فهرست
کلوپ Vs ونگر: تصویری در آینه
کلوپ Vs ونگر: تصویری در آینه

کلوپ Vs ونگر: تصویری در آینه

آی‌اسپورت – این فهرستی گلچین شده است. مکس آلگری در صدرِ آن قرار دارد و توماس توخل، ادی هاوو، دیگو سیمئونه و برندان راجرز پایین‌تر از او قرار گرفته‌اند. یورگن کلوپ هم در رده‌هایِ پایین‌تر این فهرست جا دارد، جایی نزدیک به متحدِ پیشین‌اش، دیوید واگنر. این فهرستِ جانشینان احتمالیِ آرسن ونگر است، وقتی بالاخره پروفسورِ فرانسوی تصمیم بگیرد کتش، با آن زیپِ مشکل‌دارش را، برایِ همیشه آویزان کند.

کلوپ البته تا 2022 با لیورپول قرارداد دارد و بعید است گزینه‌ای جدی در این گمانه‌زنی باشد. اما در حالی که دو مربی خودشان را برایِ رویاروییِ دیگری، برای جنگ بر سرِ سه امتیاز و رده‌یِ چهارمِ جدول آماده می‌کنند، به سختی می‌توان از شباهت‌هایشان گذشت، شباهت‌هایی که فقط محدود به شروعِ بدشان در سالِ 2017 نمی‌شود.

کلوپ و ونگر شاید بیش از تمامِ پیشینیان‌شان به فرهنگِ مصرف‌گرایی‌ای که لیگ برتر را تحتِ سلطه‌یِ خودش قرار داده اعتراض کرده‌اند. باور این دو مرد بر این نیست که خرج کردن تنها راهِ رسیدن به موفقیت است، این رویکرد و ذهنیت آن‌ها را آزار می‌دهد. از این منظر می‌توان آن‌ها را مربیانی سنت‌گرا دانست، مربیانی که هنوز، در جهان هر روز در حال تغییرِ امروز، به فرهنگِ تداوم اعتقاد دارند. هم کلوپ و هم ونگر به صورتِ جداگانه از انتقالِ رکوردشکنِ پل پوگبا انتقاد کرده‌اند والبته این انتقاد از رویِ حسادت نبوده است. کلوپ و ونگر هیچوقت به خرجی که نمی‌توانند بکنند اعتراضی نداشته‌اند و در ضمن هرآنچه در اختیارشان قرار می‌گیرد را هم خرج نمی‌کنند.

بودجه‌یِ دست‌نخورده‌یِ حال حاضر آرسنال برای خرید بازیکنانِ جدید 100.4 میلیون پوند است، در حالیکه لیورپول در دو فصل اخیر با کلوپ در بازارِ نقل و انتقالات بیشتر از آنچه خرج کند درآمدزایی کرده است. کلوپ علاقه‌ای به رفتن سراغِ فوق‌ ستاره‌هایِ گرانقیمت ندارد، راهی که ونگر هم در سال‌هایِ اخیر، به جز خریدِ مسوت اوزیل و الکسیس سانچز، پیش گرفته است. هر دو مربیِ ایمانِ زیادی، به اعتقاد منتقدینشان ایمانی بیش از حد، به بازیکنانی که در اختیارشان هست دارند.

رویکردِ ونگر و کلوپ با توجه به واقعیت‌هایِ اقتصادی‌ای که باهاش مواجه بودند شکل گرفته است. ونگر مجبور بود سرمایه‌ای برای ساخت استادیومِ جدیدشان فراهم کند و کلوپ هم دورتموندی را به ارث برده بود که با خطر ورشکستگیِ روبرو بود. هر دو مربی سال‌ها مجبور بودند بهترین بازیکنانشان را بفروشند تا به شرایطِ اقتصادیِ باشگاه‌شان کمک کنند؛ از پاتریک ویرا و تیری آنری و سمیر نصری و رابین ون پرسی گرفته تا شینجی کاگاوا و ماریو گوتزه و رابرت لواندوفسکی.

ونگر در لیگ برتر دست بالایش را وقتی از دست داد که اول به چلسی و بعد به منچستر سیتی میلیون‌ها پوند از منابع خارج از فوتبال تزریق شد. کلوپ هم بعد از سر و سامان گرفتنِ دوباره‌یِ شرایطِ اقتصادیِ بایرن مونیخ شاهد سقوطِ تاج و تختی که دو ساله بنا کرده بود شد. اما در هر صورت هر دو مربی تعادل و تداوم را در تیم‌هایشان حفظ کردند و نمونه‌هایی شاخص از مدیریتِ مسئولانه‌یِ یک باشگاه را از خودشان به جا گذاشتند.

برایِ همین است که با وجود تغییر نظر بخشِ زیادی از هوادارانِ آرسنال که پیش از این با پلاکاردهایِ "آرسن می‌داند چه کار کند" و "به آرسن ایمان داریم" به تشویقِ تیمشان می‌آمدند، هیات مدیره‌یِ باشگاه هنوز به مربی‌اش اعتقاد دارد. حسِ آنفیلد نسبت به کلوپ هم باید حسی مشابه باشد: "یورگن می‌داند چه کار کند"، "به یورگن ایمان داریم."

کلوپ 18 سال جوان‌تر از ونگر است و 19 سال بعد از او راهیِ جزیره شده، اما سیاستِ خرید بازیکنانش شباهتِ زیادی به مربیِ آرسنال دارد: رفتن سراغِ بازیکنانی از کشورِ خودش که کمتر مورد توجه دیگران قرار گرفته‌اند. با اینکه آلمانِ امروز مثل فرانسه‌یِ دو دهه‌یِ پیش سرزمینی ناشناخته برایِ لیگ برتر نیست، اما کلوپ همچنان اعتقاد دارد تا جایی که باید به استعدادهایِ بوندسلیگا توجه نشده است.

رگنار کلاوان، جوئل ماتیپ و لوریس کریوس همه نمونه‌هایی بارز از این رویکرد هستند. از نظرِ کلوپ ماتیپ مدافعی عالی بود که می‌توانست به قیمتی بسیار پایین‌تر نسبت به مدافعینِ هم‌سطحش خریده شود. کلاوان مدافعِ با تجربه‌ایست که در جایگاه یک نیمکت‌نشینِ مطمئن می‌تواند نقشِ رمی گاردِ آنفیلد را بازی کند و کریوس هم یا استعدادی است که هنوز به شکوفایی نرسیده، یا خریدی است شکست خورده، مثلِ تعدادی از خریدهایِ ونگر از لیگِ فرانسه.

کریوسِ 4.7 میلیون پوندی البته نمایانگرِ شباهتِ دیگری بینِ ونگر و کلوپ است: تخصص نداشتن در خرید دروازه‌بان‌هایِ درجه یک. قبل از خریدِ پتر چک، ونگر هرگز بیش‌تر از 3 میلیون پوند بابت هیچ دروازه‌بانی پرداخت نکرده بود. گزینه‌یِ اول کلوپ در دورتموند هم رومن وایدنفلری بود که اولین بازیِ ملی‌اش را سالِ 2013 انجام داد و همیشه در فهرست دروازه‌بان‌هایِ تیم ملی آلمان در جایگاه چهارم و پنجم بود.

ونگر و کلوپ در ضمن علاقه‌یِ زیادی برای تبدیل هافبک‌ها به فول‌بک‌ها (لورن، جیمز میلنر) و وینگرها به مهاجمینِ مرکزی (آنری، ون پرسی، روبرتو فرمینو) داشته‌اند. فوتبالی که هر دو مربی بازی می‌کنند فوتبالی جذاب و تهاجمی است و نزدیک‌ترین سندش اولین بازیِ این فصل‌شان که با نتیجه‌یِ 3-4 به سودِ لیورپول در امیریتس به پایان رسید است.

سوالی که اما درباره‌یِ هر دو باقی می‌ماند این است که آیا اقتدار و گاهی بی‌رحمیِ لازم برایِ قهرمان شدن را دارند یا نه. از آخرین باری که ونگر لیگ برتر را فتح کرد 13 سال می‌گذرد، و او در 12 سال اخیر فقط دو عنوانِ مهم (دو قهرمانی در اف‌ای کاپ) به دست آورده است. کلوپ هم بعد از آخرین قهرمانی‌اش، پنج بار دوم شده است. درسته که هر دو مربی نمایشی جذاب پدید می‌آورند و لیورپول با کلوپ روندی رو به رشد را طی کرده، اما بسیاری از قهرمانی‌هایِ سال‌هایِ اخیر به تیم‌ها و مربیانی رسیده که پراگماتیک‌تر بوده‌اند و بیشتر دست به خرج شده‌اند، البته جدا از قهرمانیِ سیندرلاییِ لستر که حالتی غیر عادی در نظمِ کلی بود. با این وجود ونگر و کلوپ همچنان تعریف موفقیتی که صرفا وابسته به جام بردن نیست بوده‌اند.

ونگر و کلوپ هر دو بازیکنانی معمولی بودند که آگاهی را منبعِ قدرت خودشان قرار دادند، یکی از راه تحصیل در رشته‌یِ اقتصاد و دیگری از راهِ تخصص در علومِ ورزشی. این دو مرد باریک و کشیده‌ نمونه‌هایی بازمانده از غول‌هایِ دورانی دیگر هستند. فلسفه‌یِ فوتبال مبتنی بر پرسِ پرفشارِ کلوپ او را بیشتر به مدِ روز نزدیک می‌کند، در حالیکه ونگر فصل پشتِ سرِ فصل سهمیه‌یِ چمپیونز لیگ را برای تیمش تضمین می‌کند. و حالا وظیفه‌یِ کلوپ، به جای اینکه جانشین ونگر در امیریتس شود، گرفتنِ جایگاهِ چهارمِ لیگ از او و تیمش است.

۴    
آی اسپورت
2017-03-04 11:45:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر