فهرست
یادداشت ویژه: درباره حذف از جام ملت ها؛ عیار ملی ما
یادداشت ویژه: درباره حذف از جام ملت ها؛ عیار ملی ما

یادداشت ویژه: درباره حذف از جام ملت ها؛ عیار ملی ما

آی اسپورت- واکنش. واکنش حلقه‌ی مفقوده و حلقه‌ی آزاردهنده‌ی فوتبال ایران است. واکنش درست معمولا غایب است و تا دل‌تان بخواهد، واکنش اشتباهی، در کار آزار فوتبال و آینده‌اش است. باخت نباید برای ما اتفاق عجیبی باشد. حتی خاطره هم نیست. اتفاق روزمره است. اما واکنش درست، برای‌مان خاطره‌ای دور شده. بعد از این حذف ِ آشنا باز واکنش‌های آشنا از راه خواهند رسند. واکنش‌های مزاحمی که جلو دیدن یک تصویر درست را از ما می‌گیرند و راه آینده را مسدود می‌کنند و ما را به دور خودمان می‌چرخانند.

ما مخالفان کیروش توبه نمی‌کنیم...

این واکنش حریصانه و پر از عقده‌ی بو گرفته احتمالا برای‌تان آشناست. خیلی‌ها تا حالا تجربه‌اش کرده‌اند. مرسی آقای کیروش که عراق را چند هفته زودتر و در بازی دوستانه برای‌مان بردی. عراقی که هیچ‌وقت برای ما حریف مهمی نبوده. همین عراق که در سه بازی مرحله‌ی ابتدایی، کلا سه گل زده بود و در یک بازی به ما همین تعداد گل را زد. اگر کیروشیسم نبود، زودتر از این‌ها باید از ایران می‌رفتی اما چه کنیم که بوی خوش دلار، برای‌ت مصونیت آهنین درست کرده بود.

تیم ملی یک شکل ...

این واکنش دیگری‌ست. واکنشی مبتنی بر مچ‌گیری و بزرگ کردن ضعف. تیم ملی ما هر وقت می‌خواهد جور دیگری جز با سیستم دفاعی بازی کند، فرو می‌ریزد. در آخرین بازی جام جهانی برد می‌خواستیم و جور دیگری بازی کردیم و سه گل خوردیم. کیروش تیمی ساخته فقط برای دفاع کردن. برنامه‌ی دومی در کار نیست.

این لیگ و این فوتبال تو سری خور...

فقط واکنش مخالفان دردسرآفرین نیست. ذوب شده‌گان همیشه هوادار هم دردسرهای بزرگی هستند. قبل از بازی با عراق یک طنزنویس در مطلبی که سعی شده بود جدی جدی باشد، کم و بیش همین حرف تکراری را زد. ما فوتبال و لیگ بی‌چاره‌ای داریم و برد با بازی دفاعی جلو بحرین، قطر و امارات برای‌مان غنیمت بزرگی‌ست. و بعد لیست کردن شکست‌ها، بدون نظری به پیروزی‌ها. فوتبال ایران قبل از کیروش؛ بله! بله! تجربه‌ی باخت به بحرین و قطر را دارد. اما با این نگاه مبتذل‌محور، باید  یادی از بردهای قاطعانه جلو کره‌جنوبی- با نتایج شش- دو و چهار-سه – و برد مقابل ژاپن- دو بار با نتیجه دو-یک- هم کرد. اما همین فراز و فرود فوتبال ایران که فرصتی برای بررسی جدی یک مشکل بزرگ است، تبدیل می‌شود به هم‌آوردی دو گروه. یکی اثبات‌کننده‌گان بی‌چاره‌گی و دیگری نوستالژی‌زده‌گان دوران با شکوه ماضی.

افسانه‌ی دژ دفاعی کیروش...

این افسانه از جایی ساخته شد که نداشتن سیستم و دفاع چند لایه مساوی‌ است با باخت‌های سنگین. داستانی که شاید در بازی مقابل آرژانتین رنگی از واقعیت داشت، اما حتما ربطی به قطر و امارات و عراق ندارد. اما این افسانه داشتن یک دژ دفاعی مستحکم، با افتادن یکی از آجرها- اخراج مهرداد پولادی- فرو ریخت و به پایان رسید. این همه فخر فروختن به آمار، در یک لحظه به نقطه‌ای معکوس می‌رسد. حالا آن آماربازهای بی‌تحلیل، با آمار جدید چه خواهند کرد؟ تیم و خط دفاعی‌ای که کیروش ساخته، در چهار بازی، یک گل بیش‌تر از تیم‌ملی 4 سال پیش دریافت کرده و آمار گل‌های خورده‌اش با تیمی که سرمربی‌اش قلعه‌نویی بود، یکسان است!

شانس هم کمکی نکرد...

کیروش مربی خوش‌شانسی است. تکیه بر شانس، فقط در یک ساختار غیرعلمی و بدون برنامه به کار می‌آید. اشاره به خوش‌شانسی کیروش، مرور تاریخ و این‌که بعد از پنج دوره‌ی جام ملت‌ها، این اولین دوره‌ای بود که در یک چهارم نهایی به کره‌جنوبی- رقیب سخت و سنتی- نخوردیم و به مصاف عراق رفتیم و از پس همان هم برنیامدیم، فایده‌ای به حال‌مان نمی‌کند. می‌شود به دو آیتم قبل برگشت و دید ما فوتبالی داریم که به فاصله‌ی چند سال از 6 تایی کردن کره، می‌رسد به شکست دو-صفر جلو قطر.

تیتر روزنامه‌ها...

خب باخت از راه رسیده و دیگر خبری از حماسه نیست. دیگر له کردن و یوزهای پارسی و سربازان جمعه و ژنرال کیروش تیراژ نمی‌آورد. حالا باید تیتر زد \"از رقابت‌های غرب آسیا حذف شدیم\" و بعد در یک تحلیل نیم‌بند به یاد مخاطب آورد که کیروش از سال 1992 به این‌ور اولین مربی‌ای بوده که در جام ملت‌ها فقط به مصاف تیم‌های غرب آسیا رفته و شکست خورده. در 92 ژاپن ما را حذف کرد، در 96 بعد از بردن کره‌جنوبی به عربستان باختیم، در 2000 به کره باختیم، در 2004 چین ما را در پنالتی برد و دو دوره‌ی بعد هم کره جنوبی بود که کار ما را تمام کرد. با این تیتر و تحلیل، پاک کیروش را ضایع می‌کنیم. او بعد از بازی با چهار رقیب از غرب آسیا با جام وداع کرده است.

مربی ایرانی و مربی خارجی...

باخت مربی غیرایرانی بهترین فرصت برای واکنش مربیان ایرانی است. می‌شود موفقیت امارات را با مربی بومی چماق کرد و بدون توضیح این‌که ما کدام مربی ایرانی را داریم که به روی‌ش توافق داشته باشیم و ازش حمایت بکنیم، درباره‌ی لزوم مربی ایرانی حرف بزنیم و دوباره دنده عقب برگردیم به گذشته و تست جنس ایرانی؛ از دایی تا قلعه‌نویی. با طعم تلخ شکست و باخت و حاشیه.

کیروشیان مظلوم...

این‌جا، جایی‌ست که هواداران کیروش ری‌کاوری کرده به صحنه برمی‌گردد. ابتدا تقصیر را به گردن داور می‌اندازند. از سال 1992 تا امروز- که خاطرات‌ش در حافظه‌ی نویسنده‌ی مطلب زنده است- همیشه باخت تیم‌ملی ایران تقصیر داور بوده. از جمال شریف سوری تا امروز و ویلیامز استرالیایی. بعد چند داستان نیمه‌واقعی و نیمه‌تخیلی درباره‌ی دوپینگ و توطئه و چیزهای دیگر می‌شنویم تا باورمان بشود که تیم خودمان مشکلی نداشته. مشکل جای دیگری بوده. طبق معمول دشمنان همیشه‌گی ما، در شکست‌مان نقش داشته‌اند.

جای خالی معیار...

فوتبال معیار مرده! علی‌رضا حقیقی درون دروازه می‌ایستد و در شمایل یک قهرمان، یک پنالتی هم نمی‌گیرد. دور نبود زمانی که همین اتفاق را با ابراهیم میرزاپور تجربه کردیم. با یک تفاوت. میرزاپور که در بازی با چین- سال 2004- یک پنالتی هم نگرفت، قهرمان نبود و کسی هم در استادیوم فوتبال به او پیش‌نهاد ازدواج نمی‌داد. قهرمان می‌سازیم براساس فرامتن. در متن هنوز دچار مشکلات و ایرادهای تاریخی هستیم اما انقدر که چشم‌مان جای دیگری دو دو می‌زند، نمی‌بینیم تا درد ِ کاری از راه برسد.

چهره‌ی سرمربی...

بهترین تصویر از کیروش را یکی از مسئولان فدارسیون ساخت. بعد از بستن قرارداد با سرمربی پرتغالی، مسئول مربوطه به مجری اخبار ورزشی در یک گفت‌وگو البته خصوصی گفته بود \"کیروش مثل سرمربی قبلی نیست. مثل خودمونه! لوطی و مشتی!\" این تصویر به مرور در ذهن هواداران ایرانی کامل شد تا بعد از باخت امروز یکی از صفحه‌های اینترنتی عکس از کیروش با چوبی در دست منتشر بکند و زیرش بنویسد \"کیروش منتظر داور بازی امروز!\" سرمربی قلدر کنار زمین، با سگرمه‌های درهم و فریادهای بلندش تصویر محبوب ایرانی‌ها از حق‌طلبی و لوطی‌گری‌ست.  دیگر تخمه جاپونی تعارف کردن به تماشاگران و باز کردن در اتوبوس و خیط کردن محافظ‌ها که جای خود دارد. دور نبود. همین چهار سال پیش، یک روزنامه‌نگار ورزشی از سرمربی وقت تیم ملی دلخور بود که چرا بعد از شکست مقابل کره‌جنوبی، \"آمریکایی\" رفتار کرده و واکنشی نداشته که دل آدم آرام بگیرد. واکنشی از جنس خط و نشان کشیدن کیروش برای داور در مصاحبه‌ی بعد از بازی. \"کیروش: پرونده‌ی ویلیامز برای‌م باز است! \"

عیار تیم ِ ملی ...

چهار سال پیش، وقتی از با 9 امتیاز از گروه‌مان صعود کردیم، گزارش‌گر اعزامی این روزهای صدا و سیما که مجری برنامه بود گفت \"صعود از این گروه، با اقتدار، حداقل توقع ما بود. عیار تیم ملی در بازی یک چهارم نهایی مشخص می‌شود.\" عیاری که حالا با باخت جلو عراق، به عنوان باختی افتخارآمیز معرفی می‌شود!

پایان؟ نه! لطفا آغاز!

با این همه، مشخص است که مشکل فوتبال ایران کیروش نیست. کیروش تنها یک از نان‌خورهای مشکلات فوتبال ایران بود که به مدد شهرت‌ و البته همان لوطی‌گری معروف‌ش توانست دهان مخالفان خود را ببنند و حتی اعتراض تمام وقت‌ش به داور را به عنوان حرفه‌ای‌گری جا بزند. اما مشکل طبق معمول جای دیگری‌ست. جایی نزدیک‌تر از نیمکت سرمربی‌گری تیم ملی که این سال‌ها هی آدم عوض کرده. مشکل نبودن معیار و  هدف، گم بودن راه و نداشتن مسیریاب است. به خاطر همین دوباره در هیاهوها، از صدای معترضان سنتی تا هواداران موسمی، غوطه می‌خوریم و وقت می‌کشیم  و دوباره به یک شکست دیگر می‌رسیم. کیروش نباید برود. بازی‌کنان هم مشکلی ندارند. نه پورعلی‌گنجی و سردار آزمون که موفق بودند، نه سکته‌های آشنای این سال‌ها یعنی نکونام و شجاعی. فوتبال ایران احتیاج به سونامی عمومی دارد. نه یک نام مشهور می‌تواند کمکی بکند- آمار می‌گوید در جام‌ ملت‌ها مایلی مطرود از کیروش مشهور موفق‌تر بوده!- نه بازی‌کنان ستاره می‌توانند دردی را دوا بکنند؛ جهان‌بخش را دیدید؟! اشکان دژاگه را چه‌طور؟ سونامی باید بی‌رحمانه حذف کند و نیروی تازه بیاورد. این را هم کسی به تنهایی نمی‌تواند انجام بدهد. همان عزم عمومی معروف را می‌خواهد. عزمی که هوشیار و باهوش باشد. معیار داشته باشد. و بر همین اساس بی‌رحمانه هر عنصر مزاحمی را کنار بزند.  روزنامه‌نگاران ورزشی که این همه سال سرجای‌شان هستند و انشاهای صد تا یک غاز می‌نویسند. برنامه‌سازان ورزشی که گل‌شان فردوسی‌پور سال‌هاست صاحب مردابی به نام 90 است. مدیران ورزشی، از همین‌ها که می‌خواهند پرسپولیس را بخرند تا آن‌ها که یک شبه از مسئولیتی بی‌ربط به ورزش و فوتبال می‌رسند. تماشاگرانی که سال‌ها حیا کن و رها کن سر می‌دهند اما دریغ از این‌که خودشان کمی بابت اشتباهات تاریخی و بر صدر نشاندن آدم‌های اشتباهی حیا بکنند و این همه سطحی‌نگری را رها بکنند. همه باید تغییر رویه بدهند یا کنار بروند. هوای تازه و نیروهای نو شعار نیستند. شعار ابتذال همین روزهاست- کیروش بد است، داور سر ما را برید، بازی‌کن 17 کیلویی امارات دلم را برد،بازیکن عراقی دوپینگ کرده بوده!-  که عمرش به سال‌ها می‌رسد.  ابتذال را بی‌رحمانه باید دور ریخت. تازه‌ها را سخاوت‌مندانه باید در آغوش گرفت. جز این راهی نیست. عیار ِ ملی‌مان که درست و میزان باشد، عیار تیم ملی‌مان هم همانی خواهد بود که می‌خواهیم.

     
آی اسپورت
2015-01-23 19:09:26
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر