فهرست
مبارزه با نژادپرستی؛ حد و مرز اخلاق گرایی کجاست؟
مبارزه با نژادپرستی؛ حد و مرز اخلاق گرایی کجاست؟

مبارزه با نژادپرستی؛ حد و مرز اخلاق گرایی کجاست؟

درست همان روزی که اریگو ساکی مربی سابق تیم ملی ایتالیا در مورد تعداد بیش از حد بازیکنان سیاه پوست در تیمهای پایه فوتبال باشگاهی ایتالیا ابراز نگرانی کرد، هواداران چلسی با راه ندادن یک مسافر تیره پوست به واگن مترو در پاریس، در شب دیدار این تیم با پاری سن ژرمن ، خوراک رسانه ای وسوسه آمیزی تقدیم جامعه مطبوعاتی کردند؛  خیلی زود سیل بی پایان محکومیت ها و نکوهش ها و هشدارها نسبت به رواج نژادپرستی در فوتبال اروپا در رسانه های گروهی و به خصوص شبکه های اجتماعی ( که این روزها حکم سخنگوی اول وآخر هر شهروندی در جامعه جهانی را پیدا کرده اند) سرازیر شدند. ا

ین دو اتفاق کاملا به صورت اتفاقی در دو نقطه جغرافیایی مختلف در یک روز رخ داد ولی مسیر پیشروی حوادث، یکی از دغدغه های دیرینه فوتبال اروپا را نشانه گرفته و تاکیدهای دوباره و چند باره مبنی بر ضرورت مبارزه با نژادپرستی و جلوگیری از بروز این قبیل رفتارها را درپی داشت. در کنار شعارهای همیشگی منتقدان به بحث نژادپرستی و انواع و اقسام ابراز تاسف ها نسبت به جهل و نادانی افرادی نظیر ساکی و موضع گیری های همیشگی چهره هایی همچون سپ بلاتر- که جایگاه کنونی اش در نقش رئیس فیفا و یکی از نامزدهای انتخابات آتی به طور طبیعی چنین جبهه گیری هایی را می طلبد - جای یک سوال مهم باقی می ماند. اینکه حد و مرز اخلاق گرایی کجاست و اصولا این شعارها تا چه اندازه به واقعیت امروزی جوامع و حقایقی که اروپایی ها در کشورهای خود با آن مواجه اند نزدیک می شوند؟

اریگو ساکی در دفاع تمام جانبه از حرفهایش گفته که اگر حضور و عملکرد 42 ساله او در فوتبال هنوز نتوانسته معیارهای اخلاقی او را به بقیه معرفی کند، پس باید 20 سال دیگر در این فوتبال بماند تا مقصد و منظور اصلی خود را از آنچه صرفا هشداری نسبت به از دست رفتن هویت ملی فوتبال ایتالیا بوده، به بقیه بفهماند. به سختی می توان در این موج گسترده اعتراض ها به حرف های ساکی، توجیه و منطقی با اهداف سازنده و معنادار پیدا کرد. به خصوص که این روزها از یک طرف استفاده از واژه \"سیاه پوست\"  به یک تابو در فوتبال اروپا تبدیل شده و از سوی دیگر عملکرد ضد ونقیض کشورهای این قاره نسبت به این مقوله ، امکان مقابله منسجم با موارد مختلف نژادپرستی را فراهم نمی کند.

سیاست های بیش از حد خصمانه و اغراق آمیز سردمداران فوتبال جزیره نسبت به این موضوع که در سالهای اخیر جنجالهای بزرگی در بریتانیا به همراه داشته، دلیل اصلی این آشفتگی ذهنی است و حتی گاهی این شبهه را ایجاد کرده که انگلیسی ها درحال دیکته کردن خط و مشی رفتاری خود دراین زمینه به دیگر کشورها هستند. سخت گیری هایی که در انگلیس نسبت به بحث نژادپرستی وجود دارد، در دیگر جوامع اروپایی به چشم نمی خورد و البته این موضوع به هیچ وجه نمی تواند نشاندهنده پیش قدمی آنها در بحث مبارزه با نژادپرستی باشد. کمااینکه در ماجرای پرسروصدای جان تری که علنا به طور آشکار به آنتون فردیناند توهین نژادپرستانه کرده بود، دادگاه او را از اتهام نژادپرستی تبرئه کرد ولی فدراسیون فوتبال انگلیس تصمیم به محروم کردن تری گرفت.

دراین شرایط که حتی در یک کشور خاص معیارهای یکسانی برای محکومیت جرم نژادپرستی وجود ندارد، طبیعی است که کشورهای مختلف تعبیر و تفسیرهای گوناگونی از واژه ها و عباراتی که امروز از آنها به عنوان \" توهین نژادپرستانه\" نام برده می شود، داشته باشند. اما مساله اینجاست که رواج نوعی اخلاق گرایی اغراق آمیز که خیلی از بازیکنان و مربیان و مدیران فوتبال اروپایی از آن به عنوان ابزاری به منظور بهتر جلوه دادن موقعیت اجتماعی خویش استفاده می کنند، باعث شده که هرگونه اظهارنظری - نظیر آنچه در قضیه ساکی مشاهده شد-  حتی اگر در جهت هشدار نسبت به یک سری اشکالات و ایرادهای زیرساختی فوتبال مطرح شده باشد، به بهانه ای برای فریاد و فغان دیگران تبدیل شود.

این بحث حتی در مورد جنجال راه افتاده درمورد هواداران چلسی هم صدق می کند. آیا واقعا می توان انتظار داشت در کشورهایی که روزانه دهها و صدها نمونه نژادپرستی در کوچه و خیابان رخ می دهد و هیچ مقام مسوول یا شهروندی از مشاهده چنین صحنه هایی خم به ابرو نمی آورد، از وقوع حوادثی نظیر آنچه در متروی پاریس افتاده جلوگیری کرد؟ از یک عده هوادار فوتبال که در روز بازی تیم محبوب خود به دلیل مصرف بیش از حد مشروبات الکلی – طبق سنت و رویه رایج در میان هواداران اروپایی-  در شرایط طبیعی قرار ندارند ، انتظاری جز این می رود؟ در اینکه یک سری ناهنجاری ها و رفتارهای ناپسند اجتماعی در هر شرایطی قابل سرزنش بوده و باشگاههای ورزشی در راستای سیاست های فرهنگی و اجتماعی ملزم به محکوم کردن این رفتارها و در نظرگرفتن مجازات و محروم کردن هواداران خاطی خود برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات هستند، تردیدی نیست. اما وقتی این رفتارها در خیلی از کشورها به چیزی فراتر از یک امر عادی تبدیل شده، درک شعارهای نمادینی که با تایپ کردن بی وقفه چند جمله روی گوشی تلفن و ارسال آن در شبکه های اجتماعی که حتی اغلب صرفا با هدف جلب \" ریتوئیت\" های بیشتر و بازتاب وسیع رسانه ای انجام شده، دشوار می شود.

نژادپرستی همچون خیلی از جرایم دیگر تقریبا در همه کشورها قوانین مجازاتی تعریف شده ای دارد. اما اینکه از یک موضوع تکراری، صرفا برای چهره شدن و اهداف تبلیغاتی و پرکردن صفحات خالی نشریات و تیتر یک رسانه ها استفاده شود، بحثی است که اغلب اوقات در لابه لای دعواهای موعظه گران و طرف دیگر محو شده است.

و دوباره به همان سوال همیشگی برمی گردیم که مبارزه با نژادپرستی از کجا شروع خواهد شد؟ از شعارهای افرادی که تصمیم گیری دراین زمینه از حوزه اختیارات آنها خارج است و صرفا می خواهند به عنوان کاسه داغ تر از آش در این بحث حضور داشته باشند؟ از مربیان و بازیکنانی که بنا به اعتقادها و سلایق شخصی خود در این رابطه اظهار نظر می کنند و خیلی از آنها هم با سکوت معنادارشان درواقع این پیام را ارسال می کنند که این بحث به یک امر عادی در فوتبال تبدیل شده و حرف زدن در مورد آن اتلاف وقت است؟ یا مدیران و مسوولانی که امروز دیگر برای همه محرز شده قصد دخالت جدی در این زمینه را ندارند؟ طبیعی است وقتی همه گزینه ها بدون پاسخ می ماند، گروه اول که فعلا همه تریبون ها در اختیار آنها قرار گرفته، فرصت جولان دادن پیدا می کنند و نتیجه این سردرگمی اخلاقی است که ظاهرا هیچ پایانی برای آن نیست.

 

 

     
آی اسپورت
2015-02-22 15:45:32
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر