نداشته باشند.

 

 

رفت و آمد بازیکنان به اردوی تیم ملی باید با احترام و برنامه‌ریزی دقیق انجام می‌شد. یعنی طبق برنامه ریزی اردوها‌، تیم پیشتیبانی سازمان تیم‌های ملی باید نسبت به گرفتن بلیت رفت و برگشت هواپیما،‌ ترانسفر بازیکنان از فرودگاه به هتل و اتاق محل اقامت و استراحت و ... تمام کارها را انجام می‌داد. بازیکنان باید به فرودگاه برده می‌شدند و اجازه نمی‌داد که خودشان رفت و آمد داشته باشند.  در هر جای دنیا که تیم ملی حضور داشت این برنامه باید پیاده می‌شد. عدم هماهنگی در این رابطه را اصلا نمی‌پذیرفت و کاری که می‌خواست باید دقیق انجام می‌شد. در اردوها تیم تداکرات وظیفه داشت روز به روز لباس‌های کثیف بازیکنان را شست‌وشو بدهد و اتو کند و صبح زود قبل از بیدار شدن در سبد مخصوص مقابل در اتاق آنها به صورت تا شده قرار دهد. نظافت اردوی تیم ملی در بالاترین سطح تاکید همیشگی‌اش بود. تیم تداکرات در زمان تمرین‌ها نیز قبل از حضور بازیکنان در زمین باید تمام امکانات مورد نیاز برای تمرین را در محل مستقر می‌کرد.

 

4
4

احترام به تمام اعضای کادر فنی تیم ملی وظیفه تک تک بازیکنان بود. آنها همان احترام و رابطه‌ای که با کی‌روش داشتند را باید با دستیارانش و همکارانش هم لحاظ می‌کردند. کوچک‌ترین تفاوت رفتاری در این زمینه را بر نمی‌تابید و معتقد بود تمام اعضای کادر از یک سطح از احترام باید برخوردار باشند.مثلا کسی اجازه بی احترامی به تیم تدارکات یا مترجم او را هم نداشت. در طرف مقابل به اعضای کادر هم تاکید می‌کرد باید با تمام بازیکنان ارتباط دوستانه و عادلانه داشته باشند و مسائل مربوط به آنها را با دقت زیر نظر بگیرند.

 

کی‌روش معمولا در اردوی تیم ملی فیلم‌های انگیزشی پخش می‌کرد. مثل نجات سرباز رایان. از اهمیت خوشحال کردن مردم و وظیفه سنگینی که روی دوش بازیکنان برای خوشحال کردن مردمی که در سختی هستند حرف می‌زد. روحیه تیمی مثال زدنی ایران در هشت سال حضور کی‌روش به خاطر همین بینش و دقت نظر او روی مسائل روانی و انگیزشی بود. در تمرینات هیچ کسی حق فریاد زدن نداشت. مدام به همه تاکید می‌کرد که با لبخند کارشان را انجام بدهند. از بودن در کنار هم و تمرین و فوتبال لذت ببرند. همیشه می‌گفت یک سرباز وظیفه متعهد و وطن پرست برای ایران باید باشیم. همین رفتارهای او باعث می‌شد که بازیکنان هم در عین اینکه از او حساب می‌برندند و احترام بسیار بالایی برایش قائل بودند رایش با جان و دل کار کنند. خیلی‌ها فکر می‌کنند که همه از این مربی می‌ترسیدند و جرات اعتراض کردن نداشتند. اما بحث ترس اصلا مطرح نبود. کی‌روش به خوبی جایگاه‌های مختلف و وظابفه تک به تک افراد را مشخص می‌کرد و کار با برنامه ریزی و سیستم جلو می‌رفت. هر کسی وظیفه‌ای روی دوشش بود و همه زیر نظر مستقیم کی‌روش کارها را انجام می‌دادند. این در راس بودن و نظارت روی تمام امور را هم دوست داشت. از آنجایی هم که از همه نظر اعتماد بازیکنان و اعضای کادر را جلب کرده بود‌، حرف اول و آخر را خودش می‌زد. شما حسابش را بکنید که وقتی کی‌روش طرف شما با این روحیات و اخلاق و تجربه باشد،‌ آن وقت جایی برای اعتراض و ناراحتی باقی نمی‌ماند.

 

علاوه بر تیم اجرایی و پشتیبانی تیم ملی‌، بچه‌های کادر پزشکی هم شبانه روز باید برای تیم ملی کار می‌کردند. در طول اردوها که باید تمام تمهیدات لازم برای حفظ سلامتی و آماده کردن بازیکنان رعایت می‌شد. در زمانی که اردو تعطیل بود و بازیکنان در اختیار باشگاه‌های خود بودند،‌ اخبار و اتفاقات هر بازیکن توسط اعضای کادر رصد و هر کسی با مصدومیت رو به رو می‌شد کادر پزشکی وظیفه داشت که مراحل درمان او را زیر نظر بگیرد و بسیاری از بازیکنان حتی در زمان تعطیلی اردوهای تیم ملی مجبور بودند اگر مصدوم هستند به مرکز تیم های ملی بیایند و زیر نظر پزشکان تیم ملی مراحل درمانی را پشت سر بگذارند. این تفکر البته در فوتبال ما خیلی خوب جا نیفتاد و خیلی از مواقع باعث ایجاد چالش بین کادر فنی تیم ملی و باشگاه‌ها نیز شد.

 

عطسه کردن و علایم سرماخوردگی یکی چیزی نبود که کی‌روش به راحتی از کنار آن عبور کند. هر کسی در اتوبوس‌،هتل یا محل تمرین عطسه می‌کرد با دستور کی‌روش باید از بازیکنان فاصله می‌گرفت. اگر بازیکنان عطسه می‌کردند یا سرما می خوردند اتاق و سیستم غذایی اختصاصی برایشان تا زمان خوب شدن در نظر گرفته می‌شد.  هر کسی که در اردو عطسه می‌کرد با نگاه غضب‌آلود کی‌روش رو به رو می‌شد. یک بار هم که ناخودآگاه خودش عطسه کرد،‌ خنده‌اش گرفت و گفت حالا نوبت خودم است. به این ترتیب پزشکان وظیفه داشتند که از این لحظات هم مدام سلامتی بازیکنان و وضعیت غذایی آنها را زیر نظر بگیرند. به هر حال یکی دیگر از نکات مدنظر کی‌روش همراه داشتن آشپز بود. حتی برای اردوهای بلند مدت و طولانی اجازه حضور آرایشگر در اردوی تیم ملی را هم می‌داد که در جام جهانی مثلا یک ارایشگر نزدیک تیم بود.

 

 

در یکی از مسابقات که تیم ملی کره جنوبی به ایران آمد،‌ از آنجایی که شناخت و مطالعات عالی داشت،‌ به یک باره به فدراسیون و تیم اجرایی اعلام کرد که در طبقه چهارم هتل پارسیان آزادی باید برای آنها اتاق رزور شود. ما ابتدا متوجه نشدیم. برای هماهنگی این رزور اتاق هم مشکلاتی وجود داشت که با تاکید کی‌روش به حل شدن آن اقدامات لازم انجام شد. منتهی وقتی پیگیری کردیم متوجه شدیم که عدد چهار در فرهنگ کره‌ای‌ها نحس است و برای وارد کردن یک فشار روانی به آنها دستور داده بود که اتاق‌هایشان در طبقه چهارم هتل پارسیان آزادی باشد. خیلی از مواقع هم با تعریف و تمجید از شرایط تیم‌های دیگر و موقعیتشان عملا فشار مضاعف روی آنها با بالا بردن انتظار ایجاد می‌کرد تا به این شکل استرس حریف و توقع از آنها بالاتر برود.

 

 

کی‌روش روز مسائل زندگی شخصی بازیکنان دخالت نداشت. مگر اینکه بحرانی برای یک بازیکن به وجود می‌آمد و خودش از او برای حل شدن موضوع مشورت می‌گرفت. مصاحبه‌های مطبوعاتی بازیکنان اما باید زیر نظر مستقیم مدیر رسانه‌ای و با تصمیم کی‌روش انجام می‌شد. طبیعی است که همواره در اردو، تمرین و مسابقات رسانه‌ها بیشتر دوست داشته باشند با ستاره هایی که اسم و رسم بیشتری دارند گفت‌وگو کنند. منتهی از آنجایی که سرمربی عقیده داشت همه نفرات بازیکن تیم ملی هستند،‌ خودش با هماهنگی مدیر رسانه‌ای  مصاحبه‌کنندگان را تقسیم می‌کرد تا در یک بازه زمانی مشخص اکثر بازیکنان با رسانه‌ها گفت‌وگو داشته باشند. بعضا در مواقع بسیار حساس،‌ توصیه‌هایی هم برای صحبت کردن درباره موارد خاص به بازیکنان می کرد. درباره فضای مجازی هم با اینکه دخالت زیادی در کار بازیکنانش نداشت اما همه چیز را نامحسوس زیر نظر می‌گرفت و در مواقعی که هجمه‌ای علیه بازیکنان و تیم ملی درست می‌شد،‌ حضور بازیکنان در فضای مجازی را ممنوع می‌کرد که چندباری این اتفاق رخ داد و از آنها خواست تمام فکر و تمرکز خود را روی بازی بگذارند.

 

اکثر بازیکنان چه قدیمی و چه نفرات جدید،‌ ارتباط گرم پدر و فرزندی با کی‌روش داشتند. حتی بعضی وقت ها ممکن بود بازیکنان نسبت به  به بازی دادن یا ندادن  و انتخاب‌‌هایی که برای ترکیب تیم ملی می‌شود نظر مخالفی داشته باشند ولی در کل به تفکر و نگرش کی‌روش احترام قلبی می‌گذاشتند. کی‌روش به گونه ای مجموعه تیم را رهبری و مدیریت می کرد که اعضای تیم چه بازیکنان چه کادر و عوامل همبستگی قابل توجه ای داشتند و همیشه به بچه‌ها می‌گفت که سعی کنید از فوتبال و پوشیدن پیراهن تیم ملی لذت ببرید. این صحبت‌ها را در جام جهانی خیلی با بچه ها در میان می‌گذاشت. استرس را از تیم دور می‌کرد و به فدراسیون و تیم اجرایی همواره می‌گفت کوچک‌ترین مشکل و استرسی نباید به تیمش وارد شود. باز هم باید تاکید کنم که بازیکنان خط قرمز او بودند و یک محیط کاملا امن برای آنها درست کرده بود.  در عین اینکه تاکید داشت قوانین مدنظر او به درستی اجرا شود حواسش بود که به روحیه بچه‌ها لطمه‌ای وارد نشود و اردو برای آها خسته کننده نباشد. جمله کلیدی‌اش به بچه‌های تداکرات  و پشتیبانی هم این بود که:« درست است که عملکرد بازیکنان در زمین دیده می‌شود. اما نصف وظیفه مهمی که تیم ملی بر دوش دارد بر عهده شما است و دیده هم نمی‌شوید. اما برای اینکه تیم در زمین شرایط خوبی داشته باشد شما باید تلاش کنید یک حلقه امنیت ، آرامش  و بی دغدغه برای بازیکنان ایجاد کنید»

وقتی معتقد بود حریم خصوصی بازیکنان و تیم ملی باید حفظ شود به خوبی معلوم است که برای این قانون سخت‌گیری‌های خاص خود را داشت. هیچ فرد اضافه ای حق حضور در تیم ملی را نداشت مگر با هماهنگی و نظر مثبت کی‌روش. مثلا در هتل اگر قرار بود مهمانی به اردو بیاید امکان نداشت که بدون هماهنگی و اطلاع قبلی این اتفاق رخ داده باشد. یکی از وظایف کادر اجرایی رصد و برنامه‌ریزی همین مسائل بود. در میز شام بازیکنان باید سر جای خودشان قرار بگیرند. مثلا شما باور می‌کنید که ترکیب نشستن بازیکنان در اتوبوس در جام جهانی و جام ملت‌‌های آسیا را هم تعیین کرده بود که چه بازیکنی روی چه صندلی بنشیند؟ روی تمام این مسائل نظارت و برنامه‌ریزی داشت. در هتل اگر مهمان خاصی در زمان شام با هماهنگی به تیم ملی ملحق می‌شد،‌ باز هم این کی‌روش بود که نحوه قرار گرفتن صندلی‌ها را بر اساس جایگاه افراد دور میز شام تعیین می‌کرد و حتی برای صرف غذا و آرایش تیمی در این زمان هم فکر و برنامه داشت.

 

درباره تاکید کی‌روش به حفظ حریم خصوصی بازیکنان و تیم ملی باید به چند مثال دیگر هم اشاره کنیم. مثلا در جام جهانی روسیه،‌ به همسر و دختر و دامادش خودش تنها یک بار اجازه داد که به کمپ لوکوموتیو برای دیدار با او بیایند و آن هم وقتی بود که به بازیکنان برای گردش در شهر استراحت داده بود و برای دو ساعت میزبان خانواده‌اش در کمپ بود. هیچ وقت اجازه نزدیک شدن افراد اضافه را به تیم ملی نمی‌داد. مثلا در جام جهانی یادم می‌آید که بسیاری از مردم در کمپ حاضر شده بودند تا با بازیکنان عکس یادگاری بگیرند. کی‌روش روی این برنامه و حفظ تمرکز تیم حساسیت داشت. یک بار چند نفر از هواداران را کنار کشید و بعد از گرفتن عکس به آنها گفت:« از اینکه به تیم ملی اهمیت می‌دهید ممنون هستم. اما شما برای تفریح و تماشای بازی به روسیه آمده‌اید ولی این بازیکنان برای حرفه و انجام وظیفه‌ای که خوشحال کردن شما و مردم است. باید تمرکز و آمادگی ذهنی آنها حفظ شود و از این سخت گیری ناراحت نشوید»

 

5
5

سخت‌گیری کی‌روش فقط مربوط به مسوولان فوتبال ایران نبود. در تورنمنت های مختلف او با ناظران و مسوولان کنفدراسیون فوتبال آسیا هم چالش‌هایی اساسی داشت و حسابی از دست او خسته شده بودند. برای همین جام ملت‌های آسیا امارات‌، از چند ماه قبل به این کشور سفر کرد و شرایط کمپ و هتل تیم ملی را بررسی کرد و باور می کنید انتقادهایی جدی نسبت به شرایط اردویی و هتل‌ها مطرح کرد. عملکرد ناظران کنفدراسیون فوتبال آسیا را هم زیر سوال می‌برد و از برنامه ریزی و تدارکات آنها نیز ایراد می‌گرفت. با دست گذاشتن روی قوانین و عرف‌های بین المللی و استفاده بسیار خوب از تجربه‌ای که داشت حرفش به کرسی می‌نشست.  برای انتخاب هتل،‌ شرایط اتاق، لابی و رستوران و محوطه بیرونی هتل روی آرامش،‌ دنج بودن،‌ داشتن فضا برای تمرین و ریکاوری و نرمش و نکات این چنینی توجه می‌کرد. مثلا یک هتل امارات به معنای واقعی برای ما مجلل و شیک بود اما کی‌روش برای اقامت یک تیم ملی فوتبال به نام ایران در این هتل انتقادهایی فنی مطرح کرد که تمام آنها درس و تجربه بود.

 

 

تاکید داشت اولویت باید تیم ملی ایران باشد. همین بی توجهی به این قانون کی‌روش زمینه ساز بسیاری از مشکلاتی بود که در ایران داشت. روی بحث مالی و پرداخت به موقع حق و حقوق بازیکنان هم با کسی شوخی نداشت. در جام جهانی و جام ملت‌های آسیا حتی تهدید کرد اگر حق بازیکنان داده نشود و پاداش‌های عقب افتاده آنها را بر خلاف وعده های اجرایی نشده ندهند،‌ روی نیمکت نمی‌نشیند. وقتی تهدید می‌کرد همه می‌دانستند که شوخی ندارد. به همین دلیل سریع ترتیب اثر داده می‌شد. حرفش درباره تاکید روی دریافت پاداش‌ها این بود که خودش با قرارداد سفت و سختی که دارد و کمک فیفا به راحتی تمام حق و حقوقش را می‌گیرد. ولی وقتی با حضور او فدراسیون و مسوولان حق و حقوق تصویب شده بازیکنان را نمی دهند، پس قطعا اگر پیگیری نکند پاداش نقدی بازیکنان به آنها داده نخواهد شد که در سایر رشته‌ها این را دیده‌ایم. به خاطر همین بهترین امکانات و برنامه ریزی و پاداش را برای تیم ملی می‌خواست. وقتی هم عصبانیتش از خلف وعده‌ها به اوج می‌رسید و اعتراض می کرد، آن وقت زمانی بود که از زیر سنگ هم که شده پاداش ‌ها را تامین می کردند و به بازیکنان می‌دادند.

 

 

تیم ملی به هر کشوری که سفر می‌کرد برنامه تفریح و گشت و گذار در شهر را برای همه در نظر می‌گرفت و همیشه به بازیکنان می‌گفت بروید جاهای مختلف را ببینید و با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوید. التبه خروج و بازگشت به اردو با قوانین و طبق زمان بندی تعیین شده توسط او انجام می‌شدو هر کسی با تاخیر برمی‌گشت شامل جریمه نقدی می‌شد و جریمه‌های نقدی جمع شده بعد از هر اردو را یا به افراد نیازمند می‌دادند و یا صرف امور خیریه می‌شد.

در جام جهانی هم یادم می‌آید که بازی‌ و برنامه‌های مفرح برای بازیکنان در نظر می‌گرفت. مثلا بعد از شام می‌گفت به سالن اجتماع بیاید. همه فکر می‌کردند جلسه فنی در کار است. اما وقتی همه می‌آمدند مسابقات مختلف بین بازیکنان به صورت لیگ برگزار می‌کرد و برای برنده‌ها جایزه هم تعیین می‌شد. مسابقه اطلاعات عمومی گرفته تا گل یا پوچ و دارت، پینگ‌پنگ و ... بازی‌های مختلف از جمله این برنامه‌ها بود. یا خیلی از مواقع در جلسات از خاطرات خود در رئال مادرید،‌ همکاری با فرگوسن‌، اتفاقات بزرگ دنیای فوتبال و راه پیشرفت برای شاگردانش حرف می‌زد.

 

سال‌ها قبل برای تجهیزات تمرینی و توپ‌ها لوازم خاصی در تیم ملی نداشتیم. مثلا توپ‌ها را در کیسه‌های توری جا به جا می‌کردند. کی‌روش از سازمان تیم‌های ملی خواست که تجهیزات مناسب برای نگهداری و نقل و انتقال لوازم از داخل یا خارج از ایران خریداری شود تا سیستم تدارکات و حمل نقل لوازم تیم ملی ایران هم مثل سایر تیم‌های بزرگ باشد. او همیشه تاکید داشت ایران به عنوان یک تیم بزرگ و اول آسیا وقتی به کشورهای دیگر سفر می‌کند چشم‌های مختلفی را به دنبال خود دارد و باید شان و اعتبار فوتبال ایران در تمام زمینه‌ها رعایت شود. به همین منظور ساک و چمدان‌های مخصوص برای لوازم تمرین و توپ‌ها خریداری شد و از آن به بعد در تمام سفرها سیستم حمل نقل  امکانات و لوازم با شرایط فوق العاده حرفه ای انجام می‌شود. کی‌روش روی نگهداری درست از آنها هم تاکید ویژه‌ای داشت. نمونه بارز این نگاه را می‌تواند در کاری که در مرکز پک کرد و طراحی آنجا مشاهده کنید. او سعی کرد در زمان حضورش حتی ریزترین مشکلاتی که به چشم نمی‌آید را هم رفع کند و در این زمینه هم به ما حرفه‌ای شدن را یاد داد. الان هم در مرکز تیم های ملی انبار لوازم نظم و ترتیب در حد عالی پیدا کرده که این مساله را هم مدیون کی روش هستیم.

 

در یک بازه زمانی نسبا طولانی درگیری‌هایی برای احداث مرکز پک در فوتبال ایران وجود داشت. کی‌روش سال‌ها تلاش کرد تا مدیران را مجاب کند که یک زمین تمرین استاندارد در مرکز تیم‌های ملی آماده کنند که این اتفاق بالاخره در ماه‌های آخر حضور او در ایران اتفاق افتاد و از زمین جدید بهره‌برداری شد. در کنار آن مرکز پک را با بهترین امکانات و تجهیزات آماده کرد و همیشه می‌گفت که این مرکز میراث بزرگش در فوتبال ایران خواهد بود. برنامه‌های بزرگ دیگری برای تحول ساختاری در مرکز تیم‌های ملی داشت که متاسفانه از ایران رفت و این پروژه ها تکمیل نشد. منتهی همین حالا با در نظر گرفتن شرایط مرکز تیم های ملی در سال‌های قبل اگر به این محل سر بزنید،‌ به خوبی تاثیر کی روش را در تحول بزرگی که در تمامی زمینه‌ها ایجاد شده مشاهده می‌کنید.

 

قرار بود بعد از جام جهانی روسیه،‌ تیم ملی ایران از لباس‌های تولیدی شرکت آل اشپورت استفاده کند. کی‌روش که قبلا هم چالش‌هایی با این برند و کیفیت لباس‌ها داشت به مسوولان گفت ما در جام جهانی با آن عملکرد خیره کننده آدیداس پوشیدیم. آن وقت حالا که داریم برای جام ملت‌های آسیا آماده می‌شویم لباس آل اشپورت بپوشیم؟ او با بحث‌های کاملا فنی و قانونی همه را مجاب کرد که تیم ملی باید لباس هایی با کیفیت عالی از برند جهانی آدیداس بپوشد. به این ترتیب بود که جلوی شروع قرارداد آل‌اشپورت را گرفت و فدراسیون را مجبور کرد که برای جام ملت‌های آسیا هم البسه آدیداس را در اختیار تیم ملی قرار بدهند تا هم شان بازیکنان حفظ شود و هم کیفیت لباس‌ها خوب باقی بماند و استفاده از لباس‌های بی کیفیت  برندهای دیگر روی عملکرد تیم ملی تاثیر منفی نگذارد.

 

درباره مسائل فنی کارشناسان فنی و بازیکنانی که با کی‌روش کار کردندباید نظر بدهند. ولی یک نمونه را باید تعریف کنم. او قبل از هر بازی از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی را برای موفقیت انجام می‌داد. همیشه قبل از وقوع اتفاقات بد به راه علاج آن فکر می‌کرد. بازی رفت ایران مقابل سوریه در مقدماتی جام جهانی روسیه را همه به یاد دارید که در چه شرایط اسفناکی و چه زمین بدی به خاطر بارش باران برگزار شد. کیروشو همه ما از قبل می‌دانستیم که بازی قرار است در کشور مالزی برگزار شود و او از مدت‌ها قبل آمار آب و هوای این کشور در زمان برگزاری مسابقه و تمرینات قبل از آن را دنبال می کرد. با نزدیک شدن به زمان برگزاری مسابقه احتمال اینکه بازی در هوای بارانی و زمین بسیار بد برگزار شود بالا رفت. اما کاری که کی‌روش کرد این بود که اکثر بازیکنان شمالی تیم ملی که سابقه بازی در چنین زمین‌هایی را داشتند برای ترکیب اصلی انتخاب کرد و همه ما در جریان این تصمیم او بودیم.در آن بازی هم که مساوی شد اگر بدشانس نبودیم می‌توانستیم با همان شرایط بسیار بد برنده شویم. حسابش را بکنید که وقتی برای این بازی چنین برنامه ریزی حیرت انگیزی از مدت‌ها قبل در سر داشت، برای مسابقات دیگر چگونه تیم را رهبری و هدایت می کرد. فراموش نکنید با اینکه تیم را آماده بازی در آن زمین بسیار بد کرده بود و از همه چیز اطلاع داشت،‌ اما بعد از مسابقه هم به شدیدترین شکل ممکن از کنفدراسیون فوتبال آسیا انتقاد کرد.

 

فوتبال ملی ایران به زمین خورد چون انتخاب اشتباهی برای جانشین کی روش داشت. ویلموتس افتضاح به بار آورد چون هیچ کدام از این ویژگی‌های کی‌روش را که محمد حسین حمیسی جزئیات آن را تعریف کرد در چنته نداشت. هشت سال برای این نسل از فوتبال ایران کارلوس کی‌روش برنامه تمرینی و اردویی تدوین می‌کرد. اما بعد از او با بی تفاوتی ویلموتس محمدرضا ساکت شده همه کاره تیم ملی. طبیعی بود که بازیکن تیم ملی این سقوط را نپذیرد.بازیکنان کی‌روش با بیشتر از ویلموتس دوست داشتند به دلایلی که خواندید. حالا آنها و جامعه فوتبال اما نسبت به سرنوشت کاری دراگان اسکوچیچ در تیم ملی نگرانی دارند چون مشخص نیست او می‌تواند این خلا بزرگ را پر کند یا خیر.

با خاطره نگاری‌هایی که رئیس سابق حراست فدراسیون فوتبال داشت البته در پایان می‌توان بهتر درباره کی‌روش بدون در نظر گرفتن اتفاقات منفی کارنامه‌اش نوشت.

او مربی‌ای بود با بهترین دانش، خصوصیات و تجربیات فوق العاده فوتبالی. البته در کنارش برای موفقیت تیم ملی در حوزه پیشتیبانی این ویژگی‌ها را هم داشت: کنجکاوی مهار نشدنی، اشراف کامل یک تک تیرانداز به میدان دیدش، نترس و با اعتماد به نفس، میلی استثنایی به نمایش چهره واقعیت به خودش، ‌شنوایی یک شکارچی، شخصیتی متمایل به داشتن بهترین‌ها و جنگ جو برای رد شدن از مشکلات، میلی سیری ناپذیر به مطالعه، ذهنی باز نسبت به اتفاقات خوب و بد و شدیدا دور اندیش، ارتباطی عمیق با کلمات مکتوب و علم روانشناسی و مدیریت،  اشتیاقی پرشور به بهره‌برداری از فجایع و توانایی برای زندگی کردن و دعوا کردن در هر شرایطی برای رسیدن به امتیازات بهتر.

ایران ورزشی

۲۵ ۲  
آی اسپورت
2020-03-25 00:14:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۲ نظر
مشروح 86
چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹، ۰۱:۴۳
2-3 تا معجزه هم بهش اضافه می کردین. کی به کیه؟
۱
حمید
چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹، ۱۰:۱۷
این همه قصه گفته و واقعا نکته بسیار ویژه ای توی اینها نبود(بجز مثلا ان بنر کرده جنوبی) و اگر مربیان ایرانی چنین چیزهایی را نمی دانند و رعایت نمی کنند نشان از ضعف ماست و نه قدرت امثال کی روش
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر