فهرست
داستان شاه‌و‌ پریان/  بارسلونا را هم می‌برند؟
داستان شاه‌و‌ پریان/ بارسلونا را هم می‌برند؟

داستان شاه‌و‌ پریان/ بارسلونا را هم می‌برند؟

آی اسپورت مارا می‌دانست. وقتی ادگار مندز چهارشنبه بعد از ظهر از چرت کوتاهش بیدار شد، نامزدش بهش گفت: امشب قراره گل بزنی. نه فقط هر گلی، نه فقط هر شبی، امشب یک شب خاص بود. بزرگترین شب آلاوز در طی 16 سال اخیر. بعضی حتی می‌گویند بزرگترین شب تاریخ باشگاه. هر چند حالا شاید آن شب هنوز نرسیده. برای ادگار، او قرار بود بزرگترین گل را بزند. تاریخ نوشته شد، یک قهرمانِ ابدی.

فقط 11 دقیقه مانده بود که او به عنوان یار تعویضی وارد شد. دو دقیقه بعد، به سرعت وارد محوطه جریمه شد، تک به تک با سرجیو آلوارز. برای لحظه‌ای 20 هزار نفر نفسشان را حبس کردند ... سپس او توپ را وارد دروازه کرد و نفس همه با فریاد بیرون آمد. درست همانطور که مارا پیش بینی کرده بود. هواداران بلند تر از همیشه فریاد می‌زدند، کنار هم. مندی زورتزا، جایی که برای سال‌ها باعث می‌شد از گوشتان به خاطر بلندی صدا خون بیاید، غرق در شادی و فریاد شد.

البته هنوز سختی در راه بود. الاوز با یک گل پیش افتاد، اما یک گل خورده به معنای حذفشان بود. کمک چهارم وقت اضافه را شش دقیقه اعلام کرد. دروازبان سلتا هم جلو آمد. توپ روی هوا بود. کسی دیگر روی نیمکت ننشسته بود. همه از داور التماس می‌کردند: سوته لامصبو بزن دیگه! بالاخره داور سوت را زد. آلاوز موفق شد. ادگار گلی را زد که آلاوز را به فینال جام حذفی رساند.

بازیکنان به سمت زمین دویدند، روی هم می‌پریدند، بعضی به سمت هواداران رفتند و آن‌ها را بغل می‌گرفتند. دیورسون، مهاجم آلاوز به سمت هواداران سلتا رفت، آن‌ها را بغل گرفت و ازشان عذرخواهی کرد. آن‌ها راه زیادی آمده بودند و بسیاری اشک می ریختند. بازیکنان سلتا هم اول به سمت هواداران و بعد به رختکن رفتند. بازیکنان آلاوز ماندند. صدا کر کننده بود. سرود بعد از سرود. آن‌ها یک دور افتخار زدند، با حمایتِ همه.

وقتی به رختکن رفتند، یک بازیکن برای کسی که منتظرش بود یک اس ام اس فرستاد: یه کم وایسا، شاید یه کم طول بکشه ... خب مسلم است. باید جشن می‌گرفتند، آنهم به حق ...

با سوت پایان، روی سقف ورزشگاه آتش‌بازی می‌شد. به بازیکنان یک پیراهن داده شد که بپوشند. روی آن حک شده بود: لحظه‌ ما. همه این تشریفات قبل از بازی آماده شده بودند. یک نفر یک جا تصور کرده بود که این ممکن است. این مربی آن‌ها مائوریسیو پیگیرینو بود که اعتراف کرد: باور کردنی نیست. او تیمی که برای یک دهه خارج از لالیگا بود را برای اولین بار در تاریخش، به جام حذفی رسانده بود. جانی مدافع سلتا گفت: اونا شجاع تر بودن. پیگرینو به شکل متفاوت‌تری گفت: قلبی که این تیم نشون داد بی نظیره.

قلب، کار و هوشمندی. و خیلی هم امید. پیگرینو بعد از بازی گفت: ورزش‌های تیمی همیشه بهت امید می‌دن تا با بهترینا رقابت کنی. یکی از بهترین چیزا در مورد ورزش اینه که برای مردمی هست که واقعا می‌خوانش. آره، پرستیژ مهمه. اما برای کسانی که واقعا می‌خوانش، برای کسانی که برای یه چیزی واقعا شور و شوق دارن، کسایی که می‌تونن با تمام وجودشون برای یه چیزی هر روز کار کنن، می‌تونن چنین کاریو انجام بدن.

آلاوز موفق شد. آیا دوباره هم می‌توانند؟ آیا واقعا می‌توانند بارسلونا را شکست دهند؟ ایبای گومز، کسی که به عنوان یا تعویضی در 5 دقیقه پایانی بازی یک چهارم نهایی دو گل برای تیمش زد می‌گوید: خب، ما این فصل یه بار این کارو انجام دادیم. و او درست می‌گوید، آلاوزی که تازه این فصل به لالیگا بازگشت در نیوکمپ بارسلونا را شکست داده. و حالا هم با شکست سلتا به فینال جام حذفی می‌روند.

آلاوز، تیمی که 4 سال پیش بین 80 تیم دسته چهارم بود! تیمی که کاپیتان و هافبک وسطش فکر می‌کرد برای لالیگا به اندازه کافی خوب نیست، حالا در تمام دسته‌ها برای تیمش بازی کرده. تیمی که مهاجمش فصل پیش سقوط کرد، کنار زوجش، کسی که فقط 5 بازی برای اتلتیکو بیلبائو انجام داد. کنار هم، با هم به فینال جام حذفی رسیدند.

برای ادگار، در سه فصل اخیر 2 از 3 تیمش به دسته پایین‌تر سقوط کرده اند. و گرانادا هم با یک معجزه سقوط نکرد. او در این سه فصل کلا 6 گل زده بود. حالا در این فصل به تنهایی بیشتر گل زده، و گلی را زده که آلاوز را به فینال جام حذفی رساند. و مهم تر از همه این که این اولین فینال جام حذفی تاریخ آلاوز است، در 96 سالگی. این باشگاه هیچ‌وقت هیچ‌چیزی نبرده.

آن‌ها فقط در یک فینال حضور داشته‌اند، فینال جام یوفای 2001 برابر لیورپول در شهر دورتموند. آن‌ها 4-5 شکست خوردند، اما به نظر می‌رسید آن شب پیروز شدند و نامشان سر زبان‌ها افتاده بود. انگار لحظه‌ای بود که هیچ وقت دیگر تکرار نمی‌شود. در حقیقت همین چند سال پیش نزدیک بود باشگاه به کلی منحل شود. اما ببینید حالا کجا هستند.

برای فینال 2001، آلاوز با پیراهن خاصی به میدان رفت که نام تمام هواداران رسمی باشگاه روی آن حک شده بود. وسط پیراهن در آن دریای اسم‌ها، مانوئل گارسیا هم ریز نوشته شده بود، درست پایینِ نامِ پدرش. در ماه می، در این فینال هم نام مانوئل گارسیا روی پیراهن آلاوز حک خواهد شد. اما این بار با فونت‌های خیلی خیلی بزرگتر. این بار در پشت پیراهن و بالای یک شماره. شماره 19 و در کنار آستینش بازوند کاپیتانی بسته خواهد شد. کاپیتانی که آلاوز را جلوتر از همه در تونل منتهی به زمین، جلو می برد ... 

۱    
آی اسپورت
2017-02-11 20:22:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر