فهرست
نگرانی روز: تنهایی تیم ملی در سرزمین بوکسورها!
نگرانی روز: تنهایی تیم ملی در سرزمین بوکسورها!

نگرانی روز: تنهایی تیم ملی در سرزمین بوکسورها!

یک/ از اولین لحظه‌های ورود اعضای تیم ملی کره جنوبی به تهران برای برگزاری مسابقه حساس با تیم ملی ایران، غلظت تنش در مصاحبه‌های چهره‌های کلیدی کادر فنی، بازیکنان و حتی هواداران دو تیم به اندازه‌ای افزایش پیدا کرده که نبرد ایران و کره حالا بیشتر از یک جدال فوتبالی، به یک مسابقه مشت‌زنی شباهت دارد. درست مثل هر سه مسابقه قبلی دو تیم، این بار هم جدال‌های لفظی در فاصله چند روز به برگزاری بازی آغاز شده و احتمالا به محدوده زمین مسابقه نیز کشیده خواهد شد. سه سال و یازده ماه قبل، کره‌ای‌ها شکست دردناک در مقابل ایرانِ ده‌نفره در آزادی را با ایراد گرفتن از شرایطِ میزبانی تهران توجیه کردند و با توصیفِ تیره و تمسخرآمیزشان از اوضاع پایتختِ ایران، انگیزه زیادی برای مسابقه برگشت به پسران تیم ملی بخشیدند. مسابقه‌ای که باز هم با برتری ایران به پایان رسید تا بچه‌های کی‌روش در لحظه‌های فراموش‌نشدنی جشن صعود به جام جهانی، با پرتابِ بطری‌های آب از سکوی هواداران کره‌ای روبرو شوند. این، آخرین فصل از ماجرای نبردهای خصمانه دو تیم نبود و درگیری در مسابقه ایران-کره، حتی به مسابقه دوستانه نیز کشیده شد تا ثابت شود هیچکدام از دو طرف این جنگ، دلیلی برای آتش‌بس به دست نیاورده‌اند. ایران و کره ساعاتی دیگر برای چهارمین بار در دوران حضور کارلوس کی‌روش روی نیمکت تیم ملی به مصاف هم خواهند رفت. رقیب قرمزپوش در هر سه مسابقه قبلی شکست‌های کاملا مشابهی را تجربه کرده‌ و شاید به همین خاطر است که بازیکنان این تیم در بدو ورود به تهران با اشاره‌هایی عجیب و کنایه‌آمیز به خانه‌های کوچک، هوای آلوده و آدم‌های سیگاری ایران، تلاش می‌کنند با روحیه میزبان بازی کنند. کنشِ هماهنگِ ستاره‌های چشم‌تنگ برای به سخره‌گرفتن ایران، در فضای مجازی با واکنش گسترده ایرانی‌ها روبرو شده است تا در 24 ساعت گذشته، چندین هزار تصویر با مشت‌های گره شده در حمایت از کارلوس کی‌روش و بازیکنان‌اش در شبکه‌های اجتماعی ظاهر شوند. این حجم حمایت از تیم ملی در ادامه روند منطقی و مثبت این تیم، امیدوارکننده به نظر می‌رسد اما حقیقت آن است که مشت‌های مجازی، برای به دست آوردن همه 3 امتیاز مسابقه حساس با کره جنوبی کافی نیستند. مشت زدن روی اینترنت، کار سختی نیست اما مشت گره‌کردن در غروب پاییزی آزادی برای حمایت از مردان سفیدپوش، همت بیشتری می‌طلبد. در فاصله تنها 4 ساعت به سوتِ آغاز مسابقه، هنوز نزدیک به 10 هزار بلیتِ ورزشگاه آزادی به فروش نرسیده‌اند و با این روند احتمالا ورزشگاه بزرگ تهران در غروبِ میزبانی از این مسابقه پرنخواهد شد تا یک تلنگرِ نگران‌کننده برای فوتبال ایران شکل بگیرد. تلنگرِ تنهایی تیم ملی در سرزمینی که یک عمر، مشت‌زدن را تبلیغ کرده و اهمیتِ صدا و فریاد را زیر سایه پروپاگاندایِ مشت از یاد برده است. تلنگرِ تنهایی سردار ایرانی و هم‌تیمی‌ها، در مقابل بچه‌های نحیفِ کره جنوبی که انگار تله‌تئاترهای مضحک دائم‌الپخش‌شان از تلویزیون ایران را کمی بیش از اندازه جدی گرفته‌اند.

دو/ کره جنوبی، مهم‌ترین حریف تیم ملی در مسیر صعود به جام جهانی روسیه به شمار می‌رود. بدون تردید اگر این مسابقه در تاریخ دیگری برگزار می‎شد، تمامی بلیت‌های ورزشگاه به سرعت به فروش می‌رسیدند اما انجام این جدال در روز تاسوعا، خطر خالی بودن بخشی از سکوهای ورزشگاه را تقویت کرده است. کارشکنی در فروش بلیت‌های طبقه دوم، موضوعی بود که نشان می‌دهد بخشی از دست‌اندرکاران مسابقه نیز بی‌رغبت نیستند تا بازی را با کمترین هیاهوی ممکن به پایان برسانند. در کنار تاکید رسانه‌های تندرو برای نادیده‌گرفتن مسابقه و پرداختن به مراسم عزاداری، رسانه‌ ملی نیز به شکل حیرت‌آوری با دست گذاشتن روی گروه خاصی از مردم در گزارش‌ها، تلاش کرده است تا از حساسیت و اهمیت مسابقه بکاهد و تصمیم حضور در ورزشگاه به جای حضور در هیات‌های عزاداری را قویا زیرسوال ببرد. تردیدی وجود ندارد که این جوِ علیه فوتبال، در رقم خوردن استقبال نه چندان فوق‌العاده از مسابقه ایران و کره بی‌تاثیر نبوده است. تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه در ورزشگاه حاضر خواهند بود نیز به عنوان ابزاری برای برگزاری مراسم عزاداری مورد استفاده قرار خواهند گرفت. پرچم‌های سیاه بزرگ و میکروفون‌های مداحی در شرایطی از گیت‌های آزادی عبور کرده‌اند که فیفا به شکل صریحی برگزاری مراسم‌های سیاسی و مذهبی در ورزشگاه‌های فوتبال را ممنوع اعلام کرده است. در بین ارکان تصمیم‌سازجامعه، این تنها کاندیداهای بالقوه انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری هستند که روی اهمیت فوتبال و صعود به جام جهانی برای توده‌های مردم دست می‌گذارند. در خاورمیانه، اساسا هیچ موضوعی به یک موضوعِ دیگر بی‌ربط نیست و تعجبی ندارد که فوتبال از گزند باورهای اعتقادی در امان نماند اما پشت کردن به تیم ملی در حساس‌ترین روز ممکن و خالی گذاشتن صندلی‌های ورزشگاه، گناهی نابخشودنی خواهد بود. بدون شک همه آن‌هایی که در این ساعت‌ها در تلاش برای تغییر دادن مسیر مردم از استادیوم هستند، در صورت ناکامی تیم ملی در راه صعود به جام جهانی، در صف اول مواخذه‌کنندگان تشکیلات فوتبال ایران قرار خواهند گرفت.

سه/ زمان زیادی تا آغاز مسابقه ایران و کره باقی نمانده و نگرانی برای خاموش‌ماندن گوشه‌هایی از ورزشگاه آزادی در زمان برگزاری مسابقه، لحظه به لحظه بیشتر می‎شود. نه فردا و نه هیچ زمان دیگری، تیم ملی برای صعود به جام جهانی روسیه همین حالا به نگاه‌های نگران و صداهای حامی نیاز خواهد داشت. پسران تیم ملی با سه نمایش قبلی‌شان در این مرحله، ثابت کرده‌اند که سزاوار موردحمایت‌قرارگرفتن و تشویق‌شدن هستند. لذت تسویه حساب دوباره با چشم‌بادامی‌ها، لذتِ حبس کردن ستاره‌ای مثل سون در حصارِ دفاعی استثنایی ایران، لذتِ ایستادن در مقابل کو جائه چول و مصاحبه‌های فکاهی‎اش، تنها وقتی کامل خواهند شد که تیم ملی، حمایت همه ایران را پشت سرش احساس کند. که همه صندلی‌های آزادی صاحب داشته باشند و هیچ نقطه خالی سفیدی در تصاویری ارسالی از استادیوم توی ذوق نزند. هنوز هم فرصت هست تا آخرین بلیت‌های اینترنتی به فروش برسند و آخرین بلیت‌های کاغذی در غرب تهران به دستِ مردم مشتاق سپرده شوند تا ایران با لشکر 80 هزار نفری روبروی رقیبِ پرادعایش قرار بگیرد. تا ثابت شود تیم اول آسیا بیشتر از هر تیم دیگری در این گروه، شایسته صعود به جام جهانی است. خانه‌هایش اگر کوچک، هوایش اگر آلوده، مردمش اگر سیگاری.

۲۰ ۶  
آی اسپورت
2016-10-11 15:04:00
نظر دهید
۶ نظر
هادی
سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۶:۱۰
چقدر نوشتی عامو....!!!
یه ساندویچ مغر بدم خدمتتون؟!
۷ ۱
برزو
سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۵، ۲۰:۳۰
شما نويسنده ي اين يادداشت رو نميشناسيد و ظاهراً بقيه ي يادداشتهاش رو تا حالا نخونديد.مقاله هاي آقاي عباسي در مجلات و روزنامه ها هم چاپ ميشه و اگرم به صورت مفتي ميخوايد نخونيد حداقل كامنت هم نذاريد. حتما بايد بري 3000 تومن پول بدي مجله بخري تا يادداشت به اين باكيفيتي رو از مجله ي تماشاگرامامروز بخوني اما اينجا چون مُفتيه اَخه!
۶
برزو
سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۶:۲۳
آقاي عباسي من يكي از علاقه مندان به يادداشت هاي شما هستم كه هرازگاهي متن هاي شما رو در تماشاگران امروز هم ميخوندم. فوق العاده مينويسيد. به عنوان يه جوان 23-24 ساله اونقدر يادداشتهاتون از لحاظ محتوايي و نگارشي كامل و بدون نقصه كه آدم به سن و سال شما شك ميكنه! اين يادداشت هم مث هميشه عالي بود. مخصوصا روح ناسيوناليستي جمله ي آخرتون، شبيه قسمتي از اهنگ "منم يكي از اون يازده تام" تتلو (از جنوب تا انزلی من علی کریمی و خسرو حیدری کم ندیدم ایرانیا تو جنگ سختو واسه هم ظریفن نمیشه نداریم من همه فن حریفم) زنده باد اقاي عباسي بازم منتظر يادداشت هاي شما هستيم. لطفا بيشتر بنويسيد.
پوریا طباطبایی
چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۵، ۰۰:۱۹
ما که هم این عکس مشت و یوزپلنگ رو دیشب فرستادیم، هم امروز از دو سه ساعت قبل بازی رفتیم ورزشگاه که تنها نذاریم :D
ایول به همۀ ماها که نذاشتیم امروز ورزشگاه خالی بمونه به رغم همۀ تلاشی که یه عدّه برای خالی بودنش کردن.
۵
شاهین
چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۵، ۱۴:۱۷
توصیفشان از تهران و ایران واقعیت محض بود!
۱ ۱
برزو
چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۵، ۱۵:۲۵
از مردم ايران بدگويي كرده بود نكنه شما اهل مريخ هستي؟
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر