فهرست
این‌ها با توپ می‌رقصند!
این‌ها با توپ می‌رقصند!

این‌ها با توپ می‌رقصند!

آی‌اسپورت- اتفاقی غیرعادی در حال عادی شدن است! تیم «امیر» به آسانی در حال امتیاز از دست دادن است! تیم «امیر» به آسانی در حال باختن است! «تیم امیر» در حال فراموش کردن پرنسیب‌های فوتبال «امیرانه» است! و از بد روزگار، این همه در حالی رخ می‌دهد که اصول بازی ژنرال، باید در تیم ذوب‌آهن پیاده شود و نمی‌شود!

۱- در شهرآورد اصفهان، تیمی که قوی‌تر می‌نمود، ذوب‌آهن بود! تیمی که توپ را مال خود کرده بود، ذوب‌آهن بود! تیمی که گل زد و گل زده‌اش مردود شد، ذوب‌آهن نام داشت و تیمی که مغموم و مغبون، شکست خورده و دست خالی زمین را ترک کرد، باز هم ذوب‌آهن بود! دو ارسال بلند که به پاس در عمق بیشتر شبیه بود! ۲ بلکه ۳ و ۴ اشتباه توأمان خط دفاع سبزپوشان، دو بار گوش به زنگی یاران رسول نویدکیا کار تیم آقای قلعه‌نویی را تمام کرد! تیر خلاص!

خروش سپیدرود

۲- در رشت اتفاق بد رخ نداد! در رشت سپیدرود، دیگر با بدبیاری مواجه نشد! در رشت تیم شهر رشت جربزه‌اش را نشان داد! هم جربزه‌اش را و هم جوان اولش را. سپیدرود، زود گل زد! خوب دفاع کرد و بازی‌اش را به دست میعاد یزدانی سپرد! یکی از بچه‌های متفاوت که بازی‌اش فرق دارد! که فوتبالش دیدنی است! که حرکاتش از عطری خاص برخوردار است!

سپیدرود گل زودهنگامی زد تا ۷۸ دقیقه مجال برای اشتباه کردن و از دست دادن برتری طلایی‌اش وقت داشته باشد! سپیدرود اشتباه نکرد! سپیدرود که دو محور برای بازی‌اش قرار داده بود، حول حسینی دروازه‌بان و یزدانی مهاجم، هم خوب دفاع کرد – دفاع مالکانه! دفاع توپ‌گرا و دفاع توأم با حفظ توپ- و هم زهر چشمی تمام‌عیار گرفت از تیم پیکان که زود گل خورد و تند و سریع تسلیم شد و چیزی بروز نداد!

پیکان حالا خود به یک سؤال تبدیل شده است: این تیم در زمین دنبال چیست؟ بازنده شدن و باختن، در پیکان هم امری عادی و در حال عادت شدن است! در رشت و در ورزشگاه شهید عضدی شهر رشت، یک اتفاق خوب دیگر هم – منهای بردن سپیدرود- رخ داد! بازگشت تماشاگران! حضور تماشاگران! آشتی تماشاگران! سپیدرود، یک تیم ۷، ۸ هزار نفره بود!

۷، ۸ هزار نفری که دیدند، تیم شهرشان چه تحفه درخشانی دارد: میعاد یزدانی که بازی‌اش از جنس هنر است که بازی‌اش تار و پودی از جنس بازی مهدی ترابی، علی قلی‌زاده و مهدی قائدی دارد!

گوهرهای کمیاب

۳- بازیکنان خاص کم‌شمارند اما هستند و پرتأثیرند! باید در پی کشف این کم‌تعدادها برآمد! باید مراقب بالیدن و سر برآوردن این تأثیرگذاران متفاوت بود! باید زیر پر و بال‌شان را گرفت! باید به خوبی و در لحظه درست و در ساعت سعد، به پروازشان درآورد!

در مشهد، رضا مهاجری، مسئولیت یکی از این «خاص»ها را دارد: سینا زامهران که برای خودش هنرمندی درجه یک به حساب می‌آید! پا به توپی که با توپ از هر انگشتش، ۱۰ هنر می‌بارد! بچه خالص خراسان و مشهد! گوهر تیم پدیده! مواظبش باشید!

عبدا... ویسی هم «آس» خود را رو کرد تا بازی کم‌تماشاگر- در اصل بی‌تماشاگر- پدیده و استقلال خوزستان، دیدنی باشد! آس آقای ویسی که با توپ همه کار می‌کند و بی‌توپ هم بازی‌اش نقص کمی دارد، بچه خوزستان است! یوسف دلفی، یکی از آنهاست که پا به توپ به دنیا می‌آیند و باید در کوچه و خیابان‌های شهرهای کوچکتر خوزستان دنبال‌شان بود! دلفی علاوه بر بازی با توپ- که اهوازی‌های موسپیدکرده را به یاد نوری خدایاری و جام تخت جمشید می‌اندازد- یک شوتزن و یک گلزن هم هست! دلفی، زامهران، میعاد یزدانی، علی قلی‌زاده، مهدی ترابی و مهدی قائدی فردای تیم ملی را غنی می‌سازند! دست‌شان را بگیریم و راه‌شان را هموار کنیم!

سپاهان و درجا زدن ناچارانه

۴- سپاهان این روزها، سپاهان دیروزها نیست! همه همبازی‌های محرم نویدکیا جایشان در سپاهان خالی است! آنها که بودند- محرم و هادی عقیلی، محرم و عمادرضا، محرم و شریفی، محرم و پاپی- به هیچ‌یک از امروزی‌ها بازی نمی‌رسید! کار کرانچار خیلی سخت است خیلی سخت‌تر از سخت است! به اندازه تفاوت محرم و...

۷    
آی اسپورت
2017-08-20 18:08:00
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر