فهرست
تنها در تهران؛ تنها در این شهر شلوغ
تنها در تهران؛ تنها در این شهر شلوغ

تنها در تهران؛ تنها در این شهر شلوغ

آی اسپورت – زنگ خطر برای مهدی قائدی، این جوان نورسیده از فوتبال بوشهر به صدا درآمده و پسر ریزجثه جذاب فوتبال جنوب اگر زندگی عادی و بی حاشیه را انتخاب نکند به سرعت از مسیر اصلی خارج خواهد شد. مهدی قائدی نه فقط به واسطه خبرهایی که در ۴۸ ساعت اخیر پیرامونش چرخید بلکه به دلیل شرایط خاصی که در استقلال با آن روبه‌رو است، مورد توجه است. او باید از سرنوشتی که برای برخی بازیکنان که در همین استقلال هم نمونه‌هایش بوده‌اند، رقم خورد، درس بگیرد تا شاید بدل به بازیکنی ابدی شود. قائدی ظرفیت‌های کافی به لحاظ فنی برای رشد چشمگیر در استقلال را دارد و اگر بر اوضاع زندگی خود نیز مسلط شود می‌تواند تا ۱۰سال آینده پیراهن استقلال را بپوشد وگرنه او هم به همان سرنوشتی خواهد رفت که خیلی از جنوبی‌های استقلال رفته‌اند.

پیوندی که میان خطه فوتبال‌خیز خوزستان و به طور کلی منطقه جنوب ایران با استقلال بسته شده به سال‌ها دور باز می‌گردد و مردمان این نقطه همواره شیفته و مفتون باشگاه استقلال بوده‌اند. در تایید آن کافی است به شکل‌گیری باشگاه‌هایی با پیشوند استقلال در این سرزمین اشاره کنیم تا به عمق دلبستگی‌های ناگسستنی این دیار با نام استقلال پی ببریم. فوتبالیست‌های جنوبی نیز از دیرباز جایگاه خاصی در دل باشگاه استقلال داشته‌اند و این باشگاه محل هنرنمایی آنها بوده است. نام‌هایی همچون مرحوم غلامحسین و پرویز مظلومی، صمد مرفاوی و سهراب بختیاری‌زاده را باید در ردیف بهترین خوزستانی‌های تاریخ باشگاه استقلال قرار داد. به این طیف می‌توان عباس سرخاب فوتبالیست برخاسته از فوتبال بندرعباس را هم افزود که در استقلال به چهره‌ای مهم بدل شد.

 این اسامی اما متعلق به عصر جدید فوتبال ایران نیستند و هر چه در میان نام‌های فوتبالیست‌های جنوبی این زمانه که به استقلال کوچ کرده‌اند، جست‌وجو می‌کنیم، ستاره‌های آنچنانی را نمی‌یابیم. در ۱۰ سال اخیر فوتبالیست‌هایی که از جنوب ایران بخصوص خوزستان به پایتخت آمده‌اند سیر نزولی محسوسی داشته‌اند به طوری که جز پژمان منتظری که به لحاظ استمرار و درخشش در ترکیب استقلال بازیکن متفاوتی محسوب می‌شود، دیگران هیچ گاه نتوانستند برای زمان قابل توجهی در استقلال به بازیکنانی کلیدی بدل شوند. میلاد میداودی که جزو بهترین‌های فوتبال خوزستان محسوب می‌شد بعد از یک سال و اندی درخشش در استقلال خیلی زود از دایره بازیکنان مهم این باشگاه کنار رفت.

 اسماعیل شریفات نیز با اینکه نمایش تحسین برانگیزی داشت، عمر کوتاهی در استقلال داشت و خیلی زود به خوزستان بازگشت. او اکنون در ذوب آهن شاگرد قلعه‌نویی است. ایمان مبعلی نیز همین وضعیت را تجربه کرد. او با اینکه در سال‌های اخیر به دفعات از استقلال رفت و برگشت اما هرگز نتوانست نقشی محوری و کلیدی ایفا کند به طوری که مربیان وقت تمایل آنچنانی به تمدید قراردادش نشان نمی‌دادند. گرچه ایمان در تیم نفت تهران عملکرد قابل قبولی داشت. آرش افشین، بختیار رحمانی، حسن بیت سعید، علی حمودی و مجتبی حقدوست نیز با وجود اینکه فرصت بزرگی در استقلال نصیب‌شان شد اما هیچ گاه نتوانستند از این مجالی که در اختیارشان قرار گرفته به بهترین شکل ممکن بهره ببرند و هرگز به ستاره‌های زمانه خود بدل نشدند. مشکل از کجاست؟ چرا جنوبی‌ها که روزگاری بهترین‌های استقلال بودند دیگر در این باشگاه نمی‌درخشند؟ اشکال را باید در طرز تفکر، نوع زندگی و حواشی احتمالی پیرامون زندگی این بازیکنان جست‌وجو کرد یا نداشتن ظرفیت‌های فنی کافی برای استمرار در استقلال؟

 در سال‌های اخیر تنها پژمان منتظری بود که پرچم جنوبی‌ها را با بازی‌های درخشان و استمراری طولانی بالابرد وگرنه هیچ یک از بازیکنانی که به این باشگاه آمدند و رفتند، نتوانستند از زیر سایه این مدافع باهوش و بی‌حاشیه بیرون بیایند. شاید دلیل این ناتوانی سبکی باشد که منتظری برای زندگی و تمرینات حرفه‌ای خود برگزیده و آن طیف تمایلی به زندگی به روشی که منتظری دارد، نداشته‌اند. اوج این محوشدگی را می‌توان در سرنوشتی که سال‌ها قبل برای مجاهد خذیراوی رقم خورد، جست‌وجو کرد؛ بازیکنی که به گمان میروسلاو بلاژوویچ می‌توانست تا رئال مادرید و بارسلونا هم ترقی کند اما با آن همه استعداد نتوانست سیر صعودی قابل توجهی در استقلال داشته باشد و خیلی زود محو شد.

حال تردیدهایی شکل گرفته که شاید مهدی قائدی نیز در همان مسیر مجاهد قرار بگیرد و خیلی زود از مدار خارج شود. یا دست کم به سرنوشت دیگر جنوبی‌هایی که در سال‌های اخیر به استقلال آمدند و خیلی زود از دایره بازیکنان این تیم خارج شدند، دچار شود. بازیکنانی که نمونه‌های‌شان کم هم نبوده‌اند. مهدی قائدی اکنون در وضعی است که هم ممکن است به سرنوشت این بازیکنان و در مقیاس بدتر آن به سرنوشت مجاهد بدل شود و هم می‌تواند با پیش گرفتن یک زندگی با برنامه و اصولی همچون پژمان منتظری یکی از معدود جنوبی‌هایی باشد که در استقلال به موقعیت طلایی می‌رسند.

قائدی هنوز در مرحله انتخاب است. برای او چیزی از دست نرفته و این بازیکن جوان، ریزنقش و با استعداد اگر از حاشیه‌ها دوری کند و از موقعیتی که نصیبش شده نهایت بهره را ببرد حتی ممکن است به زودی در دایره بازیکنان ملی هم قرار بگیرد. قائدی برای رسیدن به این موقعیت ارزشمند فقط کافی است پیرامون خود را خلوت کند و جز تمرین و تمرکز روی حرفه‌اش به چیز دیگری فکر نکند. برای او هنوز چیزی از دست نرفته. قائدی می‌تواند یکی باشد از جنس پژمان منتظری. یا یکی همچون صمد مرفاوی.

 

حمیدرضا عرب/ایران ورزشی

۱۱ ۴  
آی اسپورت
2017-12-24 11:45:00
نظر دهید

۴ نظر
ویلی
يكشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴
متاسفانه خیلی براش زود بود این داستانا باید واقعیتو پذیرفت آب رفته دیگه به جوی برنمیگرده در سطح فشار و استرس و توجهات پیرامونی تیمای بزرگ کافیه اسمت بد دربره تا مهر بخوره رو پیشونیت، دیگه تا ابد سوژه هوادارای رقیب شده و همیشه با این ماجرا به خاطرآورده خواهد شد دیگه کارش تمومه غیر ممکنه بتونه تمرکزشو جمع کنه روی پیشرفت فوتبال، حداکثر بتونه چندسالی در لیگ برتر نیم به نیم فصل بچرخه و پولی برای آینده جمع کنه....ماه گذشته نیویورک تایمز یه گزارش مفصل در مورد "هان" ستاره 18 ساله کره شمالی که در پروجیا بازی میکنه کارکرد که سبک زندگیش و محدودیت هایی که داره خیلی جالب بود جا داره چنین مطالبی منعکس بشه تو رسانه ها تا امثال قائدی یاد بگیرن حدوحدود خودشونو بدونن یه فوتبالیست ایرانی برای پیشرفت و رسیدن به اروپا باید از "هان" الگو بگیره نه نیمارجونیور....
ali
يكشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷
کاری به صحت و تخیلی بودن ماجرا ندارم، اما حقیقت تلخی هست که تباهی اخلاقی نه مهدی قاعدی 18،ساله که به زودی تمام فرزندان این سرزمین را دچار خواهد کرد، و صد البته که همین الانمش درصد خیلی بالایی رو از کوچیک و بزرگ مبتلا کرده، فک میکنید اوضاع چت و اینستاگرام بچه ها،دخترا و پسرای دیگه خیلی بهتر از اینه؟ بگذریم از خیل جمعیت بی حیایی که از کامنت گذاشتن انواع و اقسام رکیک ترین فحش ها در هیچ پیج و صفحه رسمی و دیدگان عموم هم ابایی ندارند و فحاشی در پیج افراد معروف رو افتخار خودشون هم میدوند!
هرکس منکر این قضیه هست کافیه ده دقیقه بره یه گشتی تو اینستاگرام بزنه تا بفهمه در متن جامعه،بویژه نسل جوان تر و آینده جامعه چه خبره؟

این وسط تکلیف یک بچه 18ساله از شهرستان به تهران امده، مبتلا به شهرت و پول دقیقا داستان یوسف و زلیخایی هست که همه معصومیت یوسف رو ندارن!

آقایان نه برای مهدی قاعدی،که اگه هرچه سریعتری فکری برای بحران فرهنگی جامعه نکنند به زودی (اگر تا همین الانم اتفاق نیفتاده باشه!) نسل بعد دچار یک بی هویتی و بی فرهنگی خواهد شد که نسبت به هیچ هنجار و غیر هنجاری پایبند نخواهد بود!!
۸ ۱
مارال
يكشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ۱۶:۰۲
اتفاق افتاده الانشم!!
كسري
يكشنبه ۳ دی ۱۳۹۶، ۱۴:۲۲
من خودم به شخصه اين كار رو نميكردم كه ابروي فردي رو ببرم اما هر كي خربزه ميخوره بايد پاي لرزش هم بشينه.پيرامونمون خيليها هستن كه خيلي كارها ميكنن اما بعضياشون بگا ميرن اما شما در نظر بگيرين اگه اين ماجرا بر عكس بود و يه پرسپوليسي براش اين اتفاق مي افتاد افرادي مثل سعيد از خوزستان يا اون مجهول الهويه ام جيگرم يا اون يكي استقلاليم بافتخار چه حرفها نميزدند و چه كارها كه نميكردند همينطور سايتها و خبرگزاريهاي استقلالي چه نوشته هايي كه بيرون نميدادند نگيد نه اينطور نيست كه دروغ ميگين سر فوت هادي نوروزي همين سعيد چه بي احتراميهايي به مرحوم نوروزي انجام داد يا طرفدارهاي نكبتي استقلال همين بازي قبلي با ايرانجوان به مرحوم نوروزي بي احترامي كردن در حالي كه مرحوم حجازي زودتر فوت نمودند و همه ميدونن به چه علت مرحوم شد ولي تو استاديوم يه بي احترامي به ايشون انجام نشد از طرف ما همينطور نسبت به مرحوم پورحيدري. اين طرفدارهاي مجهول الپدر استقلال (البته بعضياشون كه ما اطرافمون از اشناهامون استقلاليه و البته ادم و داراي پدر مشخص) سر بازي پرسپوليس و الهلال چه الطافي نسبت به پدرشون عمر خريبين داشتن در حالي كه ما رو تو دور گروهي مسخره ميكردن و ميگفتن كه شما حذف هستين و ما تخصصمون اسياست اما به لطف خدا بالا اومديم و شما اون عابرو ريزي رو جلوي العين انجام دادين و ما ميتونستيم لباس پدرتون عمرعبدالرحمن رو بپوشيم و اسم اونرو رو صورتمون حك كنيم ولي كدوم پرسپوليسي اين حركت رو انجام داد؟ ولي خيلي از شما پيراهن خريبين پوشيدين و اسمشو رو صورتتون نوشتيد در حالي كه با پدر أصليتان اين كار رو نميكنين يا سر سوشا مكاني و صادقيان چه كارها كه نكردين و چه تهمت ها كه نزدين اما ما پرسپوليسيها همه اين كار رو تقبيح كرديم. از قديم ميگفتن هنر نزد ايرانيهاست و بس ، اما ميشه يه چيز ديگه گفت معرفت و انسانيت نزد پرسپوليسيهاست و بس.راستي دوست دارم بدونم شلوار پوشيدن سوشا جز حريم شخصية فرد نيست؟پس چرا اون شش ماه از بازي تو ايران محروم شد ولي فعلا براي اين جوجه بازيكن كه سابقه داشته كارهاش و تف انداخته به لباس بي ارزش استقلال و مربي رو جلوي جمع سه تا نقطه ي خودشم حساب نكرده كميته انضباطي فعلا ساكته. در اخر به سعيد از خوزستان و مخصوصا ام جيگرم و بقيه كسايي كه به مرحوم نوروزي بي احترامي ميكنن بگم كه اين نفرات از مادرشون ميپرسن مادر پدر ما كيه مادرشون در جواب ميگه نميدونم اونموقع من سرم تو گوشي بود نفهميدم پدرت كيه.
۲
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر