فهرست
بزرگ شو آقای منصوریان!
بزرگ شو آقای منصوریان!

بزرگ شو آقای منصوریان!

آی اسپورت- یک ضرب المثل فرانسوی می گوید: «كسی كه به اميدِ شانس و تقدیر زنده باشد، سالها قبل مرده است». حالا حکایت ناخدای آبی ها شده. حکایت علیرضا منصوریان. گاهی نمی شود که نمی شود؛ نه بختیار همان لُرِ سنتورزن است، نه پادوانی همان رهبرِِ فوق العاده ی زردپوشان. نه کاوه آنقدر کُرنا داشت نه وریا هوای تیم ملی. معادلاتِ مردی که آرزویش نشستن بر روی نیمکتِ استقلال بود عجیب بهم ریخت. مردی که برای مخالفت با کودتای حجازی زودتر از همه بلند شد؛ مردی که متانت پورحیدری را میراث دار بود؛ همانی که برافراشتن پیراهنش بر روی سکوها حتی بعد از خداحافظی اش دقایقِ زیادی طول می‌کشید، همانی که با هزار امید و آرزو پا به عرصه مربی گری گذاشته بود به یکباره به گِل نشست. اغراق نیست که علی منصوریان یکی 5بازیکن محبوبِ تاریخ استقلال بود اما...نشد.

مردی که مردم او را بر دوش آوردند امروز معذب شده برای حیا کن رها کن. نه دیگر امیدی به وعده های پرطمطراقِ مردِ محبوب‌شان دارند نه دلی برای سوزاندنِ هویتی که سالها او را دوست داشتند و برایش زیباترین اشعار را می‌خواندند. نه نشد، آن سبک و فوتبالی که هواداران از امیر و پرویز به منصوریان پناه آوردند، نشد. مساله مطلقاٌ باخت به نفت و حذف از جام حذفی نبود؛ شاید این قدمِ بعدی اتفاق می‌افتاد، چون ساختار استقلال مشکل دارد، حتی اگر استقلال، نفت را هم شکست می‌داد باز ساختاراستقلال مشکل داشت. همانطور که مس کرمان را در وقت اضافی و صبای نه چندان قدرتمند را با پنالتی در آزادی شکست داده بودند اما بردهای خفیف همه ی عیوب را به سایه برده بود.

ساختار استقلال خیلی مشکل دارد. ساختار از دستیارهای منصوریان آغاز می‌شود؛ آقایان بهتاش فریبا و نصرالله عبدالهی،که از مفاخر باشگاه و حتی ایران هستند، اما برای تیمی که سبکی پویا را نوید داده بود نمی‌توانند آنچنان در ابعاد فنی کمکی کنند. علی چینی و محمد خرمگاه هم از بازیکنان خوبِ استقلال در سالهای نه چندان دور بودند اما سوال اینجاست زمانی که علیرضا منصوریان در ایده ای به مشکل می‌خورد و نیاز به مشاورِ فکری مناسبی دارد این دو عزیز چه کمکی میتوانند به منصوریان کنند؟ آیا می‌توانند سبکی جدید و یا پلنی مجزا را به منصوریان نشان دهند؟ آیا می‌توانند او را از آچمزی درارند؟ اصلاً علمِ روز را دارند تا بتوانند به منصوریان استراتژی خاصی را نشان دهند؟ کاش منصوریان بداند امروز دستیار و مربی بسیار در فوتبالِ روز مهم هستند. یک روز کی‌روش در تمرین یونایتد حضور نداشت، ساعتی بعد ریو فردیناند وقتی کیروش را دید گفت: «نبودت کاملاً حس شد»؛ این جمله ی زیرپوستی وحشتناکی به دستیارِ سرالکس بود. مساله اینجاست دستیارها باید تئوریسین باشند و حتی یک قدم از سرمربی از لحاظِ علمی و آنالیزِ پیش باشند. آقای منصوریان در شانِ دستیار نیست که یا الهامی را ساکت کند یا از خجالتِ علی دایی در آید. با آن روحیه ای که از علی منصوریان آگاهیم و از آنجایی که اعلام کرده است دستیار خارجی نمی‌خواهد، مسلماً دیگر این اتفاق نمی‌افتد و اگر هم با پافشاری هیات مدیره اجبار بر این اتفاق باشد مسلماَ از لحاظِ روانشناسی این سرمربی است که اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد و این یک سراشیبی بزرگی است برای مردی که روز خداحافظی اش خیلی ها همراهش اشک می‌ریختند. این دقیقاً یک سلاخی شخصیتی است. امیدوارم حال که منصوریان به این سراشیبی و دامنه ی بزرگش -بازی با سپاهان، السد، پرسپولیس- افتاده کمی از لحاظِ «روانی» روی شاگردانش کار کند و جای قهر با بازیکنان ذهن‌شان را آماده نبردهای سنگین کند، شاید بهتر است آقای منصوریان جای مهره های جدابافته با تک تک بازیکنانِ جوان و باانگیزه صحبت کند و پیراهنِ استقلال و تاریخش را برایشان تعریف کند.

حقیقتی که نمایان است این است که بازیکنانِ استقلال «ناخاسته» رفع مسولیتی بازی می‌کنند، ذهنشان مسموم است، بازیکن از ایده ای که میخواهد پیاده کند می‌ترسد، یک اصلی در استقلال کم است. چندسال پیش مس سرچشمه سقوطش به لیگ آزادگان قطعی شده بود. در دوهقته آخر مس سرچشمه طوری بازی می‌کرد انگار سهمیه می‌خواهد. اصغر شرفی سرمربی مس سرچشمه بعدها می‌گفت «ما سقوط کرده بودیم و بچه هایم روحیه ای نداشتند, کنارشان در رختکن نشستم و فیلم گلادیاتور را دیدیم, ما سقوط کرده بودیم اما هنوز شرف داشتیم» . تکیه گاه و دلسوزها مُرده اند و متاسفانه استقلال امروز کسی را آنچنان ندارد که هم پشتِ منصوریان باشد و هم اعضای هیات مدیره را امر و نهی کند و هم قوتِ قلبی برای منصوریان باشد. اینکه منصوریان تنهاست و هجمه انتقادها امروز از او «بسیار راحت» است اجتناب ناپذیر است, حقیقت اینجاست دفاع از منصوریان بسیار سخت شده است جز آنکه خودش را ثابت کند. دیالوگی بود در فیلم «اتوبوس شب» که خسرو شکیبایی با چشمانی غضبناک و همان صدای مخملی -روحش در آرامش- به صدیقیان نگاه میکند و میگوید : «پسر تو چند سالته؟»، مهرداد صدیقیان: «پارسال 16 سالم بود بچه بودم،دو روز بعد بابام مرد بازم 16 سالم بود اما دیگه بچه نبودم» . امروز وقتش رسیده منصوریان خیلی بزرگ شود. امروز که خیلی ها می‌گویند منصوریان به آخرای خط رسیده است باید همانند شخصیتِ «هیو گلاس» در «از گور برخاسته» بلند شود و مبارزه کند. همانطور وفادار و جان سخت. آقای منصوریان؛ در طرزِ استفاده از دستیارانت تجدید نظر کن؛ بلند شو و جای شعار وهیاهو «بزرگی کن». نیازی نیست همانندِ دی کاپریو اسکار ببری؛ یا همانندِ راسل کرو گلادیاتور باشی؛ اما لطفاً تا تبر نزدی بر همه ی خاطرات بزرگ شو/تکیه‌گاه شو. به یادِ بازی با روسیه؛ به یادِ بردهای حماسی با نفت و جامی که از تبریز ربوده شد. به یادِ گلِ صعود به ازبکستان؛ به یادِ آن شکرکردنت در ملبورن، به یادِ سالها افتخارآفرینی و بغض هایت. چیزی به اتمامِ رویاهایت نمانده؛ بزرگ شو مربی.

۱۹ ۱۰  
آی اسپورت
2016-12-24 14:33:00
نظر دهید

۱۰ نظر
سپاهان
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۵:۰۰
منظورت از جامی که از تبریز ربوده شد چیه دقیقا واقعا چی میخاستی بگی توی این متن مثلا فیلم زیاد میبینی نه عزیزم فیلم فیلمه واقعیت اینه که منصوریان توی نفت بی تماشاگر و بی حاشیه هم نتونست جامی بگیره حق گرفتنیه نه دادنی
ali
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۵:۵۶
مشکل داری با خودت. متن فوق العاده بود
۶
امید22
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۵:۱۲
در ادامه یه نقدی هم به کارنامه هنری پازولینی، کیشلوفسکی،هم بزنید ... این سبک مقاله های انتقادی واقعا دیگه لوس و بی مزه شده سرکار خانم شقایق اشک‌ریز
milad
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۵:۵۷
نه پس تو خوبی
۵
وحید
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۰۲
با "امید22" کاملا موافقم. نویسنده بیش از آنکه درصدد ریشه یابی مشکل استقلال و نشون دادنش به مخاطب باشه، دنبال اثبات شخصیت شبه هنری و در اصطلاح "فیلم باز" خودش بود که البته تو این زمینه هم با نام بردن از چندتا فیلم که از کفر ابلیس مشهورترن راه به جایی نبرد. این سبک واکاوی سینماتوگرافی کردن فوتبال به نظرم دیگه خیلی تکراری و مسخره شده. اینکه یه آدم غیرفوتبالی بیاد با اطلاعات کج و معوج سینمایی درمورد ریشه های روانی فوتبال قلم بزنه از نازلترین نوع تحلیل ها میتونه باشه که کاملا ژورنالیستی شده. البته وقتی طلایه دار این نهضت آقای صدر اینگونه در این عرصه ترک تازی میکنه، ریزنویسایی مثه این خانم اشک ریز که دیگه نقدی بهشون نیست. ماجرایی وقتی اسفناک تر میشه که فوتبالی ها هم از تحلیل فنی فاصله میگیرن و ادبیاتشون رو به این جرگه پیوند میزنن. درست نمیگم آقای حاج رضایی؟
سپاهان سرورته
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۱۶
خانومی که فکر میکنی محترمی...دزد خودتی که بقیه رو ربایش جام متهم میکنی.
۶
امید
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۶:۲۰
خدا را شکر وزیر و هیئت مدیره استقلال از جوگیریان حمایت کردند تا دربی بمونه.
۶
منتقد
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۸:۱۰
متن فوق العاده بود... دزدان خوب فهمیدند کی هستند که چنین واکنش هایی نشان دادند :)))))
۳
آرش
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵، ۲۰:۳۵
سرکار خانم محترم -فوتبال هستش -فوتبال یعنی علم و تکنولزی -نه حماسه و مرثیه و فیلم

اونها فیلمه -واقعیت یه چیز دیگست

منصوریان باهوش نیست اگر باهوش بود مثل قلعه نویی میگفت سه سال بهم مهلت بدید

مطمین باش اگر همین حرف رو میزد الان هیچ کسی کارش نداشت ولی عوضش اومد گفت پوست برانکو رو میکنم که حالا همه

تیمها پوست کلش رو کندند -واقعیت منصوریان همون تیم پاس همدان هستش
۲
سید محسن
يكشنبه ۵ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰
یه مشت خزعبلات
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر