فهرست
جدیت اوله؛  آخرین فرصت مارسیال، شاو و لینگارد
جدیت اوله؛ آخرین فرصت مارسیال، شاو و لینگارد

جدیت اوله؛ آخرین فرصت مارسیال، شاو و لینگارد

آی اسپورت - یکی از مشکلاتی که به تدریج در منچستریونایتد پررنگ‌تر شد، حضور بازیکنانی بود که مناسب تیم نبودند، حواشی زیادی ایجاد کردند و یا سطح کیفی مورد انتظار را نداشتند. پس از هر باخت یا مساوی انتقاد از بازیکنان تیم آغاز می‌شد و صحبت از مقایسه حقوق و عملکرد با سایر تیم‌ها به میان می‌آمد. اواخر فصل قبل حواشی آنقدر زیاد شد که دیگر قابل کنترل نبود و انگار که یک ابر سیاه دائماً کل باشگاه را احاطه کرده است.

واقعیت این است که دو سرمربی قبلی شیاطین سرخ چندان در خرید و فروش بازیکنان موفق نبودند و سرمایه‌گذاری نادرست آنها نه تنها کمکی به تیم نکرد بلکه فشار روانی وارده بر باشگاه را افزایش داد. حالا اوله گونار سولسشر وظیفه تغییر بازیکنان و کسب موفقیت را بر عهده دارد. هدف ما از این مقاله بررسی تغییرات ایجاد شده توسط سولسشر است و همچنین تغییراتی که ممکن است در آینده رخ بدهد.

سکونشینی اسمالینگ، جونز و روخو

کاملاً قابل پیش‌بینی بود که منچستریونایتد به دنبال یک مدافع بزرگ و باتجربه باشد؛ کاری که قرار بود یکی دو سال قبل انجام شود و گزینه‌های زیادی را برای این کار مد نظر بود. خرید یک مدافع میانی جدید به معنی نیمکت‌نشینی و همچنین خروج یک بازیکن دیگر بود. اما سولسشر کاری فراتر از آن را انجام داد؛ او اکسل توانزبه جوان را روی نیمکت تیم نشاند و سایر مدافعین میانی را خارج از لیست ۱۸ نفره قرار داد. احتمال خروج مارکوس روخو بیشتر از سایرین بود اما به سه دلیل او ماندنی و کریس اسمالینگ رفتنی شد: اول عدم دریافت پیشنهاد مناسب برای روخو. دوم کنار نیامدن اسمالینگ با سکونشینی. و سوم مصدومیت مجدد شاو و بدون جانشین شدن یانگ در دفاع چپ که باعث شد تیم به حضور روخو نیاز داشته باشد. بهرحال در اکثر بازی‌های فصل جاری، از مدافعین مرکزی سال قبل خبری نخواهد بود.

سر و سامان دادن به کناره‌ها

فصل ۲۰۱۸ برای دیوگو دالوت خوب پیش نرفت و اشلی یانگ نیز یک روند نزولی را طی کرد. حضور هر دو بازیکن در ترکیب ثابت تیم مورد انتقاد بود اما نیمکت‌نشینی برای آنها قابل قبول است. با خروج آنتونی والنسیا و متئو دارمیان و خرید آرون ون‌بیساکا یک تعادل در کناره‌های خط دفاعی برقرار شد. حالا دالوت ذخیره راست و یانگ ذخیره چپ است. ون‌بیساکا عملکرد خوبی داشته است و تا به اینجا بازیکنی مطمئن نشان داده است.

خط کشیدن روی نام‌های بزرگ

کمی عجیب بود که جدایی بازیکنی با ثبات مانند آندر هررا قبل از اتمام فصل قطعی شود. هررا در منچستریونایتد خوشحال بود و برای تمدید قرارداد، حقوق هفتگی 180 هزار پوندی درخواست کرد که اگرچه بالا بود اما منچستریونایتد هم با آن ناآشنا نبود. دستمزد برخی بازیکنان جوان‌تر مانند مارکوس رشفورد حتی از این مقدار هم بیشتر است؛ با این حال باشگاه حاضر به پرداخت این رقم برای رشفورد شد ولی حاضر شد هررا را رایگان به PSG واگذار کند. رشفورد از دیدگاه سولسشر و مدیران یک سمبل برای جوانان آکادمی و انگیزه‌ای برای کسانی است که به تیم اصلی راه پیدا می‌کنند اما از طرف دیگر پرداخت حقوق هررا یک سنت بد را در تیم ایجاد می‌کند یا به عبارت بهتر سنت فعلی را بدتر می‌کند. هررا به نوعی قربانی جدیت باشگاه در برابر پرداختی‌های بی‌حساب و کتاب شد و البته پیشنهاد بد موقع PSG نیز کم‌تأثیر نبود. بهرحال مدیران باشگاه سعی دارند بی‌نظمی‌ای که خودشان ایجاد کرده‌اند را تا حدی جبران کنند.

روملو لوکاکو نسبت به فصل اول حضور خود پسرفت داشت و آمار ۱۲ گل و صفر پاس گل را در لیگ برتر به ثبت رساند. رشفورد با ۲۰۰ دقیقه بازی بیشتر، روی ۱۶ گل و مارسیال با ۵۰۰ دقیقه بازی کمتر، روی ۱۲ گل تأثیر مستقیم داشت. اگرچه سبک بازی مورینیو و سولسشر اجازه درخشش زیادی به لوکاکو نمی‌داد اما بهرحال قرار نبود این وضعیت در فصل جدید برای لوکاکو تغییر کند و شرایط او اگر بدتر نمی‌شد، بهتر هم نمی‌شد. این انتقال برای لوکاکو مثبت بود و باشگاه نیز علاوه بر رها شدن از یک دستمزد 200 هزار پوندی می‌تواند هزینه خرید این بازیکن را در طی چند قسط مجدداً کسب کند. بدین ترتیب دست سولسشر نیز برای جذب بازیکنان دلخواه بازتر شد و باشگاه نمی‌تواند به دلیل قیمت بازیکنان، از خرید آنها دست بکشد.

بازیکن دیگری که شرایطش ترکیبی از دو حالت قبلی بود، الکسیس سانچز است. هنگام خرید بازیکنان جدید، آنها دستمزدی به اندازه سانچز درخواست می‌کردند. سانچز علی‌رغم سکوت و دوری از حواشی، همیشه زیر ذره‌بین بود و فشار روانی زیادی به باشگاه وارد می‌شد. سانچز طی یک سال و نیم حضور در منچستریونایتد ۱۲۱ روز به علت مصدومیت در دسترس نبود. پس از لوکاکو، تعداد زیادی از هواداران خواهان ماندن سانچز بودند اما بعید بود که او بتواند با این سطح از بی‌انگیزگی پیشرفت خاصی نسبت به فصل قبل داشته باشد. او نیاز به یک تغییر داشت تا بتواند دوباره خودش را اثبات کند. از نظر سولسشر آرامشی که پس از خروج سانچز نصیب تیم می‌شود با ارزش‌تر است و احتمالاً جوانی مانند میسون گرینوود بتواند همان آمار سانچز (تأثیر مستقیم روی یک گل در هر 255 دقیقه) را تکرار کند.

فرصت رو به پایان مارسیال، شاو و لینگارد

روال سولسشر مشخص است: یا بازیکنی را مناسب تیم خود نمی‌داند و او را از همان ابتدا کنار می‌گذارد و یا اگر در مورد عملکرد او شک و تردید دارد، آنقدر به او بازی می‌دهد تا این تردید از بین برود. آنتونی مارسیال از جمله بازیکنانی بود که عملکرد او چندان واضح نبود؛ فصل اول را در منچستریونایتد عالی سپری کرده بود، فصل دوم درگیر مشکلات خانوادگی خود بود و در دو فصل دیگر (که با رشفورد بر سر حضور در ترکیب اصلی رقابت داشتند) عملکرد متوسطی داشت. ژوزه مورینیو خواهان فروش او شده بود ولی مدیران باشگاه و سرمربی جدید احساس کردند که این بازیکن جوان نیاز به انگیزه دارد و با بدنسازی بهتر می‌تواند عملکرد خوب فصل اول را تکرار کند. در این فصل شرایط مناسبی برای تست عملکرد مارسیال فراهم شده است؛ او در ترکیب اصلی و در پست مهاجم هدف حضور دارد، تمرینات بدنسازی به خوبی انجام شده است و مشکلات شخصی حل شده‌اند. آنتونی در این فصل باید خودش را اثبات کند و اگر موفق نشود، همه به این نتیجه خواهند رسید که او دیگر نباید در ترکیب اصلی باشد. با توجه به سن پایین مارسیال، دستمزد بالای او و قرارداد بلندمدتی که فصل قبل به امضا رسانده است باشگاه اگر بخواهد می‌تواند با فروش او پول خوبی کسب کند و کسی دیگر را جایگزین کند.

لوک شاو نیز شرایطی مشابه دارد. او آنقدر مصدوم شد که نظر دادن در مورد عملکرد او ممکن نبود. در نهایت قرارداد شاو نیز تمدید شد ولی این به معنی حضور همیشگی او در ترکیب اصلی نیست. در انتهای فصل اشلی یانگ تیم را ترک خواهد کرد و یونایتد باید یک بازیکن جدید در این پست جذب کند. مصدومیت‌های شاو و سطح بازی او در این فصل مشخص خواهد کرد که باید یک بازیکن برای نیمکت شاو خریداری شود یا اینکه بازیکنی درجه یک جذب شود و شاو نیمکت‌نشین شود.

مورد بعدی جسی لینگارد است که در ۹ ماه گذشته نه گل زده و نه پاس گل به ثبت رسانده است. یونایتد در تابستان پیشنهادات جدی به پائولو دیبالا و کریستین اریکسن ارائه داد که جذب هر یک از این بازیکنان به معنی نیمکت‌نشینی لینگارد بود. اگرچه در نهایت هیچکدام به سرانجام نرسید اما موضوع این است که سولسشر از شرایط لینگارد آگاه است. لینگارد یک شانس مجدد دارد که بتواند تا ژانویه یا انتهای فصل خودی نشان دهد، در غیر این صورت مانند دیگر بازیکنان اشاره شده به نیمکت تیم منتقل خواهد شد.

نتیجه‌گیری

از زمان ورود اوله گونار سولسشر ۷ بازیکن تیم اصلی یعنی فلینی، هررا، لوکاکو، سانچز، اسمالینگ، والنسیا و دارمیان تیم را ترک کرده‌اند. کنار گذاشتن یک بازیکن از تیم لزوماً به معنی فروش او نیست و بسیاری از بازیکنان دیگر هم نیمکت‌نشین یا سکونشین شده‌اند. سولسشر حداکثر تغییرات قابل انجام را در این زمان کوتاه اعمال کرده است و اگر باشگاه از او بیشتر حمایت می‌کرد حداقل یک بازیکن جذب جذب و دیگری کنار گذاشته می‌شد. سرمربی متوجه شد که لیست تیم بسیار شلوغ است و بدون ترس تعداد زیادی از بازیکنان را کنار زد. از نظر او آرامش و مزایایی که با خروج یک سری از بازیکنان فراهم می‌شود از کمک آنها به تیم بیشتر است. یونایتد اگرچه در چهار هفته ابتدایی این فصل نتایج مورد نظر را کسب نکرده است اما حواشی تیم در مقایسه با سال قبل که ژوزه مورینیو در تیم حضور داشت قابل قیاس نیست.

طبیعی است که یونایتد با حالت ایده‌آل فاصله بسیار دارد اما با توجه به نقاط ضعف بسیار، برطرف کردن آنها نیاز به زمان کافی دارد. حتی پپ گواردیولا و یورگن کلوپ نیز که در حال حاضر تیمی بسیار قوی تشکیل داده‌اند نیاز به زمان داشتند. اوله گونار سولسشر اگر بتواند سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند باید گفت که عملکرد او مثبت بوده و خروج بازیکنان یاد شده (در بلندمدت) به نفع تیم بوده است.

طرفداری

۳    
آی اسپورت
2019-09-08 00:04:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر