فهرست

یادداشت ویژه: مورد عجیب پیام صادقیان، لری فلینت پرسپولیس/ یک داستان خواب‌آور، تکراری و پر از خمیازه

لری فلینت، شخصیت اول یکی از بهترین فیلم‌های میلوش فورمن است. مردی که با چاپ یک عکس غیراخلاقی روی جلد مجله‌اش میلیونر می‌شود و در دادگاهی که به خاطر همین کار برپا می‌شود، معتقد است حق آزادی بیان به او این اجازه را می‌دهد که هرچیزی می‌خواهد بگوید.
قصه مثل همیشه بود. مثل قصه فیلم‌نامه‌های آبکی سینمای خودمان قابل پیش‌بینی بود. بدمن قصه دوباره همان کاری که از او انتظار می‌رفت را انجام داد و بعد ماست‌مالی شد. سرکشی در تمرین، کوبیدن کاور روی زمین، رفتن به سمت رختکن، یک سلفی عجله‌ای توی ماشین، یک پست به قول آقای فراستی ماقبل مقوا در اینستاگرام، احتمالا یک مقدار چرخیدن در شهر و بعد مصاحبه‌ای ماقبل مقواتر با سایت رسمی باشگاه و پایان قصه.
 پیام صادقیان موجود عجیبی‌ست. یک بچه‌ای توی روحش دارد که انگار هنوز بلد نشده چطور باید رفتار کند.موضوع اصلا زدن داور، آرنج کوبیدن توی صورت حریف، بی‌انضباطی در تمرین یا چیزهایی شبیه این نیست. همین حالا هم در فوتبال سطح اول دنیا هستند بازیکن‌هایی که از زیر تمرین فرار می‌کنند، با عالم و آدم درگیرند یا حتی زیر دوش سیگار و چیزهای دیگر (!) دود می‌کنند. این‌ها هرکدام جریمه‌ای دارد و تنبیهی. موضوع قصه فیلم‌نامه زندگی پیام است به خصوص در پرسپولیس. آدم را یاد بالوتلی می‌اندازد. انگار چیزی توی وجودش دارد که نمی‌تواند آرام باشد. ماجرای امروز نقل به آن مصاحبه ماقبل مقوای خود بدمن ماجرا با سایت باشگاه اینطور است که استاد در جریان تمرین بازی تقه‌ای احساساتی شده و شروع کرده به دریبل زدن، مربی هم گفته اگر می‌خواهی برای خودت بازی کنی بفرما به سلامت و بدمن قصه هم کاری را کرده که انتظارش را داشتیم. این وسط تنها چیزی که انتظارش را نداشتیم پست فاجعه‌بار لری فلینت قصه بود توی اینستاگرام. از چند غلط املایی واضح که می‌شود گذاشتنشان پای هیجان و عصبانیت که بگذریم، لحن متنی که حالا دیگر اثری از آن روی اینستاگرام نیست، یک فاجعه است. حتی می‌شود از این نگاه بالا به پایین "من تاحالا هیچ مربی ندیدم که ..." هم می‌شود گذشت. کمتر کسی انتظار دارد که پیام فوتبال روز دنیا را جدا از تازه‌ترین مدل موها دنبال کند، اسلافش هم خیلی به ندرت اینکار را می‌کردند و مهمتر از اوها هم. فاجعه آن چند خط اینجاست: الان که من شدم پیام صادقیان، با دریبلام شدم پیام صادقیان. چندبار این چند کلمه را بخوانید و بعد دو سال اخیر فوتبال ایران را مرور کنید. هیچ! مطلقا هیچ! در هیچ‌کجای همان معدود نقاط روشن این دو سال اثری از او نیست. به جز چند بازی خیلی خوب در لیگ، مطلقا هیچ و این یعنی فاجعه. یعنی ماریو بالوتلی، فکر می‌کند وین رونی لیگ است یا مثلا دیگو کاستا.
قصه امروز پیام صادقیان آن جایی به کپی قصه فیلم مردم علیه لری فلینت نزدیک‌تر می‌شود که استاد خشمش فروکش می‌کند. "امروز هم هرگز قصد سرپیچی نداشتم و یاد گرفته‌ام همواره و در هر شرایطی به تصمیمات مربیانم احترام بگذارم." نه! نمی‌شود هر عکسی را روی جلد مجله‌ات چاپ کنی و بعد توی دادگاه حرف از چیز دیگری بزنی. باشگاه پرسپولیس، همان واکنشی را نشان داد که به همه کنش‌های دیگر شبیه این نشان داده بود اما شاید بهتر باشد دادگاه فوتبال ایران یک بار برای همیشه لری فلینت را محاکمه کند و چاره‌ای برایش بیندیشد، هرچند بعید به نظر می‌رسد!


تکمله: هنوز درک کردن اینکه چطور در فوتبال با مختصات فوتبال ایران، یکی مثل پیام صادقیان می‌تواند اینقدر مهم شود آنقدرها راحت نیست.

سجاد بیات/ آی اسپورت
  ۱  
آی اسپورت
2015-03-29 08:34:41
نظر دهید
۱ نظر
-
يكشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۰۲
بخوابید بابا خوب بلیدید از اب گل الود ماهی بگیرید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر