فهرست

مربیان و کابوس اخراج/ نیمکت های داغ لرزان

پیتر استانتون

آی اسپورت-  اخراج مربیان تاثیر درازمدت و پایایی روی باشگاه ها ندارد و شاید خیلی از مدیران هم تمایلی به انجام آن نداشته باشند، اما به یک واقعیت اجتناب ناپذیر در دنیای فوتبال تبدیل شده است.

وقتی تیمی پایین تر از حد انتظار ظاهر می شود، این مربیان هستند که بهای آن را می پردازند؛ روندی که به نظر نمی رسد به این زودی ها تغییر در آن ایجاد شود. فصل گذشته، از بین تیم های سقوط کرده از پنج لیگ برتر اروپایی، فقط اینتراخت برانشوایگ آلمان و رئال وایادولید اسپانیا، مربیانشان را تا پایان فصل حفظ کردند. 12 باشگاه دیگر در طول فصل تصمیم به ایجاد تغییر گرفتند و مربیان جدیدی را استخدام کردند، اما این تغییرات نتیجه ای نداد و این تیم ها سقوط کردند. این به آن معناست که تغییر مربی، آن قدر که تصور می شود، تاثیرگذار نیست. اما به نظر نمی رسد که مدیران باشگاه ها از این موضوع درس گرفته باشند؛ زیرا هنوز چند هفته از شروع رقابت های فصل جدید سپری نشده که در این پنج لیگ، دو مربی کارشان را از دست دادند. فصل گذشته در لیگ برتر، ده مربی کارشان را از دست دادند؛ در حالی که 14 تیم، فصل را با مربیانی متفاوت از فصل پیش از آن آغاز کرده بودند.



\"http://up.rossoneri.ir/privete/uploads/23e2530c331.jpg\"


اکنون میانگین مدت کاری یک مربی در لیگ برتر به کمتر از 15 ماه رسیده است. براساس گزارش اتحادیه مربیان لیگ برتر، نیمی از سرمربی های فوتبال انگلیس، از لیگ برتر تا لیگ 2، کمتر از یک سال در یک باشگاه کار کرده اند. کار یک مربی در تیمی که در انتهای جدول قرار دارد، بسیار دشوار است. آنها از یک سو باید تلاش کنند تا دانش خود را به تیم منتقل کنند و از سوی دیگر، به هر شکل ممکن نتیجه بگیرند. اغلب این موضوع موجب ارائه نمایش های محافظه کارانه از تیم ها می شود که نتیجه ای هم ندارد. چند نتیجه بد هم، احیای تیم را دشوار می کند. به این ترتیب، سرمربی جدید ابتدا باید انگیزه بازیکنان را افزایش دهد و سپس سیستم مناسبی برای تیم انتخاب کند؛ همه اینها در حالی است که از همان روز اول، فشار زیادی را روی خود احساس می کند. البته نمی توان انکار کرد که استخدام مربی جدید، در کوتاه مدت می تواند یک شوک مثبت به تیم وارد کند. درواقع از ابتدای فصل 9 2008، در طول رقابت های لیگ برتر، 42 مربی جدید استخدام شدند که در سه بازی ابتدایی شان، نسبت به سه بازی پایانی مربی قبلی، در مجموع 57 امتیاز بیشتر کسب کردند.

این به معنای کسب 3/1 امتیاز برای هر مربی در سه بازی است. اما مدت زیادی سپری نمی شود که مربی جدید متوجه شود مربی قبلی چه کار دشواری داشته است. به عنوان مثال می توان از پائولو دی کانیو نام برد که مانع از سقوط ساندرلند در سال 2013 شد، اما خیلی زود همه دستاوردهایش را به باد داد.با همه این شواهد، این روند هر فصل تکرار می شود. باشگاه ها با به خدمت گرفتن مربی جدید، برای چند دیدار حال و هوای بهتری به تیم می دهند، اما خیلی زود همه چیز به حالت قبل برمی گردد. شاید مربی جدید تنها در یک ماه اول با خیال راحت به کارش ادامه دهد و بتواند روی کارش تمرکز داشته باشد، اما بلافاصله همه از او فقط پیروزی می خواهند. مربیان اخراجی هم به فهرست بلندبالای مربیان بدون تیمی اضافه می شوند که منتظرند تیم جدیدی پیدا کنند تا بار دیگر توانایی هایشان را نشان دهند.البته شاید تعویض مربی از منظری هم به سود بازیکنان باشد؛ آنها با ایده های جدید آشنا می شوند و دیدگاه بهتری نسبت به کاری که انجام می دهند، پیدا می کنند. با حضور مربی جدید، همه بازیکنان شانس برابری برای حضور در ترکیب اصلی تیم خواهند داشت و بازیکنانی که در زمان حضور مربی قبلی به دلیل نیمکت نشینی های پیاپی، انگیزه شان را از دست داده بودند، شانس دوباره ای پیدا می کنند.




\"http://www.soccerissue.com/wp-content/uploads/2012/02/andre-villas-boas-wallpaper-1.jpg\"



البته هستند باشگاه هایی که نمونه نقض این موضوع بوده اند و با وجود تغییرات پیاپی مربیان، باز هم نتیجه گرفته اند. برای مثال به چلسی یک دهه اخیر نگاه کنید. آنها بهترین دوران تاریخ خود را در سال هایی به دست آوردند که پیاپی مربی عوض کردند؛ از ژوزه مورینیو و آورام گرانت گرفته تا آندره ویلاس بواس و رافا بنیتس. آیا می توان یکی از آنها را معمار این موفقیت ها دانست؟ مطمئنا خیر. هر کدام از آنها تاثیر خودشان را داشتند و البته میزان این تاثیر به مدت حضورشان برمی گردد. وقتی یک مربی پیدا می شود که می تواند میراث بزرگی برای باشگاه بجا بگذارد، مانند آرسن ونگر در آرسنال، یورگن کلوپ در بورسیا دورتموند یا حتی دیه گو سیمئونه در اتلتیکو مادرید، زمان و فضای لازم برای کار به او داده می شود و این باشگاه ها هستند که از این ثبات بهره می برند، اما برای بقیه مربیان، کار کردن همیشه راه رفتن روی لبه تیغ است. همه مربیان دوست دارند شرایطی مانند ونگر یا کلوپ داشته باشند، اما این یک واقعیت پذیرفته شده است که چنین امکانی برای همه مربیان وجود ندارد.

این روزها پیروزی در فوتبال بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده و سرنوشت مربیان را عوامل مختلفی تعیین می کند؛ اعتراض هواداران یا بالاو پایین شدن ارزش سهام باشگاه ها در بازار بورس، اما شاید مدیران باشگاه ها برای رسیدن به موفقیت، راه کوتاه تری را انتخاب نکنند؛ راهی که همیشه لزوما بهترین نیست.

     
آی اسپورت
2014-09-29 12:07:20
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر