فهرست
نشانه‌ای از یک دوران؛ دوام در کار مداوم
نشانه‌ای از یک دوران؛ دوام در کار مداوم

نشانه‌ای از یک دوران؛ دوام در کار مداوم

 

آی‌اسپورت- سهراب، رستمی بود برای خودش. دست‌کم به چشم من ۱۷ ساله. فینال جام باشگاه‌های آسیا بود. اردیبهشت ۷۸. استقلال و جوبیلو ایواتا. تلویزیون دو روز قبلش بازی نیمه‌نهایی با دالیان را پخش نکرده بود و ما هراسان ۶۰۰ کیلومتر را کوبیده بودیم تا صبح جمعه آزادی. ظهر نشده سهراب بوقی هم رسیده بود و چه قدر دل دل کرده بودیم تا استادیوم را بچرخد، برسد به جایگاه و بوق استیل را جلوی ما بدمد. سهراب، اولین نشانه‌ی زنده‌ای بود که از نزدیک، از تیم محبوب آن زمانم می‌دیدم.

داستان یک افسانه را هم بگویم؟ تیسوس، پسرِ پادشاهِ آتن آئگیوس، از راه دریا به سِرت لشگر کشید تا با مینوتائور، موجودی نیم-انسان، نیم-گاو که سالیان سال بود جوانان آتنی را شکار می‌کرد، بجنگد و سرانجام شکستش دهد. افسانه می‌گوید قرن‌ها پس از بازگشت تیسوس، مردمِ آتن از کشتی او به عنوان سمبل شجاعت نگهداری می‌کردند. به مرور زمان که کشتیِ چوبی می‌پوسید، کشتی‌سازان هر تخته‌ی آن را با قطعه‌ای یک‌سان از چوب جایگزین می‌کردند. سال‌ها و قرن‌ها بعد، وقتی همه‌ی قطعات کشتی عوض شده بود، فیلسوف‌ها سر این داستان دعوا داشتند که آیا این همان کشتی تیسوس است؟ بگذریم که پای توماس هابز هم به ماجرا باز شد تا بپرسد اگر یک کشتی دیگر با همان تیروتخته‌هایی که از کشتی اصلی درآورده‌ایم بسازیم، کدام «کشتی تیسوس»تر است.

این‌ها را گفتم که بگویم آدم‌هایی مثل سهراب، نشانه‌اند. نشانه‌هایی از یک دوران. من استقلالِ سال‌های طرفداری و تعصب را با منصور پورحیدری، سهراب و حتا مدد جباری به یاد سپرده‌ام. ویژگی مشترک‌شان: دوام در کار مداوم. فارغ از این‌که قله‌ای باشد و اوجی یا نه. فارغ از این‌که قطعه‌ای کلیدی در موتورخانه‌ی کشتی باشند، یا الواری در گوشه‌ای از عرشه. آن‌ها، آخرین نشانه‌های یک نشان دیرساخته‌اند و چیزی در این آدم‌ها بوده که نگذاشته «شرایط» یا «حرفه» یا «جبر» فاسدشان کند. پس، چه جز احترام به پاس همین پایداری؟ گیرم که بعد عمری که در استادیوم و جلوی چشم عکاس‌ها گذشت، همه‌ی حواس‌ها سمت دیگری بوده و یک فریم درست حسابی هم دم دست نیست برای انتشار آخرین خبر. با این همه و با هرچه هست و نیست اما، آقای سهراب سرابی را، با احترام بدرقه می‌کنیم. ایستاده؛ در سکوت و غم.

۳۲ ۱  
آی اسپورت
2018-08-23 23:53:00
نظر دهید

۱ نظر
مصطفی
جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۲۳
اقا منم اون روز استادیوم بودم عجب روزی بود‌.
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد‌.‌‌‌‌‌‌....
ناصر حجازی یادت بخیر
۳
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر