فهرست
رشت؛ شهری که فوتبالش بیمار است
رشت؛ شهری که فوتبالش بیمار است

رشت؛ شهری که فوتبالش بیمار است

آی اسپورت - اوضاع در رشت، یکی از مهمترین فوتبال شهرهای ایران خوب نیست. شهری که هواداران فوتبالش قابلیت این را دارند تا همزمان دو تیم را در دو سطح متفاوت فوتبال ساپورت کنند. نه سپیدرود در بالاترین سطح فوتبال کشور با سکوهای خالی روبرو شده و نه داماش در لیگ پایین تر روزی را بدون هواداران دو آتشه سر کرده است و این یعنی بساط شور و شوق و علاقه مندی اینجا همیشه داغ داغ است.

اما کافی است کمی روی فوتبال رشت زوم کنیم تا دریابیم که شاید تنها بخش جذاب ماجرا همین فراهم بودن بساط گرم و پرتعداد هواداری باشد و بس! نه خبری از مدیریت سیستماتیک است و نه منابع مالی و سرمایه گذار وجود دارد و نه حضور اثرگذار مسئولان ذی ربط احساس می شود. همه چیز در ابتدایی ترین و دم دستی ترین شکل ممکن کنار هم قرار گرفته و قطار شده است.

کافی است سرنوشت سپیدرود که گل سرسبد فوتبال گیلان در سال های اخیر است را دنبال کنیم تا دریابیم به دلیل مدیریت ضعیف و منفعت طلبانه ی ورزش استان این تیم ریشه دار که قدمتی پنجاه ساله دارد در 5 ساله گذشته 8 بار مالک عوض کرده است! چیزی در حدود دو برابر 45 سال گذشته اش!

یعنی سپیدرود در تاریخ 45 سال ابتدایی اش تنها سه مالک داشته (مرحوم صومی، مرحوم شعار، نجفی) و در برهه هایی هم تحت قیومیت تربیت بدنی بوده و از سال 93 تا امروز به ترتیب به انوش جهانی، صیاد، جمشید غلامی، محمد پورمحسن، هیات فوتبال، میر شهاب مومنی، کیومرث بیات و جواد تن زاده واگذار شده است. یعنی متوسط هر 7 ماه یک مالک! اتفاقی که در فوتبال جهان برای خودش یک رکورد محسوب می شود و هرگز یک مدیرعامل و یا حتی سرمربی یک باشگاه هم دچار توفان چنین تغییراتی نخواهد شد، چه برسد به مالکیت!

حالا حساب کنید با این سو مدیریت چگونه می شود برای این تیم برنامه بلند مدت تعریف کرد، با مربیان قراردادهای مدت دار بست، بر روی تیم های پایه سرمایه گذاری کرد، پتانسیل بالقوه هواداری را به بالفعل تبدیل کرد، جذب اسپانسر نمود و شرایط و بستر حرفه ای شدن را مهیا کرد.

و نکته جالب این است که در همین توفان و بلبشوی مدیریتی سپیدرود موفق شد تا خود را از لیگ دسته سوم به لیگ برتر بکشاند و تو گویی همانگونه که کشاورزی مردم این دیار دیمی است، فوتبال شان هم در شرایط دیمی بهتر جواب می دهد که البته همه نیک می دانند که این خوش خوشان ماه عسل آب و هوای دیمی هرگز استمرار نخواهد داشت و با نسیمی به توفانی خانمان برانداز تبدیل می شود.

سه سال پیش زمانی که محمد پورمحسن موفق شد سپیدرود را تحت مالکیت و مدیریت خود پس از سال ها به لیگ دسته اول برساند، با کودتای چند بازیکن که به شرایط بد مالی معترض بودند و البته چراغ سبز را از جایی دیگر گرفته بودند، به ناگهان و بدون طی کردن فرایند درست قانونی مالکیت از وی سلب شد و در حالی که متولی وقت ورزش استان مدعی بود در ترفت العینی برایش مالک پیدا خواهد کرد، مدتها بدون صاحب ماند تا در نهایت هیات فوتبال استان مجبور شود جور بی صاحب ماندن سپیدرود را بکشد و به صورت موقت تولیتش را برعهده بگیرد و در نهایت موفق شد به لیگ برتر رهنمونش سازد

اشتباه بعدی بازهم زمانی در این تیم روی داد که در آشفته بازار بی پولی، مدیر ورزش استان سپیدرود را به فردی حراف با خروار خروار وعده های بی پشتوانه و عوام فریبانه به صورت موقت واگذار کرد تا او به پشتوانه کودتایی دیگر به پرچمداری چند بازیکن نیمکت نشین ساختار تیم را زیر و رو کند و همه چیز را منهدم نماید و در نهایت وقتی تشت رسوایی بی پولی او بر زمین افتاد برای نجات یافتن از منجلابی که در پیشروی سپیدرود قرار گرفته بود، قدیمی ترین تیم گیلان دوباره دست به دست شود و به تن زاده واگذار گردد.

در پایان فصل سپیدرودی ها دوباره معجزه را لمس کردند و برای سومین بار در آغوش خدا جای گرفتند، یک سال با صعودشان در واپسین دقایق از لیگ دسته دوم و یک روز با صعود در واپسین لحظات از لیگ دسته اول و امسال با ماندگاری در واپسین روزها در لیگ برتر.

اما قرار نیست هر سال مدیران خراب کنند و جورش را کاینات بکشند. قرار نیست مدیریت "فشل" ورزش استان خراب کاری کند و سنگ را دیگران از چاه بیرون بکشند. خشت کجی که مدیریت بیمار ورزش استان در سال های گذشته برای فوتبال در فونداسیون گذاشته این روزها با کنار رفتنش از اریکه ی قدرت سر و سامان نگرفته و نقشه ی راه نادرستی که بدعت گذاشته شده همچنان در ورزش استان مبنای کار است.

بازهم خبر می رسد که قرار است سپیدرود به گروهی واگذار شود که ابتدا با استعلام مالی 7 میلیارد تومانی ورود کردند و بعد مشخص شد که جعلی است و هفتاد هزار تومان در حساب دارند! قرار است همان امتحان پس داده های کودتا پرور بازهم کنار تیم را بگیرند و قرار است دور باطل هر چند ماه یک مالک تکرار شود. حالا خبر می رسد که فاجعه عمیق تر است و رفقا ادعا کرده اند که با یک دست می توانند دو هندوا

نه را باهم بر دارند و هم متقاضی خرید سپیدرود هستند و هم داماش! دو تیمی که روی هم به اندازه مجموع دو سوم تیم های لیگ برتری هوادار دارند و به همان اندازه خواسته و اهداف بلند پروازانه در دل طرفداران می پرورانند. یعنی آش در بزرگترین شهر شمال آنقدر شور شده که رفیقی از سرزمین بادگیرها با جیبی خالی بیاید با چندین و چند چک برگشتی و حساب مالی خراب و عاشقان بند کیف دور و برش، از بغض معاویه هم که شده سرنوشت دو تیم محبوب شهر را به نابودی بکشانند؟

اینکه یکی از سودای نام ور شدن و کیف کور شدن حضورش در صفحات مجازی زمین سبز فوتبال را با صفحات سیاه شطرنج اشتباه گرفته و دیگری دلال معروفی است که هنوز شاهکارش در عقد قرارداد 2.5 ساله، سه نیم میلیاردی در سپیدرود که نزدیک بود کمر تیم را بشکند بوی کباب را شنیده و آخری مرد همیشه نفر دوم این شهر که این بار سودای مدیرعاملی در سر دارد تا جمعی بشود این جمع مکاران برای رسیدن به هدف.

اینکه باید هر دو تیم سپیدرود و داماش در حداقل زمان ممکن سر و سامان بگیرند و وضعیت مالی شان بهبود پیدا کند و بتوانند سری بین سرها پیدا کنند و از زندگی روزمره گی و روزمرگی رهایی یابند، شکی در آن نیست. اما استراتژی از این ستون به آن ستون مدتهاست که منجر به فرج نمی شود و منتهی به از چاله به چاه افتادن خواهد شد.

ورزش استان نیازمند هوایی تازه است و فوتبالی های یکی از مهمترین فوتبال شهرهای ایران منتظر نشسته اند تا ببیند که آیا تغییر مدیریت در ورزش گیلان منجر به تغییر تفکر و تغییر روی و تغییر نتیجه می شود  یا بازهم قرار است معمار تازه ادامه دهنده همان آجر گذاشتن بر روی فونداسیون کج باشد؟

۸ ۲  
آی اسپورت
2018-06-19 13:45:00
نظر دهید

۲ نظر
آبرار
سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۳:۵۲
خدا علی کریمی رو فرستاد تا نجاتتون بده منتها قدرش رو تن زاده ندونست

مردم علی کریمی رو میخواند بدون تن زاده و دور و بریهاش
۲
anzali
سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۴:۵۳
خخخخخخ
گل سر سبد فونبال گیلان ؟؟؟
ملوان فراموش کردی آقای مدیر رسانه ای
۲
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر