فهرست
یادداشت روز :درباره تماشاگران کم تاثیر و پرتوقع فوتبال ایران/ رفیقِ روزهای خوب!
یادداشت روز :درباره تماشاگران کم تاثیر و پرتوقع فوتبال ایران/ رفیقِ روزهای خوب!

یادداشت روز :درباره تماشاگران کم تاثیر و پرتوقع فوتبال ایران/ رفیقِ روزهای خوب!

 آی اسپورت- برای سال ها، تماشاگران فوتبال ایران با شعارهایی مثلِ «بهترین تماشاگران دنیا» توصیف و به عنوان جماعتی به سایرین شناسانده شده اند که «فداکارانه» در گرما و سرما به ورزشگاه می روند تا به حمایت از تیم محبوب شان بپردازند. حالا اما دیگر خبری از حضور پرتعداد علاقه مندان به فوتبال در استادیوم های ایرانی نیست و دیگر نمی شود مثل سابق به سبب در اختیار داشتن سکوهایی پر، به لیگ های کشورهای حوزه خلیج فارس فخر فروخت. واضح است که تماشاگرِ ایرانی برای حضور در استادیوم مصائبی را تحمل می کند که تقریبا در هیچ نقطه دیگری از دنیا وجود ندارند. اینکه در بهترین ورزشگاه ایران، فاصله ایستگاه متروی اخصاصی ورزشگاه با زمین فوتبال حداقل سی دقیقه است، اینکه توی ساندویچ های کالباسِ آزادی، خبری از کالباس نیست، اینکه آبخوری ها قطع اند و صندلی ها ناراحت و بازی ها عموما نازیبا، بهانه های درست و قابل توجهی برای خالی شدن ورزشگاه ها به شمار می روند اما سوال مهم شاید این باشد که هواداری که حاضر نیست این سختی ها را به جان بخرد و برای حمایت مستقیم از تیم راهی ورزشگاه شود، چطور می تواند سطح توقع اش را از تیم را در بالاترین حد ممکن نگه دارد؟


بازی تویِ آزادیِ خالی از جمعیت، دیگر تبدیل به عادتِ این فصل پرسپولیسی ها شده بود تا اینکه هواداران این باشگاه بالاخره ناپرهیزی کردند و به حمایت 30 هزار نفری از تیم شان در دیدار حساس با لخویا پرداختند. همین استقبال، کافی بود تا پرسپولیس بهترین نمایش فصل اش را ارائه کند و تیم پرستاره حریف را به مرزهای تحقیر شدن برساند. بدون استثنا همه مهره های تیمِ درخشان در پایان آن مسابقه تاکید داشتند که این پیروزی، نتیجه حمایتِ سکوها از تیم بوده است و شاید اگر در لیگ نیز چنین حمایتی وجود داشت، آن ها نتایج به مراتب بهتری می گرفتند. این حمایتِ لیگی، حتی در میان هواداران تیم رقیب نیز مشاهده نمی شود. استقلالی ها بعد از پیروزی های متوالی و نتایج مثبت، در یکی از حساس ترین مسابقه های همه فصل شان کمتر از 10 هزار تماشاگر دارند. آن هایی که لطف  کرده اند و برای تشویق استقلال به آزادی آمده اند نیز آنقدر بی سروصدا و آرام هستند که در همه دقایق مسابقه صدای شان از تلویزیون شنیده نمی شود. آن ها با بنرها و شعارهای شان تنها مشغول حمایت از سرمربی تیم رقیب و توهین به دروازه بان این تیم هستند و حضورشان عملا هیچ تاثیر مثبتی بر روی روند مسابقه استقلال ندارد.


به نظر می رسد تماشاگرِ ایرانی فوتبال، نمی داند و یا نمی خواهد بداند که چه تاثیر شگرفی در رقم خوردن سرنوشت تیم محبوب اش دارد. او، این حق را برای خود محفوظ می داند که همه ارکانِ باشگاه را در قیاسِ با نمونه های اروپایی مورد نکوهش قرار دهد اما فراموش می کند که در اروپای مذکور، تماشاگرها تیم را تشویق می کنند تا به گل برسد و در ایران تیم ها فقط زمانی تشویق می شوند که به گل رسیده باشند. جماعتِ سکونشین کم انرژی، پرتوقع و مسئولیت گریز، به جای آنکه بر جریان مسابقه تیم تاثیر بگذارد، از آن تاثیر می گیرد و تنها در شرایطی حاضر است برای تشویق تیم قدم رنجه کند و به استادیوم تشریف ببرد که همه چیز آرام باشد و تیم توی کورس قهرمانی با تیم های دیگر رقابت کند. حضور انبوهِ هوادارها هم البته در سال های اخیر، تاثیر چندان مثبتی برای باشگاه های پرطرفدار نداشته است. چرا که این تماشاگرها معمولا در صورت نتیجه نگرفتن تیم از حوالی دقیقه شصت، به ریسمانِ «حیا کن، رها کن» چنگ می اندازند و مشغولِ شناسایی بی غیرت ها از دیگران می شوند. در واقع این گروه، بیش از آنکه هوادار باشند، ترجیح می دهند تعریف درستی از واژه لغت نامه ای «تماشاگر» ارائه کنند و به جای آنکه انگِ دیوانگیِ فوتبال را برای خود بپذیرند، در قامتی شبیه به منتقد تئاتر راهی استادیوم ها می شوند تا در نهایتِ سکوت و به وسیله عینک ذره بینی، به جستجوی ضعف ها بپردازند و تا می توانند ایراد بگیرند. اینجا، غایبان روزهای سخت، همان معترضانِ جدی نتایج نهایی هستند. آن ها که در سرما و گرما تیم های شان را تنها گذاشته اند. آن ها که رفیق روزهای خوب اند و رفیق خوبِ روزها، نه!


محمدحسین عباسی

  ۱  
آی اسپورت
2015-03-14 14:13:13
نظر دهید
۱ نظر
رضا
شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، ۱۴:۳۸
تشبیه به منتقدان تئاتر عالی بود
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر