فهرست

گزارش ویژه آی اسپورت: ژاوی در السد، جرارد در گلکسی؛ چگونه از فوتبال خداحافظی کنیم؟

  مهدی احمدی / آی اسپورت
بسیار بی حاشیه و ساده و بی غل و عش. مثل خود ژاوی. در ایام بازی های ملی که بارسلونا درگیر مسابقه خاصی نبود، رسما باشگاه السد و وکلای ژاوی اعلام کردند او پس از پایان این فصل، به مدت حداقل 3 سال از پایان فوتبالش را در جایی به پایان خواهد رساند که پیش از او، رائول امتحان کرده بود. باشگاه السد قطر. درست کمی پیش از او، استیون جرارد نیز در شرایطی مشابه، لوس آنجلس گلکسی را برای خط پایان انتخاب کرد. این روزها کم کم با نسلی از فوتبالیست های دوست داشتنی رو به رو می شویم که خواسته یا ناخواسته باید مقصدی برای چند ضربه آخرشان به توپ انتخاب کنند.
بر خلاف ورزشکاران انفرادی، فوتبالیست ها برای پایان فوتبالشان با کمی پیچیدگی دست و پنجه نرم خواهند کرد. برای مثال یک دو و میدانی کار، یک تنیس باز، یک شناگر و کلآ یک ورزشکار انفرادی اگر مصدوم نشود، اعلام می کند در این تورنمنت برای آخرین بار به میدان خواهم رفت یا پایان این سال (که معمولا فصل آن ورزش ها هم هست)، پایان دوران حرفه ای من خواهد بود. اما یک فوتبالیست اگر مصدوم نشود دقیقآ باید چه کار کند؟
 
رویایی ترین شکل
اسطوره شدن. این بهترین نوع خداحافظی است. خداحافظی در باشگاهی که روزگار خوبی در آن داشتند و معمولآ بخش عمده دوران فوتبالشان را هم در همانجا توپ زدند. 4 مهره حیرت انگیز خط دفاعی میلان در دهه 1990 (تاسوتی، بارزی، کاستاکورتا، مالدینی) بهترین مثال های این موضوع هستند که همگی در پیراهن میلان فوتبال را کنار گذاشتند و شماره مالدینی و بارزی نیز بازنشست شد. سرنوشتی که شاید در انتظار توتی نیز باشد و در انگلیس، جان تری با کمی چاشنی شانس احتمالا از آن بهره خواهد برد. لازمه این نوع خداحافظی، ماندن در باشگاهی خوب تا حدود 35 سالگی به هر قیمتی هست.
 
ادای دین به مکتب
بازگشت به باشگاهی که بازیکن فوتبالش را از آن آغاز کرده و در آن رشد و نمو داشته، به جز موارد خاص، جز محبوب ترین گزینه هاست. درهای آژاکس و پی اس وی، روی شاگردان قدیمی مدرسه فوتبال این دو باشگاه باز است. در آرژانتین، همواره از بازگشت ستاره ها استقبال می شود. به ویژه برای نسل جدید که سطح رفاه فعلی کشورشان با زمان بازی در لیگ این کشور شدیدا فرق کرده. بعضا پیش آمده این ادای دین آنقدر ماهرانه انجام شده، که برای آن بازیکن، یکی از بهترین دوران بازیگری اش رقم خورده. اتفاقی که انزو فرانچسکولی در ریور پلات تجربه کرد و در همان بازه زمانی، بازگشت فرانک رایکارد به آژاکس با قهرمانی این تیم در لیگ قهرمانان اروپا برای آخرین بار همراه شد. این مسیر، به سمت اسطوره شدن شاید برود اما معمولا از نظر مالی چندان به صرفه نیست. حتی شاید همانند ریکلمه، بازیکن مجبور شود پولی که از باشگاه گرفته را برگرداند!
 
ینگه دنیا
لیگ ایالات متحده از همان روزهای ابتدایی، فضای خوبی برای خداحافظی از فوتبال بود. امثال جرج بست، پله، کرویف، بکن باوئر، کارلوس آلبرتو و بسیاری بزرگان دیگر در زمان های خیلی دور، این کشور را به عنوان مقصد سال های بعد از 30 انتخاب کردند. تا امروز نیز همین موضوع ادامه پیدا کرده. اوج آن در سال 2006 بود که با قرارداد بکام با گلکسی، پای ستاره های تقریبا از دور خارج زیادی به این لیگ باز شد. همین الآن هم امثال کاکا، رائول و اوبافمی مارتینز در ام ال اس بازی می کنند. خداحافظی در ایالات متحده به اندازه مورد قبل منجر به اسطوره شدن نمی شود اما کسانی که امتحانش کردند، اعتراف می کنند خیلی رویاییست!
 
حاشیه خلیج فارس
اولین قطر و امارات تاریخ فوتبال، لیگ کلمبیا در ابتدای دهه 1950 بود که با صرف پول های کلان، پای بازیکنان بزرگی مانند آلفردو دی استفانو را هم به لیگ این کشور باز کرد. آنجا منبع پول های باد آورده، تجارت های سیاه بودند و در قطر و امارات امروز (تا حدی هم عربستان) پول های حاصل از فروش طلای سیاه. بازی های لیگ این کشورهای به صورت رایگان روی برخی شبکه های عرب زبان پخش می شود و به وضوح می توان دید که حضور در فوتبال این کشورها، فقط به دلیل بحث مالی و تا حدی رفاهی است. از عابدی پله می توان به عنوان اولین بازیکن بزرگ در این کشورها یاد کرد (البته پله در شروع فوتبالش به السد رفت و بعد دوباره به لیگ های این کشورها بازگشت) و پس از آن، هر کس به فراخور ذهن خودش، بازیکنان بزرگی در لیگ این حاشیه نشین ها را به یاد می آورد چرا که بسیاری از آنها مقابل تیم های ایرانی در کشورمان نیز بازی کردند. تعدادی از این فوتبالیست ها به مانند زاراته، هیرو، تونی و کوارشما، آنقدر پول های نفتی به طبعشان سازگار بود که بعد از آن تصمیم گرفتند دوباره به فوتبال اروپا باز گردند!
 
بدون برنامه
بر خلاف اکثر بازیکنان که برای روزهای پایانی فوتبال و پس از آن خداحافظی نقشه می کشند، این گروه با پرش از روی مرحله میانی (سال های پایانی) به یکباره در اوج فوتبال خداحافظی می کنند. اتفاقی که در میان بازیکنان فرانسوی خیلی شایع است. دشام، کانتونا، زیدان، پلاتینی و ژوست فونتین در شرایطی خداحافظی کردند که کماکان در باشگاه های رده بالا بودند، سنشان چندان بالا نبود و مهم تر از همه برنامه ای برای کناره گیری از فوتبال اعلام نکرده بودند. مثلآ زیدان طی یک بازه دو ماهه، اعلام کرد جام جهانی نقطه پایانی اوست. البته برای مثال، پله و استنلی متیوس در زمان خداحافظی، آمادگی دست کم 5 سال ادامه به فوتبال را داشتند اما خب سنشان خیلی بالا بود (متیوس در زمان خداحافظی 50 سال داشت!).
 
مقاصد نو ظهور
جدیدا چند نقطه روی نقشه جغرافیای فوتبال سال های پایانی فوتبالیست ها اضافه شده که قبلآ اینقدر پر رنگ نبودند. برای مثال چین، ژاپن، هند، استرالیا و مالزی. از این بین، ژاپن در دهه 90 نیز خانه پایانی فوق ستاره هایی مانند لینکر و اندی برمه شد و کمی قدیمی تر است. استرالیا هم در ظاهر قصد تند کردن آتش فوتبال این کشور در آستانه میزبانی جام ملت ها را داشت اما کشورهای پر جمعیت چین و هند و مالزی، هر یک با ویژگی های خاص مقصد گروه خاصی است. چینی ها پول خوبی پرداخت می کنند، سطح فوتبال هند از سطح رفاه اکثریت مردم این کشور هم پایین تر است و می توان حتی تا آستانه 40 سالگی در آن درخشید. درباره مالزی نیز هنوز دلیل خاصی کشف نشده که چرا بازیکنانی مانند آیمار و دنی گوییزا (آقای گل سابق لالیگا) باید به این کشور بروند. آن هم در شرایطی که ظاهرا خبری از ارقام مالی بالا هم نیست. در اروپا هم سوئیس به مقصد بازیکنان ایتالیایی تبدیل شده که در سطح سری آ نیستند اما حس و حال سفر طولانی هم ندارند. تازه آنقدر سوئیسی ها مردمان مهمان نوازی هستند که بازیکنانی مانند گتوسو و زامبروتا را در پایان فوتبالشان به عنوان مربی روی نیمکت قرار دادند.
 
استراژیست ها
از اوایل دهه چهارم عمر، غالب فوتبالیست ها حس می کنند دیگر بازیکن ده سال قبل به لحاظ کیفی نیستند. گاهی از استقامت آنها تحلیل می رود و برخی اوقات از کیفیت و سرعتشان. در چنین شرایطی بعضی از آنها که بی تردید جز فکورترینشان هستند با انتخاب های درست، خودشان را روی بورس حفظ می کنند. آنها یا به یک تیم سطح بالا می روند تا روی نیمکت بنشینند و هر از گاهی نشان دهند دود از کنده بلند می شود (در بین دروازه بان ها این مدل خیلی محبوب است) یا به تیمی سطح پایین تر می روند و در آنجا سرمربی با صرف نظر از کیفیت بدنی نه چندان مناسبشان، به دلیل سطح فنی بالاتر نسبت به سایر تیم، آنها را فیکس بازی می دهد. این الگو نیز در بین مدافعین مورد توجه قرار گرفته. کاری که در ابتدای این فصل، هر 3 دفاع با تجربه منچستر یونایتد انجام دادند. منصفانه نگاه کنیم، اورا، فردیناند و ویدیچ اگر در منچستر یونایتد می ماندند اوضاعشان از الآن بهتر نبود.
 
متفرقه
به هر حال هیچ دستور العمل مکتوبی برای این دوره وجود ندارد و تصمیم بسیاری از بازیکنان برای این بازه زمانی مختص خودشان بوده. ریوالدو در سال های انتهای فوتبالش غیر از قطب جنوب سعی کرد فوتبال در سایر نقاط کره زمین را تجربه کند. مارک یانکولوفسکی در میلان و آمدئو کاربونی در والنسیا فقط با تیم تمرین می کردند. کاربونی بعدها عضو تیم مدیریتی والنسیا شد تا حسابی کمر خفاش ها را بشکند. بوده اند بازیکنانی مانند رایان گیگز و کنی دالگلیش که با گزینه بازیکن – مربی به سال های آخر بازی پایان دهند. بدترین حالت ممکن هم به انتظار آینده نشستن است. بازیکنانی که هیچ برنامه خاصی برای این سال ها ندارند و بعد از افت های پلکانی، به یکباره به جایی می رسند که تیمی حاضر به استخدام آنها نیست. لوکا مارکه جانی زمانی دروازه بان نایب قهرمان جهان و قهرمان جام یوفا بود اما در سال های پایانی آنقدر قراردادهای کوته فکرانه بست که بعد از تمدید نشدن قراردادش با کیوو بی تیم ماند و خداحافظی کرد. همین الآن حاتم بن عرفا هم روی چنین دوری جلو می رود. ستاره های فوتبال بالاخره یک روز افول می کنند اما یک رشته تصمیم خوب کمک می کند اندک تلالوشان در بهترین نقطه ممکن باشد.
 
     
آی اسپورت
2015-03-28 11:48:04
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر