فهرست
آقای فن خال؛ فلسفه یونایتد به طور دقیق چیست ؟
آقای فن خال؛ فلسفه یونایتد به طور دقیق چیست ؟

آقای فن خال؛ فلسفه یونایتد به طور دقیق چیست ؟

آی اسپورت- این فصل در الدترافورد، اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است، علیرغم قرار گرفتن در رتبه چهارم جدول و تحمل دو شکست در لیگ از آغاز سال میلادی، هنوز گله های زیادی در مورد تیم فن خال شنیده می شود. از دو منظر یونایتد فن خال، مورد بحث قرار میگیرد : ابتدا گله بابت چند نمایش ناامیدکننده، که باعث شد هم رسانه ها و هم هواداران خواستار بهبود عملکرد تیم شوند. و از طرف دیگر، فن خال مربی است که در ربع قرن تجربه اش در این حرفه همیشه به فوتبال جذاب و زیبایی شناختی آن اهمیت داده است، و در این مورد هم، اصحاب رسانه و طرفداران، به قدر کفایت راضی نشده اند.

 

راحت است که همچون بسیاری از تصمیمات فوتبال مدرن، شتابزده و عجولانه عمل کرد. میتوان تصور کرد که هربرت چاپمن، دان روی، بیل شنکلی و برایان کلاف در این دنیای مدرن، نمیتواستند زمان زیادی داشته باشند تا تیم های خود را بسازند. نمونه بارز آن، سرآلکس فرگوسن است که 4 سال طول کشید تا اولین جامش را در یونایتد بدست آورد. درست است که فن خال 63 ساله، پیرتر از آن است که همچون آن مربیان، سازنده یک امپراطوری باشد، ولی اگر یک نفر باشد که سابقه ساختن را داشته و به یک فصل زمان دیگر نیزاحتیاج داشته باشد، باید به فن خال این فرصت را داد. البته او خودش هم برای خودش ایجاد مشکل کرد: ابتدا ادعا کرد که سه هفته زمان خواهد برد تا تیمش فلسفه او را درک کند، سپس صحبت از سه ماه کرد و بعد از آن نیز خواست که در فصل آینده مورد قضاوت قرار گیرد.

 

اما این فلسفه به خودی خود چیست ؟ تغییرات پیاپی در ترکیب از چه چیزی نشات می گیرد؟ فن خال خودش تصریح کرده بود که فلسفه، ترکیب و سیستم نیست، فلسفه در دل ترکیب خودش را نشان میدهد. اما یونایتد او بیش از حد تغییر کرده است، تغییرات مکرر، به نظر میرسد کمتر برای تیم کارآمد واقع شده است. فن خال مدام در حال تغییر است و نتایج همچنان فاقد نشانه موفقیت کامل هستند.

 

فن خال در اوایل حرفه مربیگریش در آژاکس، به توتال فوتبال روی آورد. او در آژاکس از همان سیستم آشنا و قابل انعطافی استفاده کرد که از اواسط دهه 60 در آژاکس به کار گرفته میشد. تمرکز در این سیستم بر مالکیت توپ است و فرم ابتدایی و اصلی آن 4-3-3 بود، که البته اکثر اوقات یکی از مدافعین وسط به خط هافبک اضافه میشد و سیستم را تبدیل به 3-4-3 می کرد. با حضور سیدورف و داویدز در مرکز میدان به عنوان هافبک هایی که از عقب زمین قابلیت بازیسازی دارند، سیستم این امکان را داشت که به 4-2-3-1 نیز تبدیل شود.

لوئیز فن خال را به عنوان فردی رادیکال می شناسیم، کسی که طرفدار اصلاحات اساسی در سبک بازی است. تشخیص او این بود که شماره 10 باید در کارهای دفاعی به تیمش کمک کند. او تصدیق کرد که مدافع وسط تیمش باید بهتر و بیشتر از هافبکی که جلوی مدافعین تیم بازی می کند، بازیسازی داشته باشد. دغدغه او برای مهاجم مرکزی تیمش بیش از گلزنی، این است که چقدر در بازی تیمش نقش ایفا میکند. برای فن خال مهم است که هافبک های کناریش به سمت وینگرها حرکت اضافی نداشته باشند تا باعث شود تیم روی ضدحملات ضربه بخورد. تیم های فن خال به پرس شدید علاقه دارند و به محض تصاحب توپ، آن را به مناطق دیگر شیفت می دهند. به طور کلی تیم های او از توپ های بلند هم استفاده می کنند. البته توپ های بلندی که در تعریف اُپتا داریم، یعنی پاس هایی بلندتر از 25 متر.

 

در بارسلونا شرایط تغییر که نکرد، حتی میتوان گفت فن خال روی ایده هایش اصرار بیشتری کرد. دروازه بان هایش باید بازی با پای قوی داشته باشند و در جریان پاسکاری رو به عقب شرکت کنند، افرادی مثل رابرت انکه که از این لحاظ ضعیف بودند، از ترکیب خارج می شدند.هر بازیکنی باید دارای انرژی و توان کافی برای شرکت کردن در مسئولیت های دفاعی باشد. ایده ای که موجب ناسازگاری با ریوالدو، سانی اندرسون و جیووانی شد. زمانی که خوان رومن ریکلمه به بارسا پیوست و به فن خال معرفی شد، او یک لباس بارسا سایز کودک را به ریکلمه هدیه داد تا به فرزند نورسیده اش بدهد، و البته به او گفت : \" او بیشتر به این نیاز خواهد داشت تا تو.\" فن خال به خوبی بر ایده هایش مسلط است، با اعتماد به نفس بالایش، ستاره هایش را مجبور می کند که از فلسفه اش پیروی کنند.

 

در هر حال، ورق برگشت، ناکامی با هلند در رسیدن به جام جهانی 2002، در شرایطی که کاملاً روی به سیستم 4-2-3-1 آورده بود، با یک ناکامی دیگر همراه شد، در بازگشت به بارسا روزهای خوبی را سپری نکرد و مجبور شد بار دیگر به کشورش بازگردد. او در آژاکس به عنوان مدیرفنی، با کومان دچار اختلاف شد تا چند سال تاریک در کارنامه اش دیده شود. یک دهه قبل، دیگر کسی فن خال را نمی خواست. به نظر میرسید دیگر از قله پایین آمده است و بازگشتی در کار نیست، تا اینکه موقعیت آلکمار پیش آمد و او فرصت اصلاح را پیدا کرد، تیمی با منابع و بنیه آلکمار، نمیتوانست بازی مالکانه مبتنی بر 4-3-3 یا 4-2-3-1 را پیاده کند.

 

چهار فصل طول کشید تا او اوضاع را به طور کامل سروسامان دهد. چهار سال زمان برد تا ایده هایش را اجرایی کند. او در آلکمار سیستم 4-4-2 را استفاده کرد. شرایط تیم قدری تفاوت داشت، آنها به شدت پرس می کردند و روی پاس های بلند اشخارش که در مقابل چهار مدافع بازی میکرد، حساب ویژه ای باز کرده بودند تا از سرعت دو مهاجم خود ؛ موسی دمبله و منیر الحمدوی بهترین بهره را ببرند. فن خال با آلکمار به قهرمانی لیگ رسید، یک شاهکار کوچک از او. برنامه او نه فقط مبتنی بر تغییر سریع جریان بازی، بلکه کاملاً وابسته به اجرای درست ضدحملات بود. فن خال با این روش به نتیجه بزرگی رسید.

علیرغم قهرمانی با آلکمار شرایط طوری پیش رفت که او نمیتوانست به پیشنهاد بایرن پاسخ منفی دهد. به هر شکل، تغییرات در آلکمار باعث شد تا او درک کند که نیاز نیست به همه یاد دهد که چگونه باید بازی کنند، متدهایی که در آلکمار به کار بسته بود، در بایرن نیز مورد استفاده قرار گرفت. 4-3-3 و 3-4-3 از بین رفتند و جایشان را به 4-2-3-1 دادند، حضور فن بومل به عنوان یک هافبک میانی ایستا و تخریبی، سطح دیگری از مصونیت و امنیت دفاعی به تیم فن خال بخشید، اتفاقی که شاید فن خال در دهه 90 آن را مورد تمسخر قرار میداد. فن خال بعد از 21 ماه شغلش را از دست داد، کاملاً مشخص است که اعتماد به نفس والای او، بیشتر بایرنی ها را از دستش ناراحت کرد تا نتایج درون زمین.

 

فن خالی که در سال 2012 دوباره هدایت هلند را برعهده گرفت، با فن خال ده سال قبل که لاله ها را ترک کرده بود، تفاوت عمده ای داشت، به وضوح عنصر مصلحت گرایی به فلسفه او نفوذ کرده بود. او دیگر آن مربی ایده الیسم سابق نبود، ایده آل های او در فلسفه  فوتبالیش، کنار مصحلت گرایی قرار گرفته بود، خودش نیز پیش از این به آن مسئله اعتراف کرده بود. فن خال در کتاب اتوبیوگرافیش در سال 2009 نوشته بود : \" بعضی اوقات به این متهم می شوم که به زیبا بازی کردن بیشتر اهمیت می دهم تا پیروز شدن.\" او دیگر نمیخواست این اتفاق رخ دهد.

 

\"\"

 

حتی با وجود اینکه تفسیر و ایده هایش دچار تغییراتی شد، اما باخت 2-0 مقابل فرانسه در مارچ سال گذشته، اوضاع را دگرگون کرد. در این بین مصدومیت استروتمن که نقشی محوری در دفاع و هافبک داشت، او را به فکر فرو برد. البته قضیه فراتر از مصدومیت یک بازیکن بود، فن خال به این نتیجه رسید که مدافعینش توان مقابله با جدال های رودررو را ندارند و حتماً باید یک نفر در دفاع نقش پوشش دهنده را ایفا کند. با مشاهده فاینورد که کومان سرمربی آن بود، تصمیم گرفت که به دفاع سه نفره روی بیاورد، فن خال 62 ساله تصمیم گرفت از سیستمی استفاده کند که تاکنون آن را به کار نبسته بود، اما ایده اش حیرت انگیز از آب در آمد. فن خال در حالی دفاع سه نفره را در جام جهانی مورد استفاده قرار داد که پیش از این فقط آن را به طور آزمایشی در آلکمار تست کرده بود.

 

آیا این تصمیم درست و موفقیت آمیز بود؟ پیروزی 5-1 برابر اسپانیا، همه چیز را تحت سلطه خود در می آورد. البته که آن برد به واقع یک نمایش حیرت انگیز و خارق العاده بود، اما پیش از گل تساوی فن پرسی و به زانو در آمدن اسپانیا، سیلوا یک موقعیت عالی را از دست داد، آیا هلند میتوانست بازی 2-0 باخته را برگردارند؟ بعد از آن لاله ها به سختی استرالیا را شکست دادند، یک برد خفیف برابر شیلی که بعد از مسابقه بحث هایی را راجع به طبیعت فوتبال تهاجمی ایجاد کرد، پیروزی در بازی سخت و نزدیک برابر مکزیک و سپس تساوی برابر کاستاریکا و آرژانتین، که همه چیز را به ضربات پنالتی کشاند.

 

با همه این توصیفات، فن خال یک تیم نوپا و کم انتظار را به نیمه نهایی رساند، در بازی با مکزیک، در زمان استراحت نیمه دوم، جریان بازی را تغییر داد. فن خال با جسارت تمام، دروازه بانش را در یک چهارم نهایی جام جهانی تعویض کرد، تا تیم کرول در ضربات مرگ و زندگی، درون دروازه بایستاد و خودنمایی کند. تیم فن خال با یک پیروزی استثنایی کارش را شروع کرد، و اگرچه دیگر آن برد تکرار نشد، اما هیچ گاه نیز هلند پا پس نکشید، شاهکار او در بازی دادن به کرول در ضربات پنالتی در حالی رقم خورد که هلند در 120 دقیقه، کاستاریکا را محاصره کرده بود.

 

\"\"

 

بدون شک یکی از بهترین تاکتیک های فن خال در هلند، استفاده از روبن به عنوان مهاجم دوم پشت سر فن پرسی بود، او به روبن آزادی عمل و شعاع حرکتی زیادی داده بود، با این کار بهترین بهره را از سرعت روبن برد. فن خال قصد داشت از دی ماریا نیز همین استفاده را در یونایتد بکند، از نظر فنی، او هم مثل روبن سرعتی و تکنیکی است، اما حربه او در این فصل جواب نداد، بخشی از آن به این برمیگشت که دی ماریا بعد از ماجرای سرقت خانه اش، اعتماد به نفس خود را از دست داده است و البته اکثریت قریب به اتفاق تیم ها مقابل یونایتد در لیگ برتر، تمایل دارند عقب بنشینند و دفاع کنند.

 

از طرف دیگر، شاید به همین دلیل است که یونایتد در مقابل تیم های بالانشین کمتر به دردسر افتاده است، آنها در مقابل تیم های قوی تر، فضای بیشتری برای ضدحملات و کارهای سرعتی دارند و این ایده بهتر جواب می دهد. در مقابل تیم هایی که تمایل دارند دفاع کنند و عقب بنشینند، فن خال به استفاده از توپ های بلند و کار کردن با فلینی مجبور شده است.

 

مسئله توپ های بلند هم برای خودش بحث داغی شده است، باید توجه کرد که این مورد کاملاً با فوتبال انگلیسی و موضوع سانتر متفاوت است. یکی از مشخصه های کلیدی در توتال فوتبال برای تغییرات سریع در انتقال بازی، همین توپ های بلند است. در آمار جمع آوری شده از پنج لیگ معتبر اروپا، فقط وولفسبورگ از نظر دقت توپ های بلند، بهتر از یونایتد عمل کرده است، بایرن مونیخ در این لیست بعد از یونایتد در رتبه سوم قرار دارد. در حالی که تیم فن خال در بازی با آرسنال بار دیگر متهم شده بود که تمام برنامه اش مبتنی بر توپ های بلند برای فلینی است، اما باید باز هم تاکید کرد که از نکات کلیدی فلسفه فن خال، پاس های بلند برای انتقال سریع توپ از منطقه ای به منطقه دیگر زمین می باشد.

 

به طور مشابه در آمار دیگری، یونایتد بیش از هر تیم دیگری در لیگ جزیره، پاس رو به عقب به دروازه بانش داده است، و ده خیا از این لحاظ بیشتر از هر دروازه بان دیگری، پاس رو عقب دریافت کرده است. این موضوع نیز در فلسفه فن خال نقش مهمی دارد، فن در سار در اژاکس با تاکید فن خال، تبدیل به دروازه بانی شد که بازی با پای فوق العاده داشت، و مدافعین با اطمینان به او پاس می دادند. فن خال اصرار دارد که دروازه بان باید به عنوان یار یازدهم در بازی تیمی، نقش داشته باشد. میراث او در بایرن، اکنون در قالب دروازه بانی همچون نویر و بازی با توپ او، نمایان می شود.

 

\"\"

 

البته سایر جنبه های فلسفه فن خال، آنچنان هم مشهود نیست. مشخص نیست زمانی که مربی هلندی از فلسفه اش صحبت میکند، به ایده آلهای دهه 90 اشاره می کند یا مصلحت گرایی های اخیرش! یونایتد فن خال در این فصل، تا اندازه زیادی محتاط بوده است، آنها در برابر تیم هایی که عقب می نشینند و تمایلی به حمله کردن ندارند، منتظر فرصت هایی برای ضدحملات می مانند. موضوع دیگری که وجود دارد، آن غضبناکی های فن خال دیگر دیده نمی شود، او در این فصل تندمزاج بوده ولی هیچوقت آتشی نشده است. شاید عطش تندخویی او خاموش شده، شاید هم نابغه دیگر پیر شده است.

 

در هر حال فاکتورهایی را هم میتوان به نفع فن خال صادر کرد، درست است که در تابستان یونایتد خرج زیادی کرد و البته این پول به طور صحیح هم مصرف نشد، اما این موضوع تقصیر فن خال نبود. حضور دو مهاجم با سن بالا و فرم بد از نظر گلزنی، باز هم دست فن خال را از بُعد دیگری بسته است. بهترین هافبک بازیساز او از عقب زمین، کریک است که 33 سال دارد و مدت زیادی را در طول فصل مصدوم بوده. مصدومیت های متعدد هم در خط دفاع مزید بر علت شد تا او نتواند انسجام خوبی را در عقب زمین داشته باشد.

 

فن خال هم مثل هر مربی دیگری، شایسته این است که به او فرصت داده شود تا اوضاع را سر و سامان دهد. صحبت از برکناری او نگاهی کوتاه مدت است چرا که باید به ساختار باشگاه بعد از دوران فرگوسن نگاهی عمیق داشت. با این حال هنوز این تردید را میتوان مطرح کرد که فلسفه ای که فن خال از آن صحبت می کند، به طور دقیق مشخص نیست شامل چیست.

مترجم: امیرحسین فاضلی

     
آی اسپورت
2015-03-20 16:28:13
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر