فهرست
یادداشت ویژه: رازهای مورینیو شدن
یادداشت ویژه: رازهای مورینیو شدن

یادداشت ویژه: رازهای مورینیو شدن

آی اسپورت- شاید تا به حال در کتب تاریخی این را خوانده اید که کشور پرتغال اولین کشور استعمار گر تاریخ بوده است. آنها اولین مردمانی بودند که برای کسب و کار و تجارت مرز های کشور را ترک کرده و در کیلومترها دورتر دوره جدیدی از فعالیت های اقتصادی خود را آغاز کردند. سال ها از آن دوران می گذرد اما هنوز مردانی در این سرزمین هستند که خلق و خوی اجدادشان را به ارث برده اند. آنها نه در میدان جنگ بلکه در زمین فوتبال به دنبال تسخیر دنیا هستند. در میان لشکر کشی پرتغالی ها به بریتانیا ، همه نگاه ها معطوف به مردی بود که با بازوبند معروفش معجزه می کرد. لوئیس آندره ده پینا کاپرل معروف به ویلاس بواس سرمربی 33 ساله پورتو که بعد از قهرمانی در لیگ پرتغال تیمش را برای فتح دومین جام معتبر اروپا آماده می کرد. او قهرمان شد تا لقب جوانترین مربی فاتح اروپا را به خود اختصاص دهد.تمام آنچه بواس به نمایش می گذارد خاطره مرد دیگری را در ذهن تداعی می کند. کسی که شش سال پیش از همین نردبان بالا رفت. بله ،خوزه مورینیو

مورینیو  فعالیت حرفه ای خود را از همین پورتو و با سمت مترجمی آغاز کرد. سر بابی رابسون با انتخاب او به عنوان مترجمش ، موفقیت های آقای خاص را کلید زد. او در کنار رابسون به بارسلونا سفر کرد و این آغازی بود برای شروع دوران حرفه ای مربیگری. این بخشی از زندگی نامه آقای خاص است . هر بار که این مطلب را مرور می کنم یک سوال مهم ذهن مرا مشغول می کند . اینکه سر بابی رابسون در طول حیات خود چندین دستیار و مترجم داشته است ، چرا از میان آنها فقط یک نفر در مسیر موفقیت گام بر می دارد ؟ به جای فکر کردن به پاسخ سوال بهتر است ادامه بدهیم.

آنچه بعد از آن بر مورینیو گذشت این گونه بود : او بعد از جدایی رابسون همچنان در بارسا به عنوان دستیار ونگال فعالیت کرد ، سرمربی تیم دوم بارسا شد و بعد به کشورش بازگشت ، دوران کوتاهی را در بنفیکا  و چند تیم دسته اولی پرتغال گذارند و در نهایت به نقطه عطف فعالیت ورزشی اش رسید. او با پورتو قهرمان پرتغال و پس از آن قهرمان جام یوفا و لیگ قهرمانان اروپا شد. پس از آن با چلسی قهرمانی لیگ برتر را تجربه کرد ، با اینتر قهرمانی سری آ و حالا در رئال به دنبال ثبت یک رکورد تاریخی است. مورینیو در یک مسیر خاص قدم بر می داشت ، مسیری که به نظر می رسید از قبل تعیین شده است.در تمامی این سالها به جز در رئال او همیشه آندره بواس را در کنار خود می دید. او برای بواس همان سر بابی رابسون فقید بود.

 و باز هم یک سوال : چرا از میان دستیاران خوزه فقط بواس به این موفقیت می رسد ؟

پاسخ این سوالات حالا کمی ساده تر می شود. آنها موفق اند زیرا هر دو در یک مسیر گام بر می دارند. مسیری که می توان نام آن را نردبان موفقیت* نامید.آنها برای آرزوهایشان نردبانی ساخته اند و پله پله اوج می گیرند. خوزه مورینیو احتمالا نقشه ی ساخت نردبان پیروزی اش را در پورتو جا گذاشت و حالا بواس آن را یافته و از آن بالا می رود. شاید تصور این موضوع خیالی کمی مسخره به نظر برسد اما حقیقتی کاملا روشن است.

 مورینیو  و بواس برای رسیدن به موفقیت در  پورتو پله های اولیه نردبانشان را پایه گذاری کردند با این تیم جام های کوچک را درو  و بعد جام های بزرگتر ، و در پله های بعدی تیم های بزرگتر و جام های بیشتر.به سرنوشت سایر مربیان جوان در سراسر دنیا نگاهی بیاندازید. کسانی مانند چیرو فرارا ، دونادونی ، کلینزمن ، مونتلا و دیگو مارادونا ... آنها از  آن دسته افرادی بودند که به اصطلاح معروف می خواستند ره صد ساله را در یک شب طی کنند. نمونه ایرانی آن را هم داریم : علی دائی 

اگر بخواهیم آنان را با نردبان معروفمان تصور کنیم مثل کسانی هستند که ناگاه خود را روی آخرین پله نردبانی که هیچ پله دیگری ندارد می بینند. پس سقوطشان محتمل به نظر می رسد کما اینکه این اتفاق برای همه آنها رخ داد.

زمانی پی به اهمیت داشتن چنین نردبانی  می بریم که موضوع را از دیدگاه دیگری هم بررسی کنیم. تصور کنید خوزه مورینیو  نتواند در رئال به موفقیتی برسد و با بدترین عملکرد اخراج شود. با این حال کار برای او تمام نمی شود. او به خانه می رود ، نربادنش را بر می دارد و از پله های آن پایین می آید ، یک پله پایین تر در اینتر ، یک پله دیگر در چلسی و شاید اولین پله در پورتو. جالب آنکه همه این تیم ها برای بازگشت او فرش قرمز پهن خواهند کرد و این راز داشتن نردبان موفقیت است.اما برای افرادی مانند مارادونا و فرارا شرایط به گونه ای بود که بعد از اخراج از آخرین سمتشان ، جای خالی یک پله در زیر پایشان را حس کرده و عملا سقوط آزاد را تجربه کردند.ویلاس بواس مردی است که با زیرکی راز مورینیو را کشف کرد . بدون شک او روزی به جایگاهی که اکنون به خوزه تعلق دارد خواهد رسید تصور آنکه خوزه مورینیو در آن موقع مشغول به چه کاری است چندان دشوار نیست. او احتمالا با یک تیم ملی در حال کسب جام جهانی است.

 http://images.dailyexpress.co.uk/img/dynamic/67/590x/secondary/81072.jpg

نتیجه : از آنچه گفته شد می توان دریافت که برای رسیدن به اوج موفقیت یا همان پله آخر خوشبختی بایستی پله های پایین تر را محکم تر ساخت. این یک تجربه مفید برای مربیان و بازیکنان و شاید همه انسان های سراسر دنیاست که بدانند برای بالا رفتن از هر مسیری نیاز داریم تا پله پله از کوچکترین پله تا آخرین و بلندتیرین پله گام برداشت. مربیان جوانی که امروز در ایران به دنبال رسیدن به موفقیت هستند باید به اصول نردبان موفقیت واقف باشند و تمامی مراحل آن را به کار گیرند.

 کارهای کوچک را دست کم نگیرید ، آنها پله های اولیه شما برای بالا رفتن از موفقیت است.لطفا عجله نکنید با احتیاط از نردبان موفقیت خود بالا بروید ....

 *پی نوشت1:

نردبان موفقیت یکی از الگوها و اصطلاحات معروف علوم مدیریت است. علت انتخاب نردبان به عنوان یک الگو بیشتر به خاطر شکل و ظاهر خاص این وسیله است. وسلیه ای که فقط دارای 2 مسیر است بالا یا پایین. رعایت اصول حاکم بر استفاده از این وسیله در زندگی روزمره ، ما را به سمت موفقیت سوق خواهد داد. ایجاد تغییر و تحول مثبت در زندگی فردی و بالارفتن از نردبان موفقیت در زندگی آرزوی هرکسی است. اما به سلامت طی کردن پله های این نردبان مستلزم رعایت شرایط ذیل است:

(الف) روی هر پله نباید بیش از حد معمول مکث کرد؛

(ب) پس از پیمودن پله اول، نوبت به پله دوم می رسد؛

(ج) از نردبانی که پایه اش شکسته است نباید استفاده کرد؛

(د) باید ابتدا جای پا را محکم کرد و سپس قدم بعدی را برداشت؛

(ه) پس از استفاده از نردبان نباید آن راسرنگونش کرد.

 و امــا نردبان موفقیت شش پله دارد :

 پله اول - خودشناسی و خودباوری

پله دوم - هدفگذاری  

پله سوم - برنامه ریزی  

پله چهارم - عمل و تلاش آگاهانه

پله پنجم - پشتکار و استقامت، صبر و انعطاف پذیری

پله ششم . نتیجه گیری 

 

*پی نوشت2:

پنج شرط و شش پله نردبان موفقیت را یک بار به دقت بخوانید. سپس مسیر حرکت خوزه مورینیو یا ویلاس بواس را در ذهن خود مجسم کنید. مطمئناً به نتیجه ای شگرف پی خواهید برد.

 شاید در نگاه اول تداخل این الگوی مدیریتی با زندگی ورزشی مورینیو اتفاقی به نظر برسد اما  وقتی بخشی از دوران کودکی خوزه مورینیو را مرور می کنیم خواهید دانست که تبلور این الگوی مدیریت در زندگی او چندان هم اتفاقی نیست و او با آگاهی کامل در حال ساخت نردبان موفقیت خویش است.

پدر مورینیو «فلیکس مورینیو» یک دروازه‌بان و مربی پرتغالی بود و مادرش «ماریا جولیا» در مدرسه تدریس می‌کرد. خانواده مورینیو همگی به فوتبال علاقه‌ای خاص داشتند. پدر خوانده ثروتمند خوزه، رییس باشگاه بزرگ فوتبال شهر «ستوبال» بود. خوزه از همان دوران کودکی در مدیریت و برنامه‌ریزی استاد بود و برنامه‌ بازی‌های تیم پدرش را ترتیب می‌داد.
پس از پایان تحصیلات به مدرسه آمادگی جسمانی لیسبون رفت ولی مدتی بعد مادرش که از توانایی مدیریت او اطلاع داشت نام او را در مدرسه مدیریت ثبت‌نام کرد اما خوزه از آن مدرسه خوشش نیامد و دوباره در مدرسه آمادگی جسمانی شرکت کرد و پنج سال بعد از آن‌جا مدرک گرفت.

الف) روی هر پله نباید بیش از حد معمول مکث کرد؛ (مورینیو در هیچ تیمی بیش از 3 سال حضور نداشت(

ب) پس از پیمودن پله اول، نوبت به پله دوم می رسد؛ (بعد از کسب موفقیت در هر تیمی بلافاصله تیم دیگری را برگزید)

ج) از نردبانی که پایه اش شکسته است نباید استفاده کرد؛ (او هیچگاه تیمی را که به لحاظ مدیریت و مالی ضعف دارد را بر نمی گزیند

د) باید ابتدا جای پا را محکم کرد و سپس قدم بعدی را برداشت؛ (هیچ تیمی را بدون قهرمانی ترک نمی کند)

ه) پس از استفاده از نردبان نباید آن راسرنگونش کرد. (هرگز از تیم های سابقش بدگویی نکرده است

 مهران سلیمانی دینانی

     
آی اسپورت
2014-02-22 17:48:12
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر