فهرست
حتی اگر نبرد...حتی اگر ببازد..حتی اگر دنیا را ببازد!/ داستان تیمی که دوستش داریم
حتی اگر نبرد...حتی اگر ببازد..حتی اگر دنیا را ببازد!/ داستان تیمی که دوستش داریم

حتی اگر نبرد...حتی اگر ببازد..حتی اگر دنیا را ببازد!/ داستان تیمی که دوستش داریم

هومن جعفری


آی اسپورت- وقتی مرلین منسون1  مجنون صفت و حتی بدنام ، تصمیم گرفت یک عاشقانه آرام و تلخ بخواند تا لای اهنگ های پر سر و صدایش ، حکم زنگ تفریحی را ایفا کند فکر نمی کرد دارد آهنگ کالتی 3 را می سازد که روزی تبدیل خواهد شد به یکی از برترین آهنگ های مهجور مانده عاشقانه در سبک راک ، سبکی که در آن عشق کمتر مجالی برای عرضه در اختیار دارد. با این همه از همان نت های ابتدایی ، از همان تپش های اول آهنگ و از همان سطرهای نخست ترانه ، رسیدیم به چیزی که هنوز می شود با گوش کردن به آن خاطره های هزار عشق نافرجام را در سر مرور کرد.
« فقط یک تصادف ساده » از همان سطرهای اول تکلیفش را با مخاطبش مشخص کرد. داستان عشقی بود که می سوزاند. داستان عشقی که قرار نبود فرجام خوشی داشته باشد.داستان چیزی که از وقتی شنیدنش را شروع می کردی تا وقتی به پایان می رسید چیزی را درونت تغییر می داد.
« عشق یه اتیشه
هر چیزی رو که می بینه می سوزونه
همه چیزو خاکستر می کنه
هر چیزی که به ذهنت برسه جلوی چشمات می سوزه
هر چیزی رو که ببینی»
صدای تلخ و نچسب مرلین منسون این بار خالی از مزخرفاتی که همیشه می خواند و در پرهیز از جلب توجه تین ایجرهای راک پسند ، واقعا به دل این ترانه می نشیند. ترانه ای درباره عشقی که خیلی راحت در یک تصادف اتومبیل ، به خاکستر تبدیل می شود درست مقابل چشمانت... « فقط تو یه تصادف لعنتی» ... «فقط تو یه تصادف لعنتی»... دنیایی را مجسم کن که مقابل چشمانت می سوزد. دنیایی که در آن خبری از گروه امداد و نیروهای آتش نشانی نیست.دنیایت آتش گرفته. تو ناتوان از حرکت روی زمین افتاده ای و عشقت ، دنیایت ، پیش چشمانت در حال شعله ور شدن است. چه بر می آید از تو برای نجات دادن خودت یا عشقت؟
مرلین منسون شوریده سر ، شاید هیچ وقت خواننده عاشقانه ای نباشد با این همه این ترانه اش می ارزد به کل آلبوم هایی که تا به امروز منتشر کرده.همین یک دانه آهنگ چهار دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه ای اش می ارزد به کل فول آلبومش. به کل چیزهایی که خلق یا نابود کرده.هرچه نباشد وقتی تیمت می بازد و می خواهی خودت را آرام کنی ، دستکم این آهنگش هست که گوش کنی و گوش کنی و گوش کنی و گوش کنی و گوش کنی و مابین این این بارها و بارها گوش کردن شکست را هضم کنی و بریزی بیرون از وجودت....که نگذاری سلول های سرطانی لعنتی باخت ، درون وجودت رخنه کنند و لانه بسازند و تبدیل شوند به چیزی مثل یک بغض فروخورده....


***


\"http://up.rossoneri.ir/privete/uploads/f2ce0554561.jpg\"


چند روز قبل وقتی منچستر یونایتد در یکی از تاریخی ترین شکست های تاریخش بازی سه بر یک برده را پنج بر سه باخت ، وقتی ونگال پیر کارکشته روی نیمکت همانطوری با استیصال دستانش را روی موهایش می کشید که جماعت منچستری یک فصل تمام ، مویس را با آن ژست در ذهن داشتند و درست وقتی که بازی تمام شده بود و هلندی پیر لابد داشت مثل فرگوسن داخل رختکن بازیکنانش را زنده زنده در روغن داغ برشته می کرد ، برای منی که هزاران کیلومتر دورتر شاهد شکست تیمم بودم ، هیچ تسلای خاطری نبود مگر گوش کردن به این ترانه تلخ ، آنقدر که تلخی ناشی از این باخت ناممکن را چنان از وجودم بزداید که اصلا از یاد ببرم آن تلخی از یاد نارفتنی را...
هر چه نباشد برای از بین بردن یک مزه تلخ یا باید یک چیز خیلی شیرین بخوری یا یک چیز خیلی تلخ تر و تلخی این ترانه آنقدر بود که بارها و بارها گوشش کنی و ذره ذره ، از یادت برود که تیمت باخته... که زهر را از پیکره ات بکشد بیرون و تلخی را ذره ذره و مزه مزه از درون رگت تف کند بیرون درست مثل این فیلم های کابویی که مار ، کسی را زده و یکی دارد زهر را از درون رگش می مکد و به بیرون تف می کند. با این همه زهر دیوید مویس ، همچنان درون بدن منچستر مانده.ونگال حتی اگر خود جان وین 3 هم باشد ، هنوز خیلی باید رگ نیمه جان منسچتر را بمکد و خون را به بیرون تف کند تا پادزهر هایی که داده مجالی بیابند برای اثر کردن.
مرد دوست داشتنی هلندی ، از لحظه ورود کوشیده تا بازنده هاو متوسط ها و نا امیدها را رد کند.کوشیده تا بارش را از سنگین ها و بی تفاوت ها خالی کرده و از نو تیمی بسازد که بشود اداره اش کرد.در غیاب گیگز که غیبتش در زمین بدجوری مایه تاسف است ، ونگال دارد زور می زند تا از وین رونی همیشه یاغی یک کاپیتان جدید بسازد و این پروسه زمانبری است. درست همانطور که دارد می کوشد تا دفاع درب و داغانش را در غیاب مدافعان مصدومش از نو علم کند.
ونگال پیر دارد تیم خودش را می سازد و من و هزاران منچستری دیگر داریم نگاه می کنیم که مرد سپیدموی کنار زمین دارد چه حرصی می خورد از دست تنه لش هایی که داخل زمین دارند همچنان به سبک و سیاق دوران مویس بازی می کنند...مرد هلندی کوتاه نمی آید..کم نمی آورد..تیمش را از نو می سازد و از نو خلق می کند و از نو می بازد و از نو کاری را پیش می برد که به آن ایمان دارد.مرد هلندی بعد از باخت سنگین پنج بر سه ، آخرین چیزی را « رو » کرد که برای تبدیل شدن به فرگوسن ، به آن نیاز داشت : سشوار!

\"http://up.rossoneri.ir/privete/uploads/f2ce0554562.jpg\"


***
فرگوسن را با سشوار می شناسند.با جریان هوای داغی که از دهان او به سمت شما شلیک می شد انگار که یک سشوار داغ را مقابل صورت شما گذاشته اند. جریان هوای داغی که در رختکن منچستر یونایتد از سوی ونگال به صورت بازیکنان تیم شلیک شد ، احتمالا در دل باتجربه تر ها خاطرات شیرین شان با فرگوسن را زنده کرده.مویس مرد این داد و بیدادها نبود.سیمای نگران و بی خاصیت و کم قابلیت او هیچگاه برای بازیکنانش ترسناک نشد چرا که فکر می کرد مثل سلفش ، دستکم دو دهه زمان دارد.با این همه ونگال در آخرین تجربه تمام دوران مربیگری اش می داند که شاید فقط تا نیم فصل اینجا ماندگار باشد.حذف تحقیر آمیز در جام اتحادیه و یک شروع بسیار ضعیف در لیگ پایه هایی را شل و لرزان کرده که از اول هم روی روغن و پوست موز پایه گذاری شده بودند.با این همه هلندی سمج وقتی اضافه ها را رد کرد و برای بازیکنان ساعت خواب و دستگاه بدنسازی شخصی گذاشت و تاکید کرد که هر بازیکنی را که از نظر بدنی زیر سطح استاندارد باشد دک می کند ، نشان داد که مثل مویس برای رنگ کردن بال پروانه و بوییدن گل وارد اولد ترافورد نشده...آمده تا کار درست را انجام دهد و انجامش هم خواهد داد.تا لحظه ای که مدافعان مصدوم برسند و تیم زهر تمام ناشدنی مویس را از بدن بیرون کند و به خودش بیاید ، باید به صدای گوشخراش مرلین منسون گوش کرد که توی گوش هایت فریاد می زند : « عشق همه چیزو آتیش می زنه»

توضیحات :
1. مرلین منسون : یک خواننده پوچ گرای بد نکبت که شنیدن آهنگ هایش را به کسی توصیه نمی کنیم.ما هم فریب نخوردیم.چند تایی از آهنگ ئهایش را گوش کردیم که قدر استاد افتخاری را بیشتر بدانیم که دانستیم.شما هم گوش نکنید مگر وقتی تیمتان بدجوری باخته.در این صورت دانلود بفرمایید : just a car crash away 


2.کالت معناهای متفاوتی دارد مانند انجمن یا فرقه. در هنر و ادبیات کالت معنای ساده ای دارد.اثری که تنها تعدادی از مخاطبان را جلب کرده و در طول گذر زمان بین این نفرات عزیزتر شده. یک اثر می تواند به شکلی بسیار گسترده مورد اقبال قرار بگیرد که در آن صورت همه گیر و عامه پسند می شود.کالت کاری است که عامه مردم موفق به درکش نشده اند. 


3. جان وین : محمدرضا گلزار سینمای وسترن در آمریکای چند دهه قبل.فیلم هایش مثل فردین می فروخت بدون آنکه با مشت پیاز خورد کند!

 

  ۸  
آی اسپورت
2014-09-29 12:27:22
نظر دهید
۸ نظر
رضا
دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۳، ۱۷:۵۸
منچستر به تاریخ پیوست. برن به عربا بفروشنش شاید زنده شه =))
red devil
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳، ۱۶:۰۸
وایییییییییییییییییییی
ممنون از آقای هومن جعفری .... بی نظیرر بود ...
ممنون ...♥
We Are UNITED ♥
شهریار
پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ۰۰:۵۶
ممنون،خوب نوشتی جناب جعفری..
تی تی باتعصب
پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ۱۷:۵۱
ریدی داداش
سیناب
شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ۰۰:۵۹
دونکته در مورد زیرنویس ها:
1. مرلین منسون: علاقه ای بهش ندارم. ولی این جوری توهین کردن به یک خواننده راک در شان یک نویسنده نیست.
2. جان وین: محمد رضا گلزار؟! محض اطلاعتون جان وین یکی از غول های سینمای وسترن بود که یک بار هم برنده اسکار شده. بازیگری که با کارگردان های بزرگی مثل جان فورد و هاوارد هاکس کار کرده گلزار نیست. جان فورد تو یه جایی گفته یکی از بزرگ ترین مشکلاتم سر صحنه فیلم برداری این بود که بتونم یه تعادلی بین قدرت و عظمت بازی جان وین و بقیه بازیگرا ایجاد کنم
هومن جعفری
شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۹
دوست من جان وین رو به خوبی می شناسم.مرلین منسون رو هم می شناسم.این مطلب ابتدا قرار بود در یک مجله دولتی چاپ شود که دوستان شاغل در آن حتی از آوردن اسم جان وین هم یا ترس دارند یا احتیاط شرعی.اگر کمی دقت کنی متوجه طنز ریشخندآمیز من در پاورقی ها می شوی.با همه این حرف ها حق با شماست
-
دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۳، ۱۹:۰۵
چرا راکو ضایع میکنی عوضی! وقتی هیچی از هواش نمیفهمی
قاسم
جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳، ۰۱:۴۸
اثری از ظنز ریشخنذانه دز نوشته شما ندیدم اگربود باید دبده میشد نیازی به توضیح شما نبود.لطفا من بعذ ظنز ریشخنذانه خودتون رو در دایره هنرمندان وطنی محدود کنید تا جهان هنر از ادب و احترام ایرانیان اصیل درامان بماند وگرنه انها که درصفحه مسی و دیگران فحش و ناسزا نوشتند انرا ظنز ریشخنذانه خواهند نامیذ
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر