فهرست
لذتی که نمی‌بریم
لذتی که نمی‌بریم

لذتی که نمی‌بریم

آی اسپورت - از سال ۱۳۶۲ که با فوتبال به معنای عام و طرفداری فوتبالی به معنای خاصش، تصادف کردم، ۳۶ سال می‌گذرد. کشف این پدیده، با نوعی رضایت خاطر و لذت همراه بود و به ویژه در آن سال‌های ابتدایی که گستره سرگرمی‌ها به شکل امروزی نبود، بخش مهمی از فضای ذهنی را پر می‌کرد. فوتبال دهه ۶۰، آنطور که بعدها فهمیدیم، روح رهایی بود که از کالبد در حال شکل گرفتنش در یک دهه پیشتر، جدا شده بود. روح بیقراری که می‌کوشید تا بدست فرزندانش، قواره و تجسمی دوباره بیابد. شکاف رخ داده بین دو فضای فوتبالی پیش و پس از انقلاب، شاید شاکله سراسری‌اش را به هم ریخت، اما از حسی که به فوتبال‌دوستان می‌بخشید، چیزی کم نکرد. بلکه در آن سالهای خاکستری، جایگاه فوتبال را در جان و ذهن فوتبال‌دوستان، فراتر از قبل برد. فوتبال بود و بی‌خبری و بی‌تصویری هفته تا هفته و عطشی که در پس این تاخیرها در جان هوادار، انباشته می‌شد تا در پایان هفته و یا ابتدای هفته بعد و شنبه‌های کیهان و دنیای ورزش، فوران آدرنالین در رگ‌ها، فوتبال دوستان را به اوج لذت برساند.

هیچ چیز، مطلقاً مثل امروز، اینقدر در دسترس و در لحظه نبود. برای دستیابی به هر چیزی که در این وادی متصور است باید  «صبر» می‌کردیم و این صبر، دو پیامد داشت. اول، فرونشستن احساسات لحظه‌ای و واکنش‌های غیر منطقی و بعد، انباشت انتظار و چشم به‌راهی، که در روز موعود، تبدیل به سرخوشی محض میشد.

گذر زمان، مثل همیشه تاریخ، روی پدیده فوتبال هم تاثیرات عمیقی گذاشت. گسترش رسانه‌های مکتوب در دهه ۷۰ و بعد رسانه‌های دیجیتال در دهه ۸۰ و فراگیر شدن‌شان در دهه ۹۰، درکنار آغاز نمایش‌های وسیع و زنده فوتبال از تلویزیون، آن فضای شورآفرین را شکست و شست و برد. حالا اگر برای یک فوتبال‌دوست دهه هشتادی از آن روزها تعریف کنی، شاید کمترین واکنش‌اش حسرتی باشد که برای شما می‌خورد از فقر امکانات و اطلاعات. اما این گسترش وحشتناک فوتبال که به مقدار زیادی مدیون رشد و توسعه تکنولوژی و رسانه است، روح برآمده از صبری که برای لذت بردن از فوتبال، خرج می‌کردیم را هم کشت.

حالا دیگر لازم نیست برای تهیه عکسی از علی پروین و ناصر حجازی زمان (در مثل مناقشه نیست)، به فروشگاه‌های لوازم ورزشی شهر سر بزنی و بلکه سفارش بدهی، یا شانس بیاوری که در مجلات پیدایشان کنی. تایپ یکی دو کلمه و فشردن یک دگمه کافی است تا به صدها عکس و تصویر و مطلب و تحلیل برسی. این «ساده رسیدن»ها، ارزش آنچه را که به دست می‌آید، کم می‌کند. مثل هر چیز دیگری. و پایین آمدن ارزش آنچه که بدست می‌آوریم، اولین گام در مسیر سقوط آن «چیز» است.

شاید در جاهای دیگر دنیا، برای این سقوط و پیشگیری از پیش‌آمدش، بسیار اندیشیده باشند. شاید رسوخ فوتبال در فرهنگ اجتماعی ممالک دیگر، حداقل به سرعت کشور ما، به ویژه در دو دهه اخیر نبوده و این پدیده، مثل هر پدیده سرگرمی دیگری، در یک مسیر متعادل، و متناسب با سایر مقوله‌های فرهنگی رشد و توسعه یافته باشد. اما در ایران، و در فضایی که موارد جایگزین، در فهرست انتخاب سرگرمی‌های ایرانیان، انگشت شمار هستند، این حجم توجه به فوتبال و رسوخ آن در شخصی‌ترین لایه‌های اجتماعی، تبعات زیادی برای جامعه ایرانی داشته است. و محصول این تبعات، کشته شدن تدریجی لذتی است که سال‌ها، از تماشا و پیگیری فوتبال می‌بردیم.

کار به جایی رسیده که در این فضای مسموم، تاحتی، کارورزان فوتبال، که باید زمینه‌ساز و توسعه دهنده لذت بردن تماشاگران از محصولات‌شان باشند، خود بر سر شاخ نشسته و بُن می‌بُرند. از راس ارکان فوتبال بگیر تا باشگاه‌ها و گردانندگانشان، درگیر ماجراهای زشتی هستند که گاهی صرفا برای ارضای خواسته گروهی از هواداران رخ می‌دهد و گاهی برای نیفتادن از سریر قدرت. بیانیه بازی‌ها، شکایت‌کشی‌ها، بی‌پروایی‌ها، بی‌حرمتی‌ها و بی‌برنامگی‌ها، در بستری از تهمت و افترا و دروغ، نفس فوتبال نیمه‌جان ایران را گرفته‌ است. رقابت‌ها بیشتر در بیرون از زمین متمرکز است تا در مستطیل سبز. کشمکش‌های روزمره‌ای که برخاسته از بی‌صبری و کم تحملی کارورزان و هواداران فوتبال شده، فرصتی برای رها شدن از سونامی مجازی باقی نمیگذارد و در این میانه، تشخیص درست از نادرست، و انصاف از بی‌انصافی، کاری بسیار دشوار شده است. لابلای این همهمه روان سوز، صدای برحق و کلام درست و دیدگاه راه‌گشایی هم اگر عنوان شود، گم و دور و ناشنیده باقی خواهد ماند.

فوتبال، لذتش را از دست می‌دهد. لذت دورهم نشستن، خنده و شوخی و کری‌خوانی‌های دوستانه داشتن، اتحادی که در نتیجه خواهرخواندگی‌های نانوشته باشگاه‌های ایرانی وجود داشت و دیگر نیست، و در یک کلام، لذت سرگرم شدن و وقت گذراندنی که باعث شادمانی جمعی بود، کم‌کم و در شرایط موجود، از فوتبال رخت بر‌می‌بندد و دور نیست روزی که همین باقیمانده راهم از کف بدهیم.

فوتبال ایران، به «صبر»، درکنار بازنگری اساسی در تعاریف جاری و استاندارد فوتبال نیاز دارد. بخش دوم، بیشتر ناظر بر اجرای اصول فنی و مدیریتی فوتبال است. اما بخش اول، مستقیما به بازگشت لذت به فوتبال اشاره دارد. لذتی که درپی  میل به «سرعت در دستیابی»، هرسال بیش از سال پیش، نمی‌بریم.

 

۶ ۱  
آی اسپورت
2019-09-16 02:01:00
نظر دهید

۱ نظر
.
دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸، ۱۹:۰۴
.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر