فهرست
یادداشت ویژه: زندگیِ ماتا و کریک با فن خال؛ دو هافبک دو هنرمند
یادداشت ویژه: زندگیِ ماتا و کریک با فن خال؛ دو هافبک دو هنرمند

یادداشت ویژه: زندگیِ ماتا و کریک با فن خال؛ دو هافبک دو هنرمند

آرش حقیقی/ آی اسپورت


«هافبکِ بازیساز یک هنرمند است، با روحی پیچیده و درست درک نشده. هنرمندِ ما انگار باید با این استعدادِ ذاتی‌اش هر روز بجنگد و کنترلش کند. هنرمندِ ما رهبرِ تیم نیست. روجری، پاسارلا، راتین و پرفومو رهبر بودند، رهبرهانی که ترس بر اندامِ حریف می‌انداختند. نه، هنرمندِ ما یک قهرمانِ رومانتیک است، یک شاعر، یک نابغه‌، یک سوءِ تفاهم؛ با سرنوشتی محتوم.»

اوگو اَش درباره‌یِ خوان رومن ریکلمه – روزنامه‌یِ آرژانتینیِ پِرفیل – سالِ 2007

 

منچستر یونایتد مرحله اولِ ماموریتِ تقریبا غیر ممکنش برایِ رسیدن به چمپیونز لیگ 2015-2016 را با موفقیت و دو پیروزیِ نمادین مقابلِ تاتنهام و لیورپول با موفقیت پشتِ سر گذاشت. یونایتد تاتنهام را که دو فصل پیاپی در اولدترافورد شکستش داده بود، راحت و بدونِ دردِ سر 3-0 برد تا جمله‌یِ تاریخیِ روی کین، «تاتنهامه دیگه، حرف زدن نداره، میریم تو زمین میبرمشون» بازهم معنی بگیرد. یک هفته بعد یونایتد لیورپول را برایِ یازدهمین بار در تاریخ لیگ برتر در آنفیلد برد (هیچ تیمی چنین رکوردی مقابلِ قرمزهایِ مرسی ساید ندارد) تا خاطره گل‌هایِ جان اُشی و وز بران و میکائیل سیلوستره برایِ هوادارانِ شیاطین سرخ زنده بشود و جوابِ سفت و سختی باشد به دابلِ سالِ گذشته‌یِ تیمِ برندان راجرز.  این دو پیروزیِ حیاتی، دو دلیلِ کلیدی داشت؛ دو هافبک، دو هنرمند.

 

داستانِ ماتا

موریسیو پوچتینو مقابلِ یونایتد بعد از نیم ساعت هافبکِ وایدش، اندروس تاونزند را با یک هافبکِ میانی (موسا دمبله) تعویض کرد و برندان راجرز بعد از 45 دقیقه استیون جرارد را در آنفیلد به جایِ آدام لالانا به بازی فرستاد. هر دو مربی خیلی زود این حقیقت را پذیرفتند که برتریِ عددیِ خط میانی را به تیم فن خال واگذار کردند. دلیلِ اصلیِ این برتری استفاده از خوان ماتا در پستی بود که حالا باید ازش به عنوانِ False Winger  (بالِ کاذب) نام ببریم. در 3-3-4 ِ فن خال ماتا که به ظاهرِ نقش بالِ راست را بازی می‌کند عملا به خاطرِ ذاتِ فوتبالش بدل یه یک هافبکِ میانی می‌شود و انرژی بالایِ والنسیا به عنوانِ فول بکِ راست و آندر اررا به عنوان هافبکِ شاتلرِ راست باعث می‌شود تا این میل ماتا به حرکت به میانه‌یِ زمین تعادلِ عرضی تیم را به هم به هم نزند. بدین ترتیب یونایتد با 4 هافبک مرکزِ زمین را کنترل می‌کند و در ضمن فلینی فرصت این را به دست می‌آورد تا در این 3-3-4 ِ نامقارن بیشتر به باکس نزدیک شود و حریف را رویِ توپ‌هایِ بلند به دردسرِ بیندازد.

تقریبا یک سال پیش ترور فرانسیس در تاریک‌ترین دورانِ تاریخِ یونایتد در لیگِ برتر، ماتا و فلینی، خریدهایِ دیوید مویز، را زیرِ سوال برد و گفت فوتبالیستی که توانِ دویدنِ ندارد، فوتبالیست نیست. ستاره‌یِ سابقِ ناتینگهام فارست استدلال کرد وقتی مورینیو بازیکنی را از تیمش کنار می‌گذارد، بازیکنی که تحتِ رهبریِ آندره ویاش بواش و رافا بنیتس و روبرتو دی متئو دو سالِ پیاپیِ بازیکنِ سالِ چلسی شد، یعنی یک جایِ کار می‌لنگد. ایده‌یِ کلی مورینیو مشخص است: فانتازیستاهایی که کارِ دفاعی نمی‌کنند جایی در فلسفه‌یِ فوتبالِ آقایِ خاص ندارند. این رویکرد حتی تا پایِ درگیریِ مورینیو و ادن آزارد بعد از بازیِ رفت سالِ گذشته مقابلِ پاریس سن ژرمن هم پیش رفت و نزدیک به جداییِ هافبکِ بلژیکی از چلسی شد. بر اساسِ همین فلسفه مورینیو، ویلیان و اسکار را به ماتا ترجیح داد.

اما از کابوسِ فصلِ قبلِ یونایتد که بگذریم، کابوسی که به ناچار ماتا و فلینی را نمادهایِ سقوطِ دورانِ مویز می‌دید، آمارِ این فصل نشان می‌دهد که ضعفِ بازیِ ماتا در بعدِ دفاعی بیش از آنچه هست به رخ کشیده می‌شود. درسته ماتا هرگز هافبکی تکل‌زن نبوده، و نخواهد بود، اما آمارِ قطعِ پاسِ او این فصل تحتِ رهبریِ فن خال بیشتر از داوید سیلوا، مزوت اوزیل، ویلیان و حتی اسکار بوده. به علاوه مقایسه‌یِ آمارِ هجومی ماتا با ویلیان، با اینکه هافبکِ یونایتد دقایق کمتری بازی کرده ثابت می‌کند که ماتا دو برابر بیشتر در گل‌هایِ تیمش تا اینجایِ فصل تاثیر داشته (7 گل، 3 پاسِ گل).


 

درسته در فوتبالی که به تعبیرِ بارنی رونی، ایدئالش از بارسلونایِ 2011 با هافبک‌هایِ ریزنقشِ تکنیکی به بایرن مونیخِ 2013 با بازیکنانِ فیزیکی و چندکاره تغییر کرده و شاهد بازگشتِ نقشِ حیاتیِ هافبک‌هایِ باکس-تو-باکسی مثلِ آرتورو ویدال و پل پوگبا شده (کلودیو مارکیزیو و روبرتو پریرا را هم به این معادله اضافه کنید تا دلیلِ فرمِ فوق العاده‌یِ یوونتوس برایتان آشکار شود)، شاید ماتا و فلینی پاسخ و راهِ حل بلند مدت برایِ یونایتد نباشند، اما حداقل حالا لوئی فن خال کاری که همیشه استادش بوده را دارد به بهترین شکل انجام می‌دهد: گرفتنِ بیشترین کارکرد از پتانسیلِ موجودِ تیم.

 

داستانِ کریک

 

گری نویل لقبِ پیانیست بهش داده و فن خال ازش به عنوانِ مربی-بازیکن یاد می‌کند. خودش آندره‌آ پیرلو و ژابی آلونسو را تحسین می‌کند و معقد است بیشتر باید از بازیِ سرخیو بوسکتس تعریف کرد. اخیرا هم بازیِ مارکو وراتی و تیاگو موتا مقابلِ چلسی چشمش را گرفته است. اما درباره‌یِ خودش ساده و کوتاه حرف می‌زند: «من فقط کاری را می‌کنم که باید، کاری که در طبیعتِ بازیم هست.»

لیورپول دسامبر 2014 در اولدترافورد برایِ اولین بار با ترکیبِ 1-2-4-3 مقابلِ یونایتد بازی کرد و با اینکه نمایشی بهتر از میزبانش داشت با درخشش داوید ده‌خئا 3-0 بازی را باخت. لیورپول در مارچِ 2015 بازهم با همین ترکیب مقابلِ یونایتد ، این بار در آنفیلد به زمین رفت و بازهم  باخت؛ این بار با درخشش تیمِ یونایتد. اما لیورپولِ برندان راجرز در مقطعِ بینِ این دو بازی حتی یک باخت هم در لیگ نداشت و متوسطِ 2.36 امتیاز از هر بازی را به دست آورد. این عدد برایِ لیورپول قبل از دسامبر 1.6 بود.

 البته این تنها آمارِ قابلِ توجهِ بازیِ یونایتد – لیورپول نبود. یونایتد قبل از این بازی با مایکل کریک (که حداقل 60 دقیقه در هر بازی بازی کرده باشد) متوسطِ 2.31 امتیاز از هر بازی گرفته بود و بدونِ کریک فقط 1.63.



مایکل کریک از آن دست هافبک‌هایی است که گاهی بیشتر شبیهِ یک معما، یا مثالی برایِ جدلِ بین ایدئولوژی‌ها و فلسفه‌هایِ فوتبالی می‌شود. اما مهمترین عاملی که در حالِ حاضر سرنوشتِ او در یونایتد را رقم می‌زند علاقه‌یِ فن خال به نوعِ بازیِ اوست. آمار نشان می‌دهد که کریک در زمینه‌یِ تکل زدن و قطعِ توپ دوازدهمین نفرِ در لیستِ بازیکنانِ این فصلِ یونایتد است و در زمینه‌یِ بردنِ جدال‌هایِ هوایی هفدهم. اما هافبکِ سابقِ تاتنهام بینِ تمامِ بازیکنانِ لیگِ برتر بیشترین درصد پاسِ بلندِ درست (78.4) را دارد. اینکه در این جدول وین رونی دوم است و دیلی بلیند پنجم هم نکته‌یِ مهمی است که نوعِ بازیِ یونایتد و سیال بودنش، حداقل از منظرِ مالکیتِ توپ، را نشان می‌دهد.



 

کریک در این فصل در هر بازی متوسطِ 5.7 پاسِ بلند داده و از مجموعِ کلِ 114 پاسِ بلندش 91 پاسش به مقصد رسیده است. این کیفیت باعث می‌شود تا کریک به عنوانِ یک رجیستا (هافبکِ بازیساز از عقب زمین) نقشی کلیدی در برنامه‌هایِ فن خال پیدا کند. فن خال در اسکوادِ این فصلش فقط دیلی بلیند را دارد که توانایی بازی در این نقش را دارد، که البته هنوز تا رسیدن به استانداردِ موردِ نظرش فاصله دارد. و البته بازی کردنِ همزمانِ کریک و بلیند در پستِ فول بکِ چپ خلاقیتِ تیم را هم بالاتر می‌برد. به همین دلیل بود که با اصرارِ فن خال، کریک قراردادش را یک سالِ دیگر تمدید کرد.

 مایکل کریکِ 33 ساله، فوتبالیستی که شاید اگر در ایتالیا متولد شده بود سرنوشت و شهرتِ درخشان‌تری داشت، فعلا کلیدی‌ترین هافبکِ یونایتد است و حتی با بازگشتش به اسکوادِ تیم ملی انگلیس می‌تواند نقشی مهم در صعودِ این تیم به یورو 2016 بازی کند.

 

  ۱  
آی اسپورت
2015-03-27 15:30:10
نظر دهید
۱ نظر
اشکان
جمعه ۷ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۲۳
ای اسپورت به روزای اوجش برگشته
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر