فهرست
یاداشت ویژه؛ ده تیمی که تلاش کردند سلطه رئال مادرید و بارسلونا را از بین ببرند/ اسب های سیاه و چموش
یاداشت ویژه؛ ده تیمی که تلاش کردند سلطه رئال مادرید و بارسلونا را از بین ببرند/ اسب های سیاه و چموش

یاداشت ویژه؛ ده تیمی که تلاش کردند سلطه رئال مادرید و بارسلونا را از بین ببرند/ اسب های سیاه و چموش

  مهدی احمدی/ آی اسپورت

در سه دهه گذشته، رئال مادرید و بارسلونا، سلطان بلامنازع لالیگا بوده اند. در 30 سال، فقط 5 بار این دو تیم قهرمان لالیگا نشدند و فقط و فقط دو بار بود که هر دو تیم اول جدول، نام هایی متفاوت از رئال مادرید و بارسلونا داشتند. دو تیمی که آخرین بازی یکشنبه شب لالیگا را برگزار می کنند، آخرین قهرمان های نامئنوس لالیگا بودند. آخرین تیم هایی که مقصدی نامعمول برای جام قهرمانی ترتیب دادند. تیم های سوم و چهارم فعلی لالیگا که همین الآن نیز چشم به لغزش رتبه های بالاتر از خودشان دارند. اتلتیکو فصل قبل، ناممکن را ممکن کرد. کاری که ده سال پیش از آن، والنسیا انجام داده بود. شرایط لالیگا نیز به گونه ایست که احتمالا در فصل آینده، همین دو، مهم ترین تهدید برای قهرمان های یکی در میان همیشگی هستند. از والنسیا خبر می رسد آنها چشم به رادامل فالکائو دارند و کف خریدهای فصل بعدشان در این سطح هست. اتلتیکو نیز برای قوی تر شدن، ادینسون کاوانی را رصد کرده.

در این سه دهه، معدود تیم هایی بودند که سلطه رئال مادرید و بارسلونا را به چالش کشیدند. این ده تیم، نزدیک ترین ها به این موضوع بودند. برخی به اندازه یک فصل و برخی یک دهه تلاش کردند اما زحمتشان برای کمرنگ کردن موفقیت های رئال مادرید و بارسلونا مشابه خالی کردن آب دریا با سطل بود:

 


10- رئال سوسیداد (فصل 03-2002)

تاس ریختند و جفت 6 آمد. بارسلونا در دوران مشکلات مدیریتی اوضاع خوبی نداشت و رئال مادرید هم در اندیشه کسب دهمین قهرمانی اروپا و دفاع از عنوان قهرمانی، بازی های زیادی را در لالیگا از دست داد. از جمله مصاف برگشت با سوسیداد که 4-2 و تحقیر آمیز باختند. نقطه قوت آشکار تیم، زوج نیهات – کوواچویچ در خط حمله بود. آنها تصادفا ستاره های اول فوتبال باسک را هم داشتند. ژابی آلونسو و خاویر دی پدرو که با والری کارپین با تجربه خط هافبک خوبی ساخته بودند. ساندر وسترفلد پس از دوران خاکستری لیورپول، فصل خوبی درون دروازه تیم داشت. سوسیداد در هفته آخر اگر رئال مادرید می باخت و آنها اتلتیکو مادرید را می بردند، قهرمان می شدند که رئال مادرید برد و نتیجه درخشش آنها، مقام دوم بود. آنها فصل بعد در لیگ قهرمانان نیز خوب بودند و در لالیگا قهرمانی والنسیا در لالیگا را هم یک هفته عقب انداختند اما هیچگاه سایه ای از تیم 2003 نیز نشدند.

 




9- رئال بتیس (فصل 05-2004)

هر چند بتیس تاریخی در اذهان، همان تیمیست که با دنیلسون و روبرت یارنی در اواخر دهه 90، فوتبالی سریع بر پایه استفاده از کناره های زمین بازی می کرد اما در سال 2005 آنها خیلی مفیدتر ارکان قدرت را اذیت کردند. بتیس 2005 در جمع عناصر دفاعی، خوانیتو را داشت که ملی پوش درجه 2 اسپانیا بود و سایر بازیکن هایی که دفاع را به عهده داشتند، چندان خوب نبودند. آنها طی 34 بازی، 50 گل خوردند اما با حضور مارکوس آسانسائو و خواکین در خط هافبک و ریکاردو اولیویرا در خط حمله غوغا می کردند. بتیس آن فصل چهارم شد و 9 امتیاز از 3 تیم بالادستش گرفت. به پاس تلاش ستودنی در عوض کردن معادلات لالیگا، آنها در کوپا دل ری با مسیری آسان قهرمان شدند. بتیس 2005 تنها تیمی بود که بدون کوچک ترین نیم نگاه به دفاع توانست مقابل رئال مادرید و بارسلونا بایستد و به توفیق دست یابد.

 




8- والنسیا (1988 تا 1990)

در نقطه مقابل قبلی، والنسیا آخر دهه 80، تیم محبوبی نبود و هیچ خاطره ای نیز از آنها در دسترس نیست. با فوتبال دفاعی مبتنی بر تجمع در زمین خودی، والنسیا در 1989 با اختلاف ده امتیازی نسبت به تیم دوم (رئال مادرید)، سوم شدند. بزرگترین موفقیتشان در این فصل، کسب 3 تساوی 1-1 در 4 بازی مقابل بارسا و رئال مادرید بود. فصل بعد، لوبوسلاو پنف به خط حمله والنسیا اضافه شد و با قدرت تهاجمی بیشتر، توانستند نایب قهرمان شوند. والنسیا در آن دو فصل هر چند خوب نتیجه گرفت و یک بار بارسلونا را هم به زیر کشید اما تیمی درخور به چالش کشیدن رئال مادرید و بارسلونا نبودند. بزرگ ترین موفقیت این تیم را می توان پایه گزاری الگویی از دفاع متمرکز نام برد که بعدها مورد استفاده بسیاری از تیم ها در لالیگا قرار گرفت و مدتی بعد، اتلتیکو مادرید با همین سیستم لالیگا را برد. والنسیا تا چند سال پس از آن همواره تیمی متوسط رو به بالا بود.

 



7- رئال مایورکا (1997 تا 2001)

بر آمده از هیچ چیز. مایورکا بی تردید شوک پایان دهه 90 لالیگا بود. آنها بلافاصله پس از بازگشت به لالیگا در 1997، پنجم شدند. کارهای عجیبشان از همان هفته اول شروع شد که با مربیگری هکتور کوپر، والنسیا را بردند. در ادامه حتی تا فینال جام حذفی هم جلو رفتند و مغلوب بارسلونا شدند. هر چند بلافاصله در سوپر کاپ که در شروع فصل بعد برگزار شد، بارسا را بردند. مایورکا در 99-1998، غوغا کرد. تیمی با انگیزه جوانی در خط حمله و تجربه بالا در دفاع، در نیم فصل اول، رئال مادرید و بارسلونا را شکست داد و در ادامه فصل به فینال جام در جام اروپا هم رسید. آنها اگر هفته آخر به والنسیا نمی باختند، نایب قهرمان می شدند اما در نهایت سوم شدند. رتبه ای که دو فصل بعد هم تکرار شد. این بار با مربیگری لوئیس آراگونس، تیمی نامدارتر و البته حرکتی خزنده تر. مایورکا که در شروع فصل آخر جدول بود، سه هفته مانده به پایان سوم شد و این پایانی بود بر عصر شکوهمند تیم جزیره قناری. مایورکا با حضور اتوو، فینیدی جرج، میگل نادال و آلبرت لوکه، در آن فصل 10 امتیاز از رئال مادرید و بارسلونا گرفت.

 




6- ویارئال با سرمربیگری مانوئل پیگرینی

بدون احتساب فصل آخر (09-2008) که پیگرینی مأموریت داشت بدون تخم مرغ املت درست کند، در 4 فصل قبلی، ویارئال به ترتیب، سوم، هفتم، پنجم و نایب قهرمان شد. او تیمی مرکب از درجه دوهای اسپانیا (پپ رینای آن زمان، خاوی ونتا، خوزه ماری، کازورلا) و سوپر استارهای امریکای جنوبی (سورین، فورلان و ریکلمه) داشت. ویارئال در فصلی که بارسلونا قهرمان اروپا شد، تا نیمه نهایی همان بازی ها جلو رفت و در لالیگا جدا از معرفی فورلان به عنوان آقای گل، توان حاضر شدن مقابل بارسلونا و رئال مادرید به قصد امتیاز گرفتن را داشت. آنها در 2008، بارسلونا را دبل کردند و بالاتر از آنها، نایب قهرمان لالیگا شدند. فصل بعد نیز هر چند کسی نمی توانست به تیم سال اول گواردیولا خطی وارد کند اما ویارئال در روزی که بارسا با یک برد خانگی، در حضور 98 هزار هوادار خودی قهرمان لالیگا می شد، به یکباره از باخت 3-1 به تساوی 3-3 رسید تا بارسا هفته بعد و در خانه مایورکا لالیگا را ببرد.

 




5- سویا با سرمربیگری خوانده راموس

سویا خوانده راموس یک تفاوت عمده به اکثر حاضران این فهرست دارد و آن اینکه هیچگاه موفق نشدند بالاتر از یکی دو غول فوتبال اسپانیا قرار بگیرند اما همیشه یا مقابل آنها برنده می شدند یا اگر می باختند، بدجوری رقیب را اذیت می کردند. تفاوت دیگر اینکه آن تیم تقریبا در هیچ پستی ضعیف نبود. آندرس پالوپ درون دروازه، دنی آلوز دفاع راست، ژاوی ناوارو و ژولین اسکوده در مرکز دفاع، آدریانو فعلی بارسلونا دفاع چپ، یک دو جین هافبک خوب که خسوس ناواس و سیدو کیتا جنس درجه دومش بود، فابیانو و کانوته در خط حمله و کلآ ایرادی به تیم وارد نبود. دو بار قهرمان جام یوفا شدند، یک بار طی دو هفته متوالی بارسلونا و رئال مادرید را بردند، بارسلونا را در سوپر کاپ اروپا بردند، به رئال مادرید در سوپر کاپ اسپانیا 5 گل زدند و کلآ ورزشگاه سانچز پیسخوان، گزینه خوبی برای رقبا نبود. صحبت پشت سر مرده کار شایسته ای نیست اما شاید اگر آنتونیو پوئرتا در میانه یکی از بازی های سویا (مقابل ختافه) فوت نمی کرد، آنها کماکان روی دور موفقیت بودند.

 




4- اتلتیکو مادرید (1991 تا 1996)

در 1991، اتلتیکو مادرید با کنار زدن همشهری نامدارش نایب قهرمان لالیگا و همزمان قهرمان کوپا دل ری شد. البته این موضوع جالب نبود. جالب دریافت تنها 28 گل طی یک فصل بود که کمتر مشابهش تکرار شده بود. آنها با سرمربیگری تومیسلاو ایویچ و خط دفاعی تمامآ ملی پوششان، فوتبال حساب شده ای ارائه می کردند. قرمز و سفیدهای مادرید سال بعد با مربیگری آراگونس هر چند در مقطعی صدرنشین لالیگا شدند اما فصل را با سومی لیگ و دفاع از قهرمانی حذفی تمام کردند. خسوس گیل فصل بعد، پس از مدتی آراگونس را اخراج کرد و مشکلات کوتاه مدت تیم شروع شد. آنها در نیمه نهایی جام برندگان به پارما باختند و دو فصل بد سپری کردند اما در 1996، نا ممکن را ممکن ساختند. با سرمربیگری یک یوگوسلاو دیگر یعنی رادومیر آنتیچ و حفظ همان دفاع فولادین (البته مولینا درون دروازه جانشین آبل رسینو شده بود)، دیگو سیمونه و لوئیس کامینیرو در خط هافبک و پنف و کیکو در نوک حمله، اتلتیکو از هفته اول تا آخر یک نفس صدرنشین بود و لالیگا را برد. ایضآ جام حذفی. آنها بعد از 12 فصل به سلطه رئال مادرید و بارسلونا پایان دادند. البته آنها مقابل رئال مادرید در آن فصل دبل شدند اما با 3 بار بردن بارسلونا، تلافی اش را در آوردند. اتلتیکو در سال های بعدی نیز کماکان وجهه آزار دهنده رئال مادرید و بارسلونا را داشت اما 4 سال پس از این قهرمانی به دسته پایین تر سقوط کرد و در بازگشت به لالیگا، کمی طول کشید تا تبدیل به مورد 3 فهرست شوند!

 




3- اتلتیکو مادرید با مربیگری دیگو سیمونه

هر چند قبل از سیمونه نیز با کیکه سانچز فلورس، تشک سازها جام قهرمانی لیگ اروپا را بالای سر بردند اما بی تردید با سیمونه بود که تبدیل به موی دماغ بزرگان شدند. سیمونه طعم تحقیر کردن بارسا و رئال مادرید به عنوان بازیکن را زیر دندان داشت و به عنوان سرمربی همان ها را تکرار کرد. نقطه شروع خطرناک شدن او، پیروزی بر رئال مادرید در فینال جام حذفی اسپانیا بود. فلسفه بازی به بازی از آراگونس به او رسیده بود و سیمونه مرحله به مرحله، از اتلتیکو، غولی خطرناک ساخت. بی تردید بزرگ ترین موفقیت او این است که توانسته اتلتیکو مادرید را به تیمی نفرت انگیز برای هواداران رئال مادرید و بارسلونا تبدیل کند. یعنی آنقدر خوب که از آن به ستوه بیایند. کاری که والنسیا با همه قهرمانی هایش، سویا با همه بردهایش و دپورتیوو با ثبات بی نظیرش نکردند. اتلتیکوی او بعد از 10 سال، لالیگا را صاحب قهرمانی جدید کرد و در لیگ قهرمانان هم بارسلونا را حذف کردند. هر چند به رئال مادرید در فینال باختند. آخرین دسته گل او هم 4 تایی کردن تیم آنچلوتی بود. مشخص نیست تا کی این روند ادامه دارد اما فعلآ آنها با فرمان خوبی جلو می روند.

 





2- والنسیا (1998 تا 2004)

والنسیا از دو تغییر قانون در فوتبال اروپا در اواخر دهه 90، سود عجیبی برد. اول افزایش سهمیه کشورها در لیگ قهرمانان و بعد از آن، از میان رفتن محدودیت استفاده از بازیکنان اروپایی در ترکیب. والنسیا ابتدا با سرمربیگری کلودیو رانیری، تیمی روانه مسابقات کرد که در اسپانیایی ترین روزش هم بیش از 5 بازیکن بومی در ترکیب نداشت. آنها در لالیگا آن فصل چهارم شدند و جام حذفی را هم بردند. آن هم با چه کیفیتی. برد 6-0 مقابل رئال مادرید در نیمه نهایی و دبل کردن بارسلونا در ¼ نهایی. والنسیا در آن فصل یک بار در کمتر از ده روز، 3 بار بارسلونا را شکست داد. فصل بعد با مربیگری هکتور کوپر، آنها در لیگ قهرمانان بارسلونا را 4-1 بردند و تا فینال هم جلو رفتند اما در بدترین روز فصلشان به رئال مادرید باختند. فصل بعد دوباره فینالیست شدند اما هنر والنسیا این دوره، تبدیل رسمی به قطب سوم فوتبال اسپانیا بود. آنها دو بار لالیگا را بردند و به چشم یک تیم بزرگ نگریسته می شدند. بازی هایشان با رئال مادرید و بارسلونا، تبدیل به دومین و سومین بازی های حساس لالیگا بعد از الکلاسیکو شده بود. حتی مدتی پس از تشکیل گروه 14 (14 باشگاه بزرگ اروپا)، از والنسیا برای عضویت در آن، دعوت به عمل آمد. امروز ده سال از آخرین نمایش خوب والنسیا (فصل 2004 و قهرمانی توأم جام یوفا و لالیگا) می گذرد. در این مدت یک دوره با مربیگری اونای امری و ستاره هایی مانند ویا، سیلوا و ماتا، تیم سوم همیشگی لالیگا بودند اما عبارت والنسیا کماکان تداعی کننده تیمی با حضور کانیزارس درون دروازه، مندیتا در هافبک میانی و کلودیو لوپز در خط حمله است.

 




1- دپورتیوو لاکرونیا (از 1992 تا 2004)

رتبه اول این فهرست به پاس 12 سال تلاش بی وقفه برای به زیر کشیدن رئال مادرید و بارسلونا، به دپورتیوو لاکرونیا می رسد. دپورتیوو از 1992 تا 2004، طی 12 سال فقط 3 بار از رتبه سوم لالیگا پایین تر رفت. یک قهرمانی و 4 نایب قهرمانی لالیگا و 2 قهرمانی در جام حذفی. رئال مادرید تا مدت ها به ریازور می آمد و بدون برد به مادرید باز می گشت. دپورتیوو جان سختی بود که هر کاری کرد تا قدرت سوم شود و تا حدودی موفق بودند. آنها در اروپا نیز تا نیمه نهایی مسابقات لیگ قهرمانان بالا رفتند و دست آخر توسط پورتوی مورینیو حذف شدند. شخصیت دپورتیوو غیر از سال 2000 که قهرمان شدند، تیم متوسطی بود که نتایج خارق العاده می گرفت. آنها نیز به مانند والنسیا از تغییرات قوانین سود بردند به طوریکه غیر از چند اسپانیایی معدود مانند تریستان، والرون، مولینا و مانوئل پابلو، تقریبا اکثر ترکیب هایشان متشکل از خارجی ها بود. مورد دیگر اینکه غیر از بازی با رئال مادرید در خانه، دپور کمتر سابقه بردن رئال مادرید و بارسلونا را داشت و بیشتر می توانست باقی تیم ها را شکست دهد اما با همه این تفاسیر، آنها برای مدتی طولانی، اسب سیاه رقابت لالیگا بودند.

     
آی اسپورت
2015-03-07 12:16:21
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر