فهرست
یادداشت روز: ری هادسون، سرهنگ علیفر و فرار به دایره زنگی!
یادداشت روز: ری هادسون، سرهنگ علیفر و فرار به دایره زنگی!

یادداشت روز: ری هادسون، سرهنگ علیفر و فرار به دایره زنگی!

آی اسپورت/ گره خوردن کارِ شیاطین سرخ در زمین پرستونِ کم نام و نشان، مجالی تازه بود برای گزارشگر تلویزیون ایران تا بعد از گواردیولا و ژوزه مورینیو، تفقدش را شامل حال لوئیس فان خال کند و ایرادهای فنی سرمربی بزرگ هلندی را به گوش مخاطبان شبکه ورزش برساند. از نگاه سرهنگ علیفر، جدی ترین انتقاد وارده به آقای ال وی جی، استفاده از لوک شاوی خریداری شده برای پست «دفاع وسط» در سمت چپِ خط دفاعی بود. این، یعنی آقای گزاشگر زیر سایه گلایه های خواب آور و «ووووو توی دروازه» های کر کننده، نه حتی یکی از مسابقه های فصل گذشته لوک شاو در سمت چپ خط دفاعی ساوتهمپتون را تماشا کرده و نه ترکیب تیم منتخب فصل قبل بهترین لیگ جهان را از نظر گذرانده است. او درست به سبک خیلی از ما، به جای غرق شدن در نوسانات مسابقه، مشغول نظریه پردازی و رسیدن به تئوری همه چیز است. طبعا، با اعتماد به نفسی آشنا.

همه شاهکارهای گزارش فوتبال رسانه ملی در هفته گذشته، در رزومه علیفر جای نمی گیرد. حتی مزدک میرزایی که از نگاه خیلی ها بهترین گزارشگر فوتبال خارجی در ایران است، در شب اول پخش لیگ قهرمانان در این هفته، با هر نمای اکسترین کلوز روی صورت لویک رمی، او را کوادرادو خرید جدیدِ چلسی خطاب می کرد و به هنگام نمایش تصویر کوادرادو، نام کرت زوما را برای این بازیکن مشهور به کار می برد! مزدک روی این نکته تاکید داشت که کوادرادو و زوما شبیه هم هستند و لابد اصلا رمی روی نیمکت چلسی حضور ندارد. در شب دوم نیز، جواد خیابانی در کنار بازسازی فریادهای «شالکا، شالکا» از سوی تماشاگرانی که به زعم جواد بیشترشان کارگران معدن بودند، 5 دقیقه بعد از تعویض هونتلار هنوز «یان اووه هونتلار»(!) را امید اصلی گلزنی شالکه می دانست. جالب ترین بخش این گاف ها، همچنان اینجاست که همین نفرات احتمالا به زودی در سری جدید برنامه آقای گزارشگر، رو در روی جوان تر ها می ایستند و آن ها را به خاطر نشناختن استادیوم خانگی ویتوریاگیمارش سرزنش می کنند.

 

دقیق شدن روی تحلیل-گزارش گزاشگران ایرانی فوتبال، در این سال ها بیشتر به چیزی شبیه یک تجربه طنز تبدیل شده است. فضایی که می تواند صفحه های فان شبکه های اجتماعی را به لایک های زیادی برساند اما برای مخاطبان جدی فوتبال، جلوه ای آزاردهنده دارد. این وجه آزاردهنده به ویژه برای آن هایی که در معرض گزارش درجه یک ترین آدم های این حوزه قرار داشته اند، تقویت می شود. آدم هایی که در کنار استعداد، علاقه شان به کاری که انجام می دهند از فرسنگ های دورتر آشکار به نظر می رسد. آن هایی که هیچکدام از اطلاعات به روز در مورد باشگاه های فوتبال را از دست نمی دهند و با دستِ پر برای گزارش بازی های می آیند و حاصل اش، می شود مورد توجه قرار گرفتن و تحسین شدن درست به اندازه ستاره های توی زمین مسابقه. برای مثال می شود به ری هادسون اشاره کرد. مردی که با فریادهای گاه و بیگاهش روی صحنه های حساس، نشان می دهد که آمده از هر مسابقه نهایت لذت را ببرد. گزارشگری که گل تماشایی پیکه را جذاب تر از لباس سیاه شکیرا معرفی می کند و چرخش و شوت لئو مسی را تلفیقی از لطافت بوسه مادر و خوفناکی حمله دراکولا می داد و مخاطبان تلویزیونی را تا ساعت ها بعد از پایان مسابقه، در دام تشبیه های بی نظیرش گیر می اندازد. 
به نظر می رسد فوتبال ایران، در کنار مربی و منتقد، به گزارشگر خارجی نیز نیاز دارد. حتی اگر نامه های هرگز نوشته نشده تاریخ، روایت هایی درباره حمام نرفتن اجنبی پرست ها در خود داشته باشند!

 

فوتبال، آخرین حلقه واصله بسیاری از مخاطبان صداوسیمای ایران با این رسانه است. در واقع پخش مرتبِ بازی های مهم اروپایی، ارتباط این مخاطب ها با تلویزیون ایران را حفظ کرده اما شاید چگونگی و کیفیت این پخش و به ویژه گزارش بازی ها، هر روز تعدادی از آن ها را مجاب می کند که حتی هزینه کانال های کارتی را نیز بپردازند و راه دیگری را برای تماشای فوتبال انتخاب کنند. واضح است که فوتبال، می تواند در جذب مخاطب جوان، به مراتب موفق تر از سریال هایی باشد که در رقابت جدیِ آبکی بودن با سریال های شبکه های ترک ساخته می شوند. پس، شاید به جای عکس هایی که هر روز از حمله به دایره زنگی ها گرفته می شود، باید از سوی تصمیم سازها، مقصد دیگری برای حمله انتخاب شود تا مردم، روی موج رسانه داخلی شان بمانند. مقصدی به نام کنداکتور. و البته آدم هایش.

 

 محمدحسین عباسی

 

  ۱  
آی اسپورت
2015-02-21 22:28:43
نظر دهید
۱ نظر
امیر
شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۳، ۱۶:۵۲
بسیار زیبا و خواندنی
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر