فهرست
آنالیز تیم ملی؛ فریب‌کاری یا کلاس درس؟
آنالیز تیم ملی؛ فریب‌کاری یا کلاس درس؟

آنالیز تیم ملی؛ فریب‌کاری یا کلاس درس؟

آی‌اسپورت- در مورد تیم ملی نوشتن سخت است. همین حالا که شروع به نوشتن کرده‌ام، میزان زیادی ترس، استرس، هیجان، امید، انتظار و حس وطن‌پرستی به همراه دارم؛ چیزی که هیچ‌ موقع در مورد بازی‌های باشگاهی تجربه‌اش نکرده‌ام. خوش به حال ما که این‌ها را همراه داریم. خوش به حال ما که می‌توانیم با شور و هیجان از تیم ملی بنویسیم و برای آمدن ساعت ۱۹:۳۰ دقیقه روز بیست و پنج خرداد لحظه‌شماری کنیم. می‌خواهم مقداری از این شور و هیجان را به همراه کمی بیم و امید با شما به اشتراک گذارم. می‌خواهم در مورد بازی تیم ملی برابر ترکیه و نکته‌هایی که داشت بنویسم.

چند ماه پیش یادداشتی با عنوان «از مازیار تا روزبه؛ چرا هافبک دفاعی؟»، درست قبل از بازی با الجزایر و طرح ادعای کی‌روش که بازیکن های داخلی نیاز به تمرینات ویژه دارند، نوشته بودم. در قسمت پایانی یادداشت که نتیجه‌گیری آن بود، به نکاتی اشاره شد، که اگر درست فهمیده می‌شد، خیلی از جنجال‌های کنونی را نداشتیم. بهتر است برای یادآوری، آن قسمت از یادداشت را دوباره بخوانیم: «اگر به حضور پژمان منتظری و جلال حسینی در جام جهانی فکر می‌کنید به این نکته دقت کنید که در رقابت‌های فشرده و سنگین مانند جام جهانی، یکی از اصلی‌ترین موارد تاثیرگذار در نتایج تیم‌ها، واکنش بدن بازیکن‌ها به ریکاوری است. پژمان منتظری و جلال حسینی در لیگ برتر هم بارها با مصدومیت مواجه شده‌اند. در طول فصل دچار فرسایش می‌شوند و اگر فرض کنیم مربیان استقلال و پرسپولیس بازیکن‌هایشان را به دلیل حضور در بازی‌های آسیایی به تیم ملی نمی‌دهند، هر دو نفر بدون استراحت و بدون بدن‌سازی مجدد باید به جام جهانی بروند. برای این‌که سختی‌ این کار را بهتر متوجه شوید، به تعداد پرش‌های این دو نفر در لیگ برتر فکر کنید. در جام جهانی تعداد این پرش ها شاید تا ۵ برابر هم برسد. تعداد درگیری‌ها بالاتر می‌رود. در حالت کلی میزان فعالیت بدنی باید بیشتر شود. به یاد بیاورید بازی ایران برابر بوسنی را. جایی که تیم ملی مشکل بدنی پیدا کرد. جلال حسینی که آن روزها جوان‌تر و آماده‌تر بود، به علت ضعف بدنی و تکنیکی، توپ را به بازیکن بوسنی تحویل داد تا گل بوسنی به ثمر برسد. لیگ برتر ما در این سال‌ها از تربیت مدافعانی برای فوتبال مدرن در سرعت بالا عاجز بوده است. حتی می‌شود ادعای بزرگ‌تری عنوان کرد. لیگ برتر ما از ساخت مدافع خوب عاجز بوده است. حتی همان سبک مدافعان سنتی را هم تولید نکرده‌ایم. کی‌روش در این حالت به روزبه چشمی و محمدرضا خانزاده رو آورده است. بازیکن‌هایی با تسلط لازم بر توپ، فیزیک مناسب و دارای توانایی انطباق با سرعت بالاتر جریان بازی. پس اگر انتظار داریم سطح و نوع پرس تیم ملی به نسبت جام جهانی قبل ارتقا پیدا کند، باید مدافعان وسط متناسب با این سطح عمل‌کردی داشته باشیم.»

این‌که از ماه‌ها پیش می‌شد خط خوردن یا حداقل نیمکت نشینی احتمالی پژمان منتظری و جلال حسینی را حدس زد را کنار بگذاریم. اگر چه منتظری به علت دو پُسته بودن و تسلط بیشترش نسبت به حسینی بر توپ، هنوز در تیم ملی حضور دارد. نکته اصلی را در قسمت آخر جستجو کنید: «بازیکن‌هایی با تسلط لازم بر توپ، فیزیک مناسب و دارای توانایی انطباق با سرعت بالاتر جریان بازی. پس اگر انتظار داریم سطح و نوع پرس تیم ملی به نسبت جام جهانی قبل ارتقا پیدا کند، باید مدافعان وسط متناسب با این سطح عملکردی داشته باشیم.» شاید آن‌ موقع فهم ارتباط موضوع سرعت بالاتر جریان بازی و سطح و نوع پرس با یک مدافع وسط را سخت درک می‌کردیم. اما کی‌روش بالاتر از ما، بهتر از ما و شجاع‌تر از ما، فهمید، تصمیم گرفت و عمل کرد. او بر اساس ایده‌های فنی‌اش و البته خط پروژه‌ای که برای تیم ملی در نظر گرفته است، حسینی را خط زد و به روزبه چشمی بازی داد. می‌توان با قاطعیت گفت که تیم ملی ایران پس از دو سال ابتدایی حضور کی‌روش که به آزمون و خطا گذشت، همیشه در حال حرکت رو به جلو بوده و نشانه‌ای از رکود در تیم ملی دیده نمی‌شود. همواره بازیکن‌هایی رفته‌اند و بازیکن‌های بهتری جایگزین آنها شده‌اند. در همین حال هم، شکل و روش بازی تیم ملی رو به تکامل رفته است.

علاوه بر این‌که حضور مدافعی مثل چشمی می‌تواند سطح و نوع پرس ما را بهبود ببخشد، او می‌تواند در خارج شدن از پرس حریف و گردش توپ مناسب‌تر هم به تیم ملی ما کمک کند. برای مثال به تصویر پایین دقت کنید.

فکر می‌کنید اگر جلال حسینی به جای روزبه چشمی زیر این فشار قرار می‌گرفت، چه اتفاقی رخ‌ می‌داد؟ روزبه چشمی در این شرایط هم زیر توپ نزد تا در پایان بازی فقط یک پاس اشتباه در دقیقه ۲۵ برای او ثبت شود. اما برای مقایسه، می‌شود شرایطی را که حسینی در بازی برابر بوسنی اشتباه منجر به گل دوم را انجام داد، مشاهده کنید.

یکی از نکته‌های بازی برابر ترکیه، همین گردش توپ در خط دفاعی و در سطح بالاتر بود. اتفاقی که در پایان بازی موجب ثبت آمار ۵۹ درصدی مالکیت برای ایران شد.

به نکته‌های منفی در تیم ملی بپردازیم. موضوع اولی که همه را شوکه کرد، فرارهای بازیکنان ترکیه از عمق دفاع ما بود. اتفاقی که دلایل مختلفی داشت. اولین دلیل واضح و کاملا مشخص این بود که خط دفاع تیم ملی بالا آمده بود و فضای زیادی پشت سر آن‌ها خالی بود. در مورد این موضوع هم در یادداشت «آنالیز تیم ملی از برزیل تا روسیه؛ ریسک بزرگ کی‌روش» به اندازه کافی توضیح داده شده بود که شکل جدید پرس تیم ملی و به دنبال آن بالاتر آمدن خط آفساید، می‌تواند یک ریسک بزرگ باشد. در آن یادداشت نتیجه‌گیری خاصی انجام نگرفت و فقط به مطرح کردن چند پرسش اکتفا شد. بد نیست سوال‌ها را دوباره مرور کنیم: «ما پرس را از کجا انجام خواهیم داد؟ پرس توپ، بازیکن و فضا. ما تلفیقی از کدام را انجام خواهیم داد؟ تیم ملی می‌تواند برابر مراکش و پرتغال به روش بازی برابر روسیه بازی کند؟ آیا ما این توان را خواهیم داشت که پا به پای این دو تیم بازی کنیم؟ سرعت و شدت بازی آنها نمی‌تواند ما را از پا در آورد؟ مربی پرتغالی می‌تواند یکی از این دو روش را انتخاب کند. این انتخاب می‌تواند یک ریسک بزرگ از طرف کارلوس کی‌روش باشد. اما انتخاب شما چیست؟ یک تیم ملی هیجان‌انگیز که به دل دشمن بزند، یا یک تیم محافظه کار که منتظر حمله دشمن بماند؟» حالا می‌توانیم به جای روسیه، کلمه ترکیه را قرار دهیم و متن را دوباره بخوانیم. «تیم ملی می‌تواند برابر مراکش و پرتغال به روش بازی برابر ترکیه بازی کند؟ آیا ما این توان را خواهیم داشت که پا به پای این دو تیم بازی کنیم؟ سرعت و شدت بازی آنها نمی‌تواند ما را از پا در آورد؟» تنها تفاوت این است که با مقداری جلوتر آمدن نسبت به بازی با روسیه و سرعت بازیکن‌های ترکیه، فهم بهتری از این ریسک بزرگ پیدا کرده‌ایم. حالا بهتر می‌شود به انتخاب یکی از این دو راه فکر کرد.

تیم ملی در ادامه همان خط پروژه کی‌روش به بازی برابر ترکیه رسید. تیمی که حتی به نسبت بازی‌های قبلی هم سعی کرد که فشار بیشتری به تیم مقابل وارد کند. بر همین اساس برای حفظ تراکم لازم، خط دفاع بالاتر آمد و فضای بیشتری پشت سر آن‌ها خالی ماند. بیایید خیلی ساده در مورد فوتبال حرف بزنیم. مربی یک تیم تصمیم می‌گیرد که روی تیم حریف فشار وارد کند. پس بازیکن‌های جلوی زمین مسئول تحت فشار قرار دادن بازیکن‌های حریف می‌شوند. بازیکن‌های عقب زمین هم برای حفظ فشار و فشردگی طولی، باید جلو بیایند. بارها در همین بازی ‌می‌شد خط دفاع ما را میانه میدان مشاهده کرد. هرچند این میزان بالا بازی کردن به نظر زیاد می‌رسید. تا جایی که فاصله طولی بازیکن‌ها به چیزی نزدیک ۲۵ متر می‌رسد. حالا فضاهای موجود برای عبور توپ کوچکتر و کوچکتر می‌شوند. بازیکن‌های حریف دو راه بیشتر ندارند؛ یا باید با بازی فشرده و منطقه‌ای توپ را از فشار خارج کنند، یا از توپ‌های بلند استفاده کنند. متناسب با کیفیت پرس، می‌شود راه خروج از آن را طراحی کرد. حالا فکر کنید اگر تیمی تمام خطرات بالا آمدن خط دفاعش را بپذیرد، اما نتواند پرس موثری انجام دهد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ احتمالا درست حدس زده اید. تیم مقابل به نسبت نیازش از هر دو روش استفاده می‌کند و کیفیت این کارش هم بالاتر می‌رود. تیم ملی ما در بازی برابر ترکیه، تمام ریسک‌های ناشی از جلو آمدنش را پذیرفت، اما نتوانست پرس موثری انجام دهد.به عنوان مثال در ادامه به تصویر پایین دقت کنید.

فاصله آخرین مدافع تا مهاجم ما بین ۲۵ تا ۳۰ متر است. فضای تقریبا ۵۰ متری هم در پشت سر مدافعان ما آزاد است. این فشردگی و این ریسک‌پذیری وقتی به ثمر می‌نشست که توپ و بازیکن‌های حریف تحت فشار قرار بگیرند. اما مشاهده می‌کنید که سویونجو، مدافع ترکیه بدون هیچ فشاری که ناشی از عدم هماهنگی بین جهانبخش، آزمون و انصاری‌فرد است، می‌‌تواند با یک پاس طولی ۲۵ متری که در توان یک مدافع در این سطح هست، مهاجم ترکیه را در یک جدال نفر به نفر قرار دهد. اتفاقی که ترک‌ها تا پایان بازی، بارها تکرارش کردند و در واقع استراتژی آنها بر این اساس شکل گرفت.

همین حرکت از طریق کانال‌های کناری هم بارها صورت گرفت و ترک‌ها خط آفساید ما را با تعداد زیاد مورد هجوم قرار دادند. در تصویر پایین می‌توانید ببینید که مهدی طارمی در چند قدمی بازیکن ترکیه است، اما او را تحت فشار قرار نمی‌دهد. اتفاقی که یکی از نکته‌های منفی این بازی بود. سخت‌گیر نبودن بازیکن‌ها، هر لحظه می‌تواند تیم ملی را دچار چالش کند. اتفاقی که علاوه بر آمادگی بدنی، به آمادگی ذهنی هم نیاز دارد. بازیکن‌ها تا جام جهانی باید توجیه شوند و البته مسئولیت پذیر باشند.

میل ترک‌ها به استفاده از توپ‌های بلند و فضای پشت سر مدافعان ما، به قدری زیاد بود که بازیکن‌های هجومی ترکیه به تعداد زیاد، آماده استارت و شکستن خط آفساید بودند. متاسفانه واکنش تیم ملی هم به این تاکتیک ترک‌ها مناسب نبود، تا خط هافبک ما در صحنه‌هایی کاملا از بازی حذف شود. به طور نمونه می‌توانید صحنه پایین را ملاحظه کنید. جایی که در ابعاد زیادی از مرکز زمین، تنها بازیکن‌های ما قرار دارند. حضوری بی‌اثر که نه تیم حریف را تحت فشار می‌گذاشت و نه کمکی به خط دفاعی بود.

اتفاقی که در جریان بازی رخ داد، ادعای گزارشگر مسابقه بود که گویا کلاس‌های مربی‌گری را هم گذرانده، اما به اندازه کافی کارشناس نیست. برای روشن شدن موضوع، باید چند نکته عنوان شود. سرعت بازی برابر تیم‌های اروپایی متفاوت از بازی در آسیاست. این اختلاف سرعت و فشار، هر مدافع حاضر در لیگ‌های آسیایی را دچار مشکل می‌کند. مورد بعدی تفاوت در روش بازی تیم ملی است. بالا آمدن خط دفاع و گردش توپ در خط دفاع، امکان اشتباه را بیشتر می‌کند. همان‌طور که در اندک دقایقی که در جام جهانی قبل، برابر بوسنی نیاز به گل زدن داشتیم و تیم بالا آمد، جلال حسینی اشتباه وحشتناکی مرتکب شد. نکته سوم، فشار تیم ترکیه روی خط دفاع ما بود که ناشی از پرس غیرموثر بازیکن‌های جلوی زمین بود. مورد آخری که فشار روی دو مدافع وسط ما را افزایش داد، نبود یک هافبک دفاعی جنگنده و آگاه از پوشش‌ها بود. به عنوان مثال، می‌توانید در صحنه پایین که به موقعیت تک به تک هم منجر شد، به فضای ایجاد شده برای بازیکن ترک دقت کنید. جایی که یک هافبک دفاعی موظف به پوشش آن است. یک مدافع وسط در حالت عادی به اندازه یک چرخش، از مهاجم عقب است. مهاجم رو به دروازه حرکت می‌کند و این مدافع است که ابتدا باید بچرخد و بعد استارت بزند. پس در حالت عادی، همه مدافعان کندتر از مهاجمان به نظر می‌رسند. می‌شود این‌طور گفت که مهاجم‌ها همیشه تعیین کننده شدت و زمان رقابت هستند. در واقع سوت شروع رقابت در دست مهاجم‌ها است. پس این برتری مهاجم‌ها در صورت رسیدن پاس مناسب، در استارت‌های کوتاه، قابل پیش‌بینی است. اگر این اصل را قبول کنیم، بهترین کار پیش‌گیری از ایجاد چنین رقابت نابرابری است. پس بستن فضاهای جلوی مدافعان وسط یک کار حیاتی به نظر می‌رسد. هر‌ چند روزبه چشمی روی گل دوم نتوانست شدت حرکتش را کنترل کند و رقابت را به مهاجم اورتون باخت، اما هنوز برای قضاوت او زود است.

انتخاب مسعود شجاعی هم به عنوان هافبک دفاعی، یک انتخاب با ریسک بالاست. مسعود می‌تواند مالکیت ما را بالاتر ببرد و حتی موثر‌تر کند. اما ما به کدام یک بیشتر نیاز داریم؟ هافبک دفاعی با آگاهی از فضاها و پوشش‌ها، با روحیه جنگندگی و توانایی سرزنی یا یک بازی‌ساز عقب زمین؟ اگر در این مدت کی‌روش بتواند او را آموزش بدهد، می‌شود به شجاعی امید داشت. اما اگر قرار به بودنش با همین وضعیت باشد، کار خیلی سخت و پیچیده می‌شود. البته بعید است که امید ابراهیمی هم بتواند در سطح جام جهانی، آن منطقه را کنترل کند.

حالا از آنالیز آن بازی خارج شویم. به مهم‌ترین صحبت‌های فنی درباره تیم ملی برسیم. آیا بازی با ترکیه، محلی برای فریب حریفان بوده است؟ صحبت در مورد تک‌تک بازیکن‌ها شاید برای مربیان هم‌گروه‌های ما هم خیلی مهم نباشد. آن‌ها به فلسفه، استراتژی و تاکتیک‌های ما کار دارند و در سطح پایین‌تر به مهارت‌های فردی فکر می‌کنند. پس مهم‌ترین بحث می‌تواند فهم چگونگی شکل بازی تیم ملی باشد. ایده فریب‌کاری در شکل بازی تیم ملی هم می‌تواند ارزش بحث داشته باشد. این فرض می‌تواند درست باشد، اگر تیم ملی در یک روند به این شکل بازی جدید نرسیده باشد. اما کی‌روش برای رساندن تیم به توانایی بازی در این سطح و با این شکل بازی، برنامه‌ریزی کرده است. ممکن است او از برنامه‌اش عقب‌نشینی کند و با دیدن ضعف ما در مقابل سرعت و فشار بیشتر، به همان مدل تجمع دفاعی برگردد، اما او حتما اگر بماند، این پروژه را تکمیل خواهد کرد. هنوز کسی نمی‌داند با چه استراتژی خاصی وارد بازی با مراکش می‌شویم، اما به نظر می‌رسد سرمربی مربی تیم ملی پلن A را چون جام جهانی قبل در چنته دارد و حالا پلن B تیم ملی هم رو به تکمیل است. پلن‌هایی که حتما جایگاه آن‌ها برابر تیم‌های آسیایی تغییر خواهد کرد.

۷۱ ۲۰  
آی اسپورت
2018-06-04 00:44:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۲۰ نظر
تنهای وحشی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۴۹
Ok
خطاب به وریا
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۵۷
کیسه نکش بر کمر، آبی پر دردسر
کفش پرنده بخر، تا خود مسکو بپر
از شفر ارزان‌تری، از مولر آلمان تری
زین دو چرا نگذری، جام جهانی ببر
داش علی منصور را، یاور و مونس تویی
در دکون داش علی، پیتزای ارزون بخر
کیروش دیوانه گفت: هافبک اس اس نباش
لیک سرِ کیسه کش، داد تو را دردسر
بارسلونا یا رئال، مقصدی بعدی توست؟
شوت هوایی بزن، تا نشوی بی ثمر
اس اس کیسه چرا، پول دهد بر فنا
مهدی طارم ببین، با سحر است در قطر
پرسپولیس واقعی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۱۶
ممنون اقا
خوبه که آنالیز میکنید .
فوتبال ما برای اینکه منظم و با برنامه و شناسنامه دار شود نه هفت سال که بیش این ها زمان لازم دارد،
منظور من تمدید قرارداد کی روش نیست ، جانشین کی روش باید کسی باشد که با کمال تعهد و برنامه فوتبال ما را کامل و کامل تر کند.
ادامه ی روند پیشرفت فوتبال ما فقط توسط مربی متعهد و با دانش امکان پذیر است.
کسانی که عدم دعوت سید جلال و وریا را مغرضانه قلمداد می کنند از آن سوی بر عطش مربی تیم ملی برای تمدید قرارداد می گویند ؛
خب ! جان من !
اگر ایشون فقط و فقط تمدید قرارداد به هر طریقی هدفش بود حتما جهت همراهی افکار عمومی از این دو نفر دعوت می کرد.
اما صداقتش را نشان داد که مسائل فنی را فدای مسائل شخصی نمی کند و حتی به بهای حمایت هواداران ، راضی به عقب نشینی از اصولش نیست.
سیب زمینی واقعی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴
جعفر بشکه بگه ک تو هم تایید کن خخخ
مصطفي
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۴
از حرف های شما نتیجه میگیریم که این روش بازی جدید بیشتر به پرس مهاجمان و خط میانی اعتماد داره چیزی از مهاجم های تیم ملی که تقریبا همه لیژیونر هستن ندیدیم و تقریبا همشون روز بدی رو سپری کردن این سیستم جدید که شما میگید باید با مهاجمایی نظیر صلاح فرمینیو و مانه انجام بشه نه با سردار و طارمی که معلومه اصلا اماده نیستن
حجت نجف زاده
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۳۷
تحليل قشنگي بود جناب مومني ، با قدرت به حرفه ات ادامه بده ، مسير روشني پيش رو داري البته اگه بذارن به حق واقعيت برسي
شایان
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۱۵
آنالیز بدی نبود
اما ولله بدون تعصب میگم نبودن سی جلال کمر تیمو میشکونه؛خیلی حیاتیه بودنش مخصوصا اینکه چشمی داره به جاش بازی میکنه
به امید خدا نتایج خوب بگیریم و معجزه هم چه بهتر.
۵
استاد اعظم ماله کش
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۱
بلیط جام جهانی اوکی شد؟ :))
حامد س
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷
سپاس از تحلیل شما. یک تحلیل علمی و درست و کارآمد. ممنونم که از شما آموختم
۷
محمد
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۱
یه عزیزی اینجا هست به نام پرسپولیس واقعی.
بهش پیش نهاد میکنم اسمشو به شلغم واقعی تغییر بده. یا به پیشنهاد یکی دیگه از دوستان سیب زمینی واقعی
البته صد رحمت به سیب زمینی و شلغم
پرسپولیس واقعی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۳:۳۱
میشه تو هم اسمتو عوض کنی چون نمی تونم چیزی در جوابت بگم ، اسمت حرمت داره خیلی.
۳
پرسپولیس واقعی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۳:۴۱
در ضمن از اینکه فکر میکنی چون پرسپولیسی ام پس باید مخالف کی روش حرف بزنم و گرنه اسمم را عوض کنم هم خوشحالم و هم ناراحت چون :

اولا نشون میده استدلالتون چقدر بچه گانه است و

دوما ثابت میکنه حتی به اندازه ی اونچه وانمود میکنید حتی پرسپولیس را هم دوست ندارید!
چون این مدت علیرغم همه تلاشهای بچه های تیم پرسپولیس این تیم به لطف هوادارانی چون شما دایم در حاشیه بسر می برد.
رسانه ها با عناوین مختلف شما را برای ایجاد حاشیه علیه پرسپولبس ملعبه ی دست خود کرده اند.
۵
یه ایرانی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۴۸
جناب جعفر مومنی
قبل از هر بحئی چند نکته رو روشن کنم :

1) لعنت به هر کسی که موفقیت تیم ملی کشورش را نخواهد
2) اگر توانایی دارید پاسخگوی نوشته تان باشید و صرفا نویسنده صرف نباشید که چیزی میپرانید
3) مربی تیم ملی از نظر توانایی سطح خوبی دارد اما بارها گفته ام که مبلغ پرداختی در مقابل کاری که کرده بسیار گران است
4) بسیار متسفم که همی این متن بلند برای نتیجه گیری آخر و فشار برای ادامه دزدی و تمدید قرارداد است.

اما تحلیل :
با توجه به نتیجه گیری آخر شما از این متن ؛ احتمال اینکه این نوشته در سطح آگاهی شما باشد بسیار بعید است ؛ پوزش میخوام که اینقدر رک این حرف رو زدم ؛ چون توجیهات این چنین فنی معمولا روش کادر فنی هستش ، البته اگر کسی کمی فوتبال بازی کرده باشه کاملا مشخصه ؛
شما برای حضور " پژمان منتظری " و حذف " سید جلال حسینی " از توجیهی استفاده کردین که دقیقا پاشنه آشیل مربی شغال تیم ملی هستش برای حذف " وریا غفوری " . نوشتین " پژمان " چند پسته هستش و از طرفی " وریا " خط خورده چون فقط و فقط 5 بازی هافبک راست بوده نه دفاع راست . این یعنی مربی شغال میگه بازیکن باید پست تخصصی داشته باشه ( هر چند کسی نپرسیده ؛ پست تخصصی " کریم انصاریفرد ؛ مسعود شجاعی ؛ مهدی طارمی ؛ در تیمهای خودشان چیه و در تیم ملی کجا بازی میکنن ).
برگردیم به یک توجیه آبکی در مورد خط دفاع و ابتکار عمل مهاجم ؛ نمیدونم چقدر از فوتبال سررشته دارین ؛ اما :

در خط دفاعی ابتکار با رهبر خط دفاعی هستش نه مهاجم حریف ؛ یعنی اگر خط دفاعی یک بازیخوان با تجربه و قوی داشته باشه ، قبل از حرکت و نقشه مهاجم محاسبات لازم رو انجام میده و پیش از استارت مهاجم توپ یا قطع شده یا مهاجم تحت پرس و کنترل قرار میگیره . این همون نکته کلیدی هستش که در تیم ملی ایران دیده نشد و خط دفاعی آشفته بود .
عدم هماهنگی بین روزبه چشمی و پژمان منتظری و فردا پور علی گنجی . حتما و قطعا مقصر این وضعیت " روزبه چشمی " نیست . روزبه بازیکن با استعدادی در حد خودش هست و با تداوم میتونه تثبیت بشه ؛ اینو نوشتم برسم به توجیه آبکی دوم ؛ شما سید جلال بی تجربه 4 سال پیش جلوی بوسنی در جام جهانی رو با روزبه تقریبا با تجربه تر ( چون سید جلال اون موقع حتی تجربه بازی آسیایی هم نداشت به آن صورت ) آن هم در یک بازی دوستانه . این توجیه سطحی و مغرضانه فقط برای ماله کشی اشتباهات مربی تیم ملی هستش .
متن طولانی میشه به همه نوشته برسم پس خلاصه میکنم :

من بسیار بسیار امیدوارم و آرزو دارم که تیم ملی در جام جهانی نتیجه آبرومندی بگیره
با اینحال با هر نتیجه ممکنی از جام جهانی ؛ کارلوس شغال باید از تیم ملی بره و شخص دیگه ای جایگزین بشه ؛ این اصل فوتبال هستش ؛ ایا کارلوس از " زیدان " بزرگتر هستش یا اصلا در حد و اندازه " زیدان " هست ؟؟؟ زیدان رئال رو رها کرد برای پیشرفت هر دو طرف . این چرا شده بختک تیم ما ؛

خاک بر سر مربی که در جام جهانی 2014 وقتی بازیکنان از برزیل برگشتن در همون فرودگاه هنگام روبوسی با مقامات استقبال کننده ؛ فقط یه چیز میگفتن در گوشی ؛ حاج آقا فلانی ؛ جناب مهندس فلانی ؛ سردار فلانی ؛ کارلوس شغال باید بمونه خواهشا کاری کنید . شکر خدا که سر دسته های این خائنین با بی احترامی توسط همین کارلوس از تیم ملی کنار گذاشته شدن اما هر چه هست او با کمک قلم بدستان مزد بگیر و کیروشپورها تیم ملی را گروگان گرفته
قارتال
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۳:۲۹
مشکل اینجاست که طرفداران مکتب لمپنیسم تو فوتبال ایران مثل جنابتان بسیار زیاده ،اگر گمان کرده اید با رفتن به اصطلاح دلال موزامبیکی مشکل تیم ملی فوتبال ایران حل خواهد شد باید اشاره کنم سخت در اشتباهید مگر اینکه خواستتون به عنوان یک ایرانی بیشتر ازین چیزها باشه!
۳
روستایی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۳:۲۸
به یه ایرلنی
سید جلال با سپاهان که قهرمان می شد ، تو جام باشکاههای آسیا شرکت نمی کرد !!! کم تجربه
۴
فرحان روستای خسروی عربخانه بیرجند
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۳:۴۳
کی روش می خواد ادای الجزایر در جام جهانی 2014 در بیار. اماما توانایی شو نداریم. بزرگترین دستاورد ما از جام جهانی 2018 تنهاحذف پرتغال و صعود مراکش و اسپانیا خواهد بود.
یه ایرانی
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۵:۱۶
آی تو روح این احراز هویت که آدم نمیتونه جواب کامنت رو بده

جناب شاهین

شما اول متهم کردین به لمپنیسم ؛ آخرش یه مگر آوردین :)))

اگر با کامنتهای من در این حداقل 2 سال آشنا بشین ؛ دیدگاه من دستتون میاد . با اینحال خلاصه عرض کنم خدمتتون .
1) من با شخص کارلوس شغال بعنوان مربی هیچ مشکلی ندارم البته با دستمزدی که حداکثرش نصف دستمزد فعلی باشه ؛ و صد البته زیر نظر یه سرمربی کارکشته کار بکنه . رزومه این آدم نشون داده هرگز بعنوان نفر اول در هیچ تیم بزرگسالی موفق نبوده و هیچ دستاوردی نداشته . میتونید برین در همه سایتهای خارجی فوتبال در این مورد تحقیق کنید . این یعنی ایشون بعنوان تمرین دهنده یا طرف مشورت خوبه اما اجرائی نه .

2) بطور کاملا استثنائی از همه تیمهایی که کار کرده بخصوص بعنوان سرمربی ؛ قبل از پایان دوره اول مربیگریش 100% اخراج شده و ایران تنها استثناء هستش . شده بپرسین چرا ؟

3) ایشون از نظر شخصیت رفتاری و اجتماعی نشون داده فردی بسیار بسیار لمپن و سطح پایین هست و به نوعی نمک به حرام و مثل سگی که پای صاحبش رو گاز میگیره . اینو قطعا بعداز رفتنش از تیم ملی و مصاحبه هاش بیشتر درک خواهید کرد.

4) برای این مربی از دید تجاری بسیار هوشمند بوده و منافع شخصیش بسیار پر اهمیت تر از تیم ملی ایران هستش . هر رفتاری که انجام میده در این راستا بوده تا حالا . نمونه اش انجام بازی با تیمهای در پیت برای اینکه بُرد در هر بازی پاداشش 6000 هزار دلاره . فدراسیون احمق هم فکر میکنه رنکینگ فیفا واقعا مهمه .

5) این خط زدن " سید جلال حسینی " و " وریا غفوری " یک بازی کاملا یک طرفه و بُرد برای کارلوس هست .
همه رو به جان هم انداخته بخصوص با توجیهاتی که کاملا نشون داد خط زدن فنی نبوده . حالا در جام جهانی اگر نتیجه بگیره میشه چماق بر سر منتقدین ؛ اگر نتیجه نگیره ( که شواهد اینجوری نشون میده ) وا فریادا سر میده که از تیم ملی حمایت نشده .

6) با دستمزدی که به این شغال میدیم 2014 در دنیا 5 مین دستمزد در سطح تیمهای ملی بود و 2018 هم احتمالا باز هم در همون رتبه 5 تا 7 در دنیا باشه از لحاظ دستمزد
از دید من میشود مربیان بسیار کارآمدتر و فنی تر رو آورد که با وضعیت بومی ما هم بسازه . یعنی اینجوری نباشه که ما در مقابل " سیرالئون و نپال " هم همون بازی دفاعی رو داشته باشیم که جلوی " آرژانتین " داریم و تمام نتایج به دست آمده بخصوص در بازیهای حساس ؛ فقط و فقط بخاطر خلاقیت فردی مهاجمین بوده نه تاکتیکهای شغال .

جهت یادآوری :
در سال ۱۳۹۵ حسینی به عنوان یکی از ۳ مدافع برتر جهان در جریان بازی‌های مرحله مقدماتی جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ از نگاه مجله معتبر فرانس فوتبال انتخاب شد
http://www.francefootball.fr/news/l-equipe-type-des-eliminatoires-pour-la-coupe-du-monde-2018/736100

جناب روستایی : حق با شماست لابد در جام جهانی 2014 دفاع با تجربه ما همین سید جلال بوده اما الان دیگه نه با تجربه هستش نه دفاع بلده که خط خورده .
۱
محمد
دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۲۳:۰۳
استاد شما که این قدر خوب خط زدن سیدجلال رو توجیه کردید، بردن پژمان منتظری رو هم ماله بکشید لطفا
۱
ميلاد
سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ۲۰:۳۶
فكر ميكنم برنامه استفاده از هر دورسيستم كنار هم باشه. يك زماني كه شما هنوز به گل نرسيدي و زماني كه به گل رسيدي و بايد از گل حفاظت كني. يكي از مشكلات مدافعان ياركوب كلاسيك اينه كه توپ رو دفع ميكنند واين در اسيا زياد مشكلساز نيست ولي در سطح بالا توپ خيلي سريع برميگرده و تيم رو تحت فشار ميزاره . و اين كاري نيست كه شما بتوني ٩٠ دقيقه انجام بدي. چيزي كه من احتمال ميدم اينه كه تيم ما از لحاظ دوندگي از مراكش بهتر باشه و اين برگ برنده ماست.
هومن ه.
سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ۲۳:۱۱
نخست باید تبریک بگم که با دقت و ظرافت استراتژی تیم ملی را آنالیز کردی و بسیار هم عالی! اما نکته ای که به نظرم بیشتر باید مورد توجه قرار بگیره عدم تمرکز روزبه چشمی هست در مصاف های تک به تک و همینطور جا ماندن از مهاجم حریف که بارها در بازی های دوستانه (چه همین بازی چه بازی های قبلی تیم ملی) و همینطور بازی های باشگاهی دیده شده. به نظر من اگر سیدجلال مشکل سن داره و درست هم هست ، چشمی شرایط دفاع وسط بودن رو اصلا نداره، مگر اینکه از ایشان برای پست هافبک دفاعی بخوان استفاده کنن. با سپاس
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر