فهرست
خیالتان راحت؛ این شهر جادوگر ندارد!
خیالتان راحت؛ این شهر جادوگر ندارد!

خیالتان راحت؛ این شهر جادوگر ندارد!

 بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت‌های‌شان زنجیر شده‌اند و شهامت ندارند بی‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست. بیشتر آدم‌ها همین‌طور زندگی‌شان را بی‌هیچ رضایتی ادامه می‌دهند بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ی نارضایتی‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی‌شان ایجاد کنند سرآخر می‌میرند.

پاتریک دوویت، برادران سیسترز

آی‌اسپورت- از همین ابتدا بگویم که تفاوت زیادی میان جمله «اتهامات دروغ و بزدلانه» با واژه «بزدل» وجود دارد. آن پیامکی که سرمربی تیم ملی -کار بسیار اشتباهی بود- برای عادل فردوسی پور فرستاد جمله ای بود که زشت بود، زننده بود، قابل تحمل نبود پس جای هیچ سرپوش گذاشتنی را حتی از سوی افراطی ترین هواداران سرمربی تیم ملی هم باقی نمی گذارد اما زشتی مساله زمانی بیشتر نمایان می شود که هواداران احساسی ایران جمله را آنطور که می خواهند واکاوی می کنند و آنطور که می خواهند می شنوند. بیاییم فقط برای چند لحظه از گرایشات رنگی مان فاصله بگیریم و خودمان بگوییم آیا تفاوتی میان جمله «این یک اتهام دروغ و بزدلانه است» با جمله «تو یک بزدل هستی» وجود ندارد؟

اشتباه نکنید حوصله‌ای برای سرپوش گذاشتن بر روی پیامکی که اصرار به خواندش بود را ندارم. نشان به آن نشان که درست یا غلط کارلوس کیروش پس از کسب هر نتیجه ای در جام جهانی از تیم ملی ایران خواهد رفت و این تاریخ خواهد بود که در مورد او قضاوت خواهد کرد. بدرقه های بد یمنی که متاسفانه هربار به آن ها عادت داده شده ایم که پشت سرشان سنگر بگیریم و افسوس گذشته را بخوریم. مساله یک پیامک لعنتی اشتباه است، یک دروغ آشکار برای فرافکنی است. روزنامه هایی که با تیترهای تهییج کننده جلدشان را می بندند  و خبرنگارانی که رو به پیشکسوتان فوتبال میکروفون را با بی مهری به سمت شان می گیردند و می گویند «فلانی گفته علی کریمی بزدل است نظرتان چیست؟». گله ای به کسی ندارم که حقایق را وارونه نشان می دهد، وارونه که نه، درست تر بگویم آنطور که باید حقایق را نشان نمی دهد. انگار ایجاد دو دستگی شیرین شده است، اما نکته اینجاست که این روزها را بسیار دیده ایم پس ملالی نیست برای آنکه الک کنید دوستدارانِ علی کریمی و تیم ملی را دست به چنین کارهای منسوخی بزنید.

ما از نسل علی کریمی هستیم، از نسلی که فرشته کریمی هم مرید علی کریمی می‌ماند، و هواداران استقلال با تشویق اش به استقبال و بدرقه اش می آیند. از نسلی مانده‌ایم که وقتی در شش قدم ورزشگاه شهری زاید مدافعان حریف را روی خط دروازه لایی می انداخت گزارشگر قطری فریاد می کشید «السلام علیک یا علی کریمی». از نسلی آمده ایم که جای آنکه به ساق های بازیکنان مان چشم بدوزیم، چشم دوخته بودیم به مچ هایشان، به اینکه کدام‌شان با ما هستند و کدام‌شان جا زده‌اند. از نسلی که وقتی در خانه اش جایی نداشت زیر بار قرارداد قرارداد 2میلیاردی تیم متمول نرفت و شبانه نوشت «میخی کوباندم بر دیوار و کفش ها را آویختم». از نسلی هستیم که آمده‌ام بنویسم «خیالتان راحت این شهر جادوگر ندارد» و بروم.

تفاوت بزدل و شیردل را  برای با یک حکایت می نویسم تا منظورم را برسانم. لابد بارها این حکایت را شنیده و یا خوانده اید. ستارخان می گفتند من هرگز گریه نمی کردم چون اگر اشک می ریختم آذربایجان شکست می خورد و اگر آذربایجان شکست می خورد ایران زمین می خورد. اما در مشروطه دو بار آن هم در یک شب اشک ریختم. حدود یک سال بود تحت فشار بودیم، بدون غذا، بدون لباس. از قرارگاه آمدم بیرون، چشمم به یک زن افتاد با یک بچه در بغلش. دیدم که بچه از آغوش مادرش به پایین آمد و چهار دست و پا رفت به طرف بوته علف. علف را از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها را خوردن. با خودم گفتم الان مادر بچه مرا نفرین می کند و می گوید لعنت بر ستارخان که ما را به این روز انداخته است. اما مادر کودک آمد طرفش و فرزندش را به آغوش کشید و گفت: «عیبی نداره فرزندم خاک می خوریم اما خاک نمی دهیم». این بار اولی بود که اشک ریختم و بار دوم لحظه بود که با خودم گفتم باید امشب حمله کنیم. به سربازانم گفتم باید امشب حمله کنیم. یک سردار شیردل می خواهم که برود و به باقرخان خبر دهد که سحرهنگام حمله می کنیم، اما بدانید هر کس برود امیدی برای زنده ماندن اش نیست. یکی بلند شد و گفت: من می روم. گفتم نه تو زن وبچه داری. یکی دیگر بلند شد گفتم نه تو مادرت تنها می ماند. در این مابین یک نفر بلند شد گفت: «من می‌روم چون من نه زن و بچه دارم نه پدرو مادر». قبول کردم. آن سرباز صبح راهی شد. آن سردار جوان خبر را رسانده بود و وقت برگشتن از پشت تیری به او اصابت کرده بود. خودش را به هر شکلی بود رسانده بود به قرارگاه. به طبیب گفتم او سرباز شجاع من است معالجه اش کن. پس از چند دقیقه طبیب را دیدم که خبر مرگ سرباز را برایم آورد و گویی که اشک ریخته باشد گفت «سردار، تو چطور سرداری هستی که هنوز نفهمیدی سربازت زنه یا مرده».

باز هم بهانه ای شده تا برای هواداران و مخاطبان فوتبال، آنها که به دنبال حقیقت هستند و این روزها همانند ماهی مُرده در جریان رودخانه هم مسیر نمی شوند بنویسم. این حکایت را نوشتم تا هواداران و مردم قضاوت کنند که آیا علی کریمی که به شخصه او را می سپارم به شبی که پشت یقه های دیپلمات پنهان نماند لایق واژه بزدل است؟ شما هواداران فوتبال را می سپارم به شبی که علی کریمی در جشن آبجوی بایرن مونیخ بدون هیچ خبررسانی ای شرکت نکرد و روزی دیگر از سوی سردار آجورلو متهم به روزه خواری شد. علی کریمی را می سپارم به سربازی که با خبر شنیدن خداحافظی ستاره محبوب اش، ترک پست کرد و جلوی خانه اش خبردار ایستاد. من با لفظ «بزدل» مشکل دارم، با طعنه دروغین بزدل راحت نیستم. هیچ کسی اجازه نداره علی کریمی را بزدل خطاب کند. حال می خواهد آقای شریعت مداری نامحبوب باشد یا کارلوس کیروش محبوب. همانطور که این اتفاق هرگز نیفتاده است. پس جای اینکه رگ گردنمان بیرون بزند و برای دروغی آشکار مرثیه سرایی کنیم شبی را به یاد بیاوریم که علی کریمی در پاسخ به همه طعنه ها گفت «من علی کریمی هستم». جمله ای آشنا برای ما مردم خیابان، برای ما مردم شهری که چراغ قرمزهای سرسام آورش هم رد پای جادوگر داشت.

باید کمی رفت به گذشته، به آن روزی که دندان تیز کرده بودند برای دریدن امیر قلعه نویی. با چشمانی خون فریاد می کشیدند «اگر امیر قلعه نویی بیاید جسدش از اینجا بیرون می رود». اما قرار نبود داستان یک تدفین به همین شکل پیش تمام شود. منتظر بودند همه آنهایی که به ناصر حجازی پشت کرده اند بیایند تا تاوان همه آن بی مهری ها را در قبرستان بپردازند. از بازیگران تا بازاری ها، از سوپراستارها تا فوتبالی ها همه خودشان را رسانده بودند. اما خبری از هیاهو نبود خبری از امیر قلعه نویی نبود. مردی که در آخرین روزهای ناصرحجازی با عکاس خودش را به بیمارستان رسانده بود خبری از او نبود. اواسط مراسم یک شایعه مسخره دهان به دهان می شد، می گفتند همانی که ناصرحجازی او را ادامه دهنده راه خود معرفی کرده بود از لابه لای جمعیت دارد می آید. هنوز باورمان نمی شد که یکی از دور فریادکشان خبر از آمدن علی کریمی داده بود. کسی باور نمی کرد، یاغی آسیا، فخرفروش زمانه، عاصی فوتبال بی بندو بار، طرد شده پایتخت بدون آنکه بادیگاردی دورش را گرفته باشد از لابه لای جمعیت خودش را برساند به قبر ناصر حجازی. اما دروغ نبود علی کریمی آمده بود. به یکباره همه خشم ها فروکش کرد. مشت های گره شده تبدیل شدند به آغوشی باز ستاره رقیب، چشمانی که کاسه خون بودند با دیدن روی علی کریمی گویی که وا داده باشند شروع کردند به باریدن. دوره اش کردند. دیگر هواداران ناصرحجازی شده بودند بادیگاردهای علی کریمی. دروغ نبود علی کریمی بدون آنکه لایک و فالوئر بخرد خودش را رسانده بود به عمیق ترین قلب رقیب سنتی. کار از کار گذشته بود، علی کریمی همانطور که با دست بر قبر حجازی می زد همانطور هم جا پای ناصر حجازی می گذاشت.

بهناز شفیعی راست می گفت «امیدوارم هرآنچه که از ناصر حجازی دریغ کردند تو به آن برسی علی کریمی». این خواسته همسر ناصرحجازی در عین ناباوری آرزوی هواداران استقلال و هواداران فوتبال پاک هم شده بود که در سایه ناصر حجازی کسی بیاید جای او بایستد، جدا از گرایشات رنگی چه کسی بهتر از علی کریمی. تعارف که نداریم برای آنکه به بزرگی علی کریمی پی ببریم باید مسائلی را عنوان کنم. همواره به لفظ یادگار حجازی که به فرهاد مجیدی نسبت داده شده معترض خواهم بود. فرهاد مجیدی به رغم محبوبیت، هرگز در آن جایگاهی قرار نگرفت که او را در سایه ناصر حجازی ببینم. شعارهای احساسی هواداران قابل احترام است اما هرگز به حقیقت نخواهد پیوست. قیاس علی کریمی و فرهاد مجیدی اشتباه بود و خواهد بود. شاید هنوز مردم همان روزی را به یاد دارند که وقتی جادوگرشان پس از سال ها به پرسپولیس بازگشت استادیوم آزادی (!) مقابل داماش لبریز شد از هوادار، صد هزار مرد به استقبال مریدشان رفته بودند، و یاد بیاوریم روز وداع فرهاد مجیدی از فوتبال را که اکثر سکوها خالی مانده بود. این مثال های افراط گرانه را نمی پسندم اما باید یک جایی به هواداران گوشزد کرد لفظ یادگار حجازی، استفاده از واژه تختی زمانه، مسائل کوچکی نیستند که برای هر ستاره ای بازگویشان کنیم. علی کریمی نماد امروز فوتبال پاک است.

در خاطرم تصویری مانده از یک هوادار فوتبال؛ از یک ویدئوی کوتاه. از یک مرد جوانی با موهای ژولیده و صورتی قرمز شده که سرش را چسبانده بود به فنس ها و با صدایی گرفته، رودر روی علی دایی و سلطان علی پروین که در جایگاه نشسته بود فریاد می زد «علی فقط کریمی». با همه احترامی که برای شهریار فوتبال ایران و سلطان فوتبال ایران قائلم اما اگر قرار به رک گویی باشد با جرات می نویسم هیچ فریادی به اندازه «علی فقط کریمی» درست تر نبود و نخواهد بود. حال اگر علی پروین تبخال بزند و علی دایی باز بگوید «ببخشید شما کجای ورزش هستید».

تاریخ فوتبال را با بزرگانی چون پله، جورج بست، دی استفانو، یوهان کرایوف و این اواخر با لیونل مسی و کریستیانو رونالدو می شناسند اما کیست که نداند دن دیگو مارادونا لذت فوتبال بود، خدای فوتبال بود، باور پذیرشِ فوتبال بدون وجود دیگو مارادونا یک شوخی زشت بود. فوتبال ایران را هم از این قائده مستثنی نیست. تاریخ فوتبال ایران هم مدیون مانده است به بزرگانی چون پرویز دهداری، ناصر حجازی، علی پروین، علی دایی. اما علی کریمی نماد لذت فوتبال مان بود. بخشی اعجاب آور در زمین های مسابقه و بخشی مهم تر در بیرون از زمین های مسابقه. قاطعانه می نویسم علی کریمی تاریخی از خود برجای گذاشته است که نسل به نسل او را در خاطر خواهند داشت. او نور چشم ورزش ایران و امروز چشم و دل فوتبال ایران است. هرگز نشده به هر بهانه ای از علی کریمی ننویسم، حتی زمانی که علی کریمی در بایکوت های خبری جا خوش کرده بود، درست شبیه به روزی که پیراهن شالکه را امضا کرد و به یک مادر شهید هدیه کرده بود.

چندروزی از دهه فجر گذشته بود و بر خلاف میل باطنی ام باید بنویسم مردمی که عادل فردوسی پور را تا پیش از مناظره ننگ فوتبال می‌دانستند رنگ عوض کرده‌اند و بانی فسادشان -به قول خودشان- به استادیوم آزادی راه اش دادند تا گزارش زنده پرسپولیس نسف قارشی را بر عهده داشته باشد. امروز شاهد هستیم محمدمایلی کهن از پستوی خانه درآمده است و در جواب «اتهامات بزدلانه» همانطور که از سالها قبل با اخلاق او آشنایی داریم با بی شرمی می گوید «بزدل جد و آبادت است». دیگری که هنوز با درد حذف یکی از بهترین تیم ملی های جوانان تاریخ مان روی دوش مان سنگینی می کند، پس از مدت ها رخ می نماید و یکی دو پاتک به سرمربی تیم ملی می زند تا فاجعه ای که به وجود آورده بود از اذهان فراموش شود. پسر خوش اخلاق دیروزی‌مان که سالها یکی از ستارگان مان در بوندسلیگا بود با بی مهری می نویسد «با خوک ها کشتی نگیر» و مهرداد میناوند طبق معمول از آب گل آلود ماهی می‌گیرد تا بشود تیتر.

روی صحبت ام با مردم است. خصوصا با هواداران پرسپولیس. نیازی نیست در مورد واژه اتهامات بزدلانه اسیر جو مسموم شویم و آن چیزی که مهم بود را فراموش کنیم. کمی در خلوت خودتان فکر کنید تا چه زمانی باید بازی خورد؟ تا چه زمانی باید به سادگی مان بخندند؟ اصلا و ابدا گله ای به عادل فردوسی پور ندارم اما آیا لحظه ای به این فکر می کنید که چگونه قافیه را باخته اید که سیبل ها تغییر کرده است؟ چگونه عادل از مخمصه هواداران احساسی فوتبال گریخت؟ چگونه باز هواداران فوتبال بازیچه جریانات کوچک شدند تا متهم اصلی یعنی فدراسیون فوتبال را فراموش کنند و مانور دهند بر روی یک واژه. بله واژه زشتی بود، زننده بود، نباید گفته می شد آن هم به علی کریمی. به هرحال این اتفاق افتاد اما آنقدر که بر روی این قضیه مانور دروغین داده شده است بر روی زمین های معرفی محمدرضا ساکت داده شده است؟ آیا کسی پرسید و پیگیری کرد که تاییدیه ای اف سی مبنی بر تایید آیین نامه فوتبال چه شده است؟ آیا کسی از ساختار کمیته اخلاق و خسارت 70میلیاردی گفت؟ آیا کسی امروز به هواداران فوتبال گفت فدراسیون متهم است نه تیم ملی ایران؟ آیا کسی پا روی سادگی اش گذاشت و به جبهه ای که به آن دعوت شده نه گفت؟

ما به قدرنشناسی و بازیچه شدن مردم آگاهیم. عیبی ندارد. کارلوس کی روش هم پس از جام جهانی از ایران می رود و دست زمانه ما را در جبهه ای قرار داده است که مایلی کهن ها ، جلالی ها، امیر قلعه نویی ها اصرار به ایستادن مان داشتند. حال ما هواداران فوتبال؛ ما مردم بی پناه ایران آیا توانسته ایم میان جمله «اتهام دروغ و بزدلانه» با واژه «بزدل» تفکیکی قائل شویم؟ آیا توانسته ایم برای یک بار هم که شده اسیر عوام فریبی و فراکنی نشویم؟ آیا نمی توانیم همزمان آنطور که باید پشت جادوگرمان بمانیم و از مردی که فوتبال مان را به قله رسانده حمایت کنیم؟ و یا شاید هم دلمان می خواهد به یک دروغی آشکار دل ببندیم و با دشت بی فرهنگیمان فدراسیون فوتبال را از معرکه عبور دهیم؟

بگذریم. با جمله ای از صادق هدایت در بوف کور تمامش می کنم: «آن‌ چه که زندگی بوده‌ است از دست داده‌ ام. گذاشتم و خواستم از دستم برود و بعد از آن که من رفتم، به درک، می‌خواهد کسی کاغذ پاره‌ های مرا بخواند می‌خواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند. من فقط برای این احتیاج به نوشتن که عجالتا برایم ضروری شده‌است می‌ نویسم».

۱۱۹ ۶۷  
آی اسپورت
2018-02-14 19:25:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
۶۷ نظر
چی میزنی؟؟
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۱۶
برای متن بلندتان یه جمله کفایت میکنه
آن کس که نداند و نخواهد که بداند..
یاشار تبریزلی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۰۱
متاسفم این متن دیگه حتی تعصب به کیروش هم نیست
این دقیقا یک قلم خود فروخته و قلم به مزد هست این خانم ثابت کرد جیره خوار و کاسه لیس باند دلالان حامی کیروش هست
من خودم هوادار پر و پا قرص کیروش در تیم ملی از لحاظ فنی هستم
ولی خارج از فوتبال ایشون از نظر اخلاقی یک شارلاتان کلاهبردار پولپرست دزده
سعید از خوزستان
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۱۵
هوادار واقعی استقلال همه بزرگان باشگاه از ناصر خان حجازی و هم منصور خان پورحیدری و هم امیر دلها قلعه نوعی وغیره.... رو به یک اندازه دوست داره......
.
وقتی کیروش‌ باقلعه نوعی‌ لج‌کرد‌ واستقلال نابود کرد وهرچی‌دلش خواست‌ به‌ قلعه نوعی گفت‌ همه‌ رسانه ها طرفه کیروش میگرفتن‌ به به چه چه میکردن......
الان که با یک لنگی درافتاده همه‌ طرفه‌ کریمی شدن وهر چی‌ از دهنشون در امد به‌ مربی تیم‌ملی میگن‌.......
این کریمی چرا نمیگه باید دولت برا محرومیت دایومی با اردوغان تلاش کنه ؟؟ و فدراسیون گریان دنبال کاراش باشه و اونم بذاره براشون وبره قطر چرا آقای ساکت در مصاحبه ش بگه نمیخوان خدشه ای به موفقیت های آتی لنگ وارد بشه،آیا این حرف از مسئول فدراسیون درسته؟؟؟؟؟
چرا نباید فدراسیون در جعل قرارداد لنگ سر طاری وارد بشه؟؟؟
چرا کریمی درباره دستمزد پارسال کیروش که رفیق کریمی هدایتی پرداخت کرده حرف نزنه، چون کریمی خودش یکی از سهامداران شرکت استیل آذینه.....

پس هواداران استقلال ساده فرض نکنید......
از بعضی رفتارهای کیروش خوشم نمی اید امیدوارم رسانه های سرخ این رو باید بدانند واقعا الان‌ وقت طرفداری از پرسپولیسی هاست؟؟؟؟؟
قبل جام جهانی که تیم ملی به ارامش احتیاج داره فکر میکنید دودش تو چشم کسی غیر از تیم ملی بره......
Amin
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۰:۳۰
سعید از خوزستان خجالت بکش، این واژه ی سخیف ل ن گ چیه که به کار میبری؟! ناسلامتی ادعات میشه جزو هواداران منطقی و تاریخدان استقلال هستی! در مورد رقیبت با ادب و احترام حرف بزن.
حمید
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۵۱
لازم دیدم یه کم در مورد این ترکیب Coward accusations توضیح بدم.
اولا لازمه بگم که کیروش انگلیسیش خیلی خوب نیست. یعنی اشتباه زیاد می کنه. مثلا توی اولین جمله برای ضمیر غایب مفرد از فعل become استفاده کرده در صورتیکه یا باید می گفت becomes یا فعل ماضی استفاده می کرد و می گفت became.
دومین اشتباه دستوریش همین ترکیب coward accusations هستش. تو انگلیسی صفتی به اسم coward نداریم. توی لانگمن و اکسفورد و وبستر چک کردم. منطقی هم نیست. آدم میشه بزدل باشه ولی اتهام که نمیشه بزدل باشه. میشه گفت اتهام بزدلانه که در اینصورت باید از صفت cowardly استفاده کنیم. گول ly اخرشو نخورین این لغت صفته با این که ظاهرش شبیه قیده. معنی اتهام بزدلانه هم مشخصه یعنی اتهام از روی بزدلی یا دقیق تر بگیم به دلیل بزدلی. خیلی که بخوایم توجیه کنیم می تونیم بگیم کیروش منظورش این بوده که کریمی فقط همین یه بار بزدل بوده ولی به طور کل آدم بزدلی نیست. البته با توجه به شناختی که از کیروش داریم این توجیه هم قابل قبول نیست. خلاصه این که استدلال های شقایق کاملا لغت-بازی و در جهت ماله کشیدن رو گندکاری کیروشه.
___
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۶:۵۶
فقط به مثبت منفی ها نگاه کنید تا بفهمید تو این سایت چه خبره ! این کیسه کش معلوم الحال دائم میاد ترشحات مشوش مغز نداشته اش رو مینویسه و یهو میبینی 300 تا لایک خورده! کامنت هایی پراز توهین و تمسخر و توهم و دروغ
۲
علی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۰
آنان که بدون چشم داشتی از قهرمانشان حمایت می کنند و منطق ندارن و خدایشان است
را نمیتوانی به کیروش مقدشان توهین کنی
ایران
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۱
خداوکیلی دیونه ای

چه حوصله ای داشتی این متن بلند نوشتی

مشکل کیروش و کریمی اینه که میخوان رو انتن باشن
دقیقا مثل تو که از لحظات شیرین زندگیت گذاشتی و این پست نوشتی.

قسم میخورم 50 درصد تا اخر نخوندن
امیر راوندی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۳
چقدر خوب و منطقی نوشتی... راضی‌ام ازت شقایق
فرزام
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۳
بازگشت اشک‌ریز با یه مقاله حمایتی دیگه از کیروش ... البته خداوکیلی اینو خیلی منصفانه نوشته
رضا
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۵
کریمی حجازی امروز منه
Saeed
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۷
خیلی خوب بود .نوشته ای بود از روی دل از نویسنده ای که در تک تک جملاتش نمی توانست دل آبیش را اما صادقانه فراموش کند.به علی کریمی افتخار می کنم که اینگونه قلب انسانهای صادق را به غلیان انداخته است.
فرهاد
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۷
چه عجب قربان صدقه سی کیو نرفتی نکنه پولتو نداده.عنقریب در مورد علی کریمی نمیشه متشکر نباشم
پرسپولیس واقعی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۲
مدتی طولانی فکر می کردم فوتبال مسیری اشتباه برای عشق ورزیدن است اما الان قاطع یقین دارم که ما اشتباهی عاشقی میکنیم.
فوتبال همیشه عشق است و عین زندگی ، در فوتبال زودتر از زندگی تاوان اشتباه را پس می دهی
و ما مردمی که
دائما در حال تاوان پس دادنیم.
علی کریمی در جواب اتهامات بزدلانه تمام اهالی فدراسیون و فوتبال را بزدل خطاب کرد و کسی یادش نمی اید و همه می گویند او با خونسردی جواب داد.
خانم اشک ریز
شما تنها کسی بودی که درست یا غلط ، موافق آب شنا نمی کردی.
اما اکنون
شما هم مثل انبوه جمعیت احساسی تصمیم گرفتی از علی کریمی اسطوره ی ملت و ناصرحجازی و شجاع و ...بسازی
اکاربردن لفظ تهامات بزدلانه در برابر اتهامات" پسر خوانده و بی قانونی و بی مسئولیتی و بی انضباطی" که کریمی زده بود به شما هم برخورده

شما هم گردانندگان کریمی را خوشحال کن ،
و ما همچنان این دور تسلسل را ادامه بدهیم ،
دهداری و ناصرحجازی و ایویچ و بلاژویچ و برانکو و ...
اینها همه زخم خوردگان خوی ایرانی و شتاب زده ی ما هستند.
حمید
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۲۲
ناصر حجاری مگه کی بود؟ یک آدم از جنس گوشت و خون با هزار تا عیب ایراد که موفق شد به خاطر شجاعت و صداقتش محبوب قلب ها بشه و احترام خیلی ها رو به دست بیاره. همه قهرمان ها همینجورین. کلی عیب و ایراد دارن اما در لحظات خاصی کارهایی می کنن و شجاهت هایی از خودشون نشون میدن که دیگران نمی تونن. خب علی کریمی هم کلی عیب ایراد داره و در کنارش هم صداقت و هم شجاعت. اما برام خیلی جالبه که شما حاضری مثل اکثر مردم از حجازی قهرمان بسازی ولی از کریمی نه. اگر کریمی قهرمان مردم نیست نیست قول میدم که حجازی هم نیست، مارادونا هم نیست، توتی و مالدینی هم نیستند. گاندی و ماندلا هم نیستند. من مشکلی با این مساله ندارم و همونطور که خودم قبلا گفتم اصلا قهرمانی ندارم. اما این مساله که شما از کریمی فقط نکات منفیشو می بینی و از حجازی فقط نکات مثبتشو منو به شک میندازه. شکی که چند مساله دیگه هم شدیدا اونو تقویت می کنه.

چیزی که من بهش شک کردم اینه که آیا شما واقعا پرسپولیسی هستی. من مثل خیلی از دوستان که راحت اتهام میزنند سریع نتیجه گیری نمی کنم فقط در طول این یکسال مواضع تون رو مرور کنیم:
1- اختلافات برانکو-کیروش: همه پرسپولیسی ها طرف برانکو ولی شما طرف کیروش
2- اختلاف طاهری با اسپانسر: همه پرسپولیسی ها طرف طاهری ولی موضع شما سکوت بود.
3- ماجرای حاشیه سازی شب بازی با الهلال: همه پرسپولیسی ها مخالف عادل شما موافق عادل.
4-ماجرای اختلاف طاهری با عادل: همه پرسپولیسی ها طرف طاهری شما طرف عادل.
5- ماجرای کریمی و کیروش: همه پرسپولیسی ها طرف کریمی شما طرف کیروش.
6- این که شما می تونی در آدمی مثل حجازی یه قهرمان ببینی و در حالیکه همه پرسپولیسی ها کریمی رو از اعماق قلبشون دوست دارند نمی تونی اونو قهرمان حساب کنی

تقریبا هر موردی بوده که پرسپولیسی ها با حساسیت موضع گرفتن شما موضع مقابل رو گرفتین. تاکید می کنم این سئوال رو من دارم بعد از یک سال خوندن کامنت های شما می پرسم. این مساله رو هم در نظر می گیرم که اختلاف رای کاملا طبیعیه و مثلا در مورد اخیر بیرانوند که تو ورزشگاه علیه ش شعار دادن من موضعم کاملا مخالفم بقیه پرسپولیسی ها بود و از بیرانود حمایت کردم. اما من اگه یک جا با بقیه مخالف بودم بقیه جاها باهاشون همصدا بودم. همچین روندی کاملا طبیعیه و هر کدوم از کاربران سایت می تونن به صورت موردی با اکثریت مخالف باشن. اما این که آدم در تمامی موارد حساس نظری مخالف اکثر پرسپولیسی ها داشته باشه کاملا سئوال برانگیزه. به خدا این درصد از متفاوت بودن با حالت طبیعی خیلی فاصله داره. چیزی که شک منو بیشتر میکنه اینو که شما اول اسم خودتنو گذاشتین پرسپولیسی و بعد پرسپولیس واقعی. انگار که به صورت ناخودآگاه خودتون رو در معرض اتهام غیرواقعی بودن حس کرده باشین. میشه برام توضیح بدین تا شکم برطرف بشه.
پرسپولیس واقعی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۱:۳۵
به حمید آقا
شاید پس و پیش بگم ببخشید
اول راجع به اسمم ، دیگر همه مرا با این اسم می شناسند ؛ ولی من "ی" درانتهای اسم کاربری ام ندارم یعنی پرسپولیسی واقعی نیست ؛ ی در انتهای پرسپولیس ندارد ؛

(پرسپولیس واقعی)
فقط نام باشگاه را عنوان میکنم که فقط و فقط پرسپولیس است و بس نه چیز دیگری و نه مال کسی یا وابسته ی کسی

ناصر حجازی حتی از علی پروین هم بالاتر است به یک دلیل ، او تاوان کنار نیامدنش را پرداخت ، همه ی عمر پرداخت ،
مرحوم واقعا تسلیم ناپذیر بود و البته بسیار مودب و متواضع نسبت به مردم ، بدون مچ بند و شاید بدون کمکهای خیر خواهانه ، امامودب بود.

اما کریمی ، نه! نمی شود یک عمر طور دیگری رفتار کنی و ناگهان به صرف دستیابی به یک سری اطلاعات ، حق طلب و مردم دار شوی
شما تمام سابقه ی علی کریمی را نگاه کن ، پر از تند خویی و عصبانیت و دمدمی مزاج بودن است ، حالا به حساب معصومیتش می گذارید حرفی است که جوابی ندارم ولی چرا عصبانیت دایی یا خداداد یا کی روش به حساب بی ادبی و زرنگی و پول پرستی و لاتی اش گذاشته می شود(اکثر کامنتهای مردمی)
موضع گیری هایش در قبال مدیران عامل و همبازیهای سابق و ... همه را نمی شود به حساب معصومیت و حق طلبی گذاشت.
یک اخلاق دایی خیلی خوب و خیلی هم خطر ناک است ؛ تا آخر حرفش می رود ، طرف را به قانون میخ میکند و ...
کریمی همه ی تلاشش در تلگرام و گوشی است.تلاش اندک و بسیار اندک و بسیار اندک
درقضیه طاهری و اسپانسر من ابدا چیزی نمی دانم و موضع گیری هم نکردم
اما در داستانش با عادل ، طاهری منفعل عمل کرد ، دفاع بد حق را زائل میکند طاهری آن شب به خشم هدایتی به نود زنگ زد هدایتی که معلوم الحال است بهتر بود پای خط نمی آمد اگر قصد جوابگویی نداشت.
و عادل ، دلم از دستش شکسته است و در فرهنگستان فوتبال نوشتم.
در موضوع برانکو و کی روش ؛ من حرفم یک چیز بود : وقتی اوضاع پرسپولیس عالی بود چه دلیلی داشت تیم را به حاشیه برده ، دقیقایادم هست گفتم وقتی که ما و برانکو به کی روش فکر می کردیم منصوریان با جوانانش مشق پیروزی می کرد.
همین هیجانات و حتی دخالت بیجای کریمی و مهدوی کیا بعد از برد مقابل تراکتور با آن جملات تهییج کننده ، کار دست ما داد و کلا تاوان یک درگیری بیمورد و بی فایده و فقط قصد ؛ قدرت نمایی بود شد شکست ما از استقلالی که خودشان هم باورشان نمی شد.
من بعد از تساوی با الریان و پنالتی چیپ طارمی در جواب هیاهوی همان کسانی که سینه چاک برانکو و طارمی بودند اما آن شب از خجالت هردو درامدند گفتم ، تیمی که خوب بازی کرده اما نبرده ، همین
از استقلال حرفی نمی زنم چون ربطی به من ندارد مگر با احترام و اجازه ، مگر می شود آبی باشی و مدت طولانی پنهان کنی
شاید سنم از هیجانات گذشته و این قدر تلخی دیدم و اینقدر از این بازیهای کثیف که دیگر نمی خواهم تکرار شود.
پرسپولیس حالش خوب است و دربی نزدیک است ، می بینید که مشابه سال قبل قرارگرفتیم در کشمکشی که فقط پای پرسپولیس و پرسپولیسیها وسط است درست مثل پارسال
استقلال در کمال آرامش دارد کار میکند اما ما...
نه برادر
این روزهای ما خیلی شبیه سال نو د و هشت و دوهزارشش است. واین مرا می ترساند.
من یک چیز می گویم از هیج کس بواسطه ی اینکه در پرسپولیس بوده دفاع نمی کنم که پرسپولیس وامدار کسی نیست.
هر چیزی که تمرکز این تیم را برهم بزند دشمن پرسپولیس است.

یک چیز یادم رفت ، تا عادل به خاطر خوشحالی اش از صحبتهای زشت طارمی (در حالی که مثل منی داشتم از اندوه می مردم به صرف اینکه و به خیال اینکه مچ طاهری را خواباند) ؛ عذرخواهی نکند برایم اسمی ناراحت کننده و فاقد احترام است.
و
فکر میکنم من و شما یواش یواش داریم باهم دوست می شویم دو دوست با دو تفکر شاید متفاوت ، تاکید میکنم شاید متفاوت
چون هرگز نوشته ها منظور را کامل ادا نمی کنند.
شب بازی با الهلال ، خب دیشب که همون طور بود ولی حریف فرق داشت البته من اعتقادم این بود که ما به خاطر نبودن تیم کامل و تاکتیک متهورانه ی برانکو که نخواست دفاع صرف کند و صد البته حرفه ای گری تیم مقابل باختیم و اگر آن باخت را تقصیر عادل بدانیم فقط ، سر خود کلاه گذاشتیم و ممکن است تکرار شود
خدا نکند .
حمید
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۱۹
ضمن تاکید بر مواضعم توضیحاتتون در مورد پرسپولیسی بودن نسبتا قانع کننده بود. قصد اتهام زدن نداشتم. ترجیح میدادم مطلب رو به خودتون بگم تا اینکه شبه های ایجاد شده در ذهنم تبدیل به نتیجه گیری قطعی نشه بدون این که به شما فرصت دفاع کردن داده باشم.
حمید
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۱۰
در ضمن ایکاش در مورد ماجرای طاهری و اسپانسر اونقدر تحقیق کنید تا به نتیجه برسید. چون مطمئنم بر روی قضاوتتون در سایر مواردی که گفتم تاثیر میذراه. همه دعواهای بعد از اون ماجرا به نوعی ترکش های همون منازعه طاهری و اسپانسر بود. فقط یک موردشو میگم: در حکمی که فیفا علیه پرسپولیس صادر کرد به مبلغ پرداخت شده توسط اسپانسر به پرسپولیس استناد شده بود به عنوان سند برای تحریک طارمی. جالبه اینو بدونید که این سند رو هدایتی منتشر نکرد بلکه اسپانسر یعنی شرکت نگاه پردازان امین سیما کیش بر علیه طاهری منتشر کرد. اخرشم از همون سند برای محرمیت پرسپولیس استفاده شد.
حرف حساب
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۳۸
باز هم تو خواستی حتی یک انتقاد کوچک درست به کیروش رو بپذیری! کسی که خودش را به خواب زده هیچوقت نمیشه بیدار کرد!
بی طرف
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۳
بیانیه کی روش در فیسبوک رو پس چجوری توجیه می کنید فقط مطابق معمول همیشه باز هم اسم چند نویسنده و بازیکن بزرگ رو با چند مثال بی ربط نوشتید که بی شخصیتی کی روش رو توجیه کنید ولی دیگه دوران این مدل بحثها و توجیه کردن ها گذشته فقط لطف کنید با شهرت نویسندگان بزرگ با چسبوندن کی روش به اونها بازی نکنید و کمی هم ادب یا بگیرید این نوع اهانت به مخاطبین فقط بی ادبی خودتون رو می رسونه .
امید از نفت
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۸
آن‌ چه که زندگی بوده‌ است از دست داده‌ ام. گذاشتم و خواستم از دستم برود و بعد از آن که من رفتم، به درک، می‌خواهد کسی کاغذ پاره‌ های مرا بخواند می‌خواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند. من فقط برای این احتیاج به نوشتن که عجالتا برایم ضروری شده‌است می‌ نویسم

مثل صادق هدایت خودکشی نکنی اشک نریزی هههههع
امید از تفت
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۵۵
خدا شفات بده
Ehsan
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۸
فکر نمیکردم روت بشه برای این دسته گل جدید کی روش جونت مقاله بنویسی ولی نو دیگه کی هستی
کارلوس هستم کی روش
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۰
پولترو یه روز ندادم اسمون ریسمون بافتی نترس بابا چنج میکنم میفرستم
بی طرف
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۲
عالی انتظار نداشتم از نویسنده !!!!!!!!
علی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۲
تو همرنگ عوض کردی خانوم اشکریز.هممواره به قلم و دیدتون احترام میگذاشتم و این سایت یه نویسنده حقگو داش که بخاطرتوهمات یه عده اونم از دس رفت.متاسفم
۳
farhad
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۶
خانم اشک ریز اجازه بده دلیل ساده این درگیری رو براتون کوتاه بگم ! موضوع از این قراره که وقتی دنبال " کمالگرایی " هستی باس یه چیز خالص یا چه میدونم اورجینال پیدا کنی ! اما وقتی با پوشش سنگین و عجیب رسانه های داخلی و هواداران جوگیر فوتبال , چیزی به آدم میدن که توش میشه هزاران تناقض پیدا کرد , اونوقت حالت از این سیستم بهم میخوره ! سیستمی که از بهروز کفترباز اسطوره میسازه ! از بس که هیچی نداره که رو کنه . کریمی چی کار کرده که کمالوند نکرده ؟ یا امیر قلعه نکرده ؟ کجای اینا باهم تفاوت دارن ؟ تفاوتشون تو مقدار دریافتیشون از این فوتباله . چه اصراری هست که از کریمی روان پریش یک سوکراتز ساخته بشه ؟! بازم یه چیز قلابی ! یه چیز فیک ! بازم ..... درگیری درست از همین جا شروع میشه . وقتی پروتاگونیست مورد بحث خودش درگیر هزاران تناقضه پس شما نمیتونید ازش یه سوپر هیرو کلاسیک بسازید
حمید
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۵۶
dislike
امین یار
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۷
مثل اصلاح‌طلبا که تا صحبتِ تغییر میشه،با ترسوندنِ مردم‌از برگشتن احمدی نژاد،خودشون رو به زور به مردم میقبولونن ، طرفدارهای کیروش هم باترسوندنمون از بازگشت مایلی و قلعه،کیروش رو بمون میچپونن...



برادر،خواهر،عزیز، درسته یه بار بعد رفتن برانکو راه رو اشتباه رفتیم،ولی حالا که تجربه اش رو داریم و می دونیم چه باید بکنیم‌و چه نکنیم،می تونیم نذاریم اون اتفاقا تکرار شه.می تونیم به جای کیروش ،با دستمزدی مشابه،یه مربی هم طراز یا حتی بالاتر بیاریم.کی گفته قراره ایکس و وای و زد برگردن؟



به جا اینکه آدم ها رو از تغییر بترسونین و‌ مجبورشون کنین به وضع موجود و آدم‌های حاضر،خو کنن، اونایی رو بترسونین و نقد کنین که میخوان تغییرات رو به بیراهه ببرن یا به نفع خودشون مصادره کنن.






hoj
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۸
فهمیدیم کیروش پدرخونده سباستین هست، کیروش چیه تو هست بعدا معلوم میشه، خانم کشک ریز
عشق
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۸
خانم شقایق ماموریت انجام شد
ماستمالی کردن کارهای کیروش
از شما که این قدر باسواد هستی (سواد شخصیت نمیاره)
بعیده که این متنو بنویسی
ننگ بر شما
حمید
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۴۹
سلام به شقایق عزیز
شخصا حمله به علی کریمی رو حمله به معصومیتی می دونم که در کودکی خودم جا گذاشتم. چیزی که بعضی وقت ها شدیدا دلم براش تنگ میشه. بنابراین باید درک کنی که چند روزی از دست کیروش عصبانی باشیم و باید بهم حق بدی که ازش بخوام ازم معذرت خواهی کنه. مساله فقط من نیستم که. کار کیروش حمله به صداقت، معصومیت و شجاعت بود.
اما با این وجود درست میگی نباید درگیر دوقطبی کیروش-کریمی بشیم و بعید میدونم ما هم درگیر این دو قطبی بشیم. دست کم من نشدم و در کامنت هام از کسی مثل حسین غفوری خواستم که بپرسه اساسنامه فدراسیون چی شد و قرارداد ایران نوین به کجا رسید. امروز حسین عظیمی هم همین مطالب رو گفته بود. دیگرانی هم بودند که گفته بودند اما مهمتر از همه این که خود علی کریمی ساکت هم نمیشینه. خوشحالم که کریمی بعد از اون اتهام ناجوانمردانه در صدد مقابله به مثل برنیومد و همین امروز به جای ادامه درگیری با کیروش در کانالاش در مورد تبلیغات محیطی حرف زد.
رامین
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۵۴
"موفقیت تیم ملی و «جلب احترام در خارج از کشور»، زمانی زیباست که با «حفظ احترام در داخل کشور» همراه باشد."
بهترین تعبیر رو برای این قائله اخیر مهدی رستم پور به کار برد بقیه دیگه بازی با کلمات است، مثل همین متن طولانی و پر سفسطه و مغالطه یکی از هواداران آقای کیروش.
قلم فروش شین الف
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۰۴
تا قبل این فک میکردم از دل مینویسی و میخندم رد میشم ولی الان مطمئن شدم پشت پرده چیزی هس که مینویسی
farab
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۰۶
دست مریزاد دست مریزاد
تو راجب جادوگر ننویس
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۰۶
کریمی به حمایت مزدوری مثل تو نیاز نداره تو به برانکو بتوپ به پرسپولیس بتوپ به کیروشت برس تا گندش دیگه در نیاد به فردوسی پور برس
بابک
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۱۱
قصد جسارت ندارم ولی اعصاب روان نمیذارن برای ادم. دیدی سی کیو خراب کرده امدی ماست مالی؟ تا حالا هرچی میگفتن پول میگیری از یکجا ساپورت میشی که مدافع موزامبیکی باشی باور نمیکردم ولی الان مطمئن شدم تو نیروی همون مربی بی اخلاقی که یه چیزی میگیری میای اینجا ازش دفا میکنی.مگه امکان داره ماست مالی کردن؟ اگه بزدل نمیگفت میومدی علی کریمی رو میشستی چون حالا اتو داده اینارو نوشتی. یه ادم چقد میتونه دلال باشه
4
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۱۳
دیروز قائدی رو بردید چوبه دار فقط حکم اعدام صادر نکردی امروز به فرهاد مجیدی اهانت میکنی. اون روز کسی نمیدونس مجیدی داره خدافظی میکنه به چه جراتی لقب شاه فرهادو از طرف بیس سی میلیون هواداران استقلال نسبت میدی به کسی دیگه و میگی قابل مقایسه نیستن
AVA-86
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۱۵
جدا نوشتن این مطلب برای شقایق اشک ریز شیفته کیروش خیلی سخت بوده. قطعا اگر نبود حمایت بی حد فضای مجازی ،مردم محبوبیت و اعتبار کریمی الان با بولدوزر از روی کریمی رد شده بود! مطلبی کاملا بی سروته سرشار از ارجاعات تاریخی اجتماعی مختلف که آخرش خواننده هم از کیروش خوشش میاد هم از کریمی! خانم محترم کریمی از اولم کاری با کیروش نداشت چون خودش بود که بابت انتقاد کریمی اون متن بیخودرو برای فردوسی پور فرستاد.خانم مثلا خبرنگار توی فوتبال روز دنیا هر روز مطبوعات صادق و منصف ورزشی و حتی اونایی که منصف نیستند هر روز یقه بزرگترین مربی های دنیا از زیدان گرفته تا مورینیو و کاپلو و بقیه رو می گیرن و به خاطر عملکردشون اونا رو بی رحمانه نقد می کنن. حالا ما به کجا رسیدیم که کارلوس کیروش در برابر سوالاتی مثل چرایی برکناری مربیای ایرانی،مدرک سباستین و میزان مرخصی هاش باید اینجوری عصبانی بشه و طومار بنویسه؟
حرف حساب
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۱۶
هه عجب عجب خانوم اشکریز انتقاد از کی روش؟؟؟؟ کسی میدونه چرا؟؟؟ نویسنده ای که به ما گفته ح..زاده به برانکو گفته دزد شده حامیه کریمی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
amin
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۲۶
دومین یاداشت واقعگرانه نویسنده بنظرم اتفاقی افتاده خانم اشکریز قابل دونستم یذره حقیقتم ببینن
مسعود طالقانی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۲۷
اشک ریز، برو اشکتو بریز!

فک کنم جدیدا به شما خطی پول میدن. مثلا پنج خط پنجاه تومن، واسه همینه انقد اراجیف طویل به هم بافتین. هم شما میدونین و هم کیروش حمال که چی گفته و چی میخواسته بگه. پس بهتره ماله رو بذارین زمین، قلم بردارین و این جمله رو ده بار بنویسین که ملکه ذهنتون بشه: قول میدهم شرفم را نفروشم. قول میدهم شرفم را نفروشم...
اس اس
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۲۸
من نمیدونم این همه هیاهو برای چیه ؟؟ خب کریمی به کیروش اتهام فساد و خیانت و پارتی بازی زد کیروش هم به این کارش گفت تهمت بزدلانه ..الان کریمی بیاد به برانکو بگه دلال و داداشت تو کجا بوده آوردیش یه پول گنده بهش میدی چرا دستیاراتو عوض کردی ساکت میمونه ؟؟؟؟ حمله میکنه بهش چنگ میندازه فحاشی میکنه .. پس طبیعیه
کشاورز
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۳۹
متنیو که برای فردوسی پور فرستاده شد مطمئنا انگلیسی بود و فردوسی پور ترجمه کرد واژه انگلیسی چه بوده؟
۱
حمید
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۵۹
coward accusations
علی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۴۳
خانم اشکریز من به شما خیلی احترام میزارم و خیلی قلمتون رو دوس دارم ولی یادتون نره که علی کریمی حتی اگه خود ناصر حجازی باشه اصلا ماکسیموس تو فیلم گلادباتور باشه و برای نجات دادن دیگران خودش رو قربانی کنه در مورد کارلوس کیروش با کینه شخصی وارد میدون شد اون رو غیر حرفه ای سو استفاده گر حتی دلال خطاب کرد و بهش اتهامات واقا سنگین زد در حالی که بزرگترین اتهامش سباستین بود ولی باز هم روی حافظه تاریخی ضعیف مردم حساب کرد و به روی خودش میاورد که زمانی که خودش مربی تیم ملی شد هیچ رزومه ای نداشت وحتی الان مدرک ای آسیا رو نداره پس لاون موقع بیرزومگی عیب نبود الان هس یا مثلا در مورد پاداش کارلوس گفت ولی در مورد آقای هدایتی با پاداشای مخفیانه که نون شب چند ملیون معلم شریفه که هم به تیم ملی میده هم پرسپولیس چرا چیزی نمیگه در آخر باید بگم یادتون نره کارلوس کیروش یه خارجیه که تمام تلاششو کرد برای تیم ملی ایران ولی علی کریمی که ۱۲۴ بازی ملی داره با حرفاش با کینه شخصی تیم ملی رو جلوی مردم قرار داد همونطور که قبل از جام ملتها تیم رو تنها گذاش من و شاید فقط من باشم ولی کارلوس همیشه در خاطر من خواهد موند مردی که همه وجودشو گزاشت تا تیم ملی من حداقل امکاناتو داشته باشه هر چند که هنوزم نداره در هر حال من تو این فوتبال با این که کیروش بسیار تندخو هس و اشتباهاتی مثل گزاشتن مدیر روابط عمومی خارجی برای تیم ملی داره ولی تنها مرد واقعی این فوترالو کارلوس میدونم هر چند علی کریمی تو حوزه خارج فوتبال واقعا مرد بزرگیه
۳
Soltan
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۵۲
اسیر اونآ یی که میخان کریمی و کیروش رو به جون هم بندازن نشویم
۲
سامان
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۵۲
کاری به گذشته ندارم ولی سبک نوشتن شما نوع نگارشتون عالیه
۱ ۱
بیا سیب بخور
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۱:۰۸
:)
صدرا
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۵۶
کوبندن امیرخان فرهاد مجیدی و اسطوره سازی از کریمی بعد چی بشه؟تو دل پرسپولیسیا چی داره می خوای جا بشی خانوم بی احترام
ناشناس
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۵۸
چند میگیری ؟ فقط بگو چند گرفتی برای این حرفای دروغت
حمید
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۱:۰۶
سلام دوباره به شقایق عزیز
میشه لطفا جواب بدی که آیا انتخاب عکس اصلی برای این مطلب با خودت بود یا دیگران؟
م.ت
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۱:۰۸
خانوم اشکریز این مقاله خوبتان دلیل نمیشه از اشتتباهاتی که در گذشته عمدی انجام دادید یادمون بره.قرارداد برانکورو به دروغ نوشتید که سوالم هنوز اینه که یه خبرنگار چگونه مفاد قرارداد یک مربی خارجی باید بهش ارسال بشه و شما با همون مفاد قراردادی کع بهتون اطلاع دادن علیه برانکو مقاله و طومار بنویسین. توهین به چهل میلیون هوادار پرسپولیس که قبلشون با تیم میتپید توهین های رکیک به مقامات پرسپولیس از مدیر تا سرپرست. حمایتتون از رامین رضاییان و دهن کجی به ایوانکویچ و توهین به حضور اسیایی پرسپولیس. در همه اینا بت ساختن از مربی محبوبتون که عامل درگیری و دعوا بین هوادارها بود. خیلی دوس دارم منابع کثیف شما چیه و از کجا تغذیه میشی
صادق
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۱:۵۰
خوشمان امد
احمد ام
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۱:۵۶
من واقعا نمیفهمم این همه هجمه رو . حقیقتا اگه بحث رو کردن فساد باشه علی کریمی با سردار رویانیان کار کرد . با حسین هدایتی عکس یادگاری میگرفت ...
مهدی
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۱۵
باز هم ماله کشی برای کیروش
كسري
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۲۱
بنيتو موسوليني: آدم يك روز مثل شير زندگي كند،بهتر از ان است كه صد سال مثل گوسفند زندگي كند. خانم شقائق أيا كشورهاي ژاپن و پرتغال هم مثل ما جهان سومي بودن؟؟؟؟؟؟أيا درافريقاي جنوبي و إمارات هم إمكانات مثل ما داشتن؟؟؟؟؟؟ چرا كيروش رو در كشور خودشون هم بيش از مدتي نتونستن تحمل كنن!!؟؟چرا ژاپن اينكار رو انجام نداد(نگه داشتن كيروش در فوتبالشون)؟؟؟؟كيروش از نظر فوتبالي واقعا سطح بالايي داره و واقعا تيم ملي با ايشون سطح بالايي داره،بازهم ميگم چرا پرتغال كيروش رو نگه نداشت ؟؟ برين ببينين چرا؟؟!!اونها كه إمكانات دارن ، چرا؟؟ چون نميخان مثل گوسفند زندگي كنن،چون نميخان غلام حلقه به گوش باشن.خوب مينويسي شقائق خانم اما درست بنويس. اي مطرب خوش قاقا،تو قي قي و من قوقو تو دق دق و من حق حق تو هي هي و من هو هو. ما چي ميگيم تو چي ميخاي، شقائق خانم آدم يك روز مثل شير باشه و زندگي كنه بهتر از اونه كه صد سال مثل گوسفند زندگي كنه . در اخر هم به سعيد (مجهول ... سابق) ميگم بار ديگه نسبت به علي كريمي بي احترامي كني و بخاي با حجازي ... مقايسه كني و خزعبلات بگي جوابتو بد جور ميدم.
خخخ
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۰:۲۲
توی جنگ دعوا کسی حریفت نمیشه.البته پشت لب تاب و یا تلفن همرات
علی زارع
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۴۰
مرسی خانم اشکریز
لذت بردم از این قلم
به عنوان طرفدار علی کریمی و حامی کیروش میگم
نقد دلنشینی بود.
۱
سجاد
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۵۰
فقط تا پایان جام جهانی اونم فقط بخاطر تیم ملی کشورمون کیروش رو تحمل می کنیم .دیگه بعد جام جهانی نمیخوایم کی روش رو ببینیم حتی شده به قیمت به حاشیه بردن تیم ملی کشورمون باشه اینو تاج و دارو دسته اش خوب بدونن
ميشکين
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۵۵
بسياری می خواستند بسياری چيزها را در مملکت درست کنند. هم انگيزه هاشان بيشتر از کريمی بود. هم شعارهاشان هيجان انگيزتر. اما درست کردن بلدی می خواهد. منابع می خواهد و مديريت می خواهد. مگر با ادعا کار درست می شود. کريمی توانايی مديريت گرد آوردن منابع و کار مداوم و خستگی ناپذير را ندارد.
کريمی در زندگی نيز مثل فونبال با هيجان همه را دريبل می زند. اما امان از شوت آخر...
۲
حمید
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۵۹
واسه هر موضوعی که نمیشه احساسی نوشت
چرا واسه تعریف اسطوره هم داری گریه میکنی
چرا ما مردم یاد گرفتیم هر وقت میخایم بگیم درست میگیم گریه میکنیم
در ضمن کسی که میگه اتهام بزدلانه یعنی کسی که اتهام میزنه بزدله دیگه
این دوتا جمله خیلی کم فرق دارن و در ضمن لحن اون اس ام اس بد نبود نه فقط یک جمله
و اینکه گفته بعد جوابتو میدم
منم عاشق کیروشم ولی یکم غرور داشته باشیم بد نیست گواردیولا هم باشه نباید ذلیلش شد
آنتی شومن
چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۲۳:۴۹
راستی کریمی همونی نبود که سال دو هزار و شش برانکو و تیم ملی را متلاشی کرد یا همون کریمی نبود که بدلیل زدن داور هم خودش محروم شد و هم تیم ملی.اینقدر واسه این نو کیسه یقه جر ندهید.اگه کیروش بد باشه قطعا کریمی هم قدیس نیست.انگار بعضی ها زیاد فیلم هندی نگاه میکنن که با چهار تا کاغذ کریمی فورا اشکشون در میاد.کریمی با کی دعوا نکرده از دایی و کیروش و ... بگیر تا برانکو و دادکان.اگه کریمی جیبش از برکت این فوتبال پر پول نبود حالا اینطور به جون فوتبال نمی افتاد
رضا
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۰:۰۳
عالی، معرکه، حسودیم میشه به این قدرت قلم و تصویرسازی....
۲
پرسپولیس واقعی
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۰:۱۶
خاکم اشکریز!
از حرفم عذرخواهی میکنم شاید شما بهتر فکر کردید ؛
شما دلسوزی عاقلانه ای به خرج دادید ،
خدا به شما خیر دهد.
یک مادر راضی به نصف شدن فرزندش نیست.
۳
حمید
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۰۹
این که از اصطلاح "اتهامات بزدلانه" استفاده شده مقداری ایهام داره. در حالت خوشبینانه می تونین صفت بزدلانه رو فقط به اتهامات ارجاع بدین و اگه بخوایم خیلی خشک و حقوقی بررسی کنیم درستش همینه. اما خیلی وقت ها ما از این روش استفاده می کنیم تا مثلا به صورت غیر مستقیم گوینده اتهامات رو بزدل معرفی کنیم و اگه شما نگاه بدبینانه داشته باشین احتمالا همین رو از حرف کیروش برداشت می کنین و مدعی میشین که منظور کیروش از گفتن اتهامات بزدلانه اشاره به بزدل بودن خود کریمی بوده. خلاصه این که هر دو تعبیر درسته و برداشت شما به خوشبین بودن و بدبین بودن شما و مواضعتون بستگی داره. می تونین هر کدوم که دلتون خواست رو انتخاب کنین. البته با توجه به سوابق کیروش در استفاده از کلماتی مثل مار و عقرب و خائن و عقاب برای توصیف اشخاص من انتظار ندارم کسی گزینه خوشبینانه رو انتخاب کنه.
مجید
پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۵
درود بر شرفت خانم...که از خیلی مردها مردتری...شیر حلال مادرت گوارای وجودتت....من هم در کامنت ها تقریبا همین رو میگفتم..منتها نه به این زیبایی...درود بر شیرزن فهیم شقایق اشک ریز....اما من میگم میکروفون بدستها از باند مخوف و حرام خور ضدکیروش واریزی میگیرند تا علیه اش مطلب بنویسند.....یعنی همون ...قلم به مزدهای لنگی....
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر